هشدار قرمز در داووس؛

صندوق بین‌المللی پول از فروپاشی تدریجی بازار کار زیر پای هوش مصنوعی می‌گوید

نشست داووس ۲۰۲۶ این‌بار فقط محل گفت‌وگوهای دیپلماتیک نبود؛ مدیرکل صندوق بین‌المللی پول با هشداری کم‌سابقه اعلام کرد که هوش مصنوعی نه یک فناوری مکمل، بلکه سونامی‌ای است که با سرعتی بی‌رحمانه در حال عبور از بازار کار جهان است؛

صندوق بین‌المللی پول از فروپاشی تدریجی بازار کار زیر پای هوش مصنوعی می‌گوید
صفحه اقتصاد -

 تحولی که همزمان وعده ثروت و بهره‌وری می‌دهد و تهدید حذف گسترده مشاغل، شکستن نردبان پیشرفت شغلی و تعمیق شکاف اقتصادی را به همراه دارد.

در هوای سرد ژانویه ۲۰۲۶ نشست مجمع جهانی اقتصاد در داووس نه تنها شاهد بحث‌های دیپلماتیک همیشگی بود بلکه صحنه‌ طرح یکی از جدی‌ترین هشدارهای تاریخ معاصر اقتصادی شد؛ جایی که کریستالینا جورجیِوا؛ مدیرکل صندوق بین‌المللی پول از استعاره‌ تکان‌دهنده برای توصیف وضعیت پیش‌رو استفاده کرد و پدیده هوش مصنوعی را نه یک موج گذرا بلکه یک «سونامی» خواند که در حال درنوردیدن سواحل بازار کار جهانی است.
این توصیف، فراتر از یک تشبیه ادبی و نشان‌دهنده عمق و شدت تغییری است که ساختارهای بنیادین اشتغال را هدف گرفته است، تغییری که برخلاف انقلاب‌های صنعتی پیشین که بازوهای کارگران را با ماشین‌آلات جایگزین می‌کردند، این بار به‌طورمستقیم به سراغ مغزها و مهارت‌های شناختی رفته و مرزهای میان انسان و ماشین را در پیچیده‌ترین سطوح ادراکی و تحلیلی بازتعریف می‌کند.
آنچه در گزارش دقیق و نگران‌کننده صندوق بین‌المللی پول برجسته شده، تصویری از آینده‌ای است که در آن جغرافیای اقتصادی جهان دستخوش زلزله‌ای خاموش اما ویرانگر می‌شود، به طوری که کشورهای پیشرفته که تا پیش از این تصور می‌شدند به دلیل زیرساخت‌های تکنولوژیک خود در حاشیه امن قرار دارند، اکنون به دلیل همان ساختار مدرن و وابستگی به مشاغل دانشی در کانون این طوفان قرار گرفته‌اند.
اقتصاد زیر سایه هوش مصنوعی طبق برآوردهای تحلیلی این نهاد بین‌المللی، حدود ۶۰ درصد از مشاغل در اقتصادهای توسعه‌یافته در معرض تغییرات مستقیم ناشی از هوش مصنوعی هستند. آماری که نشان می‌دهد هر چه اقتصاد یک کشور پیچیده‌تر و مبتنی بر خدمات و دانش باشد، آسیب‌پذیری آن در برابر الگوریتم‌هایی که توان کدنویسی، تحلیل حقوقی، تشخیص پزشکی و تولید محتوا هستند، بیشتر خواهد بود در حالی که در سطح جهانی و با احتساب کشورهای در حال توسعه که همچنان تکیه زیادی بر کشاورزی و نیروی کار یدی دارند، این رقم به چهل درصد می‌رسد البته این تفاوت آماری نباید فریبنده باشد زیرا کشورهای فقیرتر اگرچه در کوتاه‌مدت کمتر آسیب می‌بینند ولی به دلیل نبود زیرساخت لازم برای بهره‌برداری از مواهب هوش مصنوعی، در خطر سقوط به دره‌ای از عقب‌ماندگی دائمی و تشدید شکاف طبقاتی جهانی قرار دارند.
این تحول بزرگ، روایتی دوگانه و متناقض دارد که در یک سوی آن افزایش خیره‌کننده بهره‌وری و ثروت قرار دارد و در سوی دیگر، اضطراب عمیق ناشی از بیهودگی و حذف نیروی انسانی؛ برای نیمی از نیروی کار متأثر شده، هوش مصنوعی نقش یک همکار ابرقدرت را بازی می‌کند که با حذف کارهای خسته کننده و تکراری، به آن‌ها اجازه می‌دهد تا بر خلاقیت و استراتژی تمرکز کنند و درآمد خود را افزایش دهند. برای نیمی دیگر، این فناوری نه یک مکمل، بلکه یک جایگزین بی‌رحم است که می‌تواند وظایف آن‌ها را با کسری از هزینه و با سرعتی غیرقابل رقابت انجام دهد، سناریویی که می‌تواند به کاهش شدید دستمزدها و در نهایت حذف کامل برخی از نقش‌های شغلی منجر شود.


