صفحه اقتصاد بررسی می کند:

نفت در اسارت سیاست؛ از شوک بازداشت مادورو تا بازی دوگانه تهران - واشنگتن

وقتی بشکه‌ها گروگان ژئوپلیتیک می‌شوند و بازار جهانی بوی بحران می‌گیرد

بازار جهانی نفت در دو سال گذشته نه با منطق عرضه و تقاضا، بلکه با دستبند، توقیف و مذاکره نفس کشیده است. از لحظه‌ای که ایالات متحده با بازداشت نیکلاس مادورو و مصادره نفت ونزوئلا عملاً «نفت» را به ابزار تنبیه سیاسی بدل کرد، معادلات انرژی جهان وارد فاز تازه‌ای شد.

نفت در اسارت سیاست؛ از شوک بازداشت مادورو تا بازی دوگانه تهران - واشنگتن
صفحه اقتصاد -

 فازی که در آن ایران، ونزوئلا، روسیه و حتی عربستان، هرکدام درگیر بازی پیچیده‌ای میان تحریم، چانه‌زنی و بقا شده‌اند، حالا در هفدهم بهمن ۱۴۰۴، و هم‌زمان با  آغاز دور جدید مذاکرات ایران و آمریکا، یک پرسش کلیدی روی میز بازار انرژی جهان است: نفت ایران دوباره به بازار برمی‌گردد یا همچنان در سایه معامله می‌شود؟

وقتی آمریکا نفت را بازداشت کرد؛ نقطه عطفی که بازار را لرزاند

بازداشت مادورو و توقیف محموله‌های نفتی ونزوئلا توسط آمریکا، صرفاً یک اقدام قضایی یا سیاسی نبود؛ این رویداد یک پیام روشن به بازار جهانی ارسال کرد: «امنیت نفت، دیگر تضمین‌شده نیست.»
پس از این اتفاق، ریسک ژئوپلیتیک در قیمت‌گذاری نفت به‌طور محسوسی افزایش یافت، معامله‌گران دریافتند که هر بشکه نفت کشورهای تحت تحریم، می‌تواند در هر لحظه به ابزار فشار تبدیل شود.
در همان مقطع، قیمت نفت برنت اگرچه جهش انفجاری نداشت، اما وارد فاز نوسانی فرسایشی شد؛ نوسانی که نه از کمبود واقعی عرضه، بلکه از ترس از نااطمینانی سیاسی تغذیه می‌کرد. این همان فضایی بود که ایران، آرام و بی‌سر و صدا، صادرات خود را از مسیرهای غیررسمی افزایش داد.

ایران در سایه تحریم؛ فروش بیشتر، دیده‌نشدن بیشتر

دستاوردهای فیزیکی نفت در سایه شکاف درآمدی

در فاصله زمانی پس از بحران ونزوئلا تا امروز، صادرات نفت ایران برخلاف روایت‌های رسمی نه متوقف شد و نه فروپاشید، داده‌های غیررسمی بازار، گزارش مؤسسات ردیاب نفتکش‌ها و حتی اعتراف‌های ضمنی برخی مقامات غربی نشان می‌دهد که ایران توانسته فروش روزانه خود را در بازه‌هایی به بیش از یک و نیم میلیون بشکه برساند.

اما این فروش، فروش «ارزان، پرریسک و خاموش» بوده است. تخفیف‌های سنگین به خریداران آسیایی، به‌ویژه چین، و هزینه‌های بالای حمل و بیمه، عملاً بخشی از درآمد بالقوه ایران را بلعیده‌اند. نفت ایران فروخته شده، اما نه با قدرت چانه‌زنی؛ نه با قیمت کامل؛ و نه با امنیت پایدار.

بازار جهانی نفت؛ تعادل ظاهری روی گسل بحران

در سطح جهانی، بازار نفت در یک تعادل شکننده ایستاده است،  از یک‌سو، اوپک‌پلاس با مدیریت عرضه سعی دارد قیمت‌ها را در محدوده قابل قبول نگه دارد و از سوی دیگر، اقتصاد جهانی با نشانه‌های رکود دست‌وپنجه نرم می‌کند، نتیجه این تضاد، بازاری است که نه سقوط آزاد می‌کند و نه توان جهش پایدار دارد.
قیمت نفت برنت در ماه‌های اخیر عمدتاً در کانال ۷۵ تا ۸۵ دلار نوسان کرده؛ قیمتی که برای تولیدکنندگان بزرگ «قابل تحمل» است، اما برای کشورهای تحت تحریم، همچنان ناکافی برای جبران هزینه‌های پنهان فروش.

