گفتگوی «صفحه اقتصاد» با عباسعلی حقانی نسب؛ تحلیلگر بازار سرمایه

جهش بزرگ جدید بورس تهران، در راه است؟!

بررسی تحولات بورس در هفته منتهی به ۱۲ دی ماه ۱۴۰۴

حقانی‌نسب، تحلیلگر ارشد بازار سرمایه: با تصمیمی که آقای پزشکیان، رئیس جمهور گرفته و نرخ ارزترجیحی حذف شده و آقای همتی هم که دوباره رئیس بانک مرکزی شده و اعتقاد به تک نرخی کردن ارز دارد، بقیه صنایع هم، مورد توجه بازار سرمایه قرار خواهند گرفت.

جهش بزرگ جدید بورس تهران، در راه است؟!
صفحه اقتصاد -

 در آخرین روز کاری بورس تهران در چهارشنبه ۱۰ دی ماه ۱۴۰۴، شاخص کُل بازار، با رشد ۴۸ هزار واحدی، به سطح ۴ میلیون و ۷۰ هزار واحد رسید. این در حالی است که در ماه های قبل و بعد از تحولات متنوع سال جاری، شاخص کل به زیر ۳ میلیون واحد رفته بود.

در مهر ماه سال جاری و پس از فعال شدن مکانیسم ماشه و بازگشت تحریم های بین المللی، توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد، برخی انتظار داشتند بورس، کم رونق شود، اما از همان زمان، رشد مناسبی را رقم زد و شاخص کل بورس، به بالای سطح مهم و حساس ۴ میلیون واحد فعلی رسیده است.

در گفتگوی «صفحه اقتصاد» با عباسعلی حقانی نسب (تحلیلگر بازار سرمایه و مدیر عامل شرکت سبدگردان هدف)، تحولات هفته گذشته بورس و این که آیا جهش بزرگ دیگری در بورس تهران، در راه است، مورد کند و کاو قرار گرفت که آن را می خوانید.

***

*بازار سرمایه و بورس، بازاری بوده که مورد توجه فعالان اقتصادی و مردم هست و در بعضی دوره ها، این بازار جذابیت و رونق بیشتری پیدا می کند. در ماه های اخیر و بعد از این که کشورهای اروپایی عضو برجام، درخواست فعال کردن مکانیسم اسنپ بک یا ماشه را به شورای امنیت سازمان ملل ارائه دادند و از ۶ مهرماه ۱۴۰۴، همه تحریم های شورای امنیت علیه ایران، دوباره به اجرا درآمدند، انتظار این بود که بورس دچار مشکل شود و نگرانی در مورد آینده بورس، وجود داشت.

با این حال، از زمان اجرای مکانیسم ماشه و برگشت تحریم های بین المللی، بورس تهران، رشد نسبتا بزرگی داشته است. جنابعالی این افزایش بزرگ و رشد بورس رو چطور تحلیل می کنید و این رشد بورس، بر چه مبنا اتفاق افتاده است؟

-در چهار سال اخیر، سرمایه گذاران فعال بورس خُرد، از بازار خارج شدند و بورس، دولتی تر شد، یا می توانیم بگوییم بورس، نهادی تر شد، یعنی بخشی از بازیگران بورس که قبلاً سرمایه گذاران عمده، حقیقی بودند، از بازار سهام رفتند و نقش سرمایه گذاران عمومی و نهادی برجسته تر شد؛ چه مدیریت بورس که در دست دولت است و چه شرکت های غیر دولتی.

در خصوص این که چرا بازار سرمایه، بعد از قضیه فعال شدن مکانیسم ماشه، رشد کرد، می توان گفت که در چهار سال گذشته، سهامداران خُرد که فروشنده بودند و خسته بودند، عملاً از بازار خارج شدند و به نحوی شناوری بازار کاهش پیدا کرد، یعنی سهامی که از کل سهام شرکت ها، برای فروش و معامله هست، خیلی کم شد و بازازر سرمایه ما، کوچکتر شد.

