اثرات جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران بر امنیت غذایی جهان فراتر از کمبود کود است
گفتنی است که اثرات منفی جنگافروزی آمریکا بر امنیت غذایی جهان، بسیار فراتر از کاهش چند هفتهای عرضه کود شیمیایی است.
اسحاق بندانی، رئیس گروه کشاورزی اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران با حضور در برنامه میز اقتصاد شبکه خبر با تأکید بر اینکه تنگه هرمز، تنها یک گذرگاه انرژی نیست، اظهار داشت: این تنگه، یکی از حساسترین نقطههای وصل جغرافیای سیاسی و گلوگاه حمل و نقل و انتقال انواع مواد اولیه بهویژه کود شیمیایی بهعنوان مهمترین نهاده کشاورزی است و اختلالی که به علت جنگافروزی آمریکا ایجاد شده است، نه تنها در هفتههای پیش رو، بلکه در ماههای آینده نیز تأمین غذای جهانی را با خطر روبرو خواهد کرد.
پرسش: آقای بندانی؛ عددهای عجیب و غریبی درباره افزایش قیمت کود اوره منتشر میشود که تا دو برابر رقمهای قبل از تجاوزگری آمریکا است. آیا این موضوع، ارتباط بین تنگه هرمز با امنیت غذایی در جهان را نشان میدهد؟
بندانی: تنگه هرمز را فقط یک گذرگاه انرژی نباید دید. این تنگه، یکی از حساسترین نقطههای وصل جغرافیای سیاسی، حمل و نقل، کود، انرژی و امنیت غذایی است. اینکه شما بفرمایید که از تنگه هرمز چقدر غذا عبور داده میشود، در حوزه کالای فلهای خشک، یک چیزی حدود دو درصد یا در حوزه کانتینری، حدود سه درصد و در حوزه کالاهای کانتینری غذایی، پانزده درصد است و اهمیت زیادی نخواهد داشت. اینجا اهمیت خود را نشان نمیدهد، اما تولید اوره به شدت به گاز طبیعی وابسته بوده و برای یک تن آمونیاک، حدود بیست و هشت تا سی و سه میلیون بی تی یو گاز، نیاز است.
شما تجارت گاز ال ان جی را در تنگه ملی هرمز ما ببینید که چقدر است؛ حدود نوزده تا بیست و دو درصد ال ان جی از این مسیر میرود و وقتی مختل شود، صنعتهای پاییندست هم مختل میشوند. پس از آن، مسیر آمونیاک هم دچار مشکل میشود. یعنی انرژی، موجب میشود که مسیر تأمین کودهای نیتروژنی، تأثیر بپذیرد.
مسئله تجارت این مواد هم درگیر است. حدود سی تا سی و سه درصد تجارت دریایی این کودها از خلیج همیشه فارس عبور میکند. این عدد در اوره، چیزی حدود سی درصد، در آمونیاک، بیست و پنج تا سی درصد و در فسفات، حدود بیست و پنج درصد است. یعنی تنگه هرمز، علاوه بر اینکه روی انرژی تأثیر میگذارد، حدود یکسوم نهادههای پایه محصولهای کشاورزی را بهطور مستقیم، تحت تأثیر قرار میدهد.
اگر بررسی کنید، در این مدت شما میبینید که چهل و شش درصد در قیمت نفت برنت، افزایش بوده، اما در اوره که قبل از جنگافروزی آمریکا حدود چهارصد تا چهارصد و شصت دلار بود، این عدد به هفتصد تا هفتصد و پنجاه دلار رسیده، یعنی پنجاه تا هفتاد درصد افزایش یافته است.
پرسش: محدود شدن دسترسی کشاورزان به این کودها یا افزایش قیمت یا کمیاب شدن آن، چقدر در تولید محصولهای کشاورزی اثر میگذارد؟
بندانی: در کشاورزی جدید، بین پانزده تا چهل و پنج درصد هزینههای کشاورزی به کود و انرژی وابستگی دارد که عدد کمی نیست. وقتی تأمین این مواد با بحران و تنش روبرو شود، یا باید افزایش هزینه را بپذیرد یا این هزینه را به مصرفکننده جهانی منتقل کند یا باید مصرف کاهش یابد. کاهش تولید در مرحله نخست به علت وجود ذخیرههای قبلی، اثر خود را در قیمت میگذارد، اما در مرحلههای بعد، دسترسی را دچار مشکل میکند.
موضوع در بخش سوم، بحرانیتر از این میشود و دیگر چیزی نیست که شما ذخیره کنید. این موضوع در کشاورزی که وابسته به فصلها و اقلیم است، اگر کشت در فصل مناسب انجام نشود، دیگر کمبود غذا به بحران جدی جهانی تبدیل میشود.
پرسش: کشورهای منطقه خلیج فارس از نظر امنیت غذایی، چقدر از این قضیه تأثیر میپذیرند؟
بندانی: از نظر مشکلهای سرزمینی که اینها دارند، منابع آبی و وابستگی مستقیم به غلهها، نهادهها و پشتیبانی این مواد در حدی که هر روز دویست و هفتاد و چهار هزار تن کالا باید به بندر جبلعلی یا بندر خلیفه وارد شود و اکنون مختل شده است، با مشکلهای بسیار جدی روبرو میشوند.
اماراتیها هشتاد درصد محصولهای کشاورزی لازم خود را وارد میکنند و این آمارها یک دورنمای وحشتناک برای آنها است که در عرصههای امنیت غذایی و کشاورزی، این اثر بهطور آرام در شش تا نه ماه آینده، خود را نشان خواهد داد.
شما تصور کنید که ما در زمان برفی بودن اردبیل، همزمان در جیرفت و خوزستان، محصولهای صیفی برداشت میکنیم و این ویژگیهای سرزمینی ما است که تابآوری ما را نشان میدهد، اما کشورهای عربی منطقه خلیج فارس، چنین ویژگیهایی را ندارند.
پرسش: قیمت در کارخانههایی که این کودها را تولید میکنند، افزایش مییابد و ذخیرههای کشاورزی که باید اینها را تهیه کند، از بین میرود؛ وقتی وضع عادی میشود، بازگشت قیمت اینها چگونه است؟
بندانی: بازگشت قیمت به این سرعت نیست. ظرفیتهای تولید از دست رفته است و در یک شب، ایجاد نمیشود. اگر بخواهند تا این ظرفیتها را برگردانند، بهخصوص وقتی فصل کشت را از دست دادهاند، برنمیگردد. وقتی اقلیم و فصل کشت را از دست دادهاند و امکان جبران آن تا سال آینده وجود ندارد، پس حداقل باید یک سال را در بحران بگذرانند. این، پیامدهای اجتماعی بسیار وحشتناک دارد.
حتی در کشورهای اروپایی که مواد را بهطور مستقیم از تنگه هرمز دریافت نمیکند، این وضع، اثر خود را روی انرژی، گاز، کود، گلخانه، خوراک دام و صنعتها میگذارد و اینطور نیست که همین امسال، بحران برای آنها پایان یابد.
نظر شما