خلاصه داستان قسمت ۳۱ سریال ترکی قضاوت (yargi) + عکس

در این مطلب از سایت صفحه اقتصاد خلاصه داستان قسمت ۳۱ سریال ترکی قضاوت را برای دوستداران این سریال قرار داده ایم، با ما همراه باشید.

خلاصه داستان قسمت ۳۱ سریال ترکی قضاوت (yargi) + عکس

در این مطلب از سایت صفحه اقتصاد خلاصه داستان قسمت ۳۱ سریال ترکی قضاوت را برای دوستداران این سریال قرار داده ایم، با ما همراه باشید. این سریال به نویسندگی سما ارگنکون (Sema Ergenekon) و کارگردانی علی بیلگین (Ali Bilgin) در ژانری جنایی پلیسی عاشقانه ساخته شده است. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ Kaan Urgancıoğlu (Ilgaz), Pınar Deniz (Ceylin), Hüseyin Avni Danyal (Metin), Uğur Polat (Yekta), Mehmet Yılmaz Ak (Pars), Ali Seçkiner Alıcı (Zafer), Arda Anarat (Çınar), Ece Yüksel (İnci), Zeyno Eracar (Gül), Uğur Arslan (Eren), Onur Durmaz (Engin), Başak Gümülcinelioğlu (Neva), Pınar Çağlar Gençtürk (Aylin), Onur Özaydın (Osman), Özlem Çakar (Makbule), Zeynep Atılgan (Parla), Beren Nur Karadiş (Defne). این سریال از ۱۲ شهریور ماه ۱۴۰۱ راس ساعت ۲۳ از شبکه جم سریز به صورت دوبله فارسی پخش می شود.

خلاصه داستان قسمت ۳۱ سریال ترکی قضاوت

مردان پدر منین به خانه شان رفته و باهمدیگه در حال خوردن غذا هستن. چینار بعد از خوردن غذا میخواد بره تو اتاقش که مردان میگه هنوز چیزی نخوردی که! چینار بهش میگه پدربزرگی که از جعبه اسرار یهو در اومده من از اسرار خوشم نمیاد و از اونجا میره. ایلگاز به اونجا میاد که با دیدن پدربزرگش حسابی جا میخوره. ارن به جیلین میگه اینجا خیلی سرده! چجوری اینجا میمونی؟ جیلین میگه وقتی قبضو ندی قطع میکنن حتی کنتور هم کندن بردن! بعد از کمی حرف زدن ارن بهش میگه کی رابطتون اینجوری شد؟ آخرین بار باهمدیگه خوب بودین! بگو چیشده؟ جیلین میگه چون من همینم نمیتونم به کسی جواب پس بدم! من شلخته ام هرکاری بخوام میکنم به کسی هم جواب پس نمیدم! ببین تو این سن دارم تو دفتر زندگی میکنم حتی تو خانواده خودمم ریشه ندارم! اول کاری داشتم نظم زندگیشو بهم میزدم! یه کاری کردم که داست صداقتشو میزاشت کنار، ارن نمیشه دیگه! اون زیادی پاکه انقدر سفیده که آدم دلش نمیاد کثیفش کنه سپس میگه بس کنیم دیگه ول کن این قضیه رو! مردان بعد از خوردن غذا میگه من خوابم میاد کجا میتونم بخوابم؟ متین به مقبوله میگه اتاقشو آماده کن نشونش بده. بعد از رفتنش ایلگاز ازش گلگی میکنه که چرا راهش دادی بیاد؟ تا کی میخواد بمونه؟ متین میگه نمیدونم حتما زود میره دیگه ایلگاز چجوری زود میره؟ طرف از زندان آزاد شده یکراست اومده اینجا! متین بهش میگه پدرمه کاری نمیتونم بکنم، نمیتونم بندازمش بیرون! ایلگاز میگه تا حالا میشد الان نمیشه؟ داری از کی طرفداری میکنی؟ متین حق به جانب میگه تو هم از جیلین دفاع کردی و ازدواج کردی باهاش و به کسی هم چیزی نگفتی حالا هم از پدرت دفاع کن و پشتش باش! ما هردومون دیگه آلوده اش شدیم ایلگاز با کلافگی از اونجا میره. فردای آن روز یه دختر به اداره پلیس میارن که در حین دزدی دستگیر شده.