مذاکرات ایران و آمریکا؛ امید واقعی یا تاکتیک مقطعی؟

آغاز دوباره گفت‌وگوهای ایران و آمریکا، اگرچه هنوز در سطح پیام و میانجی‌گری است، اما بلافاصله اثر روانی خود را بر بازار نشان داده است. برخی خریداران سنتی نفت ایران محتاط‌تر شده‌اند و در مقابل، برخی معامله‌گران بزرگ منتظرند ببینند آیا پنجره‌ای رسمی برای بازگشت نفت ایران به بازار باز می‌شود یا نه.

در این میان، بازار جهانی نفت با نوعی «تعلیق انتظاری» مواجه است؛ نه افزایش جدی خرید  از ایران رخ داده و نه کاهش معناداری دیده می‌شود. همه چیز در حالت انتظار منجمد شده است.

قیمت نفت بعد از دور اول مذاکرات ایران و آمریکا

ارزیابی واقع‌بینانه درآمدهای نفتی در بودجه ۱۴۰۵ ؛ سیگنالی برای پایان عصر نفتی

پس از اعلام و برگزاری دور نخست گفت‌وگوهای ایران و آمریکا (با محوریت کاهش تنش/گشودن کانال دیپلماتیک)، بازار نفت واکنش کلاسیک نشان داد: کاهش ریسک جنگ و اختلال عرضه = افت قیمت.

 طبق گزارش Reuters در ۵ فوریه ۲۰۲۶ (۱۶ بهمن ۱۴۰۴)، نفت برنت در پایان معاملات حدود ۲.۷۵٪ ریخت و روی ۶۷.۵۵ دلار بسته شد؛ WTI هم با افت مشابه روی ۶۳.۲۹ دلار نشست، یعنی بازار در همان لحظه‌ اول، پیام مذاکرات را این‌طور ترجمه کرد: «فعلاً احتمال شوک عرضه از سمت ایران/تنگه هرمز کمتر شده است.»
اما این افت «پیروزی دیپلماسی» نبود؛ بیشتر یک ریست کوتاه‌مدتِ هیجان جنگ بود، یک روز بعد، هم‌زمان با باقی‌ماندن ابهام درباره خروجی واقعی مذاکرات و تداوم ریسک ژئوپلیتیک، قیمت‌ها کمی برگشتند؛ بر اساس گزارش‌های رسانه‌ای بازار در ۶ فوریه ۲۰۲۶ (۱۷ بهمن ۱۴۰۴)، برنت حوالی ۶۸.۰۵ دلار بسته شد.

بنابراین با دور اول مذاکرات، نفت اول پایین آمد و بعد کمی ترمیم کرد؛ اما هنوز وارد روند نزولی پایدار نشده چون بازار به «خبر» واکنش نشان داد، نه به «توافق».

صدای کارشناسان؛ نفت گروگان سیاست

یک کارشناس ارشد انرژی در گفت‌وگویی تصریح کرده است: بازار نفت دیگر یک بازار اقتصادی خالص نیست، تصمیم‌های سیاسی، حتی بیش از داده‌های عرضه و تقاضا، قیمت‌ها را تعیین می‌کنند. ایران اگر به توافق نرسد، همچنان می‌فروشد، اما همیشه با تخفیف و ریسک.

در همین حال، یک تحلیلگر بازار نفت در تهران می‌گوید مشکل اصلی ایران، میزان فروش نیست؛ مشکل، کیفیت فروش است. تا زمانی که نفت ایران رسمی نشود، هر افزایش صادرات، به‌جای قدرت، نشانه استیصال تلقی می‌شود.

ارزی که به ایران نرسید

بازار نفت ایران سال‌هاست گرفتار تناقضی تلخ است؛  فروش هست، اما درآمدِ مؤثر نیست. در مدل فروشِ تحریمی، بخشی از ارزش هر بشکه قبل از رسیدن به خزانه، در ایستگاه‌های متعدد دود می‌شود؛ تخفیف‌های اجباری، هزینه‌های پنهان حمل‌ونقل و بیمه، حق‌العمل‌کاری شبکه‌های واسطه، تهاترهای غیرشفاف و خوابِ پول در حساب‌هایی که دسترسی به آن‌ها یا دیرهنگام است یا محدود.

نتیجه این می‌شود که ایران در آمارِ بشکه‌ها «صادرکننده» می‌ماند، اما در معیشت و بودجه، با کسری مزمن و نوسان ارزی دست‌به‌گریبان است؛ یعنی نفت می‌رود، ولی اثرش روی ثبات اقتصادی مثل یک «سراب» ظاهر می‌شود.

تلخ‌تر این‌که همین سازوکار، یک بیماری نهادی هم تولید می‌کند،  عادت به فروشِ کم‌کیفیت،  وقتی فروش در سایه به «روال» تبدیل می‌شود، شاخص موفقیت از «ارزش افزوده و بازگشت ارز» به «صرفاً خروج محموله» تغییر می‌کند، این جابه‌جایی معیار، خطرناک است؛ چون اجازه می‌دهد ناکارآمدی با چند نمودار صادرات پوشانده شود و کسی نپرسد چرا در نهایت، سهم نفت در بهبود سرمایه‌گذاری، نوسازی زیرساخت و حتی ثبات بازار ارز کمتر از آن چیزی است که باید باشد.

