داخلیها و خارجیها درباره نشست تهران چه گفتند؟
حضور همزمان وزیر دفاع عربستان سعودی، فرمانده ارتش پاکستان و رئیس سازمان اطلاعات ترکیه به تهران در روز دوشنبه ۴ آبان، خیلی زود از یک خبر دیپلماتیک به موضوعی بسیار مهم و جدی در فضای سیاسی ایران و حتی جهان تبدیل شد. بلافاصله پس از انجام، روایتهایی کلان و کاملاً متفاوت درباره آن در داخل و خارج از کشور شکل گرفت. یک روایت، نشست تهران را نشانه فعال شدن دیپلماسی منطقهای و اعتراف عملی کشورهای منطقه به ضرورت حضور ایران در ترتیبات امنیتی آینده میداند؛ روایت دیگر، با بدبینی به سه کشور مینگرد و حضور آنان در تهران را تلاشی برای محدود کردن اهرمهای ایران، بهخصوص در قبال آمریکا و جبهه یمن، ارزیابی میکند.
صفحه اقتصاد - حضور همزمان وزیر دفاع عربستان سعودی، فرمانده ارتش پاکستان و رئیس سازمان اطلاعات ترکیه به تهران در روز دوشنبه ۴ آبان، خیلی زود از یک خبر دیپلماتیک به موضوعی بسیار مهم و جدی در فضای سیاسی ایران و حتی جهان تبدیل شد. خالد بن سلمان، عاصم منیر و ابراهیم کالین در تهران با مقامهای ارشد جمهوری اسلامی، از جمله مسعود پزشکیان، محسن رضایی و عباس عراقچی دیدار کردند. اهمیت این ترکیب فقط در سطح مقامها نبود؛ هر سه کشور، مدتی پیش پیمان دفاعی مشترکی موسوم به پیمان مکه را امضا کردهاند و این نخستین تماس در سطح عالی میان ایران و هر سه عضو این پیمان پس از تشدید جنگ منطقهای بود.
اهمیت این اتفاق تا آن اندازه بود که بلافاصله پس از انجام، دو روایت کلان و کاملاً متفاوت درباره آن در داخل کشور شکل گرفت. یک روایت، نشست تهران را نشانه فعال شدن دیپلماسی منطقهای و اعتراف عملی کشورهای منطقه به ضرورت حضور ایران در ترتیبات امنیتی آینده میداند؛ روایت دیگر، با بدبینی به سه کشور مینگرد و حضور آنان در تهران را تلاشی برای محدود کردن اهرمهای ایران، بهخصوص در قبال آمریکا و جبهه یمن، ارزیابی میکند. ذیل هریک از این دیدگاه ها هم گرایشهای فرعیتری وجود دارد که توجه به آنها و دستهبندیشان خالی از فایده نیست.
داخلیها چه گفتند و چگونه تحلیل کردند؟
۱. روایت رسمی: «امنیت منطقه بدون ایران ممکن نیست: روایت رسمی ایران از ابتدا بر مفهوم «امنیت درونزا» استوار شد. علی باقری، معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی، اعلام کرد که پیشنهاد برگزاری نشست در جریان سفر هفته قبل عاصم منیر به تهران مطرح شده و هدف آن رایزنی درباره امنیت منطقهای است. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه نیز نشست را فرصتی برای شکل دادن به سازوکار امنیتی منطقه بر پایه منافع کشورهای منطقه دانست. در این روایت، نکته مهمتر از نتیجه فوری نشست، اصل حضور مقامهای سه کشور عضو پیمان مکه در تهران است. به بیان دیگر، تهران میخواهد نشان دهد حتی در شرایط فشار نظامی و احتمال بازگشت جنگ، کشورهای منطقه برای امنیت خود ناگزیر از گفتوگو با ایران هستند.
محسن رضایی نیز پس از نشست از «فضای مثبت» مذاکرات سخن گفت و تأکید کرد که نوعی فضای جدید در منطقه در حال شکلگیری است. بیانیه نهایی اما بسیار محتاطانه بود: چهار کشور صرفاً بر ادامه گفتوگو برای تقویت همکاری در زمینه صلح و امنیت منطقه توافق کردند و هیچ توافق مشخصی درباره جنگ، یمن، تنگه هرمز یا پرونده هستهای اعلام نشد.
