صعود قیمت نفت چه بر سر اقتصاد جهان و سفره مردم میآورد؟
قیمت نفت خام برنت از مرز ۱۱۴ دلار برای هر بشکه، هم عبور کرده است و نگرانی ها از اختلال کامل در صادرات انرژی و افزایش تورم جهانی حکایت دارد. با توجه به جهش تاریخی قیمت نفت، چه بر سر اقتصاد جهان، سفره مردم، تولید و مشاغل میآید؟
قیمت نفت خام برنت با عبور از مرز ۱۱۴ دلار برای هر بشکه، باز هم مرزهای تاریخی را جابهجا کرده و نگرانی از اختلال کامل در صادرات انرژی و افزایش تورم جهانی را به اوج رسانده است. تحلیلگران هشدار میدهند که این افزایش قیمت نه موقت، که نشانه ورود بازار به فصلی تازه از بیثباتی انرژی است.
اقتصاد ۲۴ نوشت، تقریبا یک ماه از شروع جنگ ایران با ائتلاف آمریکایی و اسرائیلی گذشته و قیمت نفت در این چهار هفته صعود بیسابقهای را تجربه کرده است. در هفتههای اخیر، قیمت نفت خام برنت که معیار اصلی تعیین ارزش انرژی در بازار جهانی است، بار دیگر وارد قلمرویی شده که اقتصاد جهانی سالها بود آن را تجربه نکرده بود. نفت برنت با عبور قاطع از مرز ۱۱۴ دلار برای هر بشکه، به اوج قیمتی بازگشت که تنها در دوران بحرانهای جهانی بزرگ دیده شده است، سطحی که از زمان جنگ اوکراین و نخستین تنشهای ۲۰۲۲ تاکنون بیسابقه بوده است.
با توجه به بالا گرفتن آتش جنگ در تنگه هرمز که تقریباً ۲۰٪ از نفت و گاز مایع جهان از آن عبور میکند، این وضعیت دور از انتظار نبوده است. محدودیتهایی که ایران بر این گذرگاه باریک استراتژیک که هماکنون به میدان اصلی تنشها تبدیل شده، اعمال کرده در واقع با در نظر گرفتن همین تاثیر و ایجاد اختلال در بازار لحاظ شده است. در نتیجه شاهد افزایش قیمتی هستیم که برگرفته از ترکیبی از شوک عرضه، افزایش نرخ حق بیمه، ریسک ژئوپلیتیکی و اختلالهای واقعی در مسیرهای حیاتی انرژی است.
رسیدن جنگ جاری به یک ماهگی و گمانه تداوم و حتی تشدید درگیریها در شرایط فعلی، نگرانیها درباره اختلال کامل در صادرات انرژی را افزایش داده است؛ سناریویی که تحلیلگران از آن بهعنوان بزرگترین شوک عرضه نفت از دهه ۱۹۷۰ یاد میکنند.
بازارهای جهانی اکنون نمیدانند این روند صعودی قیمت نفت موقت است یا آغاز فصل تازهای از بیثباتی انرژی؛ اما واضح است که ترس از بسته شدن مسیرهای حیاتی، خود بهعنوان یک عامل اصلی افزایش قیمت عمل میکند و آنطور که پیشبینی میکنند باید منتظر افزایش قیمتهای بیشتر نیز بود.
پیامدهای سراسری: تورم، رشد اقتصادی و فشار بر مشاغل جهانی
بدیهی است که وقتی قیمت نفت به بالای ۱۱۰ دلار میرسد، پیامدهای آن فراتر از بازارهای انرژی خواهد بود و به صورت مستقیم به تمام بخشهای اقتصاد جهانی انتقال مییابد. انرژی، بنزین، گاز، حملونقل و حتی تولید کالاهای پایه با نفت در ارتباط مستقیم هستند؛ بنابراین افزایش قیمت نفت بهشکل افزایش هزینههای تولید، فشار تورمی و کاهش قدرت خرید مصرفکننده منعکس میشود.
نخستین اثر محسوس در کشورهای مصرفکننده انرژی، افزایش تورم هزینهمحور است. هزینههای بنزین، گازوئیل و فرآوردههای نفتی بهسرعت در حال افزایش است و این افزایش به شاخص قیمت مصرفکننده منتقل میشود؛ پدیدهای که اقتصاددانان آن را بهعنوان «تورم وارداتی» یا «تورم شوک عرضه» میشناسند. در چنین سناریویی، خانوارها با افزایش هزینههای روزمره مواجه میشوند و قدرت خریدشان کاهش مییابد.
این افزایش قیمت پایدار نفت همچنین رشد اقتصادی را کند میکند. شرکتها با هزینههای انرژی بالاتر مواجه شده و سودآوری آنها تحت فشار قرار میگیرد. در حالی که مصرفکنندگان برای حفظ سبک زندگی خود با هزینههای بالاتر انرژی میجنگند، بخشهای مولد اقتصاد بهویژه صنایع که انرژی سنگین مصرف میکنند، کاهش سرمایهگذاری و تلاش برای افزایش بهرهوری را تجربه خواهند کرد.
گفتنی است که بازارهای مالی نیز نسبت به این افزایش قیمت واکنش نشان دادهاند. شاخصهای بورس در بسیاری از بازارهای بزرگ جهانی سقوط کرده و داراییهای پرریسک مانند رمزارزها تحت فشار قرار گرفتهاند، در حالی که داراییهای ایمنتر مانند اوراق دولتی و طلا - اگرچه با نوسانات خود- تقاضای بیشتری یافتهاند.
