خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال آتش سرد از شبکه دو
در این مطلب از پایگاه خبری صفحه اقتصاد شاهد خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال آتش سرد می باشید.
در این مطلب از پایگاه خبری صفحه اقتصاد شاهد خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال آتش سرد می باشید. این سریال جذاب در ۳۰ قسمت ۴۵ دقیقه ای به کارگردانی رضا ابوفاضلی و به تهیه کنندگی علی مهام ساخته شده است. این سریال جذاب در ژانری ملودارم و اجتماعی هر شب از شنبه تا چهارشنبه ساعت ۲۱ و ۳۰ دقیقه به روی آنتن شبکه دو سیما می رود. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ پرویز فلاحی پور، عبدالرضا اکبری، فریبا متخصص، شیوا خسرومهر، مهسا کرامتی، جعفر دهقان، مهدی سلوکی، بهزاد خداویسی، پویا امینی، یلدا قشقایی، مریم موسویان، مرتضی ضرابی و… .
خلاصه داستان سریال
درباره پسری به نام فرید است و مضمون اصلی سریال در رابطه با یتیمنوازی، توجه به یتیم و آموزههای دینی در این خصوص است. بازی دو شخصیت اصلی که در تقابل با یکدیگر هستند را پرویز فلاحیپور و عبدالرضا اکبری عهده دارند.
در خلاصه داستان آمده: فرید پدر و مادرش را در یک حادثه از دست داده و وارث نیمه از کارخانه های بزرگ است. محسن تاجیک، شوهر عمه فرید که قیم قانونی اوست متوجه دستکاری در حسابهای کارخانه میشود و …
محسن با بازی پرویز فلاحی پور در این سریال صاحب یک گلخانه است. او چند سالی در جبهه بوده و موج انفجار در جنگ او را گرفتهاست و باید تحت عمل جراحی قرار بگیرد. از طرفی او قیم پسری است که ماجراهایی را در پی دارد

قسمت ۱۵ سریال آتش سرد
قسمت ۱۵ سریال آتش سرد
منیره به مریم میگه داری میری هرکاری که داشتی هرچیزی که خواستی به خودم بگو واست انجام بدم سپس ازش میخواد تا امیر برسوننش اما مریم اجازه نمیده و میگه تاکسی خبر کردم خودم میرم لازم نیست ایشونو به زحمت بندازین……. برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۱۴ سریال آتش سرد
قسمت ۱۴ سریال آتش سرد
محسن فیلم دوربین گلخانه را به احمد دوست و وکیلش نشون میده احمد میگه باید اول دعا کنیم از کما دربیاد وگرنه خیلی کارمون سخت میشه! چون این فیلم نشون میده که علیرضا باعث زمین خوردنش شده!…… برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۱۳ سریال آتش سرد
قسمت ۱۳ سریال آتش سرد
محسن به بیمارستان پیش رویا میره و قسم میخوره که من اصلا با سعید دستم تو یه کاسه نیست و نقشه ای این وسط وجود نداره من هرچی که میدونستم صادقانه بهتون گفتم رویا میگه بابک الان داره چوب اعتمادش به شمارو میخوره!…… برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۱۲ سریال آتش سرد
قسمت ۱۲ سریال آتش سرد
پلیس به گلخانه محسن میره و از کارگر اونجا به اسم رجب بازجویی میکنن که چه اتفاقی اونجا افتاده بوده. منیره به مدرسه فربد رفته و کارنامه اونو گرفته و وقتی به محسن نشون میده محسن حسابی خوشحال میشه و فربد را تحسین میکنه…… برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۱۱ سریال آتش سرد
قسمت ۱۱ سریال آتش سرد
اسرا به خاطر حرف های سعید بهم ریخته و از خونه بیرون میزنه آزاد به دنبالش میره تا جلوشو بگیره اما موفق نمیشه. آزاد با عصبانیت میره داخل و به مادرش میگه هی گفتم دعوتش نکنیم ولی تو چیکار کردی؟…… برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۱۰ سریال آتش سرد
قسمت ۱۰ سریال آتش سرد
علیرضا با فربد در حال فوتبال دستی بازی کردن هستن ولی امیر حسابی تو فکره و نمیدونه باید چیکار کنه و حرف های سعیدو تو ذهنش مرور میکنه. بابک فردای آن روز میخواد به طرف کارخانه بره که طهماسب جلوشو میگیره و میگه کجا میری؟…… برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۹ سریال آتش سرد
قسمت ۹ سریال آتش سرد
امیر به خانه سراغ اسرا میره که میبینه حسابی تو فکره، ازش میپرسه چیشده؟ چیزی شده؟ تو فکری؟ اسرا میگه نه امیر میخواد بهش چیزی بگه که حرفشو میخوره و میره…… برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.
قسمت ۸ سریال آتش سرد
سیما به آزاد زنگ میزنه که کجایی؟ آزاد میگه دارم میرم خونه آقامحسن، سیما ازش میخواد سریعا برگرده و میگه الان عصبانی میری یه چیزی میگی بدتر میشه بهت قول میدم همه چیزو درست کنم خودم باهاشون حرف میزنم آزاد نرم میشه…… برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.
قسمت ۷ سریال آتش سرد
امیر پیش محسن میره و میگه آقاجون هارد کجاست؟ محسن میگه جاش امنه ازش سه نسخه کپی کردم تو سه جای مختلف، امیر میگه دیگه به من اعتماد نداری!….. برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.

قسمت ۶ سریال آتش سرد
قسمت ۶ سریال آتش سرد
سعید به دم در خانه میره و میبینه که کسی نیست سپس به پویا زنگ میزنه میبینه که گوشیش خاموشه. تا توی ماشین میشینه پویا را میبینه که بهش اشاره میکنه سوار ماشین بشه….. برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.
قسمت ۱ تا ۵ سریال آتش سرد
محسن میخواد به سرکار بره که منیره ازش میخواد امشب دیر نرسه و زودتر بیاد محسن قبول میکنه و میره. امیر در حال رفتن به کارخانه است که میبینه رویا او را تعقیب می کند او کلافه میشه…. برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.
نظر شما