در صورت حمله به نیروگاه های ایران کمبود نفت در راه است؟
کارشناس اقتصادی، با اشاره به اظهارات آمریکا و در صورت حمله به نیروگاه های برق ایران گفت: لحظهای که کمبود فیزیکی نفت رخ دهد، اثرات واقعی اقدامات ایران در میدان نمایان میشود و آنچه اکنون مشاهده میکنیم تنها آغاز این وضعیت است
مجید شاکری در گفت و گو با ایرنا با اشاره به تهدید اخیر ترامپ رئیس جمهور آمریکا مبنی بر حمله به نیروگاههای برق ایران در صورت باز نشدن تنگه هرمز و پاسخ ایران به این تهدیدات اظهار داشت: رویکرد ایران در مدیریت تردد کشتی ها از تنگه هرمز از ابتدای تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران تاکنون موثر بوده زیرا در عمل این جنگ را در یک محدودیت زمانی قرار داده است به این معنا که طرف مقابل نمیتواند کمبود فیزیکی نفت را، فارغ از اینکه چه بازیهایی در بازار آتی انجام دهد، صرفاً با مداخله در بازارهای مالی یا مداخله پولی حل کند.
وی ادامه داد: اصطلاحی که این روزها در غرب بسیار مطرح شده، این است که بانکهای مرکزی نمیتوانند مولکول نفت تولید کنند؛ به همین خاطر بسته شدن تنگه هرمز عملاً سقف زمانی جنگ را تعیین میکند. در چنین شرایطی، بازدارندگی نظامی ما شامل موشکها، پهپادها و سامانههای پدافندی نقش ایجاد توازن وحشت را ایفا میکند، اما آن چیزی که واقعاً تعیینکننده است زمان است.
این کارشناس اقتصادی افزود: از لحظهای که تنگه بسته شود و تا زمانی که آخرین ذخایر نفت روی آب مصرف شود، یک بازه زمانی محدود وجود دارد. در سه هفته گذشته حتی دورترین کشورهای وابسته به نفت عبوری از تنگه هرمز مانند ژاپن و کره جنوبی نیز ناچار شدهاند برای این شرایط فکری کنند. همین مسئله باعث شده طرف مقابل ناگهان به سمت سیاستهای تثبیتی برود؛ مشابه همان کاری که قبلاً در حوزه گاز انجام داد و اکنون در حوزه برق نیز در پیش گرفته است.
بازار احتمال می دهد تنگه هرمز برای مدت بیشتری بسته بماند یا با محدودیت مواجه باشد
شاکری با اشاره به بحثهای مطرح در بازارهای جهانی نفت گفت: ممکن است برخی بگویند کمبود فیزیکی نفت در کوتاهمدت رخ میدهد، اما در بلندمدت مثلاً قراردادهای آتی دسامبر حدود ۸۵ دلار است و بازار تصور نمیکند قیمتها در این سطوح باقی بماند که در پاسخ به این دیدگاه باید گفت همین قراردادهای آتی سه ماهه تنها دو هفته پیش حدود ۶۵ دلار بود و حالا به این سطح رسیده است. این نشان میدهد که بازار احتمال میدهد تنگه هرمز برای مدت بیشتری، حتی مستقل از پایان جنگ، با محدودیت مواجه باشد.
وی ادامه داد: فارغ از اینکه سه ماه دیگر چه رخ خواهد داد و آیا جنگ ادامه دارد یا خیر، اقتصاد جهانی نمیتواند سه ماه منتظر بماند تا ببیند چه اتفاقی میافتد. نمیتوان تقویم اقتصادی را حذف کرد، فعالیتها را متوقف کرد و منتظر پایان جنگ ماند. به همین دلیل ابزار تنگه هرمز در حال حاضر مهمترین ابزار در اختیار ایران است.
