لوگو
تبلیغات
کد خبر: ۳۴۹۹۸۹

فشار اقتصادی جای مذاکره را می‌گیرد؟ پشت پرده ادعای بی‌نیازی ترامپ از تهران

ادعای دونالد ترامپ درباره بی‌نیازی آمریکا به مذاکره با ایران، در شرایطی مطرح می‌شود که واشنگتن همزمان از تشدید فشارهای اقتصادی، تهدید نظامی و افزایش فشارهای سیاسی سخن می‌گوید؛ تناقضی که این پرسش را پررنگ‌تر می‌کند: اگر آمریکا واقعاً نیازی به مذاکره ندارد، چرا همچنان دیپلماسی، فشار اقتصادی و گزینه نظامی را همزمان دنبال می‌کند؟

فشار اقتصادی جای مذاکره را می‌گیرد؟ پشت پرده ادعای بی‌نیازی ترامپ از تهران
تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات

صفحه اقتصاد - دونالد ترامپ بار دیگر ایران را در مرکز ادبیات تهدیدآمیز خود قرار داده و از افزایش فشارها، گزینه نظامی و حتی تحریک جامعه ایران سخن گفته است. در کنار این مواضع، رئیس‌جمهور آمریکا تلاش دارد چنین القا کند که واشنگتن نیازی به مذاکره با تهران ندارد و ابتکار عمل همچنان در اختیار آمریکا است.اما در ورای این مواضع، یک پرسش اساسی وجود دارد: آیا این ادبیات واقعاً نشانه دست برتر آمریکا است یا تلاشی برای حفظ تصویر قدرت در شرایطی که ابزارهای فشار واشنگتن با محدودیت‌های بیشتری مواجه شده‌اند؟

تهران؛ تصویری متفاوت از «انزوای ایران»

یکی از محورهای اصلی سیاست آمریکا علیه ایران طی سال‌های گذشته، تلاش برای منزوی کردن تهران در عرصه بین‌المللی بوده است. با این حال، تحولات دیپلماتیک منطقه و روابط رو به گسترش ایران با مجموعه‌ای از قدرت‌های آسیایی و کشورهای اسلامی، نشان می‌دهد تصویر «ایران منزوی» با واقعیت‌های جدید نظام بین‌الملل فاصله دارد.

برگزاری نشست‌ها و رویدادهای بین‌المللی در تهران و حضور مقامات و نمایندگان کشورهای مختلف، بخشی از همین واقعیت است. ایران در سال‌های اخیر تلاش کرده روابط خود را از سطح مناسبات سیاسی فراتر برده و به حوزه‌های اقتصادی، انرژی، ترانزیت و همکاری‌های منطقه‌ای گسترش دهد.

این روند، یکی از چالش‌های جدی سیاست فشار حداکثری آمریکا محسوب می‌شود؛ زیرا تحریم زمانی بیشترین اثرگذاری را دارد که بتواند کشور هدف را از شبکه‌های اقتصادی و سیاسی جهان جدا کند. هر اندازه این ارتباطات گسترده‌تر شود، هزینه اعمال فشار یک‌جانبه نیز افزایش می‌یابد.

از شانگهای تا اقتصاد جهانی؛ تحریم در برابر شبکه‌های جدید قدرت

گسترش همکاری‌های ایران با سازمان همکاری شانگهای، روسیه، چین، هند و دیگر بازیگران آسیایی را نیز باید در همین چارچوب دید.جهان در حال عبور از ساختاری است که در آن تصمیمات اقتصادی و سیاسی عمدتاً تحت تأثیر یک قطب قرار داشته باشد. توسعه تجارت منطقه‌ای، استفاده از ارزهای ملی، مسیرهای جدید ترانزیتی و شکل‌گیری سازوکارهای مالی خارج از شبکه‌های تحت کنترل آمریکا، به تدریج بخشی از اثرگذاری تحریم‌های یک‌جانبه را کاهش می‌دهد.

این به معنای بی‌اثر شدن کامل تحریم‌ها نیست؛ اقتصاد ایران همچنان با فشارهای جدی ناشی از تحریم، محدودیت‌های مالی و تجاری و مشکلات ساختاری داخلی مواجه است. اما مسئله اصلی برای واشنگتن این است که فشار اقتصادی لزوماً به نتیجه سیاسی مورد انتظار منتهی نمی‌شود.همین شکاف میان «فشار اقتصادی» و «نتیجه سیاسی» یکی از مهم‌ترین چالش‌های راهبرد آمریکا در قبال ایران است.

