یادداشت اختصاصی از دکتر اسدالله غلام پور
تجاوز ۴۰ روزه آمریکا به ایران، آغاز بحران تازه اقتصاد جهان
افزایش قیمت جهانی نفت تا حدی درآمدهای غیررسمی و صادرات خاکستری ایران را تقویت کرده است. برخی پژوهشهای اقتصادی معتقدند ادامه تقابل ژئوپلیتیک میتواند به کاهش رشد بلندمدت، افت سرمایهگذاری خارجی، کاهش بهرهوری و نهایتا فرسایش نهادی منجر شود. بطور کلی و بعنوان نتیجه گیری می توان گفت که اکنون تحلیل غالب اقتصاددانان جهانی این است که جهان هنوز وارد فروپاشی اقتصادی نشده است، اما وارد دورهای از بیثباتی مزمن گردیده و انرژی و نفت، محور اصلی این بحران هستند، تورم جهانی دوباره بازگشته و رشد اقتصادی جهان نیز ضعیفتر شده است.
اقتصاد جهانی بعد از تجاوز نظامی آمریکا به ایران وارد مرحلهای شده که بسیاری از تحلیلگران آن را بزرگترین شوک ژئواقتصادی بعد از کرونا و جنگ اوکراین میدانند. اجماع فعلی میان صندوق بینالمللی پول (IMF)، رویترز، بانکهای سرمایهگذاری و تحلیلگران انرژی این است که جهان وارد دورهای از تورم بالا ، رشد ضعیف، نااطمینانی ژئوپلیتیک گردیده است. نقطه آغاز بحران اقتصادی، تنگه هرمز است. بزرگترین ضربه اقتصادی جنگ، اختلال در تنگه هرمز می باشد، جایی که ایران مقتدرانه بر آن مدیریت میکند، تنگه هرمز،یعنی مسیری که حدود یکپنجم نفت و گاز جهان از آن عبور مینماید.
طبق گزارش Reuters و IMF، طی تجاوز وحشیانه آمریکا به ایران، میلیونها بشکه نفت از بازار حذف شده و بیمه کشتیها جهش یافته و حملونقل دریایی مختل شده و قیمت نفت در برخی مقاطع به بالای ۱۰۰ دلار رسیده، و بازار انرژی وارد وضعیت اضطراری گردیده است. از دیدگاه IMF، این بحران «بدترین اختلال انرژی معاصر» توصیف شده است. حتی برخی محاسبات رویترز نشان میدهد طی حدود ۵۰ روز نخست جنگ، بیش از ۵۰۰ میلیون بشکه نفت از بازار جهانی حذف شده که ارزشی بیش از ۵۰ میلیارد دلار داشته است. تجاوز آمریکا به ایران، جهان را وارد فاز رکود تورمی نموده است. تحلیل غالب IMF اکنون این است که اقتصاد جهانی وارد رکود تورمی شده است زیرا رشد اقتصادی کاهش یافته، تورم جهانی بالا رفته، هزینه انرژی سنگین شده و همچنین موجب کاهش سرمایهگذاری گردیده است.
مدیر IMF یعنی آقای Kristalina Georgieva گفته است، تقریباً همه مسیرهای این جنگ به «تورم بیشتر و رشد کمتر» ختم میشوند. طبق سناریوی جدید IMF رشد اقتصاد جهانی کاهش یافته،تورم جهانی دوباره صعودی شده، و بانکهای مرکزی ممکن است مجبور شوند نرخ بهره را دوباره افزایش دهند، لذا خطر رکود جهانی در صورت ادامه جنگ جدی است. اروپا؛ بزرگترین بازنده اقتصادی این تجاوز آمریکا به ایران است.
تحلیلهای اقتصادی نشان میدهد اروپا بیشترین آسیب را دیده است، چون، وابستگی بالایی به انرژی وارداتی دارد، صنایع آن انرژیبر هستند و هنوز از بحران انرژی اوکراین کاملاً خارج نشده است. در نتیجه، هزینه تولید صنعتی در آلمان و ایتالیا بالا رفته است، کارخانهها با کاهش سود روبهرو شده اند و رشد اقتصادی اتحادیه اروپا تضعیف گردیده است. برخی تحلیلها حتی میگویند اروپا وارد «رکود صنعتی خاموش» شده است. بنظر می رسد آمریکا نیز گرفتار تورم شده است. آمریکا به دلیل تولید داخلی نفت، قدرت دلار و بازار مالی عمیق کمتر از اروپا آسیب دیده، اما قیمت بنزین بالا رفته است، فشار تورمی افزایش یافته و بازار اوراق و سهام بیثبات گردیده است و بطور کلی فدرال رزرو اکنون شوک انرژی را یکی از مهمترین تهدیدهای ثبات مالی آمریکا میداند.
