"صفحه اقتصاد" گزارش می دهد:
جنگ اقتصادی در آسمان؛ جنگ در هرمز کافی نبود، حالا نوبت بستن مسیرهای هوایی ایران است
فشار اقتصادی بر ایران وارد مرحله تازهای شده است؛ پس از ماهها درگیری و اختلال در مسیرهای انرژی و تجارت منطقه، اکنون محدودیتهای پروازی یکی پس از دیگری در حال افزایش است؛ از توقف پذیرش پروازهای ایرانی در بغداد و مسقط تا تعلیق برخی مسیرهای ایرانایر به جمهوری آذربایجان و توقف پروازهای ماهان در شماری از مسیرهای خارجی.
صفحه اقتصاد - مجموعهای از تصمیمها که در کنار تحریمهای تازه آمریکا علیه صنعت هوانوردی ایران، این پرسش را جدیتر کرده است که آیا میدان فشار اقتصادی از دریا به آسمان منتقل شده است؟
از تنگه هرمز تا فرودگاههای منطقه
در تازهترین تحول، مجید اخوان، سخنگوی سازمان هواپیمایی کشوری اعلام کرد که ، فرودگاه بغداد از روز سه شنبه 31 شهریورپذیرش پروازهای ایرانی را متوقف میکند و رایزنی برای انتقال پروازهای مقصد بغداد به نجف در جریان است. همزمان پذیرش مسافران ایرانی در فرودگاههای عمان نیز متوقف شده و مذاکرات برای حل این مسئله ادامه دارد. سازمان هواپیمایی از مسافران خواسته است پیش از عزیمت، وضعیت پرواز خود را از شرکت هواپیمایی یا آژانس مربوطه پیگیری کنند.
این اتفاق در حالی رخ میدهد که جمهوری آذربایجان نیز مجوز برخی پروازهای ایرانایر در مسیرهای تهران–باکو–تهران و تبریز–باکو–مشهد را از ۲۲ سپتامبر تا اطلاع ثانوی تعلیق کرده است.
از سوی دیگر، ماهان اعلام کرده بود پروازهای خود از ایران به استانبول و آنکارا و بالعکس را از ۳۰ شهریور متوقف میکند و پرواز تهران–مسقط این شرکت نیز از ۲۶ شهریور لغو شده است. با این حال، این توقفها به معنای بستهشدن کامل مسیرهای ایران به ترکیه و عمان نبوده و برخی شرکتهای دیگر همچنان در مقاطعی این مسیرها را عرضه کردهاند.
فشار اقتصادی؛ این بار از مسیر هوانوردی
این تحولات را نمیتوان جدا از تشدید فشارهای اقتصادی آمریکا علیه صنعت هوانوردی ایران بررسی کرد. وزارت خزانهداری آمریکا در ۸ سپتامبر از تحریم ۳۶ هدف مرتبط با صنعت هوانوردی ایران خبر داد و اعلام کرد این اقدام بخشی از عملیات موسوم به انزوای اقتصادی است. واشنگتن مدعی است شرکتهای هدف در انتقال تجهیزات، نیرو و محمولههای مرتبط با ایران نقش دارند.
در همین چارچوب، فایننشال تایمز نیز گزارش داده است که فشارهای جدید آمریکا بر زیرساختهای پشتیبان شرکتهای هواپیمایی ایرانی، از جمله خدمات زمینی و نمایندگان فروش، به کاهش پروازهای بینالمللی ایران منجر شده است.
بنابراین آنچه امروز در آسمان ایران دیده میشود صرفاً لغو چند پرواز نیست؛ مسئله، محدودتر شدن تدریجی شبکه ارتباط هوایی ایران با جهان است؛ شبکهای که برای تجارت، گردشگری، جابهجایی نیروی انسانی، انتقال کالا و حتی دسترسی شهروندان به مسیرهای ترانزیتی اهمیت دارد.
از جنگ هرمز تا جنگ بر سر اقتصاد
در ماههای اخیر، تنگه هرمز به یکی از مهمترین کانونهای فشار بر اقتصاد منطقه تبدیل شده و اختلال در مسیرهای دریایی، صادرات انرژی و حملونقل بینالمللی را تحت تأثیر قرار داده است. رویترز نیز گزارش داده که جنگ و انسداد مسیرهای دریایی، صادرات نفت و گاز و تجارت منطقه را بهشدت مختل کرده است.
اما اگر فشار دریایی نتوانسته اقتصاد ایران را از حرکت بازدارد، اکنون فشار در حال گسترش به سایر شریانهای ارتباطی است؛ از تحریم هواپیمایی و محدودیت خدمات فرودگاهی گرفته تا دشوارتر شدن دسترسی شرکتهای ایرانی به مسیرهای بینالمللی.
در این میان، حمله مرگبار به مدرسه شجره طیبه میناب نیز همچنان یکی از مهمترین نقاط مناقشه جنگ است. یک هیأت حقیقتیاب مورد حمایت سازمان ملل در گزارش اخیر خود اعلام کرده که «دلایل معقولی» برای باور به ارتکاب جنایت جنگی توسط آمریکا در حملات به یک مدرسه در میناب و یک مجموعه ورزشی در لامرد وجود دارد؛ در مقابل، مقامهای آمریکایی مسئولیت عمدی حمله به مدرسه را رد کردهاند.
هدف، فقط هواپیما نیست
وقتی یک کشور با محدودیت دسترسی به بنادر، اختلال در تجارت دریایی، تحریم شرکتهای هواپیمایی و محدود شدن مسیرهای پروازی روبهرو میشود، اثرات آن از صنعت حملونقل فراتر میرود. هزینه سفر، تجارت خارجی، گردش سرمایه، فعالیت شرکتها، جابهجایی نیروی متخصص و حتی دسترسی مردم به بازارهای منطقهای تحت تأثیر قرار میگیرد.
به همین دلیل، میتوان موج تازه محدودیتهای هوایی را بخشی از یک فشار اقتصادی چندلایه دانست؛ فشاری که از میدان نظامی و تنگه هرمز به زیرساختهای ارتباطی و اقتصادی سرایت کرده است.
اگر جنگ نتوانسته اقتصاد ایران را از حرکت بازدارد، اکنون تلاش برای محدود کردن شریانهای هوایی و دریایی میتواند به معنای انتقال میدان تقابل از «جنگ مستقیم» به «فرسایش اقتصادی» باشد؛ جایی که هزینه اصلی آن در نهایت فقط متوجه شرکتهای هواپیمایی نیست، بلکه میتواند به مسافر، تولیدکننده، واردکننده، صادرکننده و در نهایت زندگی روزمره مردم منتقل شود.