کارور گاز؛ نجات انرژی یا نوشداروی دیرهنگام برای ناترازی مزمن؟
طرح «کارور گاز» پس از سالها وعده و تأخیر وارد فاز اجرایی شده، اما پرسش اصلی این است: آیا این نسخه میتواند ناترازی مزمن گاز را درمان کند یا تنها مُسکنی دیرهنگام برای بحران حکمرانی انرژی است؟
طرح کارور گاز بالاخره پس از سالها رفتوبرگشت اداری و وعدههای نیمهتمام، وارد مرحله اجرا شده است؛ طرحی که بر اساس مدل مشارکت بخش خصوصی و بازپرداخت هزینهها از محل صرفهجویی طراحی شده و در ادبیات جهانی انرژی با عنوان قراردادهای خدمات انرژی (ESCO) شناخته میشود.
این در حالی است که اجرای چنین مدلی در ایران، همزمان با اوجگیری ناترازی گاز صورت میگیرد؛ وضعیتی که در سالهای اخیر از یک هشدار کارشناسی به یک بحران عملیاتی تبدیل شده و هر زمستان سیاستگذار را میان تأمین گاز خانگی یا سوخت نیروگاهها قرار میدهد؛ انتخابی که پیامد آن یا خاموشی گسترده است یا افزایش مصرف سوخت مایع و تشدید آلودگی هوا.
بر اساس آمارهای رسمی، شدت مصرف انرژی در ایران حدود دو برابر میانگین جهانی است؛ شاخصی که نه صرفاً با تحریم توضیح داده میشود و نه با شرایط اقلیمی. در مقابل، کشورهایی مانند ترکیه، آلمان و چین طی سالهای اخیر با ترکیبی از واقعیسازی قیمت انرژی، اجرای پروژههای بهینهسازی و استفاده گسترده از شرکتهای خدمات انرژی، موفق به مهار رشد مصرف و حتی کاهش آن شدهاند.
چالش اصلی کارور گاز در ایران، نبود سیگنال قیمتی واقعی است. در شرایطی که قیمت گاز برای مصرفکننده نهایی بسیار پایینتر از قیمت واقعی است، انگیزه اقتصادی برای اصلاح رفتار مصرفی محدود میشود. تجربه جهانی نشان میدهد موفقیت مدل ESCO وابسته به آن است که صرفهجویی برای مصرفکننده و سرمایهگذار ارزش اقتصادی ملموس داشته باشد؛ در غیر این صورت، شرکتهای کارور با ریسک سرمایهگذاری و پیچیدگیهای بوروکراتیک مواجه خواهند شد.
با این حال، برآوردها از ظرفیت صرفهجویی سالانه بیش از ۱۰ میلیارد مترمکعب گاز حکایت دارد؛ رقمی که میتواند معادل چند میلیارد دلار صادرات بالقوه یا کاهش مصرف مازوت در نیروگاهها باشد. هر یک میلیارد مترمکعب صرفهجویی، ارزشی معادل توسعه یک فاز کوچک گازی دارد؛ با این تفاوت که صرفهجویی نیازمند شفافیت، دادهمحوری و نظارت دقیق است، نه صرفاً سرمایهگذاری عمرانی.
اکنون کارور گاز به آزمونی جدی برای سیاستگذاری انرژی کشور تبدیل شده است؛ آزمونی برای عبور از رویکرد عرضهمحور و حرکت به سمت مدیریت تقاضا. اگر این طرح به پروژههای محدود و نمایشی ختم شود، به فهرست برنامههای نیمهتمام افزوده خواهد شد؛ اما در صورت اجرای واقعی، میتواند نقطه عطفی در حکمرانی انرژی و مهار ناترازی گاز باشد.
نظر شما