این یک نکته بود که بازار به دست سرمایه گذاران نهادی، افتاد و نکته دیگر این است که بورس، نسبت به بازارهای دیگر، یک جاماندگی داشت. سهام شرکت ها، علاوه بر این که از تورم و افزایش نرخ ارز، سود می برند، چون شرکت های بورسی، تولید دارند و عملکرد تولیدی دارند، یک سود دیگر از این محل اضافه می شود.

وقتی که بازارهای دیگر رشد کردند، در عمل بازار سرمایه، به دلیل تقویت سمت عرضه سهام، با یک جاماندگی هم روبرو بود. وقتی می گوییم بورس، منظورمان، بازار سهام است.

فرض دیگر این است که مکانیسم ماشه و اجرای آن، بیشترین تاثیرش را باید بر درآمدهای نفتی کشور می گذاشت، یعنی عملاً تحریم ها در حوزه نفت و بانک مرکزی و حوزه های نظامی و انرژی هسته ای تاثیرگذار است. شرکت های بورسی، به نحوی صادرات غیر نفتی را متولی گری می کنند. در نتیجه، در این شرایط، شرکت های بورسی تحت فشار قرار نمی گیرند.

گفتگوی «صفحه اقتصاد» با عباسعلی حقانی نسب؛ تحلیلگر بازار سرمایه

*آیا دلایل دیگری را هم در این زمینه می توان مطرح کرد؟

-بله؛ دولت هم به دلیل محدودیت های ارزی که در حوزه فروش نفت و انتقال پول فروش نفت و مشکل کمبود منابع ارزی را داشت، به سمت تک نرخی کردن ارز حرکت کرد. از این طریق، آن تقاضای کاذب که در حوزه واردات ایجاد می شود و ناشی از اختلاف نرخ ارز است، به نوعی از بین برود و دولت هم، بخشی از درآمدهایش تامین شود.

بر این اساس، رفتن به سمت سیاست تک نرخی ارز، به افزایش قیمت کالاهای شرکت های بورسی کمک می کرد. چرا که ارز این شرکت ها، در تالار اول مرکز مبادله ارز و طلا، معامله می شد.

از یک طرف، بحث بودجه هم مطرح است. همچنین نرخ رشد نقدینگی در کشور، قابل توجه است. همه این موارد، شرایطی را ایجاد کرد که بازار سرمایه، رشد کند. البته شرکت های نهادی، در زمینه سرمایه گذاری در بازارهای غیر مولد مثل بازارهای مسکن، طلا، ارز و موارد دیگر، محدودیت داشته و دارند و وقتی این شرکت ها، صاحب این منابع شدند، بالاخره بازار سهام، یکی از بازارهایی بود که مورد توجه قرار گرفت.

*آیا جنابعالی، خودتان احتمال می دادید که همزمان با فعال شدن مکانیسم ماشه، رشد بورس هم  اتفاق بیفتد و به طور خاص در مهر ماه یا اوایل آبان ماه امسال، تحلیل خودتان چه بود؟

-تحلیل ما این بود یک جنگ در خرداد ماه اتفاق افتاده ولی تا زمانی که جنگ دیگری اتفاق نیفتد و کشور به سمت جنگ نرود، شرایط بورس ما، شرایط خوبی خواهد بود ولی نکته اصلی این بود که در این زمینه مشکلاتی داشتیم ولی زمینه ها برای رشد بورس وجود داشت. البته نگرانی اساسی این بود که شرایط نه جنگ و نه صلح، جلوی رشد بورس را بگیرد.

