سامان شفیعی، در گفت‌وگو با "صفحه اقتصاد" :

بنزین ۸۵ اکتان ایران، ۹۲ اکتان امارات؛ تراستی‌ها کجا سود می‌برند؟

ناترازی بنزین فقط حاصل کمبود تولید نیست؛ حاصل سال‌ها تصمیم‌گیری درباره مصرف، خودروسازی و زنجیره تجارت فرآورده نیز هست. در همین چارچوب، سامان شفیعی، از مدیران سابق پتروشیمی و کارشناس این حوزه درباره زنجیره‌ای مشخص از فروش مواد اولیه برای Blend بنزین به برخی تراستی‌ها و مسیر امارات پرسش‌هایی جدی مطرح می‌کند: اگر بنزین با اکتان پایین از ایران خارج شود، در امارات با افزودنی و Blend به ۹۲ برسد و سپس با عنوان بنزین وارداتی به کشور بازگردد، چرا این فرآیند در داخل انجام نمی‌شود و ارزش افزوده آن در ایران شکل نمی‌گیرد؟

بنزین ۸۵  اکتان ایران، ۹۲ اکتان امارات؛ تراستی‌ها کجا سود می‌برند؟
صفحه اقتصاد -

سامان شفیعی، در گفت‌وگو با صفحه اقتصاد درباره ناترازی بنزین، ضرورت اصلاح خودروسازی، قاچاق سازمان‌یافته، تراستی‌ها و زنجیره تجارت فرآورده‌های نفتی توضیح می‌دهد.

وی معتقد است مسئله بنزین را نمی‌توان فقط با افزایش قیمت یا افزایش تولید حل کرد و باید هم‌زمان منشأ قاچاق، ساختار مصرف و نحوه معامله و جابه‌جایی فرآورده‌ها مورد بررسی قرار گیرد.

آیا وضعیت امروز بنزین نتیجه بحران تولید است یا بحران تصمیم‌گیری؟

هر دو بحران وجود دارد؛ هم بحران تولید و هم بحران تصمیم‌گیری. اما بخش مهمی از بحران تولید امروز نتیجه تصمیم‌هایی است که سال‌ها گرفته نشد. از سال‌ها قبل می‌شد پیش‌بینی کرد که با رشد جمعیت و افزایش تعداد خودروها، مصرف بنزین بالا می‌رود. وقتی تعداد خودروها افزایش پیدا می‌کند و خودروهای پرمصرف همچنان تولید می‌شوند، طبیعی است که مصرف از ظرفیت تولید فاصله بگیرد.

ما سال‌ها فرصت داشتیم که برای این وضعیت برنامه‌ریزی کنیم. وقتی نیاز کشور به حدود ۱۲۰ میلیون لیتر در روز قابل پیش‌بینی بود، باید متناسب با رشد جمعیت، خودرو و مصرف، ظرفیت تولید و سیاست‌های کاهش مصرف را طراحی می‌کردیم. امروز دیگر مسئله فقط افزایش چند میلیون لیتر تولید نیست؛ با یک ناترازی ساختاری مواجهیم.

چرا هر بار ناترازی بنزین مطرح می‌شود، اولین راه‌حل افزایش قیمت است؟

چون افزایش قیمت ساده‌ترین تصمیم است، اما الزاماً ریشه مشکل را حل نمی‌کند. وقتی خودرو مصرف بالایی دارد، گران شدن بنزین باعث نمی‌شود موتور خودرو کم‌مصرف شود. اگر قرار است مصرف اصلاح شود، باید خودروسازی اصلاح شود، فناوری موتور تغییر کند، خودروهای فرسوده از چرخه خارج شوند و حمل‌ونقل عمومی توسعه پیدا کند.

اصلاح خودروسازی هم یک‌شبه اتفاق نمی‌افتد و چند سال زمان می‌خواهد. بنابراین اگر امروز تصمیم نگیریم، چند سال دیگر دوباره همین مسئله را خواهیم داشت. نمی‌توانیم صنعت خودرو را اصلاح نکنیم و بعد تمام مسئولیت ناترازی را به قیمت بنزین منتقل کنیم.

اگر ناترازی وجود دارد، چرا ابتدا سراغ قاچاق نمی‌رویم؟

این سؤال مهمی است. قبل از اینکه درباره افزایش قیمت صحبت کنیم، باید ببینیم چه مقدار از سوخت تولیدشده در شبکه رسمی مصرف می‌شود و چه مقدار از شبکه خارج می‌شود. اگر قاچاق سازمان‌یافته وجود دارد، باید منشأ آن مشخص شود.

من قاچاقچی خرد را با شبکه قاچاق سازمان‌یافته یکی نمی‌دانم. وقتی درباره حجم‌های میلیونی صحبت می‌کنیم، باید پرسید سوخت از کجا تأمین می‌شود، چه کسی آن را بارگیری می‌کند، چه مسیری را طی می‌کند و چه کسی در مقصد تحویل می‌گیرد. وقتی ایران می‌تواند در شرایط تحریم مسیر فروش و انتقال نفت را مدیریت کند، چرا نمی‌تواند جلوی قاچاق میلیون‌ها لیتر سوخت را بگیرد.