۲. نگاه حامیان دیپلماسی: «تهران دوباره به مرکز معادلات منطقه برگشته است»: در بخش قابل توجهی از رسانهها و تحلیلگران نزدیک به دولت و جریان اصلاحطلب، نشست از زاویهای مثبت دیده شد. روزنامه ایران در شماره امروز خود تیتر «بدون ایران هرگز» را برای این موضوع برگزیده و استدلال اصلی آن این است که حضور مقامهای سه کشور در تهران، در شرایطی که منطقه میان خطر جنگ و تلاشهای دیپلماتیک معلق است، نشان میدهد هر نظم منطقهای بدون مشارکت ایران قابل تصور نیست.
در همین طیف، حسن بهشتیپور نشست را در چارچوب امکان شکلگیری یک نظم امنیتی جدید منطقهای تحلیل کرده است. او در یادداشتی که در خبرآنلاین و شبکههای اجتماعی بازتاب یافت، تأکید میکند که نباید از نشست انتظار شکلگیری فوری یک نظم جدید داشت، اما نفس توافق چهار کشور برای گفتوگو در چنین شرایطی را مهم میداند. بهشتیپور همچنین بر این نکته تأکید دارد که «دیپلماسی» و «آمادگی دفاعی» الزاماً در تعارض با یکدیگر نیستند. این نگاه را میتوان در یک جمله خلاصه کرد: نشست تهران نه نتیجه نهایی، بلکه آزمون امکان یک معماری امنیتی منطقهای بدون انحصار قدرتهای خارجی است.
۳. نگاه تحلیلی ـ میانه: «نشست مهم است، اما هنوز معلوم نیست برای چه»: دنیای اقتصاد در گزارشی با عنوان «پشت درهای نشست تهران» رویکرد محتاطانهتری اتخاذ کرده است. پرسش محوری این رسانه این است که آیا کشورهای منطقه میتوانند برای مهار بحرانها به الگویی مشترک برسند که در آن گفتوگو و همکاری منطقهای نقش بیشتری در تأمین امنیت داشته باشد.
در این قرائت، مسئله اصلی نه «پیروزی دیپلماسی ایران» و نه «عملیات فریب»، بلکه این است که پشت درهای بسته تهران چه چیزی واقعاً مطرح شده است: آیا پیام یا طرحی درباره مذاکرات ایران و آمریکا وجود داشته؟ آیا هدف، مدیریت بحران یمن بوده؟ آیا سه کشور آمدهاند تهران را به تغییر برخی مواضعش متقاعد کنند یا واقعاً به دنبال ایجاد سازوکار امنیتی جدید هستند؟ این دسته از تحلیلها عملاً از داوری زودهنگام پرهیز میکنند و اهمیت نشست را به نتایج بعدی آن موکول میکنند.
۴. جریان اصولگرای میانه: «فرصت دیپلماتیک، اما از موضع قدرت»: در رسانههای اصولگرای میانه و نزدیک به ساختار رسمی، اصل نشست عمدتاً با استقبال همراه شد، اما با تأکید بر اینکه این گفتوگو نباید به معنای عقبنشینی ایران تلقی شود. تسنیم در گزارش خود، نشست را در چارچوب این ایده توضیح داد که جنگ اخیر نشان داده امنیت منطقه تنها با مشارکت کشورهای منطقه قابل تأمین است. این رسانه همچنین بر این نکته تأکید کرد که نشست به پیشنهاد پاکستان و با موافقت ایران برگزار شده است. در این روایت، اتفاقاً حضور عربستان، ترکیه و پاکستان در تهران میتواند به عنوان نشانهای از افزایش وزن ایران در معادله امنیت منطقهای تفسیر شود، نه لزوماً نشانه نزدیک شدن تهران به مواضع این سه کشور.
۵. کیهان و جریان تندرو: «آب یا سراب؟»: در نقطه مقابل، شدیدترین حمله از سوی حسین شریعتمداری و روزنامه کیهان صورت گرفت. شریعتمداری در یادداشتی با عنوان «اجلاس تهران؛ آب یا سراب؟» اساساً این پرسش را مطرح کرد که چرا باید ترکیه، عربستان و پاکستان را میانجی معتبر میان ایران و آمریکا دانست؛ در حالی که هر سه کشور روابط راهبردی با واشنگتن دارند. او همچنین به مواضع این کشورها در جنگ و روابطشان با آمریکا و اسرائیل اشاره کرد و نسبت به هدف واقعی سفر آنان ابراز تردید کرد. محور اصلی انتقاد کیهان اما یمن و حوثیها بود. شریعتمداری نگران است که همکاری با کشورهای عضو پیمان مکه به نوعی فشار بر ایران برای فاصله گرفتن از حوثیها منجر شود. او با صراحت تأکید کرده که تهران حمایت خود از آنان را کنار نخواهد گذاشت.
