خلاصه داستان قسمت ۱۹ سریال ترکی قضاوت (yargi) + عکس

در این مطلب از سایت صفحه اقتصاد خلاصه داستان قسمت ۱۹ سریال ترکی قضاوت را برای دوستداران این سریال قرار داده ایم، با ما همراه باشید.

خلاصه داستان قسمت ۱۹ سریال ترکی قضاوت (yargi) + عکس

در این مطلب از سایت صفحه اقتصاد خلاصه داستان قسمت ۱۹ سریال ترکی قضاوت را برای دوستداران این سریال قرار داده ایم، با ما همراه باشید. این سریال به نویسندگی سما ارگنکون (Sema Ergenekon) و کارگردانی علی بیلگین (Ali Bilgin) در ژانری جنایی پلیسی عاشقانه ساخته شده است. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ Kaan Urgancıoğlu (Ilgaz), Pınar Deniz (Ceylin), Hüseyin Avni Danyal (Metin), Uğur Polat (Yekta), Mehmet Yılmaz Ak (Pars), Ali Seçkiner Alıcı (Zafer), Arda Anarat (Çınar), Ece Yüksel (İnci), Zeyno Eracar (Gül), Uğur Arslan (Eren), Onur Durmaz (Engin), Başak Gümülcinelioğlu (Neva), Pınar Çağlar Gençtürk (Aylin), Onur Özaydın (Osman), Özlem Çakar (Makbule), Zeynep Atılgan (Parla), Beren Nur Karadiş (Defne). این سریال از ۱۲ شهریور ماه ۱۴۰۱ راس ساعت ۲۳ از شبکه جم سریز به صورت دوبله فارسی پخش می شود.

خلاصه داستان قسمت ۱۹ سریال ترکی قضاوت

جیلین پیش ایلگاز میره و بهش میگه تو چرا تو اتاقت نیستی؟ ایلگاز میگه نمیتونستم نفس بکشم امروز با دیدن من خودشو زد به خواب اگه آزاد نشه فکر میکنه پشتشو خالی کردیم و تنهاش گذاشتیم! جیلین میگه نترس ازاد میشه میدونیم که بی گناهه ایلگاز میگه بی گناه بودن تنها لازم نیست باید بتونیم ثابت کنیم! همان موقع ارن میاد و میگه ثابت شد! موقع جنایت چینار یه جای دیگه بوده آنها خوشحال میشن و همدیگر را در آغوش میگیرن. انگین با عجله به اتاق یکتا پدرش میره و میگه چینارو آزاد کردن تونستن ثابت کنن که موقع جنایت اونجا نبوده یه جای دیگه بوده! ظفر که اونجا بوده از شدت عصبانیت استکان تو دستش خورد میشه و از اونجا میره یکتا له انگین میگه پسره ی احمق! متین و ایلگاز با ارن و جیلین و دفنه به دم در زندان میرن تا چینار آزاد بشه. با آزاد شدنش همگی به طرفش میرن و باهمدیگه به طرف خانه میرن. پارس برای جیلین پرونده درست کرده و حکم بازجویی از ایلگاز را صادر کرده تا بفهمه جیلین مسواک ها را برداشته بوده یا نه چون میدونه که به هیچ عنوان دروغ نمیگه. نوا با فهمیدن این موضوع ناراحت و عصبی میشه و با پارس دعوا میکنه که ازت خواسته بودم پای ایلگاز را وسط نکشی! پارس میگه من دارم فقط کارمو انجام میدم، نوا میگه چون ایلگاز این وسطه پیله کردی و میره. ظفر به دستیارس میگه باید یه شاهد پیدا کنیم که بگه موقع حادثه پیش انگین بوده تا بتونیم یکی دیگه را پیدا کنیم و جرم بندازیم گردنش! ظفر وقتی موقع شام به خانه میرسه ماجرای آزادی چینار را میگه، گل با عصبانیت میگه یعنی چی؟ این عدالت؟ چجوری گذاشتی آزاد بشه! سپس با ظفر دعوا میکنه و در آخر با عصبانیت بهش میگه اگه نتونی کاری کنی دیگه تورو نه به عنوان شوهر و نه به عنوان پدر بچه هام تو این خونه نمیخوام!