چین و آسیا نیز نگرانی شدید درباره امنیت انرژی دارند. چین، هند، ژاپن و کره جنوبی وابستگی زیادی به نفت خلیج فارس دارند. به همین دلیل چین خرید نفت روسیه را افزایش داده است، ذخایر استراتژیک نفت در آسیا بالا رفته و سرمایهگذاری روی انرژی جایگزین، سرعت گرفته است. همزمان، بحران حملونقل و کود شیمیایی باعث نگرانی درباره امنیت غذایی در آسیا گردیده است. علاوه بر مشکلات و تبعات تجاوز آمریکا به ایران که در بالا بیان شد، بحران غذا و کشاورزی نیز حاصل شده است. یکی از کمتر دیدهشدهترین پیامدهای جنگ، بحران کود شیمیایی و کشاورزی است. طبق گزارش Washington Post قیمت کود اوره جهش کرده، و کشاورزان آسیا کشت را کاهش داده و هزینه غذا در حال افزایش است، همچنین خطر تورم غذایی جهانی وجود دارد. برخی تحلیلگران این وضعیت را مشابه شوک غذایی دوران کرونا میدانند.
تجاوز وحشیانه ی آمریکا به ایران، بازارهای مالی و فناوری را هم تحت تاثیر گذاشته است و در واقع این بازارهای جهانی را وارد فاز «ریسکگریزی» نموده است، چرا که سرمایه به سمت طلا حرکت کرده، بازار سهام نوسانی شده و هزینه انرژی دیتاسنترها و AI ها را هم افزایش داده است. تحلیلگران هشدار میدهند اگر بحران ادامه یابد، سرمایهگذاری فناوری کند میشود، رشد AI کاهش مییابد و زنجیره تأمین جهانی دوباره آسیب میبیند. علاوه بر بازارهای انرژی و نفت، مالی و سرمایه گذاری، سهام و فناوری، تهاجم آمریکا به ایران، آینده دلار، طلا و بیتکوین را نیز تحت تاثیر شدید خود قرار داده است. هرچند دلار، در کوتاهمدت همچنان قوی مانده چون سرمایهها در بحران به سمت دلار میروند. بازار طلا بزرگترین برنده بحران بوده، چون ترس جنگ، تورم و عدم قطعیت یا نااطمینانی جهانی، باعث افزایش تقاضا برای طلا شده است. بازار بیتکوین، رفتار دوگانه داشته است
بطوریکه گاهی مثل دارایی پرریسک سقوط کرده و زمانی بهعنوان «طلای دیجیتال» رشد نموده است و فعلاً اجماع روشنی درباره نقش آن وجود ندارد. تهاجم و تجاوز آمریکا به ایران، البته اقتصاد ایران را نیز بشدت تحت تاثیر قرار داده است.
ایران نیز همزمان، با تحریم های شدیدتر، فشار صادرات، اختلال بانکی و تورم داخلی، روبرو شده است. اما افزایش قیمت جهانی نفت تا حدی درآمدهای غیررسمی و صادرات خاکستری ایران را تقویت کرده است. برخی پژوهشهای اقتصادی معتقدند ادامه تقابل ژئوپلیتیک میتواند به کاهش رشد بلندمدت، افت سرمایهگذاری خارجی، کاهش بهرهوری و نهایتا فرسایش نهادی منجر شود. بطور کلی و بعنوان نتیجه گیری می توان گفت که اکنون تحلیل غالب اقتصاددانان جهانی این است که جهان هنوز وارد فروپاشی اقتصادی نشده است، اما وارد دورهای از بیثباتی مزمن گردیده و انرژی و نفت، محور اصلی این بحران هستند، تورم جهانی دوباره بازگشته و رشد اقتصادی جهان نیز ضعیفتر شده است. اروپا بیشترین آسیب را دیده است و ادامه جنگ میتواند جهان را وارد رکود عمیق نموده و نظم انرژی و مالی جهان ممکن است بهتدریج تغییر کند. برخی تحلیلگران حتی این بحران را آغاز «بازآرایی اقتصادی پساغرب» میدانند؛ یعنی حرکت تدریجی بخشی از تجارت انرژی از محور آمریکا-اروپا به سمت آسیا و چین.
* اسدالله غلام پور پست دکترای اقتصاد نفت و انرژی
نظر شما