بازیگری که صحنه سیاست را با سیرک اشتباه گرفت
حضور ولودیمیر زلنسکی در داووس، بیش از آنکه نشانی از دیپلماسی باشد، صحنهای از تقلای سیاسی برای بقا بود؛ تقلایی آمیخته با فرافکنی، بهرهبرداری احساسی و تلاش برای پنهانسازی فساد، در جهانی که نشانههای خستگی از این نمایش پرهزینه را آشکارا بروز داده است.
زلنسکی در شرایطی در داووس ظاهر شد که یک سال از پایان رسمی دوره ریاستجمهوریاش گذشته و استمرار حضور او در قدرت، بحران مشروعیت سیاسی را به مسئلهای پررنگ در اوکراین بدل کرده است. سخنان او نه معطوف به ترسیم افق خروج از جنگ، بلکه متمرکز بر تحریک احساسات و طرح ادعاهای حقوق بشری بود که با واقعیتهای میدانی و کارنامه سیاسیاش همخوانی ندارد. مداخلهجویی لفظی در موضوعات فرامنطقهای، از جمله ایران، تلاشی برای تغییر دستورکار افکار عمومی و انحراف توجه از بنبست جنگی است که اوکراین و حامیان غربیاش را درگیر کرده است. در داووس، زلنسکی بیش از هر چیز کوشید نشان دهد هنوز بازیگری ضروری است، حال آنکه نشانههای بیاعتنایی و سردی مخاطبان حکایت از کاهش سرمایه سیاسی او دارد.
فساد ساختاری و فرسایش اعتماد غرب
طی ماههای اخیر، گزارشهای متعدد از انتقال میلیاردها دلار از کمکهای نظامی و مالی غرب به حساب مقامات نزدیک به زلنسکی منتشر شده است. افشای املاک گسترده خانواده او در اوکراین و سایر کشورها، تصویر رهبری درگیر فساد ساختاری را تقویت کرده و مشروعیت اخلاقی ادعاهایش را زیر سؤال برده است. تداوم جنگ، به ابزاری برای توجیه این روند بدل شده و داووس فرصتی برای پوشاندن این رسواییها تلقی میشود. تغییر تاکتیک از اتهامزنیهای نظامی به ایران به ژستهای بهظاهر انساندوستانه نیز نشان میدهد ادعاهای پیشین کارکرد خود را از دست داده و نیاز به روایتسازی جدید احساس شده است.
فرسودگی جهانی از جنگ نیابتی
پیشینه زلنسکی در عالم نمایش، به سیاست نیز سرایت کرده و نتیجه آن چهار سال جنگی است که به نیابت از ناتو، امنیت بینالمللی را متزلزل کرده است. هزینههای سنگین مالی این جنگ، فشار اقتصادی بیسابقهای بر اروپا و آمریکا وارد آورده و بخشی از بحرانهای کنونی این کشورها را رقم زده است. دوگانگی رفتاری زلنسکی، که همزمان از صلح سخن میگوید و بر طبل جنگ میکوبد، اعتماد بازیگران بینالمللی را فرسوده است. گرایش برخی کشورها به پذیرش واقعیتهای میدانی و کاهش حمایت بیقیدوشرط از کییف، نشانهای از پایان تحمل این وضعیت است.
باجخواهی سیاسی و همسویی پرهزینه
سخنان زلنسکی در داووس، حامل رویکردی مبتنی بر تحقیر اروپا و تهدید غیرمستقیم آن بود؛ رویکردی که هدفش تداوم باجخواهی و جبران فقدان توان دفاعی بومی اوکراین است. زلنسکی در حالی نسخه اقدام علیه ایران میپیچد که توان دفاعی بومی ایران، به اذعان جهانیان، نیازمند اتکا به بیگانگان نیست. سکوت او درباره غزه، همزمان با طرح ادعاهای حقوق بشری، تهیبودن این ژستها را عیان کرد. همسویی آشکار با خواستههای آمریکا و اسرائیل، تصویری از سیاستی وابسته و پرهزینه ارائه میدهد که ثبات جهانی را قربانی بقای فردی کرده است.
نظر شما