اقتصاددانان میگویند اگر قیمت نفت برای مدتی طولانی در سطوح بالا باقی بماند، خطر وقوع رکود جهانی در کنار تورم بالا افزایش مییابد. این سناریو، بدترین حالت ممکن برای سیاستگذاران پولی و مالی است، زیرا ابزارهای معمول مثل کاهش نرخ بهره در مواجهه با تورم بالا کاربرد زیادی ندارند.
واکنشها و تحلیلهای بینالمللی؛ از سیاستگذاران تا بانکهای مرکزی
تحلیلگران و نهادهای بینالمللی در واکنش به این جهش قیمت، نگرانیهای جدی را مطرح کردهاند. بسیاری از بانکهای جهان هشدار دادهاند که افزایش انرژی تورمزا میتواند سیاستهای پولی را پیچیدهتر کند و تصمیمگیری درباره نرخ بهره را دشوارتر سازد. در چنین محیطی، بانکها ممکن است مجبور شوند بر خلاف کاهش نرخها برای تحریک رشد، نرخها را حفظ یا حتی افزایش دهند تا تورم را مهار کنند، وضعیتی که فشار بیشتری بر رشد اقتصادی وارد خواهد آورد.
سازمانهایی مانند آژانس بینالمللی انرژی نیز تاکید کردهاند که اختلال در تنگه هرمز یکی از بدترین سناریوها برای امنیت انرژی جهان است و احتمال بازگشت قیمتها به سطح قبل تا زمانی که تنشهای ژئوپلیتیکی حل نشود، بعید بهنظر میرسد.
تحلیلگران موسسات مالی نیز سناریوهای مختلفی را ترسیم کردهاند. برخی معتقدند اگر تنشها کوتاهمدت باشد، افزایش قیمت نفت میتواند در ادامه چند ماه آینده تعدیل شود؛ اما اگر اختلال در مسیرهای حمل و نقل انرژی ادامه یابد، احتمال اینکه قیمت نفت بالای سطوح تاریخی ثابت بماند یا حتی به رکوردهای جدید برسد، وجود دارد.
واکنش سیاسی نیز از سوی کشورهای واردکننده انرژی بهوضوح قابل مشاهده است؛ دولتهای آسیایی و اروپایی در تلاشاند از ذخایر استراتژیک نفت برای کاهش فشار قیمتها استفاده کنند، در حالی که برخی دیگر بهدنبال تنوع بخشیدن به مسیرهای تأمین و افزایش همکاری با تولیدکنندگان جایگزین هستند.
این که به نظر میرسد وضعیت تنگه هرمز همچنان متشنج باقی خواهد ماند و مادامی که چنین باشد بازار انرژی با سناریوهای متفاوتی مواجه خواهند بودند که میتواند چشمانداز جهانی را بهطور بنیادین تغییر دهد.
در خوشبینانهترین حالت، آنچه ترامپ درباره مذاکره میگوید، عملی شده و تنشها در هفتههای آینده کاهش خواهد یافت و مسیرهای حمل و نقل انرژی نیز دوباره باز میشوند. در این حالت، بازار نفت میتواند بخشی از افزایش قیمت اخیر را از دست داده و به سطوح منطقیتر بازگردد؛ البته نه بهصورت ناگهانی بلکه بهتدریج با کاهش حق بیمه ریسک بازار.
اما اگر آنطور که بر اساس واقعیتهای میدان پیشبینی میشود، تنشهای کنونی ادامه یابد یا تشدید شود، قیمت نفت نیز به سطوح بسیار بالاتر از ۱۲۰ تا ۱۵۰ دلار برای هر بشکه خواهد رسید، وضعیتی که میتواند پیامدهای مخربی برای رشد جهانی، تجارت و ثبات اقتصادی داشته باشد.
ناگفته نماند که سناریوی بدبینانهتری نیز وجود دارد؛ اگر مسیرهای انتقال انرژی - از طریق مینگذاری یا درگیریهای دریایی پراکنده - برای ماهها بسته یا کند شوند، بحران انرژی عمیقتری را رقم خواهد زد که نهتنها قیمت نفت، بلکه قیمت گاز طبیعی، مواد پتروشیمی و حتی کالاهای پایه را بهشدت افزایش میدهد.
در نهایت، چشمانداز بازار نفت به دو عامل کلیدی بستگی دارد؛ مدت و شدت اختلال در عرضه جهانی انرژی، و واکنش سیاسی و دیپلماتیک در سطح بینالمللی. در غیاب راهحلهای فوری و کاهش تنشها، بازار انرژی ممکن است در وضعیتی بیثبات و پرنوسان برای مدت طولانی بماند.
نفت دیگر فقط یک کالا نیست
افزایش شدید قیمت نفت در روزهای اخیر نشان میدهد که نفت دیگر تنها یک کالای اقتصادی نیست، بلکه نماد پیچیدگی ژئوپلیتیکی، امنیت انرژی و وابستگی متقابل اقتصادهای جهانی است. این شوک که اکنون اقتصاد جهان با آن دستبهگریبان است، میتواند منشأ تغییرات ساختاری در سیاستهای اقتصادی، تجاری و استراتژیک کشورها باشد، تحولی که تنها با بازگشت آرامش ژئوپلیتیک قابل مدیریت خواهد بود.
نظر شما