یادداشتی از حمیدرضا فرتوک زاده
واگرایی در حکمرانی تجارت خارجی؛ معمای چسبندگی ایران به الگوی آنگلوساکسونی نفت در برابر غذا
تجارت خارجی ایران همچنان در قالب الگوی نفت در برابر غذا محصور مانده است؛ قالبی که ریشه در سازوکار آنگلوساکسونی بازیافت پترودلارها دارد و با تخصیص ارز ترجیحی به کالاهای اساسی، زنجیرههای ارزش ملی را گسسته و اقتصاد را در حاشیه خامفروشی درجازده است. این مقاله واکاوی میکند که چگونه پترودلار برونزا، دلار حاصل از صادرات قابلیتپایه را میبلعد و بدون بازآفرینی پیوندهای ژئواکونومیک بر مبنای منطق زنجیره ارزش، تحقق الگوی جایگزین «صنعت در برابر غذا» ناممکن خواهد بود؛ الگویی که گذار به آن، نیازمند تحولی بنیادین در قواعد بازی حکمرانی تجارت خارجی و درک دیرهنگام این حقیقت است که اهرمهای اصلی توسعه صادرات صنعتی و خدمات فنی و مهندسی، در دست متولیان واردات عمده کشور قرار دارد.
یکی از موانع اصلی تجارت با کشورهای دارای اقتصاد مکمل،تخصیص پترودلار یا همان ارز ترجیحی به کالاهای اساسی و غیراساسی است که با هزار رشته مرئی و نامرئی باعث چسبندگی به الگوی آنگلوساکسونی نفت در برابر غذا شده است.شرح تفصیلی این چسبندگی و وابستگی به مسیر را در مستندات ایلاف به ویژه ذیل عنوان سازوکار آنگلوساکسونی بازیابی دلارهای نفتی petrodollar recycling و دلارهای منبع پایه به کرات ذکر کرده ایم و توضیح داده ایم که چگونه تجارت خارجی واگرا open loop و درجازدن در حاشیه خام فروشی نظم آنگلوساکسونی با ایجاد اختلال در پیوندهای ژئواکونومیک کشور،منجر به اختلال در پیوندهای درونی بخش های مختلف اقتصاد کشور شده است و بالعکس.چیزی شبیه به تضایف در اصطلاح حکمای خودمان.،و توضیح داده ایم که بدون بازآفرینی پیوندهای ژئواکونومیک کشور بر اساس منطق زنجیره ارزش،راهی برای احیای امر به فنارفته تولید قابلیت پایه در اقتصاد ایران متصور نیست و بالعکس. و باز هم با نگاهی به قانون گرشام بحث کرده ایم که چگونه دلار برون زا ، دلار درون زا را می بلعد همچنان که هفت گاو لاغر،هفت گاو فربه را خورده بودند و سبع سنبلات خضر و اخر یابسات...
در مقام تجویز هم اشاراتی داشتیم که اگر مکانیزم جبرانی برای تبدیل پذیری و جایگزینی پترودلار (یا همان دلار برون زا ) با دلار حاصل از صادرات قابلیت پایه پیش بینی شود می توان به صورت پلکانی و تدریجی به سمت الگوی ایلافی صنعت در برابر غذا حرکت کرد.
فی المثل واردکنندگان نهاده های اساسی ملزم شوند که در سال اول ۱۰ درصد واردات را به ازای صدور کالای صنعتی و خدمات فنی و مهندسی انجام دهند.این اهرم باعث ایجاد مزیت در همکاری با کشورهای دارای اقتصاد مکمل می شود و زنجیره های ارزش ملی را به بازارهای پایدار متصل می کند و کشاورزی فراسرزمینی را معنی دار می کند.
مانع اصلی این راهبرد، واگرایی در حکمرانی تجارت خارجی است.
همیشه به دوستان گفته ام که مهم ترین ابزار و اهرم توسعه صادرات صنعتی و خدمات فنی و مهندسی کشور در اختیار متولیان واردات عمده کشور به ویژه وزارت جهادکشاورزی و سازمان انرژی اتمی و وزارت بهداشت است نه وزارت صمت.
فهمیدن همین یک جمله و تبدیل آن به قواعد بازی تجارت خارجی کشور می تواند یک قرن طول بکشد.قرنی که هم اکنون در نیمه دوم آن هستیم.همچنان که تجویز و الزامی کردن آب لیمو در سفرهای دریایی برای ملاحان که از بیماری اسکوربوت می مردند بیش از دو قرن پس از کشف آن به طول انجامید.و سال ها طول کشید تا من معنای این جمله حکیمانه را فهمیدم که در جهان ذهنی فوتبالیست ایرانی غالبا یک سوم زمین بازی حاضر است در حالی که فوتبالیست آلمانی در سه سوم زمین ،بازی می کند.
نظر شما