خلاصه داستان قسمت ۲۴ سریال ترکی قضاوت (yargi) + عکس

در این مطلب از سایت صفحه اقتصاد خلاصه داستان قسمت ۲۴ سریال ترکی قضاوت را برای دوستداران این سریال قرار داده ایم، با ما همراه باشید

خلاصه داستان قسمت ۲۴ سریال ترکی قضاوت (yargi) + عکس

در این مطلب از سایت صفحه اقتصاد خلاصه داستان قسمت ۲۴ سریال ترکی قضاوت را برای دوستداران این سریال قرار داده ایم، با ما همراه باشید. این سریال به نویسندگی سما ارگنکون (Sema Ergenekon) و کارگردانی علی بیلگین (Ali Bilgin) در ژانری جنایی پلیسی عاشقانه ساخته شده است. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ Kaan Urgancıoğlu (Ilgaz), Pınar Deniz (Ceylin), Hüseyin Avni Danyal (Metin), Uğur Polat (Yekta), Mehmet Yılmaz Ak (Pars), Ali Seçkiner Alıcı (Zafer), Arda Anarat (Çınar), Ece Yüksel (İnci), Zeyno Eracar (Gül), Uğur Arslan (Eren), Onur Durmaz (Engin), Başak Gümülcinelioğlu (Neva), Pınar Çağlar Gençtürk (Aylin), Onur Özaydın (Osman), Özlem Çakar (Makbule), Zeynep Atılgan (Parla), Beren Nur Karadiş (Defne). این سریال از ۱۲ شهریور ماه ۱۴۰۱ راس ساعت ۲۳ از شبکه جم سریز به صورت دوبله فارسی پخش می شود.

خلاصه داستان قسمت ۲۴ سریال ترکی قضاوت

دکتر از اتاق چینار بیرون میاد و میگه حالش خوبه بخیه اش باز شده بود دوباره بستیم. ایلگاز بعد از اینکه مطمئن میشه حالش خوبه با جیلین سوار ماشین منین میشن و به طرف خانه راه میوفتن. منین وقتی متوجه میشه سریعا به ایلگاز زنگ میزنه و میگه با ماشین رفتی؟ ایلگاز میگه آره چطور لازمش داشتی؟ متین میگه آره خوب دارویی چیزی لازم بشه باید برم بگیرم! ایلگاز میگه دورتادور بیمارستان پر از داروخانه ست بابا نگران نباش بازم نمیشه متین با کلافگی قطع میکنه. ایلگاز و جیلین به خانه میرسن و از طرفی متین هم به خانه میره و به خواهرش میگه سوییچ ماشینو بردار سریع بیار اما او بهش میگه ایلگاز اینجا نیومد سوییچو به من نداد متین کلافه میشه و به بیمارستان برمیگرده و نگران اینه که کسی از ماجرای جسد ظفر تو صندوق خبردار بشه! فردای آن روز جیلین با صدای زنگ پارلا از خواب بیدار میشه. او با تعجب ازش میپرسه که تو ازدواج کردی خاله؟ جیلین بهش میگه تو از کجا فهمیدی؟ پارلا جا میخوره و میگه پس ازدواج کردی! اونم با برادر قاتل؟ جیلین بهش میگه چینار قاتل نیست دیگه بی گناهیشم که ثابت شده از زندان آزاد شده! پارلا میگه آره اون آزاد شد به جاش بابای منو گرفتن جیلین جا میخوره و میگه چی؟ چی داری میگی؟ پارلا بهش میگه دیشب میخواستم بهت زنگ بزنم بگم اما نزاشتن گوشواره خاله اینجی را اونجا پیدا کردن! جیلین بهش میگه باشه من میرم رسیدگی میکنم تو نگران نباش. بعد از قطع تماس با کلافگی به ایلگاز میگه اون یکتا بی شرف داره صحنه سازی میکنه میندازه گردن عثمان! سپس وقتی میبینه ایلگاز تعجب نکرد بهش میگه وایسا ببینم تو خبر داشتی؟ ایلگاز میگه تازه فهمیدم، یه اتفاق بدی هم افتاده که انگار عثمان با یه نفر دیگه در ارتباطه جیلین با شنید ناین حرف میگه مرتیکه کثافط میدونستم.