*همزمان با رشد بورس در ماه های اخیر، قیمت ارز، طلا و قیمت واحدهای صندوق های طلای بورسی از مهرماه تا دی ماه جاری، افزایش قابل توجهی داشتند. افراد حرفه ای یا شرکت ها،  در این چند ماه، به چه دلیل منابع و پول خودشان را به طرف بورس بُردند و از این رشد نسبتاً بزرگ بورس استفاده کرده و سود کسب کردند؟

-به نظر من، افراد حرفه ای، همه منابع خودشان را به سمت بازار سهام نیاوردند. چون بازار سهام ما، بازار کوچکی است و شناوری واقعی بازار سهام، کمتر از ۴ درصد باشد، یعنی ۴ درصد بازار سهام، شناور است و فقط این مقدار از سهام، خرید و فروش می شود و حداقل یک بار در یک سال، گردش می کند. بقیه سهام که در دست سهامدار عمده و بلندمدت است و آن را نمی فروشد، یا سهام عدالت که اصلاً قابلیت فروش ندارند، شناور محسوب نمی شوند.

این که احساس کنیم نهادهای حرفه ای، همه منابع خودشان را به سمت بازار سهام، برده اند، این طور نبوده است. نهادهای حرفه ای، یک توزیع مناسب، بین طبقات دارایی های مختلف خودشان داشتند و سهم بورس و سهام را افزایش دادند وگرنه این طور نیست که این نهادهای حرفه ای، تمام منابع خودشان را به سمت بازار سهام آورده باشند.

در حقیقت، با توجه به شرایطی که می دیدند و این مولفه هایی که به آنها اشاره کردم، این نهادهای حرفه ای اعتقاد داشتند که میزان سهام از کل دارایی های خودشان را افزایش بدهند. اگر فرضاً میزان سهام آنها از کل دارایی ها، در حد  ۵۰ درصد یا ۴۰ درصد بوده، در حد ۱۰ درصد افزایش بدهند، یا ۲۰ درصد افزایش بدهند و سهم دارایی های دیگر را کاهش بدهند.

به همین دلیل، ما می بینیم ترکیبات پرتفوی دارایی شرکت ها، تغییرات شدیدی نبوده ولی از آنجا که بازار سهام ما، یک بازار کوچک است، با یک حرکت کوچک در معاملات، رشد بازار سهام شروع می شود. در چهار سال گذشته، هم شناوری بخشی از بورس ما، کاهش پیدا کرد و هم کوچکتر شد و هم دولتی تر و نهادی تر شد. چون شناوری بازار سهام، کاهش پیدا کرد.

برای مثال، یک شرکت از طریق صندوق بازارگردانی خودش یا از طریق سهامداران عمده خودش، در این چهار سال، سهامدار خُرد را خسته کرده و شناوری سهام را به ۳ درصد رسانده است.

وقتی شناوری سهام یک شرکت به ۳ درصد می رسد، فروشنده ای وجود ندارد و با یک خرید کوچک، رشد مناسبی اتفاق می افتد. کاهش شناوری سهام و عرضه کمتر سهام، یکی از عواملی است که محدودیت عرضه سهام را ایجاد کرد و عملاً باعث افزایش قیمت سهام می شود. چرا که حتی با یک افزایش تقاضای کوچک برای خرید سهام، قیمت سهام افزایش پیدا می کند.

گفتگوی «صفحه اقتصاد» با عباسعلی حقانی نسب؛ تحلیلگر بازار سرمایه

*در دوره ۲۵ ساله اخیر، تعداد ۴ بار جهش بزرگ در بورس و شاخص کل بورس تهران داشته ایم. اولین جهش در سال های ۱۳۸۲ و ۱۳۸۳ بوده. دومین جهش مربوط به سال های ۱۳۸۸ و ۱۳۸۹ می شود. سومین جهش بزرگ بورس در سال های ۱۳۹۱ و ۱۳۹۲ بوده. چهارمین جهش بورس در سال های ۱۳۹۷، ۱۳۹۸ و ۱۳۹۹ رخ داد و شاخص کل در مرداد ۱۳۹۹ به ۲ میلیون و ۷۸ هزار واحد رسید و شاخص کل تا چند سال در حالت رکود و کاهش بود.

