خلاصه داستان قسمت ۱۶ سریال ترکی قضاوت (yargi) + عکس

در این مطلب از سایت صفحه اقتصاد خلاصه داستان قسمت ۱۶ سریال ترکی قضاوت را برای دوستداران این سریال قرار داده ایم، با ما همراه باشید

خلاصه داستان قسمت ۱۶ سریال ترکی قضاوت (yargi) + عکس

در این مطلب از سایت صفحه اقتصاد خلاصه داستان قسمت ۱۶ سریال ترکی قضاوت را برای دوستداران این سریال قرار داده ایم، با ما همراه باشید. این سریال به نویسندگی سما ارگنکون (Sema Ergenekon) و کارگردانی علی بیلگین (Ali Bilgin) در ژانری جنایی پلیسی عاشقانه ساخته شده است. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ Kaan Urgancıoğlu (Ilgaz), Pınar Deniz (Ceylin), Hüseyin Avni Danyal (Metin), Uğur Polat (Yekta), Mehmet Yılmaz Ak (Pars), Ali Seçkiner Alıcı (Zafer), Arda Anarat (Çınar), Ece Yüksel (İnci), Zeyno Eracar (Gül), Uğur Arslan (Eren), Onur Durmaz (Engin), Başak Gümülcinelioğlu (Neva), Pınar Çağlar Gençtürk (Aylin), Onur Özaydın (Osman), Özlem Çakar (Makbule), Zeynep Atılgan (Parla), Beren Nur Karadiş (Defne). این سریال از ۱۲ شهریور ماه ۱۴۰۱ راس ساعت ۲۳ از شبکه جم سریز به صورت دوبله فارسی پخش می شود.

خلاصه داستان قسمت ۱۶ سریال ترکی قضاوت

دستیار پارس بهش میگه دادستان کل مریض شده و رفته بیمارستان و ایلگاز به صورت موقت جایگزینش شده پارس با شنیدن این خبر عصبی میشه که دستیارش میگه گفتن به خاطر اینکه همیشه صداقت داره این ترفیعو بهش دادن. جیلین پنهانی به مدرسه پارلا میره و بعد از رفتن ظفر به طرف پارلا میره د او را در آغوش میگیره سپس ازش میپرسه که چرا بابام تورو رسوند! پارلا میگه چه میدونم انگاری از این به بعد اینجوریه سپس دربارت اوضاع خونه میپرسه که پارلا میگه از نظر من که همشون دیوونه شدن سپس ازش میپریه که کی برمیگرده به خانه جیلین میگه به زودی عزیزدلم به زودی! به جیلین زنگ میزنن و میگن که دادستان پارس میخواد ببینتش. قدیر را به اتاق بازجویی میبرند که با ایلگاز روبرو میشه که بهش میگه فکر نمیکردی دوباره روبروم بشینی نه؟ حالا بشین باهم کمی حرف بزنیم! متین که بالاسر چینار نشسته و موهایش را نوازش میکنه و مدام صداش میزنه که چینار بالاخره به هوش میاد متین خوشحال میشه و دکتر را صدا میزنه سپس خداروشکر میکنه. جیلین به اداره میرسه و با ارن صحبت میکنه، ارن بهش میگه که چینار تو زندان چاقو خورده الانم بیمارستانه جیلین جا میخوره و با کلافگی میگه ببینش تروخدا کل دیشبو باهم بودیم ولی دهن باز نکرد که بگه! سپس میپرسه حالا حالش چطوره؟ ارن میگه الان بهتره و ادامه میده راستی نقشه ای که کشیدین خیلی خوب بود حالا باید ببینیم کی میوفته تو دامش سپس همان موقع به انگین زنگ میزنه و میگه لپ تاپمو تو خونه جا گذاشتم و الان نیاز دارمش ولی خوب میدونی که منو راه نمیدن گفتم ببینم میری واسم بیاریش؟ انگین قبول میکنه و میگه البته میخواستم کلا از خانه بیرون بزنم میرم میارم واست. چینار به بخش منتقل میشه و منین پیشش نشسته سپس ازش میپرسه که چیزی نمیخوای؟ من میخوام برم واست چند دست لباس بیارم چیز خاصی نمیخوای؟

