یادداشتی از دکتر مرتضی ابراهیمی بمناسبت روز زبان فارسی و فردوسی

هشدار یونسکو و یک شکاف خطرناک: چرا زبان نطنزی در سایه بی تفاوتی متولیان خاموش می‌شود؟

زبان پارسی سایه‌بان هویت ملی ایران است، اما تکثر زبان‌های محلی همچون نطنزی، بلوچی، ترکی و کردی نه تنها رقیب، بلکه مایهٔ غنای این هویت به‌شمار می‌روند. با این حال، دکتر مرتضی ابراهیمی در آستانهٔ روز پاسداشت زبان پارسی هشدار می‌دهد: زبان نطنزی که یونسکو آن را در فهرست «در معرض خطر» ثبت کرده، به دلیل عملکرد ضعیف دستگاه‌های اجرایی، در آستانهٔ فروپاشی است. او تأکید می‌کند که نجات این میراثِ درحال‌خاموشی، مستلزم عبور از بی تفاوتی و اجرای فوری یک نقشه‌ی راه ملی است.

هشدار یونسکو و یک شکاف خطرناک: چرا زبان نطنزی در سایه بی تفاوتی متولیان خاموش می‌شود؟
صفحه اقتصاد -

نزدیک شدن به روز پاسداشت زبان پارسی، بیش از آنکه فرصتی برای جشن و سرور باشد، فرصتی برای تامل در جایگاه این زبان در عصر حاضر است. زبان پارسی، نه تنها ابزار ارتباطی، بلکه ستون فقرات هویت ملی ما و پیونددهنده قلب‌های ایرانی از خلیج فارس تا دریای خزر است. اما هویت ملی، یک بنای یکپارچه نیست؛ بلکه موزاییکی است که از تکه‌های درخشان خرده‌فرهنگ‌ها و زبان‌های محلی شکل گرفته است.

در شرایط حساس و چالش‌برانگیز فعلی که ایران با مسائل مختلفی دست‌وپنجه نرم می‌کند، بازگشت به ریشه‌های فرهنگی می‌تواند مایه‌ی انسجام باشد. ما باید بدانیم که احترام به زبان پارسی، هرگز به معنای نادیده گرفتن گویش‌ها و زبان‌های محلی نیست. در واقع، تکثر زبان‌ها در ایران، از ترکی و کردی گرفته تا بلوچی و لری، نشان‌دهنده غنای بی‌نظیر تمدن ماست. حفظ این تنوع، نه تنها تهدیدی برای زبان رسمی نیست، بلکه باعث می‌شود هویت ملی ما، زنده، پویا و چندبعدی باقی بماند.

زبان نطنزی؛ تپشِ ناتمامِ یک تاریخِ زنده

اما در میان این تنوع فرهنگی، با واقعیت تلخی روبرو هستیم: بسیاری از گویش‌ها و زبان‌های محلی در حال از دست رفتن هستند. یکی از این موارد تکان‌دهنده و نگران‌کننده، «زبان نطنزی» است؛ میراثی که سازمان یونسکو با دقت تمام، آن را در فهرست زبان‌های در معرض خطر قرار داده است. زبان نطنزی تنها مجموعه‌ای از واژگان متفاوت یا یک شیوه بیانِ متفاوت نیست، بلکه کالبدِ تفکر، جهان‌بینی و روحِ حاکم بر منطقه است. هر واژه‌ی نطنزی، حاملِ قصه‌ای از تاریخِ خاک، ضرب‌المثل‌هایی است که از تجربه‌ی گذشتگان برآمده و ترانه‌ها و افسانه‌هایی است که با موسیقیِ طبیعتِ این منطقه گره خورده است. وقتی یک زبان در آستانه‌ی خاموشی قرار می‌گیرد، ما تنها با از دست دادن کلمات روبرو نیستیم، بلکه با فروپاشیِ بخشی از حافظه‌ی جمعی تمدن ایران مواجهیم. نابودی زبان نطنزی، به معنای قطع شدن پیوند نسل آینده با ریشه‌های اصیل خود و تبدیل شدنِ یک فرهنگِ زنده به یک «موزه بی‌جان» است؛ چیزی که نباید اجازه دهیم رخ دهد.

درس‌هایی از تجربه‌ی دیگران: چرا ما عقب هستیم؟

نگاهی به دیگر نقاط کشور نشان می‌دهد که این بحران، لزوماً پایان کار نیست. بسیاری از شهرها و مناطق با درک صحیح از ارزش میراث خود، گام‌های عملی برداشته‌اند؛ از تلاش‌های برخی مناطق برای ثبت گویش‌های محلی در قالب کتاب‌های فرهنگ لغت تا حمایت‌های نهادی در برخی استان‌ها برای گنجاندن مباحث گویشی در برنامه‌های فرهنگی و هنری. این تجربه‌ها ثابت کرده است که وقتی دولت و جامعه برای حفظ اصالت محلی هم‌صدا شوند، می‌توان از مرگِ یک زبان جلوگیری کرد. اما در نطنز، ما با شکاف عمیقی میان «بحران» و «اقدام» روبرو هستیم.

با تمام این‌ها، باید با صراحت گفت که در برابر این بحران، عملکرد متولیان فرهنگی و دستگاه‌های اجرایی شهرستان نطنز، بسیار ضعیف و حتی ناامیدکننده بوده است. در حالی که یونسکو نسبت به خطر نابودی این زبان هشدار داده، و برخی از فرهنگ دوستان نطنزی نیز اقدامات خودجوش و مناسبی را انجام داده اند اما در سطح منطقه ای شاهد برنامه‌ای منسجم برای ثبت، مستندسازی یا حتی آموزش ساده‌ی این زبان به نسل جوان نیستیم. این بی‌تفاوتی، در واقع نوعی بی‌مسئولیتی در قبال میراثی است که متعلق به تمام ایرانیان است. 

نقشه راه: از مستندسازی تا حیات دوباره

برای گذار از این وضعیت بحرانی، ما نیازمند یک حرکتِ هماهنگ و چندجانبه هستیم. نجات زبان نطنزی مستلزم آن است که از پروژه‌های عظیمِ مستندسازی و ثبت دیجیتالِ واژگان و روایت‌های شفاهی آغاز کرده و به سمت ایجاد زیرساخت‌های آموزشی در مدارس و مراکز فرهنگی حرکت کنیم. این مسیر باید با حمایتِ مالی و معنوی از پژوهشگران و هنرمندان محلی تکمیل شود؛ به گونه‌ای که زبان نطنزی از حالتِ «زبانِ خانگی و قدیمی» به «زبانِ هنر و رسانه» تبدیل شود. ما نیاز داریم که از طریق تولید محتوای مدرن در موسیقی، تئاتر و شبکه‌های اجتماعی و همچنین برگزاری جشنواره‌های فرهنگیِ تخصصی، این زبان را به قلب نسل جوان بازگردانیم تا از این طریق، هم حافظه تاریخی منطقه حفظ شود و هم حس افتخارِ فرهنگی در میان مردم زنده بماند.زمان برای نجات زبان‌های در معرض خطر، بسیار محدود است. امروز باید اقدام کرد، پیش از آنکه سکوت، جایگزین صدای زیباترین زبان‌های ما شود.

پیشنهاد سردبیر

آیا این خبر مفید بود؟

نتیجه بر اساس رای موافق و رای مخالف

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :

نظر شما

اخبار ویژه