نکته قابل توجه در استدلال کیهان این است که این روزنامه، همزمان، اصل حضور هیئتهای خارجی در تهران را نشانه موفقیت فشار ایران میداند و از سوی دیگر هشدار میدهد که مذاکره ممکن است همین اهرم فشار را از بین ببرد. بنابراین منطق کیهان چنین است: اگر فشار ایران این کشورها را به تهران کشانده، نباید در میز مذاکره اهرم حاصل از این فشار را واگذار کرد. این موضع، در واقع بخشی از اختلاف گستردهتر درون جریان اصولگرا بر سر یک سؤال راهبردی است: آیا اهرمهای ایجادشده در جنگ باید برای توافق به کار گرفته شوند یا خودِ حفظ فشار، هدف اصلی باشد؟
۶. فرهیختگان: «ایران باید در معادله امنیتی جدید حضور داشته باشد، اما نه به قیمت محدود شدن پاسخ»: روزنامه فرهیختگان موضعی متفاوت از کیهان اما همچنان با تأکید بر بازدارندگی اتخاذ کرده است. تیتر امروز این روزنامه درباره نشست، بر این ایده استوار است که اگر نشست تهران صرفاً برای محدود کردن پاسخ ایران در صورت جنگ جدید برگزار شده باشد، ارزش چندانی ندارد؛ اما اگر بتواند نقش ایران را در معادله امنیتی جدید تثبیت کند، اهمیت پیدا میکند. بنابراین در این روایت، همکاری منطقهای نفی نمیشود؛ اما دیپلماسی منطقهای باید مکمل بازدارندگی باشد، نه جایگزین آن.
۷. شبکههای اجتماعی؛ از «نظم جدید» تا تردید درباره مأموریت واقعی نشست: در شبکههای اجتماعی نیز تقریباً همان شکاف رسانهای دیده شد. تحلیلهای نزدیک به رویکرد دیپلماتیک بیشتر بر این موضوع تمرکز داشتند که برای نخستین بار سه کشور عضو یک پیمان دفاعی که ظاهراً در مقابل تهدیدهای منطقهای شکل گرفته، به تهران آمدهاند و این خود نشانه اهمیت ایران در هر ترتیبات آینده است.
در مقابل، بخشی از حسابهای اصولگرا و منتقد دیپلماسی، پرسشهای دیگری را برجسته کردند: چرا عربستان باید در شرایط حملات حوثیها با ایران گفتوگو کند؟ آیا هدف از حضور همزمان سه مقام نظامی و امنیتی، انتقال پیام آمریکا نیست؟ و آیا تهران نباید قبل از دادن امتیاز، منتظر اقدام عملی طرف مقابل بماند؟ در این میان، پیامهای مرتبط با تحلیل حسن بهشتیپور نیز بازتاب داشت که نشست را نه «نظم جدید» قطعی، بلکه آزمایش امکان شکلگیری چنین نظمی توصیف میکرد. به این ترتیب، فضای داخلی را میتوان در سه طیف اصلی خلاصه کرد:
الف) استقبال دیپلماتیک: نشست نشانه شکست تلاش برای حذف ایران از معادلات منطقهای است.
ب) استقبال مشروط: گفتوگو خوب است، اما تنها در صورتی که از موضع قدرت و همراه با حفظ بازدارندگی باشد.
ج) بدبینی راهبردی: سه کشور عضو پیمان مکه نمیتوانند میانجی بیطرف باشند و احتمال دارد هدف اصلی آنها محدود کردن اهرمهای ایران باشد.
خارجیها چگونه تحلیل کردند؟
در خارج از ایران نیز نشست تهران با چند روایت متفاوت روبهرو شده است، اما یک تفاوت مهم وجود دارد: بخش قابل توجهی از رسانههای خارجی، اهمیت نشست را بیش از آنکه در «نظم منطقهای جدید» ببینند، در احتمال جلوگیری از دور تازه جنگ ایران و آمریکا و اسرائیل جستوجو کردهاند.
۱. رسانههای آمریکایی و غربی: «تلاش برای جلوگیری از جنگ بعدی»: رویترز نشست را در درجه اول تلاشی برای کاهش تنش و جلوگیری از تشدید دوباره جنگ توصیف کرد. این خبرگزاری گزارش داده که مذاکرات درباره سازوکار عدم تجاوز منطقهای، ازسرگیری مذاکرات ایران و آمریکا، حملات حوثیها به عربستان و اختلالات ایجادشده در تنگه هرمز بوده است. رویترز همچنین از طرحی احتمالی سخن گفته که پاکستان برای نزدیک کردن مواضع تهران و واشنگتن مطرح کرده و در آن کشورهای عضو پیمان مکه و قطر میتوانند نقش تضمینکننده داشته باشند.