این کارشناس اقتصادی تصریح کرد: بسیاری از تحلیلگران واکنش ایران از طریق تنگه هرمز را واکنشی خردمندانه و معقول میدانند؛ زیرا در واقع تنها گزینهای است که برای ایران باقی گذاشته شده بود. البته تبعات آن برای همه کشورها خواهد بود؛ اروپا از مسیر کودهای شیمیایی تحت فشار قرار میگیرد، شمال آفریقا و جنوب شرق آسیا از مسیر سوخت و بهویژه دیزل آسیب میبینند و در داخل آمریکا نیز اثرات قابل توجهی بر سیاست داخلی و خارجی خواهد داشت.
وی افزود: از همه مهمتر چشمانداز نرخ بهره در اقتصاد جهانی است. پیش از این انتظار میرفت در سال ۲۰۲۶ میلادی روند کاهش نرخ بهره ادامه پیدا کند، اما اکنون با چنین سناریویی مواجه نیستیم و همین موضوع اثر منفی خود را بر بازارهای بورس نیز گذاشته است.
شاکری تأکید کرد: تمام این روندها در نهایت در یک نقطه به هم میرسند؛ یعنی لحظهای که کمبود فیزیکی نفت رخ دهد. آن لحظه در واقع نقطهای است که اثرات واقعی اقدامات ایران در میدان نمایان میشود و آنچه اکنون مشاهده میکنیم تنها آغاز این وضعیت است.
وی ادامه داد: در چنین شرایطی باید دید آمریکاییها تا چه زمانی میخواهند این هزینه را هم به خودشان و هم به اقتصاد جهانی تحمیل کنند.
نتیجه تهدید حمله به نیروگاهها متفاوت از حمله زیرساخت های گازی نخواهد بود
شاکری در پاسخ به این پرسش که در صورت عملی شدن تهدید آمریکا برای حمله به نیروگاههای برق ایران چه پیامدهایی متوجه بازار انرژی خواهد شد، گفت: نزدیکترین تجربه ما در این زمینه ماجرای حمله به زیرساختهای گازی بود. زمانی که به گاز ایران حمله شد، ایران نیز مقابله به مثل کرد و همین اقدام باعث شد طرف مقابل سریع عقبنشینی کند.
این کارشناس اقتصادی تاکید کرد: برخلاف تصور برخی در داخل که فکر میکردند این روند به یک چرخه دائمی تخریب در خلیج فارس تبدیل میشود، چنین اتفاقی رخ نداد.به همین دلیل احتمالاً در موضوع برق نیز باید به همان تجربه نزدیک رجوع کرد.
شاکری گفت: اکنون مسئله اصلی این است که کاهش تولید نفتی که تاکنون رخ داده ناشی از آسیبهای غیرقابل جبران به زیرساختها نبوده، بلکه بیشتر به دلیل توقف ذخیرهسازی و محدودیت در انتقال نفت جدید بوده است.
این کارشناس اقتصادی ادامه داد: اما اگر وضعیت به سمتی برود که زیرساختها بهگونهای آسیب ببینند که بازگشت آنها به زمان طولانی نیاز داشته باشد، آنوقت جهان با یک پرسش جدی مواجه خواهد شد.
وی خاطر نشان کرد: پیش از این جنگ، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت و میعانات از تنگه هرمز عبور میکرد. در حال حاضر حتی با استفاده از همه گزینهها، از جمله نفت ایران، نفت روی آب و آزادسازی ذخایر توسط اعضای آژانس بینالمللی انرژی، صادرات عربستان حدود چهار میلیون بشکه است.
وی گفت: به عبارت دیگر حتی در شرایط فعلی هم بخش بزرگی از ظرفیت عبور نفت از این مسیر از دست رفته است. یکی از دغدغههای مهم آمریکاییها این است که هرگونه حمله به زیرساختهای ایران، بهویژه در حوزه نفت و گاز، بلافاصله باعث افزایش قیمت نفت خواهد شد که علت آن حذف بخشی از عرضه نفت به بازار و هم به دلیل نگرانی از واکنش ایران در تنگه هرمز است.
شاکری در پایان تأکید کرد: در چنین شرایطی هر اقدامی در این میدان هزینهای جدی دارد و واقعیت این است که طرف مقابل سناریوی خوبی در اختیار ندارد. عملاً همه گزینهها برای آنها بین سناریوی بد و بدتر قرار گرفته است.
نظر شما