سونامی هوش مصنوعی در حال درنوردیدن بازار کار جهان


نگرانی‌های حذف مشاغل ابتدایی در لایه‌های عمیق‌تر این تحلیل، نگرانی‌های اجتماعی به ویژه در مورد نسل جوان و ساختار سنتی پیشرفت شغلی وجود دارد که شاید تراژیک‌ترین بخش این موضوع باشد زیرا به طور تاریخی، بازار کار همیشه نردبانی دارد که پله‌های اول آن را کارهای ساده، جمع‌آوری اطلاعات و وظایف اجرایی سطح پایین تشکیل می‌دادند، پله‌هایی که به فارغ‌التحصیلان تازه وارد اجازه می‌داد تا ضمن کار، تجربه کسب کنند و به مرور به متخصصان ارشد تبدیل شوند اما هوش مصنوعی اکنون همین پله‌های آغازین را هدف گرفته و با حذف مشاغل سطح ابتدایی یا «Entry-level»، در عمل نردبان ترقی را برای نسل جدید می‌شکند و آن‌ها را در وضعیتی قرار می‌دهد که بدون داشتن تجربه، امکان ورود به بازار را ندارند و بدون ورود به بازار، امکان کسب تجربه را نخواهند داشت.
این پدیده می‌تواند منجر به شکل‌گیری یک «نسل گمشده» شود که با وجود تحصیلات عالی، جایگاهی در اقتصاد جدید پیدا نمی‌کنند و این امر بسترساز بحران‌های اجتماعی و سیاسی گسترده‌ای در دهه‌های پیش رو خواهد شد. جورجیِوا در سخنان خود به صراحت اشاره کرد که سرعت سرسام‌آور توسعه فناوری با کندی ذاتی سیستم‌های سیاست‌گذاری و آموزشی جوامع بشری در تضاد است و این «تأخر فاز» می‌تواند عواقب جبران‌ناپذیری داشته باشد؛ در حالی که الگوریتم‌ها هر روز با داده‌های جدید تکامل می‌یابند، سیستم‌های آموزشی همچنان بر مبنای پارادایم‌های قرن بیستم عمل می‌کنند و قوانین کار نیز هنوز نتوانسته‌اند چتر حمایتی لازم را برای کارگرانی فراهم کند که شغل خود را به یک نرم‌افزار می‌بازند.
تهدید تصاحب کیک اقتصاد و به حاشیه رفتن نیروی کاراین وضعیت پیچیده، خطر قطبی شدن شدید جامعه را گوشزد می‌کند، جایی که صاحبان سرمایه و کسانی که کنترل تکنولوژی را در دست دارند، سهم نامتناسبی از کیک اقتصاد را تصاحب
می‌کنند و نیروی کار معمولی که مهارت‌هایش منسوخ شده، به حاشیه رانده می‌شود. روندی که اگر با مداخلات هوشمندانه دولتی مهار نشود، می‌تواند نابرابری را به سطحی برساند که بافت همبستگی اجتماعی را از هم بگسلد.
تحلیل‌گران بر این باورند که تنها راه عبور سلامت از این گردنه تاریخی، نه مقاومت در برابر تکنولوژی، بلکه بازتعریف کامل قراردادهای اجتماعی و سیستم‌های آموزشی است؛ دولت‌ها باید از نقش تماشاگر خارج شده و با ایجاد تورهای ایمنی اجتماعی مستحکم، دوره‌های بازآموزی گسترده و حتی بررسی مدل‌های جدید توزیع ثروت، جامعه را برای این دوران گذار آماده کنند.
تمرکز آموزش باید از انباشت دانش که هوش مصنوعی در آن بی‌رقیب است، به سمت پرورش مهارت‌های انسانی مانند تفکر انتقادی، همدلی، مذاکره پیچیده و خلاقیت هنری تغییر جهت دهد، زیرا در دنیایی که پاسخ‌ها تنها با یک کلیک در دسترس هستند، هنرِ پرسیدنِ سوالات درست و مدیریت روابط انسانی ارزشمندترین دارایی خواهد بود.
فراخوانی برای تدوین استراتژی انطباقیهشدار صندوق بین‌المللی پول در داووس ۲۰۲۶، در واقع فراخوانی برای بیداری رهبران جهان بود تا دریابند که سونامی هوش مصنوعی منتظر آمادگی ما نخواهد ماند و زمان برای تدوین استراتژی‌های انطباقی به سرعت در حال سپری شدن است. این تحول، آزمونی بزرگ برای بشریت است تا نشان دهد آیا می‌تواند ابزاری را که خود خلق کرده به خدمت گیرد و رفاهی همگانی را رقم بزند یا اینکه مغلوب مخلوق خود شده و شاهد فروپاشی ساختارهای اقتصادی و اجتماعی خواهد بود که طی قرن‌ها بنا نهاده است.
در نهایت، پیام جورجیِوا این است که آینده حتمی نیست، بلکه به تصمیماتی بستگی دارد که امروز، در میانه این طوفان دیجیتال، اتخاذ می‌کنیم؛ تصمیماتی که مرز باریک میان یک رنسانس جدید اقتصادی و یک بحران عمیق انسانی را تعیین خواهند کرد و مسئولیت این انتخاب تاریخی، بر دوش تمامی ارکان جامعه، از سیاست‌گذاران و مدیران ارشد تا نهادهای مدنی و آموزشی سنگینی می‌کند.

پیشنهاد سردبیر

منبع: ایمنا
آیا این خبر مفید بود؟

نتیجه بر اساس رای موافق و رای مخالف

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :

نظر شما

اخبار ویژه