قسمت ۱۶ سریال ترکی قضاوت

قسمت ۱۶ سریال ترکی قضاوت

چینار میگه نه متین میگه بامیه چی؟ بامیه دوست داری! و وقتی میخواد بره چینار بهش میگه بابا اگه این کارهارو به خاطر حال الانم میکنی نکن من خوب میشم. متین حالش گرفته میشه و از اونجا میره. وقتی به خانه میرسه یه ساک لباس جمع میکنه و عمه ایلگاز بهش میگه ای کاش میزاشتی منم بیام! متین میگه تورو اونجاها راه نمیدن سپس میگه پس غذا درست میکنم ببر که متین میگه باشه بده ایلگاز داره میاد بیاره و میره جلوی در خانه با فردی به نام آلپ روبرو میشه و ازش میپرسه که اینورا؟ چی شده؟ آلپ میگه راسیتش پدرم یه هفته ست ناپدید شده از اون اکیپ قدیمی کسیو جزء شما نمیشناختم گفتم بیام شاید باهمدیگه بتونیم پیداش کنیم! ایلگاز از اداره بیرون میاد که جیلین میبینتش و میگه خدا بد نده! نگفتی چرا؟ چیشده؟ ایلگاز میگه تو زندان بهش حمله کردن یکی از مجرم های پرونده های قبلی بابام برای انتقام به چینار حمله کرده جیلین حالشو میپرسه که ایلگاز میگه الان داره خوب میشه سپس با همدیگه به طرف محل پیدا شدن جسد میرن. جیلین با دیدن سطل آشغال دوباره حالش بد میشه و با زول زدن به گوشه ای به آرامی اشک میریزد. ایلگاز پیاده اش میکنه و جیلین بهش میگه چقدر زندگی زود میگذره سطل آشغال برگشت سرجاش! سپس به آرامی اشک میربزه و با ایلگاز درد و دل میکنه که ایلگاز بهش میگه ببین جیلین من اصلا از گوش دادن به حرف هات خسته نمیشم ولی الان ارن بالای ساختمان منتظرمونه! جیلین تایید میکنه و باهم به پشت بام ساختمانی در آن کوچه میرن. یکی از افراد ارن که خانه ظفر را زیر نظر دازد با دیدن انگین به ارن زنگ میزنن و میگه که انگین همین الان رفت تو خانه ظفر. آنها نقشه شان را شروع میکنند و جیلین شماره پدرشو به مامور زیر دست ارن میده و بهش میگه که چه چیزهایی بگه.

او به ظفر زنگ میزنه و میگه من میدونم قاتل بچه ات کیه! اگه میخوای فیلم قاتل دخترتو ببینی ۲۰۰هزار لیر بزار تو کیف و ببر بنداز تو همان سطل آشغال تا اون فیلم به دستت برسه و تلفنو قطع میکنه. ظفر شوکه میشه و وقتی آیلین و گل ازش میپرسن ماجرا از چه قراره او واسشون تعریف میکنه که انگین جا میخوره و به بهانه این که کار داره از اونجا میره. یکتا در اتاق کارش در حال غذا خوردنه که ظفر به اونجا میره و میگه له پول احتیاج دارم فوری! خودم ندارم وگرمه نمیومدم پیشت یکتا میگه باشه میدم ولی بیا واسم تعریف کن که چرا میخوای؟ چیشده؟ ظفر ماجرای تلفن را برای او هم تعریف میکنه اما او برای اینکه ذهن ظفر را منصرف کنه میخنده و میگه تو هم باور کردی؟ میدونی در روز چندبار از این تلفن ها زده میشه؟ همش کلاهبرداریه! سپس به ظفر میگه برای اینکه خیالت راحت بشه پیگیری میکنم ولی الان دادگاه دارم سپس به راننده اش میگه ظفر را برسون خونه شون من با تاکسی میرم. لاجین به خانه ظفر رفته و بعد از مدتی به بهانه سرویس بهداشتی میره و به یکتا زنگ میزنه. لاجین بهش میگه پسرمون داره فرار میکنه ۲۰۰هزار لیر از حساب برداشت کرده! یکتا که با سرعت داره به طرفش میره به لاجین میگه میدونی چرا؟ چون پسرت عقل تو سرش‌نیست! سپس به طرف اونجا راهی میشه. ایلگاز به جیلین میگه یه ماشین تاکسی سرکوچه وایساد جیلین حالش بد میشه و میشینه و میگه نمیتونم ببینم! ایلگاز از بالای ساختمان و ارن تو ماشین انگین را میبینند و جا میخورن. ایلگاز دست جیلین را میگیره و میگه تو میتونی! خودت ببین! جیلین با دیدن انگین شوکه میشه، در شب حادثه اینجی وسط راه از ماشین تاکسی پیاده میشه چون پول نقد نداشته سپس به خانه یکتا میره. اونجا به انگین میگه رفتم از استادم درباره نمره و این چیزا خواهش کنم و باهاش حرف بزنم که دوباره بهم پیشنهاد رابطه داد و میخواست به طرفم بیاد که من فرار میکردم سپس زنش همون موقع اومد و با دیدن ما اشتباه برداشت کرد! انگین میخواد از خونه بیرونش کنه و میگه فکر کردی خرم؟ این چیزارو باور میکنم؟ فقط وقت هایی که کاز داشته باشی میای سراغ من اونم چون عاشقتم و واست هرکاری میکنم! آنها باهم دعوا میکنن و اینجی سرزنشش میکنه که میخواستی کارهایی که واسم کردیو نکنی! سپس از اونجا میخواد بره که انگین با عصبانیت همان ظرفی را که یکتا از قصد شکوند را تو سر اینجی میزنه…..

بیشتر بخوانید:

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی قضاوت (yargi)

پیشنهاد سردبیر

آیا این خبر مفید بود؟

نتیجه بر اساس رای موافق و رای مخالف

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :

نظر شما

اخبار ویژه