گزارشی از آغاز دور جدید جنگ شناختی آمریکا و اسراییل علیه ایران؛

پروژه جدید علیه ایران؛ چرا ادعای بی‌سند ترامپ دوباره احیا شد؟

رسانه‌های رژیم صهیونیستی با طرح ادعای جدید مبنی بر ارائه اطلاعات تل‌آویو به واشنگتن در خصوص «اعدام گسترده معترضان» در ایران، یک گام دیگر در جنگ روایت‌ها علیه جمهوری اسلامی ایران برداشتند. هدف نه افشای حقیقت، بلکه تثبیت یک روایت ساختگی و استفاده از آن در تحریم‌ها و فشارهای حقوقی آینده است.

پروژه جدید علیه ایران؛ چرا ادعای بی‌سند ترامپ دوباره احیا شد؟
صفحه اقتصاد -

رسانه های رژیم صهیونیستی با طرح ادعای جدید در خصوص ارائه اطلاعات از سوی تل‌آویو به دولت آمریکا پیرامون «اعدام گسترده معترضان در ایران»، حلقه تازه‌ای از زنجیره جنگ روایت‌ها علیه جمهوری اسلامی ایران را کلید زده اند. طرح مجدد گزاره «اعدام» و بازنشر وسیع  آن در رسانه های فارسی معاند آن هم با ادبیاتی قطعی و بدون ارائه هرگونه سند مستقل و قابل راستی‌آزمایی، نشان می‌دهد که هدف اصلی نه کشف حقیقت، بلکه تثبیت یک روایت ساختگی در حافظه رسانه‌ای غرب است؛ روایتی که بتواند در آینده، مبنای تحریم‌های جدید، قطعنامه‌های سیاسی و حتی اقدامات حقوقی یا امنیتی قرار گیرد.
تحولات اخیر در حوزه جنگ روایت‌ها میان جمهوری اسلامی ایران و محور آمریکا–اسرائیل بار دیگر نشان داد که مسئله «حقوق بشر» نه یک دغدغه واقعی، بلکه ابزاری کارکردی در منظومه فشار حداکثری علیه ایران است. در این چارچوب، رفتار و گفتار دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور سابق آمریکا، نمونه‌ای گویا از تلاش برای مدیریت شکست‌های میدانی از طریق عملیات روانی و تولید گزاره‌های غیرواقعی محسوب می‌شود.
ترامپ پس از آنکه برخلاف لفاظی‌های اولیه، از وعده حمایت نظامی مستقیم از اغتشاشگران عقب‌نشینی کرد، تلاش نمود این عقب‌گرد را با طرح ادعایی کذب درباره قصد ایران برای «اعدام بیش از ۸۰۰ معترض» و انصراف از آن در نتیجه تهدیدات شخصی خود، توجیه کند. در همان مقطع نیز روشن بود که این گزاره نه یک خطای لفظی یا اغراق رسانه‌ای، بلکه بخشی از یک طراحی آگاهانه با کارکرد دوگانه است: از یک‌سو پوشاندن ناتوانی آمریکا در تبدیل اغتشاشات به یک بحران امنیتی مهارنشدنی، و از سوی دیگر کاشتن یک «بذر دروغ» برای بهره‌برداری‌های آتی در سطوح حقوقی، رسانه‌ای و دیپلماتیک.
اکنون گزارش رسانه های اسرائیل‌ی را باید دقیقاً در امتداد همان پروژه تحلیل کرد. تکرار ادعای «اعدام معترضان» با ادبیاتی قاطع، بدون ارائه مستندات معتبر، نشان‌دهنده تداوم یک عملیات ادراکی هماهنگ میان واشنگتن و تل‌آویو است. عملیاتی که هدف آن اقناع افکار عمومی نیست، بلکه عادی‌سازی یک دروغ و تبدیل آن به «واقعیت مفروض» در فضای تصمیم‌سازی غربی است.
نکته قابل توجه آن است که این فضاسازی‌ها در شرایطی دنبال می‌شود که علی‌رغم تهدیدها، تطمیع‌ها و لابی‌گری‌های گسترده آمریکا و متحدانش، قطعنامه محکومیت ایران در شورای حقوق بشر با رأیی ضعیف و شکننده به تصویب رسید. این واقعیت، نشانه‌ای روشن از کاهش قدرت اقناع روایت غربی و تردید جدی بسیاری از کشورها نسبت به ادعاهای مطرح‌شده است. بخش مهمی از این تردید، ریشه در حجم بالای جنایات بی‌سابقه‌ای دارد که در جریان اغتشاشات اخیر توسط عناصر سازمان‌یافته و وابسته به شبکه‌های مورد حمایت آمریکا و اسرائیل صورت گرفت؛ جنایاتی که بنا بر آمارها، به شهادت حدود ۲۶۰۰ نفر از نیروهای حافظ امنیت و شهروندان عادی انجامید و با صحنه‌هایی کم‌سابقه از مثله‌کردن، سوزاندن و حملات کور همراه بود.
در چنین بستری، تلاش برای معکوس‌سازی جای شهید و جلاد، نه‌تنها فاقد اعتبار اخلاقی است، بلکه از منظر راهبردی نیز با محدودیت جدی مواجه شده است. ادعای رسانه های اسراییلی درباره وجود «شواهد قاطع» از اعدام معترضان، بدون ارائه اسناد مستقل و قابل بررسی، بیش از آنکه یک افشاگری اطلاعاتی باشد، بخشی از عملیات روانی مشترک دو بازیگری است که خود در زمره بدنام‌ترین ناقضان حقوق بشر در جهان قرار دارند. کارنامه رژیم صهیونیستی در کشتار غیرنظامیان، مشروعیت هرگونه ادعای اخلاقی از سوی این رژیم را از اساس زیر سؤال می‌برد.
از منظر راهبردی، می‌توان گفت که آمریکا و اسرائیل در حال گذار از مرحله «بی‌ثبات‌سازی میدانی» به «فشار حقوقی–روایتی» هستند. ناکامی در ایجاد فروپاشی اجتماعی یا شکاف امنیتی پایدار در داخل ایران، آن‌ها را ناگزیر ساخته تا با جعل، بزرگ‌نمایی و تکرار دروغ، هزینه‌های سیاسی و بین‌المللی را جایگزین دستاوردهای از دست‌رفته میدانی کنند. با این حال، تجربه اخیر نشان می‌دهد که ظرفیت این ابزار نیز محدود است و در برابر واقعیت‌های عینی، به‌ویژه افشای نقش شبکه‌های خشونت‌طلب وابسته به غرب، کارایی خود را به‌تدریج از دست می‌دهد.
آنچه تعیین‌کننده خواهد بود، نه حجم دروغ‌های تکرارشونده، بلکه توان بازیگران در تثبیت روایت مبتنی بر واقعیت، مستندسازی حقوقی جنایات واقعی و فعال‌سازی دیپلماسی روایت در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی است؛ عرصه‌ای که به نظر می‌رسد معادلات آن، برخلاف تصور طراحان جنگ روانی، دیگر یک‌سویه و قابل کنترل نیست. 

پیشنهاد سردبیر

آیا این خبر مفید بود؟

نتیجه بر اساس رای موافق و رای مخالف

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :

نظر شما

اخبار ویژه