یادداشت اختصاصی از جواد نبوتی
هزینههای سنگین جنگ ترکیبی علیه ایران و ضرورت بازتعریف سیاستهای پایداری اقتصادی
در سالهای اخیر، مفهوم «جنگ ترکیبی» بیش از هر زمان دیگری در ادبیات امنیتی و اقتصادی ایران برجسته شده است. این نوع از جنگ، تلفیقی از ابزارهای سخت و نرم علیه یک ملت است؛ از فشار روانی و تحریم تا تحریک قومیتها و مدیریت رسانهای بحران. در واقع، میدان اصلی این نبرد، اقتصاد و روان جامعه است؛ هدف آن نیز فرسایش توان تولید ملی و شکستن اعتماد عمومی به نهادهای اقتصادی کشور است.
بر اساس مصاحبه اخیر علی لاریجانی، هدف نهایی آمریکا و اسرائیل از این جنگ ترکیبی «تجزیه ایران» عنوان شده است. از نگاه اقتصادی، چنین هدفی از مسیر تضعیف قدرت مالی دولت، اختلال در زنجیره تأمین داخلی، و برهمزدن نظم سرمایهگذاری دنبال میشود. این سه محور را میتوان بهعنوان اصلیترین مسیرهای هزینهسازی دشمن برای اقتصاد ایران دانست.
در پاسخ به این فشارها، تقویت تابآوری اقتصاد ملی از طریق سه محور کلیدی ضروری به نظر میرسد:
- تنوعبخشی به منابع ارزی و صادرات غیرنفتی برای کاهش آسیبپذیری بودجه؛
- ایجاد پیوند میان اعتماد اجتماعی و سیاستگذاری اقتصادی با شفافسازی تصمیمات مالی دولت؛
- کاهش هزینه مبادله داخلی از طریق دیجیتالیسازی و اصلاح نظام مالیاتی.
در نهایت، باید اذعان کرد که هزینه واقعی جنگ ترکیبی علیه ایران، فقط در رقم دلار و تورم خلاصه نمیشود. بخش مهمی از این هزینه در «تاخیر روانی جامعه نسبت به رشد و بهبود» نهفته است. هرقدر اعتماد عمومی به روند اصلاحات اقتصادی افزایش یابد، هزینه دشمن برای ادامه جنگ ترکیبی نیز بالاتر میرود.
به بیان دیگر، مقاومت در این جنگ، تنها با اقتصاد مقاومتی ممکن نیست، بلکه با اقتصاد اعتمادآفرین تکمیل میشود. ایران امروز در مرحلهای است که میتواند تجربه تلخ هزینههای این نبرد را به یک برنامه بلندمدت تبدیل کند؛ برنامهای برای اقتصادی که نهتنها در برابر فشارها مقاوم است، بلکه از دل تهدید، مزیت میسازد.
از دیگر نکات مهم سخنان علی لاریجانی برنامههای آنها تلاش برای تحریک برخی اقوام و ایجاد زمینههای تجزیهطلبی در کشور بود، بهطور مثال تلاش کردند با برخی گروهها در مناطق کردنشین ارتباط برقرار کنند و آنها را به اقدام علیه حکومت ترغیب کنند. در حالی که کردها قومی بسیار اصیل و ریشهدار در ایران هستند، ممکن است در طول زمان اختلافاتی وجود داشته باشد، اما این اقوام بهخوبی میدانند که آمریکا در کشورهای منطقه، از جمله در سوریه، چه رفتارهایی داشته است و به همین دلیل فریب چنین طرحهایی را نخوردند.
برخی مسئولان آمریکایی حتی با بعضی از این گروهها تماس گرفتند و وعده حمایت دادند، اما این وعدهها برای بسیاری روشن بود که فریبکارانه است و این سناریو نیز به نتیجه نرسید.
نظر شما