صفحه اقتصاد در گزارشی بررسی کرد:
مازوتسوزی؛ قربانی کردن «روشنایی» برای شعارهای زیستمحیطی
توقف ناگهانی مازوتسوزی در نیروگاههای کشور که با هدف کاهش آلودگی هوا معرفی شد، در عمل به موجی از خاموشیهای برنامهریزیشده و اختلال در فعالیتهای صنعتی انجامید؛ رخدادی که بار دیگر پرسشهایی جدی درباره نحوه مدیریت ذخایر سوخت و هماهنگی میان دستگاههای مسئول بهویژه وزارت نفت ایجاد کرده است.
در اواسط پاییز ۱۴۰۳ هیئت دولت با صدور دستوری کمسابقه، مازوتسوزی در سه نیروگاه مهم شازند اراک، منتظر قائم کرج و شهید محمد منتظری اصفهان را متوقف کرد. این تصمیم با تبلیغات گسترده به عنوان گامی بزرگ در مسیر حفاظت از محیطزیست معرفی شد، اما با آغاز فصل سرما، پیامدهای آن به شکل قطعیهای برق در نقاط مختلف کشور آشکار شد. بسیاری از کارشناسان معتقدند این اقدام بیش از آنکه حاصل یک برنامهریزی محیطزیستی باشد، نشانهای از چالشهای عمیقتر در تأمین سوخت نیروگاههاست؛ چالشی که نگاهها را به سمت عملکرد وزارت نفت و سیاستهای ذخیرهسازی سوخت معطوف کرده است.
غفلت از ذخایر راهبردی؛ زمستانی که از تابستان آغاز شد

بررسی روند تأمین سوخت نشان میدهد ریشه بخشی از بحران زمستانی را باید در سیاستهای تابستانی جستوجو کرد. طبق اصول پدافند غیرعامل، انتظار میرود در ماههایی که مصرف گاز خانگی کاهش مییابد، مخازن سوخت مایع نیروگاهها تکمیل شود تا در زمان اوج مصرف با کمبود مواجه نشوند. با این حال، برخی دادههای منتشرشده حکایت از آن دارد که سطح ذخایر گازوئیل نیروگاهها در شهریور ۱۴۰۴ نسبت به سال قبل کاهش محسوسی داشته است؛ موضوعی که نگرانیها درباره آمادگی کشور برای فصل سرما را افزایش داد.
منتقدان میگویند اگر ذخیرهسازی بهموقع انجام میشد، قطع گاز نمیتوانست به سرعت شبکه برق را تحت فشار قرار دهد. در مقابل، برخی تحلیلها حاکی از آن است که بخشی از فرآوردهها برای تأمین منابع مالی صادر شده و همین مسئله انعطافپذیری سیستم انرژی را کاهش داده است. در چنین شرایطی، توقف مازوتسوزی هرچند از منظر زیستمحیطی قابل دفاع بود، اما بدون سوخت جایگزین کافی، نیروگاهها را در موقعیتی دشوار قرار داد.
مازوت پرگوگرد و پروژههای نیمهتمام پالایشی
یکی دیگر از محورهای انتقاد، به کیفیت مازوت تولیدی در کشور بازمیگردد. گزارشها نشان میدهد میزان گوگرد این سوخت در برخی موارد بالاتر از استانداردهای متداول جهانی است؛ مسئلهای که استفاده از آن را بهویژه در نزدیکی کلانشهرها با حساسیتهای زیستمحیطی همراه کرده است. طی سالهای گذشته، بودجههایی برای توسعه واحدهای گوگردزدایی در پالایشگاهها اختصاص یافته، اما سرعت اجرای برخی پروژههای ارتقایی کمتر از انتظار ارزیابی میشود.
