لوگو
کد خبر: ۳۵۱۸۹۹

محسن راجی در گفت وگو با "صفحه اقتصاد" عنوان کرد:

ایران ثروتمند است، سرمایه گذاری فقیر شده است

اقتصاد ایران با وجود برخورداری از ذخایر گسترده نفت، گاز و معدن، بازار داخلی بزرگ، موقعیت جغرافیایی و نیروی انسانی قابل‌توجه، همچنان با چالش مزمن سرمایه‌گذاری و رشد اقتصادی پایدار مواجه است.

صفحه اقتصاد را در گوگل دنبال کنید
ایران ثروتمند است، سرمایه گذاری فقیر شده است

صفحه اقتصاد - به اعتقاد محسن راجی اسدآبادی مدرس دانشگاه و پژوهشگر اقتصاد بخش عمومی، مسئله اصلی اقتصاد ایران کمبود منابع نیست، بلکه ضعف در تبدیل منابع موجود به سرمایه مولد و ظرفیت پایدار تولید است؛ مسئله‌ای که تحت تأثیر تورم، کسری بودجه، ناترازی انرژی، محدودیت‌های مالی، تحریم‌ها و افزایش نااطمینانی تشدید شده است.

ایران منابع دارد، اما ظرفیت تولید ایجاد نمی‌کند

محسن راجی در گفت‌وگوی اختصاصی با «صفحه اقتصاد» با اشاره به ظرفیت‌های اقتصادی ایران گفت: اقتصاد ایران بیش از آنکه با مسئله فقدان منابع مواجه باشد، با مسئله تبدیل منابع به ظرفیت تولید روبه‌روست.

او ادامه داد: کشوری با ذخایر عظیم نفت و گاز، منابع معدنی گسترده، بازار داخلی بزرگ، موقعیت جغرافیایی ممتاز و نیروی انسانی قابل‌توجه، از نظر تئوریک نباید با دشواری مزمن در ایجاد رشد اقتصادی مواجه باشد.

این مدرس دانشگاه تأکید کرد: برخورداری از منابع به‌تنهایی نمی‌تواند رشد و رفاه ایجاد کند و آنچه منابع طبیعی را به رشد پایدار تبدیل می‌کند، مجموعه‌ای از عوامل از جمله سرمایه‌گذاری، فناوری، بهره‌وری، ثبات اقتصادی و دسترسی به بازار است.

به گفته راجی، مشکل اصلی زمانی آغاز می‌شود که درآمد حاصل از منابع، به جای تبدیل شدن به سرمایه مولد، برای پوشش هزینه‌های جاری، کسری بودجه و ناترازی‌های انباشته مصرف شود.

هر رشد اقتصادی، رشد پایدار نیست

این پژوهشگر اقتصاد، در ادامه با اشاره به تفاوت میان رشد مقطعی و رشد پایدار اظهار کرد: حتی در سال‌هایی که رشد اقتصادی مثبت ثبت شده، نمی‌توان صرفاً از روی افزایش تولید ناخالص داخلی نتیجه گرفت که اقتصاد وارد مسیر رشد پایدار شده است.

او افزود: رشد نفتی، افزایش صادرات در یک مقطع، استفاده از ظرفیت‌های خالی یا جهش موقت تولید با رشدی که بر پایه افزایش مستمر ظرفیت تولید شکل گرفته، تفاوت دارد.

راجی توضیح داد: رشد پایدار زمانی شکل می‌گیرد که موجودی سرمایه، بهره‌وری و ظرفیت تولید اقتصاد به‌صورت مستمر افزایش یابد.

او ادامه داد: اگر سرمایه‌گذاری جدید صرفاً استهلاک سرمایه‌های قبلی را جبران کند، اقتصاد ممکن است برای مدتی سطح تولید خود را حفظ کند، اما ظرفیت تولید آینده افزایش محسوسی نخواهد داشت.

نااطمینانی، سرمایه‌گذار را عقب می‌راند

راجی در ادامه با اشاره به شرایط اقتصاد ایران گفت: اقتصاد کشور علاوه بر تورم مزمن، ناترازی انرژی، محدودیت‌های مالی و بانکی و ضعف سرمایه‌گذاری، با تحریم و افزایش ریسک‌های ژئوپلیتیک نیز مواجه است.

