فشار اقتصادی آمریکا علیه ایران؛ «خفهکردن اقتصاد» راهبرد اصلی ترامپ
روزنامه لسآنجلستایمز در گزارشی تازه، با اشاره به طولانی شدن جنگ آمریکا و ایران، نوشته است که دولت دونالد ترامپ در شرایطی که گزینههای محدودی برای پایان دادن به درگیری پیشرو دارد، به سمت تشدید فشار اقتصادی علیه تهران حرکت کرده است؛ رویکردی که به گفته این روزنامه، اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، نقش محوری در هدایت آن دارد.
لسآنجلستایمز در گزارش ۱۶ اوت خود، وضعیت فعلی سیاست واشنگتن در قبال ایران را تلاشی برای اعمال یک «فشار اقتصادی خفهکننده» توصیف کرده است. این روزنامه مینویسد دولت ترامپ پس از ماهها درگیری، با مجموعهای محدود از گزینهها برای پایان دادن به جنگ مواجه است و به همین دلیل فشار اقتصادی بار دیگر به یکی از اصلیترین ابزارهای کاخ سفید تبدیل شده است.
بر اساس این گزارش، اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، در مرکز این رویکرد قرار گرفته است؛ فردی که بنا بر روایت لسآنجلستایمز در رایزنیهای محدود پیش از آغاز جنگ نقش نداشت، اما اکنون مسئولیت مهمی در طراحی و اجرای فشارهای اقتصادی علیه ایران بر عهده گرفته است.
این تغییر رویکرد در حالی رخ داده که دولت آمریکا پیشتر بر فشار نظامی برای دستیابی سریع به اهداف خود حساب کرده بود. با طولانی شدن درگیری، اما ابزارهای اقتصادی و تحریمی بار دیگر در کانون سیاست واشنگتن قرار گرفتهاند.
بسنت و وعده «فشار بیسابقه»
تحولات روزهای اخیر نیز نشان میدهد سیاست فشار اقتصادی صرفاً یک موضع رسانهای نیست. بسنت روز ۱۳ اوت اعلام کرده بود که آمریکا در حال آمادهسازی اقداماتی علیه ایران است که به گفته او در سطحی بیسابقه خواهد بود. همزمان گزارشها از بررسی گزینههای جدید برای محدود کردن درآمدهای نفتی، شبکههای مالی و مسیرهای تجاری مرتبط با ایران حکایت دارد.
رویترز گزارش داده است که دولت آمریکا در حال بررسی مجموعهای از گزینهها از جمله تحریم پالایشگاههای مستقل چین، فشار بر بانکهای چینی، هدف قرار دادن شبکههای دور زدن تحریمها و استفاده احتمالی از ابزارهای تعرفهای علیه کشورهایی است که با ایران تجارت میکنند.
این اقدامات میتواند فشار بر اقتصاد ایران را افزایش دهد، اما در عین حال برای واشنگتن نیز هزینههای سیاسی و اقتصادی دارد؛ بهویژه آنکه چین، تجارت نفت و تحولات بازار انرژی در این معادله نقش مهمی دارند.
سه گزینه پیش روی ترامپ
لسآنجلستایمز در تحلیل خود، مسیر پیش روی دولت ترامپ را محدود توصیف کرده است: تشدید فشار و اقدامات نظامی، حرکت به سمت مذاکرهای که ممکن است از سوی مخالفان به عنوان عقبنشینی یا «پیروزی ایران» تعبیر شود، یا ادامه فشار اقتصادی با هدف وادار کردن تهران به پذیرش خواستههای واشنگتن.
در این میان، گزینه سوم در روزهای اخیر پررنگتر شده است. آمریکا از یک سو به دنبال افزایش تحریمها و فشار بر شبکههای مالی و نفتی ایران است و از سوی دیگر، تلاش میکند با فشار بر تجارت خارجی تهران، منابع درآمدی و دسترسی آن به ارز را محدودتر کند.
جنگ اقتصادی و ریسک برای بازار جهانی
اما تشدید فشار اقتصادی تنها اقتصاد ایران را تحت تأثیر قرار نمیدهد. هرگونه محدودیت بیشتر بر صادرات نفت ایران یا تشدید اختلال در تردد نفتکشها در خلیج فارس و تنگه هرمز میتواند بازار جهانی انرژی را نیز با شوک تازه مواجه کند.
رویترز گزارش داده است که تداوم بحران و محدودیت در جریان نفت، بازار انرژی را تحت فشار قرار داده و اختلال در عرضه جهانی میتواند پیامدهایی برای قیمت نفت، تورم و رشد اقتصادی کشورها داشته باشد.
به این ترتیب، فشار اقتصادی آمریکا علیه ایران در شرایطی وارد مرحله تازهای شده که هزینههای آن میتواند از مرزهای دو کشور فراتر رود و بازار نفت، تجارت منطقهای و اقتصاد جهانی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
در نهایت، آنچه گزارش لسآنجلستایمز برجسته میکند، تغییر وزن ابزارهای مورد استفاده دولت ترامپ است؛ از اتکا به قدرت نظامی در ابتدای جنگ به سمت استفاده گستردهتر از تحریم، فشار مالی و محدودسازی اقتصادی. اکنون پرسش اصلی این است که آیا این فشارها میتواند به تغییر محاسبات تهران منجر شود یا صرفاً جنگ و بحران اقتصادی را طولانیتر خواهد کرد.
نظر شما