قسمت ۳۱ سریال ترکی قضاوت

قسمت ۳۱ سریال ترکی قضاوت

مامورها باهاش صحبت میکنن و ازش میپرسن چی دزدیدی؟ اون دختر میگه پنیر، کالباس، نون. ازش میپرسن چرا؟ که میخنده و میگه سوال احمقانه ای بود چون گرسنه بودم بعد از کمی بحث و کل کل کردن اون دختر میگه برین به کمیسر ارن بگین بیاد با اون فقط حرف میزنم! متین وقتی تو اتاق کارس هست پدربزرگش ماشینشو به ادم هاش میده که ببرن واسه اورق کردن که هیچی ازش نمونه سپس به اتاقش میره و میگه نگران ماشین نباش حلش کردم شاید تو نگی بهم بابا ولی من همیسه ازت محافظت میکنم، متین میگه تو میدونی؟ جسدو تو برداشتی؟ مردان تایید میکنه و میگه نگران نباش زیر خاکه و میره. تو حیاط به یکی زنگ میزنه و میگه که یه جسد گم شده و باید پیدا کنید. ایلگاز با نوا تو رستوران قرار گذاشته آنها درباره گذشته حرف میزنن سپس نوا میگه فقط یه سوال میپرسم امکانش هست؟ ایلگاز میگه اگه بود نمیرفتم نوا با عصبانیت بغشو قورت میده و میگه من به خاطر داداشم اومدم داره یه چیزیو مخفی میکنه، فکر کنم مریضه! و از ایلگاز کمک میخواد. ایلگاز پیش پارس میره و بهش ماجرارو میگه سپس بهش کارت دکتر میده و میگه دکتر خوبیه درمانتو مخفیانه پیش ببر حداقل به نوا بگو اون باید بدونه کمکت میکنه پارس تشکر میکنه و میگه این دوستیتو فراموش نمیکنم. پارس وقتی به اتاقش میره رضوان بهش میگه یه زن اومده میگه میخواد باهاتون درباره مشکلش حرف بزنه اما پارس میگه بدون نوبت نمیشه اون زن بیرون اتاق میشینه و میگه من همینجا منتظر میمونم. پارس نامه مینویسه که اشتباه میکرده ازدواج ایلگاز و جیلین از روی نقشه بوده و نامه را به دادستان کل میده. دادستان درباره همکاریش با یکتا برای از بین بردن پرونده خصوصی یکتا میگه که پارس حسابی جا میخوره و دادستان کل میگه باید مدرک قانع کننده ای برای این کارت داشته باشی!

پارس با عصبانیت به اتاق ایلگاز میره چون فکر میکنه اون گفته ولی جیلین رفته این حرفارو به دادستان کل گفته. پارس باهاش دعوا میکنه و میگه تو طرح رفاقت اومدی جلو و از پشت بهم خنجر زدی؟ ایلگاز که نمیدونه چی داره میگه ازش میخواد حرف بزنن اما پارس با عصبانیت میره سپس ایلگاز به جیلین میگه کار تو بود آره؟ تو از من سوء استفاده کردی! و باهاش دعوا میکنه اما جیلین میگه من چیزهایی که از جنید شنیدمو رفتم به دادستان کل گفتم نه حرف های تو و ارنو و از اونجا میره. ارن وقتی پیش اون دختر میره بهش میگه من دختر اوزلمم منو از اینجا بیرون ببر. ارن با شنیدن این حرف حسابی شوکه میشه و به اتاقش میره و به ازولم زنگ میزنه بعد از معرفی خودش بهش میگه که دخترش اونجاست سپس بهش میگه که یه ضامنی چیزی بیاره تا بتونه ببرتس با خودش. بعد از قطع تماس برگه ای روی میزش میبینه که روش نوشته شده اون دختر توعه؟ ارن جا میخوره و تو فکر فرو میره. ایلگاز متوجه میشه که رو میرش یه بسته هست و با باز کردنش با یه فلش روبرو میشه که به سیستم میزنه تا ببینه چیه. عمه مقبوله برای چینار یه گوشی دست دوم گرفته تا به کارهاش برسه او حسابی خوشحال میشه ولی وقتی گالری را چک میکنه میبینه یه فیلم توش هست، فیلم دوربین تو اتوبوس که کنارش طفر بوده او با دیدن اون فیلم حسابی شوکه میشه و میترسه. پارس با عصبانیت کارت ویزیت دکتری که ایلگاز داده بود را پاره میکنه و رضوان پیشش میره و میگه اون زن هنوز اینجاست و نمیره پارس میگه بگو بیاد تو ببینم چی میگه. ایلگاز به جیلین زنگ میزنه و بهش میگه سریع بیا تو اتاقم، سپس یه فایل صوتی که تو فلش بود را واسش میزاره جیلین تو اون فایل صوتی به انگین گفته که ازش سوء استفاده کرده جیلین با شرمندگی سرشو پایین میندازه و ایلگاز ناباورانه بهش نگاه میکنه…..

بیشتر بخوانید:

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی قضاوت (yargi)

پیشنهاد سردبیر

آیا این خبر مفید بود؟

نتیجه بر اساس رای موافق و رای مخالف

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :

نظر شما

اخبار ویژه