فروش و انتقال نفت در شرایط تحریم یک زنجیره بسیار پیچیده است؛ خریدار، واسطه، حمل، اسناد و مسیرهای مالی و لجستیکی دارد. اگر می‌توانیم چنین زنجیره‌ای را مدیریت کنیم، چطور ممکن است میلیون‌ها لیتر سوخت از کشور خارج شود و منشأ آن مشخص نباشد؟

اگر قاچاق سیستماتیک وجود دارد، باید مبادی آن شناسایی شود. اول باید قاچاق را از منشأ متوقف کرد، نه اینکه فقط با حلقه آخر برخورد شود.

اما درباره تراستی‌ها و امارات؛ دقیقاً چه اتفاقی را مطرح می‌کنید؟

بحثی که من مطرح می‌کنم مربوط به یک زنجیره مشخص است. بر اساس اطلاعاتی که درباره این زنجیره مطرح شده، یک تراستی که مورد تحریم آمریکا قرار گرفته، با مجموعه‌های بزرگ پتروشیمی ایران از جمله هلدینگ خلیج فارس قرارداد دارد و مواد اولیه مورد نیاز برای Blend بنزین دریافت می‌کند.

بنزین با اکتان پایین از ایران خارج می‌شود و به امارات می‌رود. در آنجا در مخازن و تانکرهای مخصوص، با افزودنی‌های از داخل کشور خریداری‌شده فرآیند Blend انجام شده، اکتان محصول را به حدود ۹۲ می‌رسانند. بعد محصول با عنوان بنزین وارداتی دوباره وارد کشور می‌شود.

چرا این موضوع را مهم می‌دانید؟

چون سؤال اقتصادی بسیار ساده است: اگر ایران می‌تواند این فرآیند را انجام دهد، چرا باید ماده اولیه از کشور خارج شود، در امارات به اکتان بالاتر برسد و دوباره به ایران برگردد؟

ما پالایشگاه داریم، پتروشیمی داریم، مخزن داریم، اسکله داریم و در جنوب کشور زیرساخت‌های لازم را داریم. اگر موضوع فقط افزودن مواد و اختلاط برای افزایش اکتان است، چرا همین فرآیند در ایران انجام نمی‌شود؟

یعنی مسئله فقط سود و دلار است؟

اگر دلیل این زنجیره اختلاف دلار است، باید پرسید این چند دلار برای چه کسی منفعت ایجاد می‌کند و چرا کشور باید برای آن ارزش افزوده خود را خارج کند؟

ماده اولیه از ایران خارج می‌شود، هزینه حمل و عملیات انجام می‌شود، در امارات فرآیند اختلاط و افزایش اکتان صورت می‌گیرد و سپس محصول به‌عنوان بنزین وارداتی برمی‌گردد. باید کل این زنجیره اقتصادی بررسی شود و مشخص شود چه کسی در هر مرحله سود می‌برد.

نقش هلدینگ خلیج فارس در این زنجیره چیست؟

اگر ماده اولیه از هلدینگ خلیج فارس یا مجموعه‌های بزرگ پتروشیمی تأمین می‌شود، باید قراردادها و قیمت‌گذاری کاملاً شفاف باشد. باید مشخص شود محصول با چه مشخصاتی، چه حجمی و با چه قیمتی تحویل تراستی شده و محصول نهایی با چه قیمتی و تحت چه عنوانی به کشور برگشته است.

من نمی‌گویم صرف وجود قرارداد با یک تراستی یا شرکت خارجی به معنای تخلف است. بحث من شفافیت زنجیره و منطق اقتصادی آن است. اگر یک ماده اولیه با قیمت پایین از کشور خارج می‌شود و بعد محصول با اکتان بالاتر به‌عنوان بنزین وارداتی برمی‌گردد، باید اسناد این فرآیند قابل بررسی باشد.

راه‌حل ناترازی بنزین چیست؟

راه‌حل فقط افزایش قیمت نیست. باید هم‌زمان خودروسازی اصلاح شود، مصرف خودروها کاهش پیدا کند، خودروهای فرسوده اسقاط شوند، حمل‌ونقل عمومی توسعه پیدا کند، تولید و بهره‌وری پالایشگاه‌ها افزایش یابد و زنجیره تجارت فرآورده شفاف شود.

در کنار این‌ها باید قاچاق سازمان‌یافته از منشأ کنترل شود. اگر میلیون‌ها لیتر سوخت قاچاق می‌شود، باید مشخص شود این سوخت از کجا می‌آید و چه کسانی در زنجیره تأمین و خروج آن نقش دارند.

پیشنهاد سردبیر

آیا این خبر مفید بود؟

نتیجه بر اساس رای موافق و رای مخالف

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :

نظر شما

اخبار ویژه