به گفته او، در چنین شرایطی سرمایه‌گذار تنها نرخ بازده یک پروژه را محاسبه نمی‌کند، بلکه احتمال اختلال در تأمین مواد اولیه، حمل‌ونقل، انرژی، صادرات، انتقال پول، بیمه و دسترسی به تجهیزات را نیز در نظر می‌گیرد.

او تأکید کرد: حتی اگر یک پروژه از نظر حسابداری سودآور باشد، ممکن است در محیط پرریسک از نظر اقتصادی توجیه سرمایه‌گذاری نداشته باشد.

راجی همچنین با اشاره به ارزیابی‌های بانک جهانی گفت: مجموعه فشارهای ناشی از درگیری، اختلال در تجارت و حمل‌ونقل، کاهش اعتماد سرمایه‌گذاری و محدودیت‌های زیرساختی، مسیر رشد اقتصاد ایران را تحت تأثیر قرار داده است.

رشد و سرمایه‌گذاری به هم وابسته‌اند

این پژوهشگر اقتصاد درباره رابطه میان رشد اقتصادی و سرمایه‌گذاری گفت: سرمایه‌گذاری و رشد اقتصادی رابطه‌ای دوطرفه دارند.

او توضیح داد: این تصور که ابتدا باید رشد ایجاد شود و بعد سرمایه‌گذاری شکل بگیرد، به همان اندازه ناقص است که تصور کنیم صرفاً با تزریق سرمایه می‌توان رشد ایجاد کرد.

به گفته او، سرمایه‌گذاری ظرفیت تولید را ایجاد می‌کند، اما رشد اقتصادی نیز از طریق افزایش سودآوری، درآمد و اطمینان، سرمایه‌گذاری بعدی را تحریک می‌کند.

او افزود: در اقتصادی که رشد پایین است، بنگاه‌ها افق تقاضای روشنی ندارند، نرخ تورم بالاست و مقررات به‌سرعت تغییر می‌کند، انگیزه سرمایه‌گذاری بلندمدت کاهش می‌یابد.

به اعتقاد او، نتیجه این روند، کاهش سرمایه‌گذاری، فرسوده‌تر شدن سرمایه موجود، کاهش بهره‌وری و در نهایت تضعیف دوباره رشد اقتصادی است؛ چرخه‌ای که اقتصاد ایران باید از آن خارج شود.

نفت؛ درآمد یا سرمایه؟

راجی در بخش دیگری از این گفت‌وگو به نقش نفت و گاز پرداخت و گفت: مسئله ایران کمبود منابع هیدروکربوری نیست؛ مسئله ظرفیت تبدیل این منابع به سرمایه است.

او توضیح داد: درآمد نفتی زمانی می‌تواند به ثروت پایدار تبدیل شود که بخشی از آن به زیرساخت، توسعه میادین، فناوری، صنایع پایین‌دستی، شبکه برق و گاز، حمل‌ونقل و سرمایه انسانی اختصاص پیدا کند.

به گفته این مدرس دانشگاه، اگر درآمد نفتی عمدتاً برای تأمین مخارج جاری مصرف شود، در واقع ثروت یک‌بارمصرف جایگزین سرمایه‌ای می شود که می‌توانست برای سال‌های آینده تولید ایجاد کند.

او این موضوع را تفاوت میان «درآمد» و «سرمایه» دانست و تأکید کرد که این تفاوت در سیاست‌گذاری اقتصادی ایران اهمیت بنیادی دارد.

کسری بودجه؛ مانعی برای سرمایه‌گذاری

راجی همچنین کسری بودجه و ناترازی‌های اقتصادی را یکی از عوامل مؤثر بر کاهش سرمایه‌گذاری دانست.

او گفت: دولت هنگامی که با تعهدات جاری و ناترازی‌های گسترده مواجه است، ناگزیر بخش مهمی از منابع خود را برای حفظ سطح خدمات و پرداخت تعهدات موجود اختصاص می‌دهد.

به گفته او، نتیجه این وضعیت می‌تواند به تعویق افتادن پروژه‌های عمرانی، تأمین نشدن منابع کافی و افزایش هزینه تمام‌شده پروژه‌ها در اثر تورم و طولانی شدن زمان اجرا باشد.

