یادداشت مدیرمسئول؛
از ناکامی راهبرد تغییر جمهوری اسلامی ایران تا شکلگیری ژئواکونومی مقاومت
تحولات اخیر منطقه نشان داد که تصور حل مسائل پیچیده خاورمیانه از مسیر فشار نظامی، با واقعیتهای میدانی و ژئوپلیتیکی همخوانی ندارد.
اقدام نظامی آمریکا علیه ایران، از نگاه بسیاری از تحلیلگران، بر این فرض استوار بود که افزایش فشار میتواند موازنه قدرت را تغییر دهد و ایران را به پذیرش شرایط مورد نظر واشنگتن وادار کند. اما روند تحولات، محاسبات اولیه را با چالش جدی مواجه کرد.
یکی از مهمترین خطاهای راهبردی آمریکا، شناخت ناکافی از ساختار اجتماعی ایران، ظرفیتهای داخلی، توان بازدارندگی دفاعی و جایگاه ژئوپلیتیکی این کشور بود. ایران طی دهههای گذشته با توسعه توان بازدارندگی و بهرهگیری از موقعیت راهبردی خود، هزینه هرگونه رویارویی مستقیم را بهگونهای افزایش داده که هیچ معادله امنیتی در منطقه بدون در نظر گرفتن این واقعیت قابل تحلیل نیست.
پیامد این محاسبه نادرست، عبور بحران از یک تقابل صرفاً نظامی و ورود آن به عرصه ژئواکونومی بود. امروز تنگه هرمز و بابالمندب تنها دو گذرگاه دریایی نیستند؛ آنها شریانهای حیاتی اقتصاد جهانیاند و هرگونه ناامنی در این مسیرها بر امنیت انرژی، تجارت دریایی، زنجیره تأمین، هزینه حملونقل و قیمت کالاها در سراسر جهان اثر میگذارد.
تحولات اخیر نشان داد که در دنیای امروز، قدرت تنها با تعداد ناوها و جنگندهها سنجیده نمیشود؛ بلکه توان بازدارندگی، موقعیت ژئوپلیتیکی، ظرفیت اثرگذاری بر امنیت انرژی و توان مدیریت هزینههای بحران نیز بخشی از قدرت ملی کشورهاست. از همین رو، هرگونه تشدید تنش، دیگر تنها یک مسئله نظامی نیست، بلکه اقتصاد جهانی را نیز با مخاطره روبهرو میکند.
اگر تصور اولیه این بود که فشار نظامی میتواند به تغییر سریع معادلات داخلی ایران منجر شود، نتیجه عملی آن افزایش نگرانی نسبت به امنیت انرژی جهان، رشد ریسک در کریدورهای دریایی و تحمیل هزینههای اقتصادی به بازارهای بینالمللی بود. به بیان دیگر، معادله از ژئوپلیتیک به ژئواکونومی منتقل شده است.
نتیجه آنکه تجربه تحولات اخیر نشان میدهد نادیده گرفتن واقعیتهای ایران، نهتنها به تحقق اهداف سیاسی منجر نشده، بلکه هزینههای گستردهای را متوجه منطقه و اقتصاد جهانی کرده است. اکنون زمان آن رسیده است که جامعه جهانی، واقعیتهای ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی ایران را همانگونه که هست بپذیرد. ایران، با موقعیت راهبردی، نقش مؤثر در امنیت انرژی و ظرفیتهای بازدارندگی خود، بازیگری تعیینکننده در معادلات منطقه است و هرگونه تلاش برای حذف یا نادیده گرفتن این واقعیت، تنها به افزایش بیثباتی و هزینههای جهانی خواهد انجامید. حرکت به سوی گفتوگو، احترام متقابل و حل اختلافات از مسیرهای سیاسی و دیپلماتیک، میتواند راهی مؤثرتر برای کاهش تنش و تقویت ثبات منطقهای و بینالمللی باشد.
نظر شما