کارشناسان انرژی معتقدند این وضعیت نوعی دوگانگی در سیاستگذاری ایجاد کرده است: از یک سو، نگرانی درباره آلودگی هوا و سلامت عمومی وجود دارد و از سوی دیگر، محدودیت در تولید سوخت پاکتر، گزینههای دولت را کاهش میدهد. نتیجه چنین شرایطی، شکلگیری دوراهی دشواری است که یا به تشدید آلودگی منجر میشود یا خطر کمبود برق را افزایش میدهد؛ وضعیتی که بسیاری آن را حاصل سالها تأخیر در نوسازی زیرساختهای پالایشی میدانند.
خاموشیهایی فراتر از خانهها؛ فشار بر بخش تولید

قطعی برق تنها به مصرفکنندگان خانگی محدود نماند و بخش صنعت نیز از آن متأثر شد. صنایع کوچک و متوسط که معمولاً توان سرمایهگذاری در تجهیزات تولید برق اضطراری را ندارند، در برخی مناطق ناچار به کاهش یا توقف فعالیت شدند. فعالان اقتصادی هشدار میدهند تکرار چنین اختلالهایی میتواند زنجیره تأمین را با مشکل مواجه کرده و هزینههای تولید را افزایش دهد.
برآوردهای غیررسمی نشان میدهد هر ساعت توقف در واحدهای صنعتی میتواند زیان قابل توجهی به اقتصاد وارد کند. در این میان، این پرسش مطرح است که آیا هزینههای ناشی از کمبود سوخت و خاموشیها در نهایت به بازار کار و رشد اقتصادی منتقل نمیشود؟ برخی تحلیلگران بر این باورند که مدیریت ریسک در حوزه انرژی باید بهگونهای باشد که صنایع در برابر نوسانات فصلی آسیب کمتری ببینند.
چالش هماهنگی میان وزارتخانهها
موضوع دیگری که در تحلیلها برجسته شده، میزان هماهنگی میان نهادهای مسئول در حوزه انرژی است. تأمین سوخت نیروگاهها، مدیریت شبکه برق و برنامهریزی برای مصرف، نیازمند همکاری نزدیک وزارت نفت و وزارت نیرو است. با این حال، رخدادهای اخیر این گمانه را تقویت کرده که سازوکارهای هماهنگی هنوز به سطح مطلوب نرسیده و تصمیمهای بخشی میتواند پیامدهای گستردهای در پی داشته باشد.
برخی کارشناسان پیشنهاد میکنند ایجاد یک اتاق فرمان مشترک برای مدیریت زمستان و تابستان، میتواند از بروز تصمیمهای ناهمسو جلوگیری کند. به باور آنان، امنیت انرژی تنها به تولید بیشتر محدود نمیشود، بلکه به پیشبینی، ذخیرهسازی و تعامل نهادی نیز وابسته است؛ عواملی که در صورت ضعف، حتی سیاستهای درست را با چالش مواجه میکنند.
توقف مازوتسوزی؛ سیاست محیطزیستی یا جابهجایی بحران؟
مدافعان توقف مازوتسوزی آن را اقدامی ضروری برای کاهش آلودگی میدانند، اما منتقدان میگویند اجرای چنین سیاستی بدون آمادهسازی زیرساختها، عملاً بحران را از حوزهای به حوزه دیگر منتقل کرده است. وقتی گاز کافی در دسترس نباشد و ذخایر گازوئیل نیز محدود باشد، حذف یکی از گزینهها میتواند شبکه انرژی را خراب کند.
در نهایت، آنچه از زمستان ۱۴۰۴ برجای مانده، بحثی جدی درباره اولویتبندی در سیاست انرژی کشور است. بسیاری از ناظران معتقدند توازن میان سلامت محیطزیست، پایداری شبکه برق و ملاحظات اقتصادی نیازمند برنامهای بلندمدت و شفاف است. بدون چنین نقشه راهی، هر تصمیم اگر با نیت مثبت اتخاذ شودممکن است به پیامدهای پیشبینینشده منجر شود.
نظر شما