عجیب ترین واگذاری در پارس جنوبی؛ پیمانکاری با پرونده خلعید، متولی فشارافزایی فاز ۱۹ شد
در حالی که شرکتهای تراز اول نفت و گاز ایران با دهها سال تجربه در پارس جنوبی، با پیشنهادهای فنی و مالی بالاتر از برآورد کارفرما، از مناقصه فشارافزایی فاز ۱۹ کنار گذاشته شدند، ناگهان پیمانکاری که در کارنامه خود «خلعید» از دو پروژه مهم و پروندههای باز حقوقی را یدک میکشد، با کمترین قیمت و امتیاز فنی ۵۵.۵، برنده این مگاپروژه ۲۸۱ میلیون دلاری شد؛ اتفاقی که کارشناسان آن را استراتژی «زخمی کردن پروژههای ملی» و ورود به فرآیندهای فرسایشی قضایی مینامند.
در حالی که پروژههای حیاتی پارس جنوبی نیازمند حضور شرکتهای تراز اول و دارای سوابق درخشان است، مگاپروژه ۲۸۱ میلیون دلاری فاز ۱۹ در عین ناباوری به بونیزسازهای واگذار شد که در سوابق خود «خلعید» و «پروندههای باز حقوقی» فراوانی را یدک میکشد.
به نقل از نفت ما، شرکت بونیزسازه که پیشتر عملکرد آن در دو پروژه متعلق به شرکتهای پتروشیمی فنآوران و نفت فلات قاره به عنوان پروندههای باز و خلعید رو شده بود، در مناقصه پروژه فشارافزایی فاز ۱۹ پارس جنوبی نیز شرکت کرد؛ مناقصهای که شرکت نفت و گاز پارس برای آن برآوردی معادل ۲۸۱ میلیون دلار ارائه داده است.
با توجه به جهش چشمگیر قیمت فولاد و تجهیزات، مشخص بود که این برآورد برای بسیاری از شرکتهای توانمند نیز جذابیت محدودی دارد؛ از همین رو، شرکتهای حاضر در مناقصه برای دستیابی به سود متعارف و اجرای پروژه، پیشنهادهای بالاتری ارائه کردند.
در این میان، پتروپارس(بزرگترین شرکت اکتشاف و تولید که نیمی از پارس جنوبی را ساخته است) رقم ۲۸۲ میلیون دلار، پترومبینسازه ۳۹۷ میلیون دلار، نیرپارس ۳۳۴ میلیون دلار و جهانپارس ۴۵۰ میلیون دلار پیشنهاد دادند.
همچنین آبادراهان با عدد ۲۵۳ میلیون دلار و انرشیمی با ۳۳۴ میلیون دلار وارد رقابت شدند. اما پایینترین پیشنهاد متعلق به بونیزسازه بود که رقم ۲۳۳ میلیون دلار را برای اجرای این پروژه ارائه کرد.
در ظاهر، بر اساس رقم پیشنهادی، بونیزسازه باید در موقعیت برتری قرار میگرفت؛ اما برای برندهشدن در مناقصه، لازم بود امتیاز فنی این شرکت بیش از ۵۵ باشد. درست در همین نقطه، شائبه اصلی شکل گرفت؛ چراکه ناگهان امتیاز ۵۵.۵ برای بونیزسازه ثبت شد تا مانع حقوقی برای برندهشدن آن وجود نداشته باشد.
اگرچه همهچیز در ظاهر در چارچوب ضوابط مناقصه قابل توجیه به نظر میرسد، اما بونیزسازه چگونه حاضر شده پروژهای را با رقمی بسیار کمتر از برآورد کارفرما بپذیرد؛ آنهم در شرایطی که اجرای چنین طرحی میتواند برای آن با زیانهای سنگین همراه باشد؟
چرا شرکتهای مطرح و صاحب نام در مرحله ارزیابی فنی رد صلاحیت شدند تا با وجود پرشمار شرکتهای به مراتب توانمندتر از بونیزسازه، این پروژه مگااستراتژیک ملی در عین ناباوری به بونیزسازه واگذار شود که فاقد هرگونه تجربه عملیاتی و پیشینه تخصصی متناسب با مقیاس، حساسیت و پیچیدگیهای چنین پروژه کلانی است؟ به نظر میرسد استراتژی «زخمی کردن پروژهها»، دریافت پیشپرداختها و سپس ورود به فرآیندهای فرسایشی قضایی بونیزسازه همچنان ادامهدار است.
با وجود اهمیت استراتژیک تامین گاز از پارس جنوبی متاسفانه شاهد آن هستیم که پروژه هایی که جهت تامین فشار گاز در سالهای اخیر تعریف شده اند هیچکدام به سرانجام نرسیدهاند؛ از تامین ۱۰ دستگاه توربین زیمنس شرکت فن آوران تجارت پویا تا فشار افزایی در دریا و خشکی.
نظر شما