گزارش اختصاصی صفحه اقتصاد
عقبماندگی تاریخی پارس جنوبی ، مدیران سفارشی و ۲۷۸ میلیارد دلار از دست رفته
پارس جنوبی در آستانه فاجعه: برداشت ۲ برابری قطر از میدان گازی پارس جنوبی درسکوت مدیران ایرانی / آیا پارس جنوبی در حال واگذاری به قطر است؟
درحالیکه قطر با گسترش تولید LNG از میدان مشترکی که در طرف ایران پارس جنوبی نامیده می شود به سمت دوبرابر کردن ظرفیت حرکت میکند، در ایران اما به دلیل افت فشار ناشی از برداشت های بی رویه طرف قطری، اجرای پروژه فشار افزایی در این میدان گازی که برای ایران نقش حیاتی دارد همچنان در بلاتکلیفی و کاغذ بازی مانده است .
میدان گازی پارس جنوبی، بزرگترین میدان گازی جهان با ذخایر مشترک، پتانسیل تبدیل ایران به یک ابرقدرت انرژی را دارد، اما ترکیبی از تحریمها، مدیریت ضعیف داخلی، قوانین بوروکراتیک دستوپاگیر و تأخیرهای تاریخی، باعث شده ایران نه تنها از قطر عقب بماند، بلکه با خطر کاهش شدید تولید و مهاجرت گاز به سمت همسایه جنوبی مواجه شود. این گزارش جامع، بر اساس آمار بهروز تا بهمن ماه سال جاری ، مقایسه تولید و درآمد دو کشور، دلایل عقبماندگی ایران و مشکلات مدیریتی در شرکت نفت و گاز پارس را بررسی میکند.
میدان مشترک: جایی که قطر دو برابر ایران برداشت کرده است

میدان گازی پارس جنوبی (با نام گنبد شمالی در سمت قطر)، یکی از بزرگترین منابع گازی مستقل جهان است که برروی خط مرزی مشترک ایران و قطر در خلیج فارس و به فاصله حدود ۱۰۰ کیلومتری ساحل جنوبی ایران قرار دارد. مساحت این میدان ۹.۷۰۰ کیلومتر مربع بوده که بخش متعلق به ایران ۳.۷۰۰ کیلومتر مربع است.
میدان مشترک گازی پارس جنوبی، با دارا بودن ۲.۱۴ هزار میلیارد متر مکعب گاز درجا (معادل ۸ % کل ذخایر گاز جهان و ۴۷% ذخائر گاز شناخته شده کشور)، ۱۹ میلیارد بشکه میعانات گازی، ۷.۵ میلیارد بشکه نفت خام در لایههای نفتی و وجود بزرگترین منبع هلیوم، از نظر ارزش اقتصادی دارای جایگاه بی نظیر و منحصر به فردی در اقتصاد ملی کشور است . در حالی که سهم قطر دو برابر بیشتر تخمین زده میشود. قطر استخراج را از سال ۱۹۹۱ آغاز کرد، اما ایران با تأخیر حدود ۱۰ ساله وارد شد و تاکنون قطر تقریباً دو برابر گاز بیشتری برداشت کرده است.
تولید ایران از پارس جنوبی در سالهای اخیر رشد چشمگیری داشته و رکوردهای متعددی ثبت کرده است. طبق گزارشهای رسمی شرکت نفت و گاز پارس، تولید روزانه گاز غنی در بهمن ماه سال جاری به ۷۲۷ میلیون متر مکعب رسید – بالاترین سطح در دو دهه گذشته. این میزان حدود ۷۰-۸۰ درصد کل تولید گاز ایران (۲۶۳ میلیارد متر مکعب درسال ۱۴۰۲) را تأمین میکند و رشد سالانه تولید گاز کشور از دهه گذشته ۴.۱ درصد بوده، اما از سال ۱۳۹۹ به بعد به ۲.۷ درصد کاهش یافته است. این رکوردها عمدتاً از طریق حفاری چاههای جدید (۱۴ چاه در ۱۵ ماه گذشته، اضافه کردن ۲۵ میلیون متر مکعب روزانه) و تکمیل فازهای نیمهتمام به دست آمده، اما کارشناسان آن را راهحل موقت میدانند.
در مقابل، قطر تولید پایدارتری دارد و تمرکز اصلیاش بر صادرات LNG است. ظرفیت فعلی LNG قطر ۷۷ میلیون تن در سال (معادل حدود ۱۱۰ میلیارد متر مکعب گاز) است و با پروژههای گسترش گنبد شمالی یا همان نورت فیلد (North Field East ) از نیمه دوم سال ۲۰۲۶، North Field South در ۲۰۲۷ و North Field West تا ۲۰۳۰)، ظرفیت به ۱۴۲ میلیون تن در سال میرسد و افزایش ۸۵ درصدی را نشان می دهد .
تولید روزانه گاز قطر حدود ۶۰۰ میلیون متر مکعب است، اما با نصب سیستمهای فشارافزایی پیشرفته، تولید پایدار حفظ شده و حتی از سهم ایران گاز بیشتری برداشت میکند.