بعد از چند سال از جهش سال ۱۳۹۹، دوباره بورس یک مقدار رشد کرده و شاخص کل، به بالای ۴ میلیون واحد فعلی آمده. در مجموع، هر چند سال، یکبار یک جهش بزرگ در بورس تهران داشته ایم. در حال حاضر و پس از رشد ماه های اخیر، آیا در ادامه جهش بزرگ جدیدی در بورس تهران که شبیه جهش های سال های ۱۳۹۲ و ۱۳۹۹ باشد، در حال وقوع هست یا نه؟

-جهش های بازار سرمایه، به جهش نقدینگی یعنی این که نقدینگی، آزاد شود و جهش های تورم و جهش های نرخ ارز، ربط دارد. حتی تغییرات دولت ها و شرایطی که ایجاد می شود، ربط دارد. چرا که ما یک قانون غلط داریم به اسم «قانون بانکداری بدون ربا». این قانون، عامل اصلی افزایش نرخ بهره و افزایش نقدینگی است.

دولت ها، نقدینگی خلق می کنند و برای این که اثرات تورمی، در دولت خودشان کمتر باشد، اثرات تورمی را با روش های مختلف مثل کنترل نرخ ارز و افزایش عرضه ارز و اقدامات دیگر، به سال های بعد، انتقال می دهند، یا انبار می کنند یا با افزایش نرخ بهره، انبار می کنند ولی آثار تورمی، همچنان ادامه دارد. با تغییر دولت و تغییر روسای بانک مرکزی یا تغییرات نرخ ارز یا تغییرات سیاست خارجی، تغییراتی در نرخ ارز یا کاهش هایی در نرخ بهره اتفاق می افتد یا جهش هایی در نقدینگی ای که خلق شده.

به همین دلیل، جهش ها در بازار سرمایه هم اتفاق می افتد. بازار سهام هم، یک دارایی است که هم تولید کننده کالاهای مختلف بوده و متاثر از افزایش نرخ ارز و نرخ تورم، نرخ اینها هم افزایش پیدا می کند و هم متاثر از تولید کالاها بوده و هم این که دارایی های زیرساختی مثل دارایی های تورمی مثل زمین و ماشین آلات دارند. وقتی که بخش عمده ای از منابع نقدی به سمت بازارهای غیر مولد می رود، بالاخره بخشی هم به سمت بازار سهام حرکت می کند.

در مقایسه با بازارهای دیگر، اگر چه با تاخیر ولی پیش بینی این است که ما شاهد این نوع جهش ها در بازار سهام باشیم. چرا که اول، جهش در بازارهای دیگر اتفاق می افتد و بعداً و با یک فاز تاخیری، بازار سهام هم، جهش قیمت را تجربه می کند و شاخص کل، رشد می کند.

ما اگر در داخل کشورمان، تنش قوی داخلی، نداشته باشیم و جنگ خارجی صورت نگیرد، می توانیم انتظار جهش در بورس تهران و شاخص کل را داشته باشیم. ضمن این که بازیگران آن، سهامداران خُرد و حقیقی نیستند.

*در روزهای گذشته و بعد از جهش بزرگ در قیمت های دلار و طلا و صندوق های طلا، در هفته گذشته، صندوق های طلا چند هزار میلیارد تومان خروج پول داشتند و صندوق های درآمد ثابت بیشترین جذب پول را در همین هفته قبلی و با رقمی حدود ۱۰ هزار میلیارد تومان داشتند.

به نظر شما، جدا از فعالیت حقوقی های، آیا ممکن است بخشی از پولی که از صندوق های طلا خارج می شود، به سمت بورس و خرید سهام برود؟

-جنس خرج پول صندوق های طلا و صندوق های کالایی، از نظر ریسک پذیری، به بازار سهام نزدیکتر است ولی این که چقدر به سمت بازار سهام برود، بحث دیگری است. چرا که شناوری بازار سهام، خیلی کمتر از بازار طلا و حتی کمتر از بازار بدهی بوده و ما نباید سهام غیرشناور را با سهام شناور، جمع کنیم.