چرا ترامپ می‌گوید مذاکره نمی‌خواهد؟

ادعای بی‌نیازی از مذاکره زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که آمریکا همچنان از اهداف سیاسی خود در قبال ایران سخن می‌گوید.اگر هدف واشنگتن صرفاً اعمال فشار باشد، تهدید نظامی و تحریم می‌تواند بخشی از ابزارهای آن باشد؛ اما اگر هدف تغییر رفتار ایران یا دستیابی به توافقی جدید است، در نهایت مسیر دیپلماسی را نمی‌توان به طور کامل حذف کرد.از این منظر، سخنان ترامپ را می‌توان بخشی از یک استراتژی چانه‌زنی دانست؛ تلاش برای افزایش هزینه طرف مقابل پیش از ورود احتمالی به هرگونه مذاکره.مشکل اما زمانی آغاز می‌شود که تهدید به جای ایجاد اهرم مذاکره، به بخشی از بن‌بست تبدیل شود.ایران نیز بارها اعلام کرده است که مذاکره تحت فشار و تهدید را نمی‌پذیرد. بنابراین، هرگونه بازگشت به مسیر دیپلماسی، ناگزیر با مسئله مهم «شرایط مذاکره» مواجه خواهد بود؛ اینکه چه کسی دستور کار را تعیین می‌کند و چه طرفی حاضر است امتیاز بدهد.

جنگ اقتصادی؛ فشار بیشتر، نتیجه قطعی‌تر نیست

در این میان، سیاست فشار اقتصادی همچنان یکی از اصلی‌ترین ابزارهای واشنگتن است. هدف این سیاست، افزایش فشار بر اقتصاد و جامعه ایران با این امید است که هزینه‌های اقتصادی در نهایت به تغییر محاسبات سیاسی تهران منجر شود.اما تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که رابطه میان فشار اقتصادی و نتیجه سیاسی، خطی و قطعی نیست.اقتصاد ایران هزینه‌های سنگینی را متحمل شده، اما همزمان سازوکارهای جدیدی برای تجارت، فروش نفت، ارتباطات منطقه‌ای و دور زدن محدودیت‌های مالی شکل گرفته است. بنابراین، افزایش فشار الزاماً به معنای نزدیک شدن به نتیجه سیاسی مطلوب واشنگتن نیست.

این همان نقطه‌ای است که ادعای «بی‌نیازی از مذاکره» را با یک تناقض مواجه می‌کند: هرچه فشارها بیشتر می‌شود، هزینه‌های شکست سیاست فشار نیز برای آمریکا افزایش می‌یابد.

نفت و هرمز؛ جایی که سیاست خارجی به اقتصاد آمریکا می‌رسد

مسئله انرژی نیز نمی‌تواند از این معادله جدا شود.هرگونه افزایش تنش در خلیج فارس و پیرامون تنگه هرمز، بلافاصله بازار نفت و هزینه حمل‌ونقل انرژی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. افزایش قیمت نفت می‌تواند به معنای افزایش هزینه تولید، حمل‌ونقل و در نهایت فشار تورمی در اقتصادهای بزرگ باشد.برای آمریکا، این مسئله اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا سیاست خارجی زمانی به یک هزینه سیاسی تبدیل می‌شود که آثار آن از میدان ژئوپلیتیک به زندگی روزمره شهروندان منتقل شود.بنابراین، حتی اگر واشنگتن بتواند از منظر نظامی فشار بیشتری ایجاد کند، پرسش مهم‌تر این است که هزینه اقتصادی چنین سیاستی تا کجا قابل مدیریت خواهد بود.

انتخابات؛ آزمون نهایی سیاست ترامپ

در نهایت، بخش مهمی از معادله ترامپ را باید در سیاست داخلی آمریکا جست‌وجو کرد.ادبیات تهاجمی، تهدید نظامی و نمایش قدرت ممکن است در کوتاه‌مدت تصویری از اقتدار ایجاد کند؛ اما در صورت افزایش قیمت انرژی، تشدید تورم یا بالا رفتن هزینه‌های جنگ، همین سیاست می‌تواند به یک مسئله انتخاباتی تبدیل شود.

از این منظر، ادعای بی‌نیازی از مذاکره را نباید الزاماً نشانه پایان دیپلماسی دانست. ممکن است واشنگتن در حال تلاش برای افزایش قدرت چانه‌زنی خود پیش از هرگونه تصمیم جدید باشد.اما اگر فشار اقتصادی و تهدید نظامی نتواند محاسبات ایران را تغییر دهد، آمریکا دیر یا زود با همان مسئله‌ای روبه‌رو خواهد شد که تلاش می‌کند آن را پنهان کند: برای حل یک بحران سیاسی، در نهایت به یک راه‌حل سیاسی نیاز است.

در چنین شرایطی، پرسش اصلی دیگر این نیست که چه کسی بلندتر تهدید می‌کند؛ بلکه این است که کدام طرف می‌تواند هزینه‌های راهبرد خود را برای مدت طولانی‌تری تحمل کند و اگر هزینه جنگ از میدان نظامی به بازار نفت، تورم، نرخ بهره و زندگی روزمره مردم آمریکا منتقل شود، آن‌گاه «بی‌نیازی از مذاکره» می‌تواند به یکی از پرهزینه‌ترین ادعاهای سیاسی کاخ سفید تبدیل شود.

تبلیغات
ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید | تلگرام - اینستاگرام - بله - ایکس - یوتوب
اخبار مرتبط
ارسال نظرات