مقایسه درآمد: قطر میلیاردها دلار صادر میکند، ایران مصرف داخلی را اولویت داد
درآمد قطر از هیدروکربنها (عمدتاً گاز) ۸۳ درصد بودجه دولت را تشکیل میدهد. درسال ۲۰۲۳، درآمد هیدروکربنی قطر از این میدان مشترک با ایران به ۸۵ میلیارد دلار رسید (کاهش از ۱۱۵ میلیارد در سال 2022 به دلیل افت قیمتها)، اما با گسترش LNG، پیشبینی میشود درآمد صادراتی به شدت افزایش یابد. قطر با قراردادهای بلندمدت (مانند ۲۷ ساله با چین) بازارهای جهانی را تسخیر کرده و بخشی از درآمدهای گازی را صرف زیرساختهای عظیم مانند جام جهانی ۲۰۲۲ (حدود ۲۲۰ میلیارد دلار هزینه) کرد.
ایران، به دلیل تحریمها و تمرکز بر مصرف داخلی (تأمین نیروگاهها، صنایع و خانوارها)، صادرات محدودی به ترکیه و عراق دارد. صادرات گاز به عراق در سال ۱۴۰۲ حدود ۷.۸ میلیارد متر مکعب بود، اما در نیمه دوم سال ۱۴۰۳ کاهش یافت و حتی متوقف شد. بدون فشارافزایی، ایران سالانه ۴-۵ میلیارد دلار درآمد صادراتی از دست میدهد و با ناترازی گاز (کسری ۳۰ درصدی در زمستان) مواجه است که جایگزینی آن با سوخت مایع تا سال ۲۰۳۰ حدود ۳۰ میلیارد دلار هزینه دارد. به اعتقاد کارشناسان تأخیرها در توسعه پارس جنوبی منجر به از دست رفتن صدها میلیارد دلار فروش بالقوه گاز برای ایران شده است.
عقبماندگی ایران: تحریمها، تأخیر فشارافزایی و مهاجرت گاز
مهمترین چالش، افت فشار مخزن در سمت ایران است. فشار از حدود ۱۲۰ بار دو سال پیش، سالانه ۶-۷ بار کاهش یافته و بدون اقدام، تولید تا ۲۰۳۰ ممکن است ۳۵۰ میلیارد فوت مکعب (حدود ۱۰ میلیارد متر مکعب) سالانه افت کند و منجر به کاهش ۳۰-۴۰ درصدی شود . حال آنکه قطر با نصب پلتفرمهای ۲۰ هزار تنی فشارافزایی از سالها پیش، تولید پایدار دارد.
ایران در اسفند ماه ۱۴۰۳ قراردادی ۱۷ میلیارد دلاری با شرکتهای داخلی برای فشارافزایی امضا کرد، اما تا بهمن ماه سال جاری پیشرفت عملی محدود بوده و پروژه همچنان در مرحله مطالعات و کاغذبازی مانده است. کارشناسان میگویند سرمایه لازم حداقل دو برابر (حداقل ۴۰ میلیارد دلار) است و فناوری پیشرفته (کمپرسورهای غولپیکر) به دلیل تحریمها در دسترس نیست. این تأخیرها باعث مهاجرت گاز به سمت قطر شده و ذخایر قابل برداشت ایران را کاهش میدهد.
مشکلات مدیریتی در شرکت نفت و گاز پارس: مدیران سفارشی و بوروکراسی فلجکننده

شرکت نفت و گاز پارس (POGC) متولی اصلی توسعه پارس جنوبی است، اما با انتقادات شدید از مدیریت مواجه است. انتصاب مدیران سفارشی بر اساس روابط سیاسی به جای شایستگی، شلختگی در تصمیمگیری و فساد، بهرهوری را کاهش داده است. اعتراضات کارگران عسلویه (مانند اعتصابهای طولانی برای طبقهبندی مشاغل) و نارضایتی پرسنل نشاندهنده ضعف در مدیریت منابع انسانی است.
قوانین اداری دستوپاگیر، فرآیندهای طولانی مجوزها و تأییدهای امنیتی، سرمایهگذاران داخلی را نیز دلسرد کرده است. تحریمها خارجی هستند، اما بوروکراسی داخلی پروژهها را متوقف میکند. کارشناسان تأکید میکنند که بدون شایستهسالاری و سادهسازی قوانین، حتی سرمایهگذاریهای کلان بیاثر خواهد بود.
زمان خریدن یا بحران قریبالوقوع؟
رویدادهایی مانند حمله اسرائیل به ایران در خردادماه سال جاری که در جریان آن به فاز ۱۴ پارس جنوبی صورت گرفت و آسیبپذیری زیرساختها را نشان داد توقف موقت روزانه ۱۲ میلیون متر مکعب تولید گاز از این فاز پارس جنوبی را در پی داشت.
به عقیده کارشناسان، ایران با رکوردهای موقتی در تولید از این میدان مشترک زمان میخرد، اما بدون نصب فشارافزایی واقعی، کسری گاز سه برابر میشود و سهم ایران از این میدان به قطر واگذار خواهد شد.
به هر حال به نظر می رسد، مشکل اصلی در این زمینه، در ترکیبی از تحریمها (محدودیت فناوری و سرمایه خارجی)، مدیریت ضعیف داخلی (انتخابات سفارشی و بوروکراسی) و عدم سرمایهگذاری کافی است. راهحل نیازمند یک دیپلماسی فعال برای کاهش تحریمها، اصلاح مدیریت (شایستهسالاری)، سادهسازی قوانین و جذب سرمایه (حتی از شرکای غیرغربی مانند چین و روسیه) است. پارس جنوبی کلید استقلال انرژی ایران است؛ بدون اقدام فوری، فرصتهای تاریخی از دست خواهد رفت و قطر نه تنها درآمدهای میلیاردی خود را حفظ میکند، بلکه سهم ایران را نیز تصاحب خواهد کرد.
نظر شما