واشنگتنپست نیز این نشست را در متن نگرانی از احتمال ازسرگیری حملات آمریکا و اسرائیل تحلیل کرده و آن را تلاشی برای کاهش تنش معرفی کرده است. در این روایت، تهران محل یک رایزنی دیپلماتیک است که همزمان با افزایش نگرانیها از حمله جدید برگزار شده است. فایننشال تایمز نیز نشست را بخشی از تلاش قطر و پاکستان برای رسیدن به یک توافق موقت ارزیابی کرده است؛ توافقی که در برخی گزارشها میتواند شامل بازگشایی تنگه هرمز در برابر کاهش فشارهای آمریکا و دسترسی ایران به منابع مالی باشد.
در نتیجه، در بخش مهمی از رسانههای غربی، تهران بیشتر به عنوان محل آخرین تلاشهای دیپلماتیک پیش از احتمال بازگشت جنگ دیده شده است.
۲. الجزیره و رسانههای عربی: مسئله اصلی، امنیت خلیج فارس و یمن: الجزیره تمرکز بیشتری بر منافع مستقیم عربستان گذاشته است. در روایت این شبکه، مسئله حملات حوثیها به عربستان و تهدیدهای امنیتی علیه ریاض یکی از مهمترین انگیزههای حضور سعودیها در تهران بوده است. این نگاه با روایت رسمی عربستان نیز همخوان است. رائد کریملی، معاون وزیر خارجه عربستان، در شبکه اجتماعی ایکس گفت سفر هیئت کشورهای عضو پیمان مکه در چارچوب تلاش برای کاهش تنش، پیشبرد راهحلهای دیپلماتیک و حمایت از میانجیگری قطر و پاکستان انجام میشود. بنابراین روایت سعودی را نمیتوان صرفاً «میانجیگری برای ایران و آمریکا» دانست؛ امنیت عربستان و حملات حوثیها نیز در مرکز محاسبات ریاض قرار دارد.
۳. رسانههای ترکیه: تأکید بر «امنیت منطقهای»: رسانههای ترکیه عموماً نگاه مثبتی به اصل گفتوگو داشتند. خبرگزاری آناتولی، حریت، ینیشفق، دیلی صباح و هابرترک بر مفاهیمی مانند امنیت منطقهای، گفتوگو، همکاری اسلامی و کاهش تنش تأکید کردند. در برخی از این رسانهها سخنان پزشکیان درباره همکاری کشورهای مسلمان و ضرورت تقویت امنیت و توسعه منطقهای برجسته شد. این رویکرد با سیاست عمومی آنکارا نیز سازگار است: ترکیه از یک سو عضو پیمان دفاعی مکه است و از سوی دیگر نمیخواهد در ترتیبات امنیتی منطقه، ایران را به عنوان یک بازیگر حذفشده ببیند.
۴. پاکستان: تهران به عنوان بخشی از مسیر میانجیگری: در رسانههای پاکستانی، اهمیت نشست بیش از هر چیز از نقش عاصم منیر و اسلامآباد در میانجیگری ناشی میشود. روزنامه پاکستانی تریبیون گزارش داده است که نشست به پیشنهاد عاصم منیر برگزار شد و اگرچه توافق مشخصی حاصل نشده، تصمیم چهار کشور برای ادامه گفتوگو اهمیت زیادی دارد. این رسانه تأکید کرده که نشست هیچ توافق تازهای درباره آتشبس، یمن یا بحران ایران و آمریکا اعلام نکرده است. از این منظر، پاکستان تلاش دارد جایگاه خود را به عنوان میانجی منطقهای میان تهران، ریاض و واشنگتن تثبیت کند.
۵. روسیه: اهمیت ژئوپلیتیکی نشست: مسکو نیز به نشست توجه نشان داد. میخائیل اولیانوف، نماینده روسیه، در واکنش به نشست تهران تأکید کرد که اهمیت این تحول را نمیتوان دستکم گرفت. این واکنش کوتاه، برخلاف برخی تحلیلهای رسانهای، هنوز به معنای حمایت روسیه از یک طرح مشخص نیست؛ اما نشان میدهد مسکو نیز نشست چهار کشور را در چارچوب تغییر احتمالی ترتیبات امنیتی منطقه زیر نظر دارد.