راجی در عین حال تأکید کرد که مسئله فقط کاهش سرمایه‌گذاری دولت نیست؛ چراکه بسیاری از پروژه‌های بخش خصوصی نیز به زیرساخت‌های عمومی مانند برق، آب و حمل‌ونقل وابسته‌اند.

افزایش قیمت انرژی؛ راه‌حل سرمایه‌گذاری نیست

این مدرس دانشگاه، درباره اصلاح قیمت انرژی گفت: افزایش قیمت بنزین، گاز و برق به‌خودی‌خود سرمایه‌گذاری ایجاد نمی‌کند.

به گفته او، افزایش قیمت انرژی می‌تواند بخشی از اتلاف منابع را کاهش دهد و منابع جدیدی ایجاد کند، اما اگر درآمد حاصل از این اصلاح صرف جبران کسری بودجه شود، ارتباط میان اصلاح قیمت و افزایش ظرفیت تولید بسیار ضعیف خواهد بود.

راجی همچنین هشدار داد: اصلاح قیمت انرژی در شرایط تورمی و بدون حمایت هدفمند از خانوارها می‌تواند از مسیر افزایش هزینه حمل‌ونقل و تولید، فشار تورمی ایجاد کند.

او گفت: اصلاح قیمت انرژی زمانی می‌تواند بخشی از راه‌حل سرمایه‌گذاری باشد که درآمد حاصل از آن، شفاف و قابل ردیابی، به کاهش ناترازی و افزایش ظرفیت تولید اختصاص یابد.

سرمایه داخلی کافی نیست؛ سرمایه فقط پول نیست

راجی درباره نقش سرمایه خارجی نیز گفت: مسئله سرمایه خارجی نباید به دوگانه ساده سرمایه داخلی یا خارجی تبدیل شود.

او توضیح داد: سرمایه فقط پول نیست؛ فناوری، تجهیزات، شبکه فروش، استانداردها، مدیریت و دسترسی به بازارهای بین‌المللی نیز بخشی از سرمایه لازم برای رشد هستند.

به گفته این مدرس دانشگاه، محدودیت سرمایه‌گذاری خارجی فقط به معنای ورود کمتر منابع مالی نیست و می‌تواند هزینه دسترسی ایران به فناوری و بازارهای جهانی را نیز افزایش دهد.

اوافزود: حتی اگر سرمایه داخلی به اندازه کافی وجود داشته باشد، دشواری انتقال فناوری، صادرات پرهزینه و محدودیت دسترسی به منابع مالی بین‌المللی می‌تواند هزینه سرمایه‌گذاری را بالا ببرد.

او ادامه داد: در چنین شرایطی، بخشی از سرمایه داخلی ممکن است به سمت دارایی‌هایی برود که نقدشوندگی و قابلیت حفظ ارزش بیشتری دارند.

پیامد سرمایه‌گذاری پایین برای مردم چیست؟

راجی تأکید کرد که پایین بودن سرمایه‌گذاری در نهایت فقط در آمارهای اقتصادی دیده نمی‌شود.

او گفت: سرمایه‌گذاری پایین به‌تدریج خود را در کیفیت اشتغال، درآمد سرانه، زیرساخت، بهره‌وری و رفاه خانوار نشان می‌دهد.

به گفته او، اقتصاد ممکن است همچنان به تولید ادامه دهد، اما ظرفیت آن برای ایجاد شغل‌های جدید و افزایش درآمد واقعی کاهش پیدا می‌کند.

او افزود: در چنین شرایطی، حتی با افزایش جمعیت فعال، فرصت‌های شغلی باکیفیت به اندازه کافی ایجاد نمی‌شود و فشار بیشتری بر درآمد خانوارها وارد خواهد شد.

سه راهکار راجی برای بازگشت سرمایه‌گذاری

راجی در ادامه به راهکارهای عملی برای خروج اقتصاد ایران از چرخه رشد پایین، سرمایه‌گذاری پایین و بهره‌وری پایین پرداخت.

نخستین اقدام، کاهش نااطمینانی و ایجاد حداقل افق قابل پیش‌بینی برای سرمایه‌گذار است.

او گفت: سرمایه‌گذاری بلندمدت در محیطی که نرخ ارز، مقررات، قیمت انرژی، مالیات و دسترسی به بازار دائماً دستخوش تغییر است، دشوار خواهد بود.

