خلاصه داستان قسمت ۳۴ سریال جیران
در این مطلب از صفحه اقتصاد به توضیحاتی در خصوص خلاصه داستان قسمت ۳۴ سریال جیران پرداخته شده است.
در این مطلب از صفحه اقتصاد به توضیحاتی در خصوص خلاصه داستان قسمت ۳۴ سریال جیران پرداخته شده است.
قسمت سی و چهارم سریال عاشقانه جیران به روز جمعه ۲۷ آبان ۱۴۰۱ از فیلیمو پخش شد.
در این قسمت شاهد خشم شاه نسبت به سوگلیاش هستیم که ماجراهای خدیجه تجریشی را وارد فاز تازهای میکند.
در قسمت سی و چهارم سریال جیران سیاوش بعد از اینکه با کفایت خاتون در خصوص روش مدیریت و خروش علیه دربار قاجار به توافق رسید در مراسمی با حضور بزرگان خاندان زند معرفی و دستبوسی انجام شد و خنجر مخصوص کریمخان زند نیز تحویل سیاوش شد. سیاوش حالا بیش از هر زمان دیگری دغدغه دست یابی به آرزوهایش را دارد. آرزوهای او آرامش و آسایش مردم و رعیت است که زیر بار ظلم و جور حکومتها کمر خم کرده و سالک به پیشانی و مهر فقر بر گونه دارند.
در میان دغدغهها و نگاههای ویژه سیاوش به قیام علیه حکومت قاجار که با آموزشهای نظامی به سربازان زندیه ادامه دارد سیاوش از کفایت خاتون خواست تا سارای گرجی و برادرش از دست فتنهگری خواجه روشن و نقره نجات دهد. سیاوش با خود عهد بسته در این راه دشوار تنها به امید داشتن نوری از ایمان و عشق بتواند طی مسیر کند و هیچ دلگرمیای بهتر از حضور سارای گرجی کنار او نمیتواند مرهمی بر زخمها و رنجهای گذشتهاش بگذارد.
ننه آشوب به قتل رسید
اسدالله میرزا برادر جیران بیش از هر فرد دیگری که در دربار شاه گذران عمر میکنند به فکر ارتقای شغلی و مقامش خودش و برای رسیدن به آن حاضر است حتی پا روی خانواده و انسانیت بگذارد و حتی به خواهرش جیران که ضامن رسیدن او به دربار ناصری است پشت کند. او در این رهگذر حتی از کشتن انسانهای بیگناه هم گویا احساس گناه نمیکند و به همین دلیل به سراغ ننه آشوب رفته و بعد از آنکه نتوانست او را متقاعد کند که از همراهی با خواهرش خدیجه صرف نظر کند او را کشته تا قائله پیدا کردن قاتل محمدمیرزا تمام بشود.
قهر میرزاکاظم و خشم ملکزاده از جیران علت و معلول اتفاقهایی بود که در هفتههای گذشته موجب شد تا فرزند ارشد میرزاآقاخان نوری تصمیم بگیرد پس از گرد و خاک بسیار زیاد ملکزاده و دعوای او با جیران باز هم به خانه بر گردد. هر چند ملکزاده برای تداوم زندگیاش و اثبات ارادتش به همسر جدید تمام تلاش خودش را کرد اما گویا باج دادن به اجنبی در ماجرای هرات و پخش شبنامههای مخالفان در سطح شهر موجب شد شاه باز هم نسبت به بیکفایتی دولت شاهنشاهی گلایههای جدی داشته باشد.
قتل ننه آشوب خشم و ناراحتی شدید جیران را در پی داشت. جیران از اینکه نتوانست از طریق ننه آشوب قاتل فرزندش را پیدا کند بسیار عصبانی و ناراحت بود.
عصبانیت جیران در قسمت سی و چهارم سریال جیران از بیتوجهی شاه و دستور به خروج ننه آشوب به عنوان یک جادوگر از کاخ بود. اتفاقی که موجب شد ننه آشوب امنیت جانی نداشته باشد. جیران اما تمام این گناهها و حتی گناه قتل ننه آشوب را مستقیم بر گردن شاه میاندازد و با خشم و بدون هیچ اجازهای وارد دفتر شاه شد و با او با عتاب و خطاب حرف زد. کظم غیض شاه در برابر خشم لجام گسیخته جیران تا مرزی که به او انگ بی کفایتی نزد ادامه پیدا کرد اما با این وجود مرز میان عشق و نفرت به باریکی یک موی میان جیران و شاه پاره شد و خشم شاه گریبانگیر جیران شد. در قسمتهای آینده خواهیم دید که آیا جیران میتواند از این خشم و عصبانیت شاه جان سالم به در ببرد یا خیر؟
با ما همراه باشید…
نظر شما