نفت ایران امروز؛ نه در اوج، نه در انزوا

اگر مدیران نفتی ایران بخواهند از وضعیت موجود عبور کنند، مسئله اول «افزایش فروش» نیست؛ مسئله اول افزایش کیفیت فروش است. کیفیت یعنی کاهش تخفیف‌های تحمیلی با تنوع‌بخشی به سبد مشتریان، کوتاه‌کردن زنجیره واسطه‌ها، و مهم‌تر از همه قابل رصد و قابل دفاع کردن مسیر بازگشت ارز حتی اگر همه جزئیات علنی نشود، باید در سطح حکمرانی و نظارتی شفاف و قابل پیگیری باشد.
هر روزی که فروشِ پرهزینه و کم‌اثر ادامه پیدا کند، ایران عملاً بخشی از رانت را به بیرون از مرزها صادر می‌کند و داخل، با کمبود سرمایه برای نگهداشت میادین، افت فشار مخازن و عقب‌ماندگی فناوری روبه‌رو می‌ماند.

نکته دوم، حکمرانیِ ریسک است ، نفت ایران بیش از هر زمان، به «خبر» و «مذاکره» حساس شده؛ یعنی یک تیتر می‌تواند قیمت را تکان بدهد و یک شایعه می‌تواند مسیر فروش را عوض کند.
مدیریت حرفه‌ای در چنین شرایطی یعنی داشتن سناریونویسی واقعی و ابزارهای پوشش ریسک (قراردادهای منعطف، سیاست ذخیره‌سازی، زمان‌بندی فروش، و سازوکارهای مالیِ کم‌ریسک‌تر برای دریافت). اگر از همین نقطه، نگاه تصمیم‌گیران نفتی از «تامین فوری پول» به «حداکثرسازی ارزش در افق چندساله» تغییر نکند، حتی توافق هم اگر برسد، ممکن است فقط شکل مسئله را عوض کند: از فروش پنهان به فروش رسمی؛ اما همچنان با ناترازی سرمایه‌گذاری و فرسودگی زیرساخت.

واقعیت این است که بازار نفت ایران امروز در وضعیت خاکستری قرار دارد. نه شرایط سال‌های اوج تحریم است و نه دوران پیش از خروج آمریکا از برجام. فروش ادامه دارد، اما آینده آن به‌شدت به مسیر مذاکرات گره خورده است. بازار جهانی نیز این پیام را دریافت کرده که بازگشت رسمی نفت ایران می‌تواند تعادل عرضه را برهم بزند؛ موضوعی که برای برخی تولیدکنندگان، خوشایند نیست.

و اما آخر 

بازار نفت ایران بیش از هر زمان به سیاست و خبر گره خورده است. در چنین فضایی، مدیریت حرفه‌ای یعنی سناریونویسی واقعی، نه امید بستن به یک مسیر. برنامه برای توافق، برنامه برای شکست توافق و برنامه برای وضعیت خاکستری باید هم‌زمان وجود داشته باشد. اگر مدیریت نفت همچنان واکنشی، کوتاه‌مدت و وابسته به اخبار باقی بماند، حتی بهترین پنجره دیپلماتیک هم می‌تواند به فرصتی از دست‌رفته تبدیل شود؛ فرصتی که نفت از آن عبور می‌کند، اما توسعه نه.

بازار نفت، پس از ماجرای مادورو، دیگر به «قانون بازار» اعتماد ندارد. بشکه‌ها سیاسی شده‌اند و قیمت‌ها به میز مذاکره گره خورده‌اند. ایران در این میدان، توانسته زنده بماند، اما هنوز نتوانسته برنده شود.
اگر مذاکرات به نتیجه برسد، نفت ایران می‌تواند با قدرت و بدون تخفیف به بازار بازگردد و حتی قیمت‌ها را تحت فشار نزولی قرار دهد. اما اگر این مسیر به بن‌بست بخورد، سناریوی آشنا تکرار می‌شود: فروش پنهان، درآمد ناقص و بازاری که همیشه با ایران با احتیاط برخورد می‌کند.

پیش‌بینی کوتاه‌مدت نشان می‌دهد قیمت جهانی نفت در محدوده فعلی باقی بماند، مگر آنکه توافقی واقعی شکل بگیرد یا بحران ژئوپلیتیکی تازه‌ای شعله‌ور شود. برای ایران، بازی هنوز تمام نشده، اما زمان به‌سرعت در حال از دست رفتن است؛ و بازار نفت، صبر استراتژیک را خوب نمی‌شناسد.

پیشنهاد سردبیر

آیا این خبر مفید بود؟

نتیجه بر اساس رای موافق و رای مخالف

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :

نظر شما

اخبار ویژه