برای مثلا الان می گویند شناوری بازار سهام معادل 100 میلیارد دلار است. در حالی که شناوری بازار سهام، در حد 4 یا 5 درصد این 100 میلیارد دلار است. بنابراین، بالاخره بخشی از آن خروج پول از صندوق های طلا، وارد بازار سهام می شود.

 برای بازار سهام، بحث تنش و جنگ اهمیت داشته و تاثیر منفی دارد. اگر این قابلیت پیش بینی پذیری باشد که جنگ اتفاق نمی افتد و ثبات، جای تنش داخلی را می گیرد، بزاار سهام، خیلی جای رشد دارد.

گفتگوی «صفحه اقتصاد» با عباسعلی حقانی نسب؛ تحلیلگر بازار سرمایه

*شاخص کل بورس، رکورد جدید ۴ میلیون و ۲۰۰ هزار واحد را زد و بعد یک مقدار کاهش پیدا کرد و در روز چهارشنبه ۱۰ دی ماه ۱۴۰۴، با رشد مناسبی به ۴ میلیون و ۷۰ هزار واحد بالا رفت. در روز چهارشنبه، گروه محصولات شیمیایی بورس تهران، بیشترین ورود پول را با حدود ۷۹۳ میلیارد تومان داشته است.

در رتبه های دوم و سوم ورود پول، گروه های چند رشته ای صنعتی و صنعت بانک بوده اند. آیا این گروه های بورسی، در شرایط بعد از فعال شدن مکانیسم ماشه، به درستی توانسته اند جذب پول داشته باشند و وضع آنها به واقعیت نزدیک است یا این که امکان دارد صنایع دیگر هم جذب پول زیادی در آینده داشته باشند؟

-صنایعی که از تغییرات نرخ ارز، تاثیر می گیرند، می توانند در بورس رشد مناسبی داشته باشند. این صنایع که به صنایع دلاری معروف هستند، با بحث تک نرخی شدن ارز، مورد توجه قرار می گیرند. از طرفیف با توجه به این که ارز ترجیحی 28 هزار تومانی حذف شده، صنایع ریالی هم، کم کم مورد توجه قرار می گیرند.

صنایعی که از رشد نقدینگی و رشد دارایی ها و افزایش تورمی، تاثیر می گیرند، می توانند رشد کنند. الان شما گفتید که جذب پول بهترین گروه بورسی در یک روز 790 میلیارد تومان بوده است. بازار سهام، اینقدر کوچک هست که با کمتر از یک هزار میلیارد تومان (یک همت)، با تغییرات قیمتی زیادی مواجه می شویم.

می شود مشخص کرد از زمانی که شاخص کل از حدود 2 میلیون و 800 میلیون واحد شروع به افزایش کرد، چقدر پول وارد بازار سهام شده. در مجموع، با ورود پول کمی که وارد بازار سهام شده، رشد خیلی زیادی در این بازار اتفاق افتاده است.

*پس به نظر شما، جدا از صنایع شیمیایی، صنایع دیگری هم جذاب خواهند بود که ورود پول داشته باشند؟

-با تصمیمی که آقای پزشکیان، رئیس جمهور گرفته و نرخ ارزترجیحی حذف شده و آقای همتی هم که دوباره رئیس بانک مرکزی شده و اعتقاد به تک نرخی کردن ارز دارد، بقیه صنایع هم، مورد توجه بازار قرار خواهند گرفت.

پیشنهاد سردبیر

آیا این خبر مفید بود؟

نتیجه بر اساس رای موافق و رای مخالف

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :

نظر شما

اخبار ویژه

آخرین اخبار