دومین اقدام، تغییر جهت منابع از تأمین هزینه‌های جاری به سمت افزایش ظرفیت تولید است.

به گفته راجی، درآمدهای نفتی، منابع حاصل از اصلاح انرژی و ابزارهای مالی باید تا حد امکان به پروژه‌هایی اختصاص یابد که بازده اقتصادی، زمان اجرا و اثر آنها بر ظرفیت تولید قابل سنجش باشد.

سومین اقدام، کاهش هزینه اتصال اقتصاد ایران به فناوری، سرمایه و بازار جهانی است.

این پژوهشگر اقتصاد تأکید کرد: رشد پایدار در اقتصاد امروز بدون ارتباط مؤثر با زنجیره‌های تولید و تجارت جهانی، پرهزینه‌تر خواهد بود.

سرمایه‌گذاری؛ فقط برای رشد نیست

راجی تأکید کرد که در شرایط فعلی، سرمایه‌گذاری تنها ابزار رشد اقتصادی نیست، بلکه ابزاری برای حفظ ظرفیت تولید و افزایش تاب‌آوری اقتصاد نیز به شمار می‌رود.

او گفت: پروژه‌هایی که اتلاف انرژی را کاهش می‌دهند، شبکه برق و گاز را پایدار می‌کنند، وابستگی گلوگاه‌های تولید را کم می‌کنند، حمل‌ونقل و زنجیره تأمین را مقاوم‌تر می‌سازند و فناوری و بهره‌وری را ارتقا می‌دهند، باید در مرکز سیاست سرمایه‌گذاری قرار گیرند.

راجی در نهایت درباره ریشه مشکل اقتصاد ایران گفت: مسئله ایران را نمی‌توان با این گزاره ساده توضیح داد که سرمایه نداریم. سرمایه وجود دارد، منابع طبیعی نیز وجود دارد، اما سازوکار تبدیل این منابع به سرمایه مولد ضعیف است.

او تأکید کرد: اگر نفت به هزینه جاری تبدیل شود، سرمایه داخلی به دارایی غیرمولد برود، سرمایه خارجی وارد نشود، فناوری محدود بماند و بودجه دولت نیز توان سرمایه‌گذاری نداشته باشد، اقتصاد در چرخه رشد پایین، سرمایه‌گذاری پایین و بهره‌وری پایین گرفتار می‌شود.

به گفته او، خروج از این چرخه بیش از هر چیز به تغییر قواعد بازی نیاز دارد؛ به‌گونه‌ای که سرمایه‌گذار مطمئن شود فعالیت مولد، قابل پیش‌بینی و از نظر اقتصادی قابل دفاع است.

او در پایان گفت: مسئله امروز اقتصاد ایران این نیست که چگونه پول بیشتری وارد اقتصاد کنیم؛ پرسش اساسی‌تر این است که چگونه محیطی ایجاد کنیم که منابع موجود، چه داخلی و چه خارجی، به سرمایه‌گذاری مولد تبدیل شوند.

به اعتقاد او، پاسخ به همین پرسش می‌تواند مرز میان رشد مقطعی و رشد پایدار اقتصاد ایران را مشخص کند.

در مجموع، راجی معتقد است مسئله اصلی اقتصاد ایران کمبود منابع نیست، بلکه ناتوانی در تبدیل منابع موجود به سرمایه و ظرفیت تولید پایدار است؛ وضعیتی که تحت تأثیر تورم، کسری بودجه، ناترازی انرژی، نااطمینانی و محدودیت ارتباط با اقتصاد جهانی، سرمایه‌گذاری را تضعیف کرده است.

به گفته او، عبور از چرخه رشد پایین و سرمایه‌گذاری پایین نیازمند کاهش نااطمینانی، هدایت منابع نفتی و مالی به سمت پروژه‌های مولد و کاهش هزینه دسترسی به فناوری، سرمایه و بازارهای جهانی است؛ در غیر این صورت، برخورداری از منابع طبیعی به‌تنهایی نمی‌تواند ضامن رشد و رفاه پایدار باشد.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید | تلگرام - اینستاگرام - بله - ایکس - یوتوب
اخبار مرتبط
ارسال نظرات