قسمت ۲۴ سریال ترکی قضاوت

قسمت ۲۴ سریال ترکی قضاوت

ایلگاز میگه با یکی از فامیلاتون به نام زمرد، جیلین بیشتر جا میخوره سپس ایلگاز میگه اون شب هم باهم بودن ولی حاضر نشده که به پلیس بگه جیلین ادامه میده و میگه یکتا هم از فرصت استفاده کرده و همه چیزو انداخته گردنش! سپس باهم حاضر میشن و میرن به طرف اداره. جیلین جلوی در پیش یکتا میره و بهش میگه فکر کردی میزارم در بری؟ اون پسر جنایت کارت باید سال های سال تو زندان بمونه و بپوسه! یکتا میخنده و کری میخونه اما جیلین میگه تو خودتم میری کنارش، دروغ گفتن به قاضی، عوض کردن صحنه جرم و انداختن جنایت به گردن یه آدم بیگناه همش جرم هایی هست که کمه کم یه ۷،۸ سالی آب خنک میخوری! یکتا بهش میگه وقتی با پادشاه در میوفتی مطمئن شو که مرده باشه و میره. جیلین به جنید نگاه میکنه و میگه آفرین و سیلی به او میزند.جیلین میره پیش پارس تا اظهارات انگین را بخونه اما پارس بهش میگه به خاطر کارهایی که کردین پرونده محرمانه ست و نمیتونین از چیزی باخبر بشین. جیلین به بازداشتگاه میره و میبینه که انگین را برای بازجویی دارن میبرن او بهش حمله میکنه و میگه نمیزارم از دستم فرار کنی به سزای اعمالت میرسی! بعد از رفتنش پیش عثمان میره و میگه بگو اون شب کجا بودی! میدونم چه کثافط کاری کردی! عثمان واسش تعریف میکنه سپس جیلین عصبی میشه و میگه با یه زن متعهل و بچه دار؟ با زن مردی که باهم میرفتین مسابقه فوتبال میدیدین؟ سپس واسش تاسف میخوره و میگه متاسفانه برای گیر انداختن قاتل واقعی باید بهت کمک کنم و بهش میگه که یکتا ازت استفاده کرده تا پسرشو تبرعه کنه عثمان عصبی و کلافه میشه. جیلین و ایلگاز به طرف شیله و هتلی که اون شب عثمان اونجا بؤه می روند تا مدرکی پیدا کنند.

انگین در حال بازجوییه و پارس میگه شب حادثه کجا بودی؟ انگین هم همه ی چیزهاییو که با یکتا مرور کرده بود بهش میگه سپس یکتا یکسری مدرک میده به پارس و میگه فکر کنم دیگه پسرم بی گناهیش ثابت شده میتونیم بریم؟ همان موقع ارن میاد و مدرک دیگه ای را برای پارس می آورد پارس بهشون میگه هنوز بی گناهیش ثابت نشده که بتونین برین! انگاری صحت حرف های جیلین خانم اثبات شده مبلمان و فرش عوض کردین، از طرفی خون اینجی تو همون ماشین دوستتون که میگین اون شب سوارش بودین پیدا شده! یکتا کلافه میشه و تو فکر فرو میره و انگین از استرس و ترس دستاشو بهم قفل کرده. پارس به ارن میگه برو سریعا حکم بازرسی خونه یکتا و انگین را از قاضی بگیر واسم بیار که کلی کار داریم! ترس انگین بیشتر میشه. ارن خبر بازرسی خانه یکتارو به ایلگاز میگه و وقتی جیلین میشنوه حسابی خوشحال میشه و از اونجایی که خبر نداره تو صندوق عقب جنازه پدرش هست از خوشحالی ضربه ای رو صندوق میزنه و میگه ایول خیلی خوب شد الان بریم به کارهای عثمان برسیم بعدا به حسابش میرسم میدونم چیکارش کنم! چینار وقتی پدرش کنارش میره ازش میپرسه که چیشد بابا؟ جیکار کردی؟ متین میگه تو فقط به خوب شدن فکر کن باشه؟ من حلش کردم تموم شد. چینار میگه یعنی چی؟ به خاطر من دروغ گفتی!؟ متین بهش میگه نمیتونستم یکبار دیگه از دستت بدم و همچین ریسکیو بکنم! چینار و متین همدیگر را در آغوش میگیرن و گریه میکنن. وقتی به خانه میره میبینه که امدادخودرو اومده و ماشین ایلگاز را داره میبره ازش میپرسه انقدر اوضاع ماشین خرابه؟ آنها بهش میگن آره باید تعمیر بشه و میرن. شب متین به ایلگاز زنگ میزنه و میگه باز ماشینو بردی بدوناجازه؟ نمیگی شاید لازم داشته باشم؟ ایلگاز میگه اومدیم سمت شیله واسه یه کار مهم برگشتم بهت خبر میدم بابا، متین با کلافگی میگه سریع بیا…..

بیشتر بخوانید:

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی قضاوت (yargi)

پیشنهاد سردبیر

آیا این خبر مفید بود؟

نتیجه بر اساس رای موافق و رای مخالف

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :

نظر شما

اخبار ویژه