۶. یک همزمانی مهم: پیشنهاد عمان برای امنیت منطقه بدون محوریت آمریکا: یکی از مهمترین مواضع خارجی همزمان با نشست تهران از سوی بدر البوسعیدی، وزیر خارجه عمان مطرح شد. او پیشنهاد ایجاد یک پیمان عدم تجاوز میان کشورهای ششگانه شورای همکاری خلیج فارس، ایران و عراق را مطرح کرد و گفت کشورهای منطقه باید مسئولیت بیشتری برای امنیت خود بر عهده بگیرند و آمریکا دیگر نباید ارائهدهنده اصلی امنیت منطقه باشد.
این موضع اهمیت خاصی دارد، زیرا نشان میدهد ایدهای که تهران سالها درباره «امنیت منطقهای بدون حضور قدرتهای خارجی» مطرح کرده، اکنون در برخی پایتختهای عربی نیز جدیتر از گذشته در حال بحث است. البته یک گزارش گاردین یادآوری میکند که بسیاری از کشورهای منطقه به دلیل خسارات ناشی از حملات ایران و نیروهای همسو با آن، همچنان نسبت به چنین پیمانی تردید دارند.
۷. اسرائیل و رسانههای نزدیک به آن: نشست در سایه احتمال جنگ جدید: در رسانههای اسرائیلی، نشست تهران عمدتاً نه به عنوان یک توافق امنیتی مثبت، بلکه در چارچوب تلاش کشورهای منطقه برای مدیریت تبعات جنگ و نگرانی از دور جدید درگیری دیده شده است. تایمز آو اسرائیل این دیدار را نخستین تماس سطح بالای ایران با هر سه کشور عضو پیمان مکه پس از تشدید بحران توصیف کرده و همزمان بر ادامه حملات حوثیها و فشارهای امنیتی منطقه تأکید کرده است. در این چارچوب، اهمیت نشست برای اسرائیل تا حد زیادی به این پرسش بازمیگردد که آیا کشورهای منطقه در صورت آغاز دور جدید جنگ، حاضر خواهند بود در کنار آمریکا و اسرائیل قرار گیرند یا تلاش خواهند کرد بحران را از طریق مذاکره مهار کنند.
یک نشست، چند روایت
مرور مواضع دو روز اخیر نشان میدهد که اهمیت نشست تهران بیش از نتایج رسمی یکروزه آن است. نتیجه رسمی، نتیجهای حداقلی است: چهار کشور توافق کردهاند گفتوگوهای مربوط به صلح و امنیت منطقه را ادامه دهند. اما سطح هیئتها و زمان برگزاری نشست باعث شده هر جریان، آن را در چارچوب روایت راهبردی خودش تفسیر کند.
در داخل ایران، شکاف اصلی بر سر این پرسش است که «دیپلماسی منطقهای چگونه باید با بازدارندگی و اهرمهای ایجادشده در جنگ نسبت پیدا کند؟» کیهان نگران از دست رفتن اهرم فشار و محدود شدن حمایت ایران از حوثیهاست؛ در مقابل، جریانهای حامی دیپلماسی آن را فرصتی برای تثبیت نقش ایران در ترتیبات امنیتی آینده میدانند. میان این دو نیز طیفی قرار دارد که اصل نشست را مهم میداند اما نتیجهگیری درباره اهداف واقعی آن را زودهنگام تلقی میکند.
در خارج از ایران، سؤال کمی متفاوت است: آیا نشست تهران میتواند از بازگشت جنگ جلوگیری کند؟ رسانههای آمریکایی و اروپایی بیشتر از این زاویه به موضوع نگاه کردهاند؛ عربستان مسئله حملات یمن و امنیت خود را در مرکز قرار داده؛ پاکستان بر نقش میانجیگری تأکید دارد؛ ترکیه بر امنیت منطقهای و گفتوگو متمرکز است؛ و عمان حتی از یک معماری امنیتی گستردهتر با مشارکت ایران، عراق و کشورهای خلیج فارس سخن گفته است.
در مجموع، شاید مهمترین نکته این باشد که هیچیک از چهار کشور هنوز از یک توافق امنیتی جدید سخن نگفتهاند. نشست فعلاً یک «کانال» ساخته، نه یک «نظام امنیتی». اما همین کانال، در شرایطی که احتمال بازگشت جنگ افزایش یافته و همزمان سه کشور عضو پیمان دفاعی مکه ناچار شدهاند برای گفتوگو با ایران به تهران بیایند، از نظر سیاسی و ژئوپلیتیکی قابل توجه است.