قسمت ۱۹ سریال ترکی قضاوت

قسمت ۱۹ سریال ترکی قضاوت

در خانه متین همگی جمع شدن و باهمدیگه شام میخورن، جیلین میخواد بره که ایلگاز بدرقه اش میکنه و میگه کجا میری؟ جیلین میگه میرم دفتر امشب پیش خانواده ات باش سپس ایلگاز میپرسه نمیگی پارس چی گفت؟ جیلین بهش میگه بریم تو حیاط حرف بزنیم؟ انها تو حیاط میرن که جیلین میگه فهمیده رفتیم خونه اورهان و نورجان و گفتن که مسواکاشون بعد از رفتن ما گم شده ایلگاز میگه من بهت نگفتم که این کار خطرناکه؟ دیدی تو دردسر افتادیم؟ جیلین میگه تو نگران نباش واسه تو اتفاقی نمیوفته! فقط کافیه انکار کنی، ایلگاز میگه میدونی که من همچین کاری نمیکنم و هیچ وقت دروغ نمیگم! جیلین میگه یعنی چی؟ الان متوجهی که آینده کاریم دست توعه؟ همان موقع نوا میاد و تو حیاط انها را میبینه سپس به جیلین میگه میتونم تهایی با ایلگاز حرف بزنم؟ جیلین میره رو صندلی میشینه و نوا به الیگاز میگه پارس برلی جیلین پرونده درست کرده و میخواد ازت بازجویی کنه چون میدونه دروغ نمیگی سپس بهش میگه هرکاری داشتی بهم بگو سپس از اونجا میره. ایلگاز به جیلین میگه شنیدی؟ او تایید میکنه و با کلافگی میگه آره شنیدم و میره. ظفر کل شب را کنار دریا نشسته و داره فکر میکنه. مموقع خواب چینار به پدرش میگه میترسم که بغلت کنم بعد بفهمم که همش تو خواب بوده همش از روی ترحم بوده! متین او را در آغوش میگیره و میگه میدونم دیره ولی میخوام از این به بعد واست پدری کنم. فردای آن روز ظفر بالاخره تصمیم قطعیشو میگیره و میگه خدایا به امید خودت و به طرف خانه اش میره. وقتی میرسه به اتاق خودشان میره و چند تیکه طلای گل را برمیدارد و تلفنشو هم میزاره جلوی آینه و به آیلین میگه من دارم میرم کار ماهیگیری بهم خورده ایندفعه یخورده طولانیه حلالم کنید و میخواد بره که آیلین با تعجب میگه الان بابا؟ تو این وضعیت میخوای تنهامون بزاری؟ سپس بعد از کمی حرف زدن ظفر حرف خودشو میزنه و میگه به مادرت بگو هم شوهرشم هم پدر بچه هام و نباید با جیلین خوب رفتار کنین! سپس میره.

ظفر ابتدا پول تکه طلایی که فروخته را به یه نفر میده سپس او در ازاش یه اسلحه و سوییچ ماشین بهش میده، اون فرد بهش میگه راس ساعت منتطرتن تا از مرز ردت کنن و از هم جدا میشن. ظفر به طرف خانه متین میره و اونجارو زیر نظر داره. متین و چینار و دفنه سر میز در حال صبحانه خوردن هستن. وقتی چینار به اتاقش میره پدرش قرص هایش را میاره و میگه یادت نره بخوری وقتشه. بعد از رفتنش سردار به چینار زنگ میزنه که او با عصبانیت جواب میده و میگه تو کدوم گوری هستی ادم فروش؟ انها باهم بحث و دعوا میکنن و در آخر تو پارک نزدیک خانه متین با همدیگه قرار میگذارند. چینار لباس میپوشد و میخواد بره که متین بهش میگه کجا میری پسرم؟ چینار میگه خسته شدم میرم یخورده راه برم متین میگه منم میام هنوز کامل خوب نشدی که چینار میگه نه خوبم زود برمیگردم! وقتی از خانه خارج میشه ظفر با دیدنش تعقیبش میکنه. تو پارک چینار برمیگرده که با ظفر روبرو میشه که به سمت اسلحه گرفته و حسابی شوکه میشه. دستیار یکتا به دستور خود یکتا خانه ای ترتیب داده با وسایلی جدید و همان شئ ای که انگین تو سر اینجی زده و لنگه دیگه گوشواره را در آن خانه میگدارند تا اینجوری پرونده را دور بزنند و وقت بخرند. جیلین و ایلگاز برای بازجویی پیش پارس میرن که پارس از ایلگاز اول میخواد اظهاراتشو بگه ایلگاز بهش میگه میخوام از حق کناره گیریم استفاده کنم بالاخره جیلین جزء افراد درجه اول زندگیمه! پارس میگه چه ربطی به هم دارین؟ جیلین سند عقد رسمیشونو رو میز میزاره و ایلگاز میگه جیلین همسرمه. جیلین و ایلگاز لبخند میزنند و پارس با تعجب به اونا چشم میدوزد….

بیشتر بخوانید:

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی قضاوت (yargi)

پیشنهاد سردبیر

آیا این خبر مفید بود؟

نتیجه بر اساس رای موافق و رای مخالف

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :

نظر شما

اخبار ویژه