بدرقه علمدار اقتدار ایران؛ روایت اشک، وفاداری و ایستادگی

بغض‌های فروخورده‌ای در میان جمعیت دیده می‌شود که حکایت از سالها ارادت نادیده دارد، بسیاری آرزو داشته‌اند برای یک بار هم که شده چهره مبارک رهبر را از نزدیک ببینند تا در آن نگاه نافذ آرامشی از جنس ایمان پیدا کنند، می خواستند پدری را ببینند که با هر سخنرانی امید را در دلها زنده و چشم دنیا را روشن می‌کرد اما افسوس که اکنون نه برای دیدار که برای وداعی تلخ گرد هم آمده‌اند.

بدرقه علمدار اقتدار ایران؛ روایت اشک، وفاداری و ایستادگی
صفحه اقتصاد -

خورشید این روزهای تیرماه در حالی بر پهنه آسمان ایران طلوع می کند که داغ دل مردمش از آن بیشتر است، ملتی که آقای شهیدش را به خاکی می سپارد که عزت همین خاک از شرف اوست.

تاریخ این روزهای ایران را آنچنان ثبت خواهد کرد که یک ملت نه برای دفن یک پیکر بلکه برای تجدید عهد با آرمان هایی به وسعت یک وطن در کنار تابوت رهبرشان گرد هم آمدند و علمدار اقتدار ایران را تا آغوش ملائک بدرقه کردند.

از نخستین ساعات بامداد روز ۱۳ تیر تاکنون، تمام مسیرهای منتهی به مصلی امام خمینی (ره) شاهد سیل خروشان انسان هاییست که گویی تمام غربت و مظلومیت این روزهای سخت را در چشمان بارانی خود حبس کرده اند تا تهران شاهد بزرگترین مراسم تشییع قرن باشد و مردم با شخصیتی وداع کنند که لنگرگاه آرامش آنها در تلاطم های سیاسی و اجتماعی بود.

دشمنان در ماه های اخیر با بازی های تبلیغاتی خود ناجوانمردانه مدعی شدند که رهبر انقلاب خود را در حصارهای امن پنهان کرده است تا تصویری وارونه از رهبر مقتدر ما بسازند اما شهادت مظلومانه او در کنار اعضای خانواده اش خط بطلانی بر تمام این افسانه های دروغین کشید و ثابت کرد مرگ برای رهبر شهید ما بازیچه ای بیش نبود.

آری، شهادت تنها جامه برازنده قامت استوار او بود و چقدر دردناک است که این روزها برای بدرقه کسی آمده ایم که خود را فدای ملت کرد تا قامت ایران در برابر بیگانگان خم نشود.

سال ها در اجتماعات مختلف فریاد «جانم فدای رهبر» لرزه بر اندام دشمنان می انداخت اما حادثه اخیر نشان داد این رهبر بود که بیش از همه تشنه جانفشانی در راه ملت بود و با تقدیم جان خود و عزیزانش نشان داد در عهد خود با خدا و مردم صادق است.

امروز هر قدمی که در این مسیر برداشته می شود ادای دین به کسی است که حاضر نشد ذره ای از خاک پاک وطن به تصرف دشمن درآید و تا آخرین قطره خون در برابر بیرق استکبار جهانی و آمریکای جنایتکار ایستادگی کرد.

خروش خیل عظیم عاشقان ولایت

خیل عظیم مشتاقان از دورترین روستاهای سیستان و بلوچستان تا کوهپایه های البرز و زاگرس، از سواحل خزر تا خلیج فارس خود را به پایتخت رسانده اند تا بگویند مکتب خامنه ای با شهادت او فراموش نخواهد شد.

این جمعیت یکپارچه با حضور خود پیامی روشن به جهان مخابره می کنند: «راه او، خط فکری او و آرمان های والایش در رگ های نسل آینده جریان خواهد داشت» و این تشییع آغازی بر یک رستاخیز عظیم فکری و معنوی در پهنه گیتی است.

در میان جمعیت، بغض‌های فروخورده‌ای دیده می شود که حکایت از سالها ارادت نادیده دارد، بسیاری آرزو داشته‌اند برای یک بار هم که شده چهره مبارک رهبر را از نزدیک ببینند تا در آن نگاه نافذ آرامشی از جنس ایمان پیدا کنند، می خواستند آن پدری را ببینند که با هر سخنرانی امید را در دلها زنده و چشم دنیا را روشن می‌کرد اما افسوس که اکنون نه برای دیدار که برای وداعی تلخ گرد هم آمده‌اند.

حالا تمام آن سال های انتظار در این مسیر کوتاه تا تابوت سنگین او فشرده شده است، تابوت مردی که خاک این سرزمین از او بوی وطن می گرفت و غیرت ملی اش زبانزد خاص و عام بود.

می گویند زمان مرهم هر دردیست اما حقیقت این است که گذر سال ها هم نمی تواند رنج نبودن سیدعلی را خاموش کند، او پدر امت بود و یتیمی دردی نیست که به راحتی از یاد برود.

امروز در مصلی تهران گردهم آمده ایم تا پدری را بدرقه کنیم که با رفتنش ایران را در غمی ابدی فرو برد اما در میان این اشک ها، شعله ای از انتقام و ایستادگی نیز می درخشد و به انتظار روزی می نشینیم که تقاص خون پاکشان گرفته و شاید کمی از داغ دل های سوخته مان کاسته شود.

عهد پایدار مقابل تیغ و تبر

امروز مصلی تهران شاهد حضور افرادیست که شاید در گذشته نگاه متفاوتی داشتند اما فداکاری بی مرز رهبر شهید آن ها را به سوی حق بازگردانده چراکه خون پاک ایشان بیدارگر و جدا کننده حق از باطل است.

حضور میلیونی مردم در زیر آفتاب سوزان تیرماه نشان دهنده پیوندی است که با هیچ تیغ و تبری گسسته نمی شود؛ کاروان لرستان هم از این خیل عظیم جا نمانده است و مردم از هر شهر و روستای این خاک ولایی خود را به مصلی تهران رسانده اند تا عهدی دیگر با قائد شهید ببندند.

پیرمردی که با عصا و عرق چین کیلومترها پیاده آمده در حالی که چشمانش از اشک می درخشد می گوید: من تمام عمرم را مدیون امنیت و عزتی هستم که این بزرگمرد برای ما ساخت، او مثل پدری برای همه ما بود.

غم بار ادامه می دهد: وقتی شنیدم با خانواده اش شهید شده انگار جگر گوشه های خودم را از دست دادم و امروز آمده ام تا بگویم آقا جان اگر تو رفتی ما نخواهیم گذاشت پرچمی که به دست داشتی زمین بیفتد و تا آخرین نفس پای آرمان های تو و امام خمینی می مانیم.

مشت های گره کرده را بالا می برد و تاکید دارد: حضور میلیونی و بی سابقه مردم در آیین های بزرگداشت رهبر شهید، پاسخی کوبنده به یاوه گویانی است که تصور می کردند میان امام و امت فاصله افتاده است.

خانم جوانی هم که فرزند خردسالش را در آغوش گرفته است، با وجود گرمی هوا در میان جمعیت حرکت می کند و با بغضی در گلو می گوید: آمدم تا پسرم از همین حالا یاد بگیرد قهرمان واقعی کیست.

وی می گوید: رهبر ما فقط یک سیاستمدار نبود بلکه الگوی تقوا و دانش بود، دشمنان می خواستند او را از ما بگیرند اما نمی دانستند که با شهادتش او را در قلب های ما جاودانه کرده اند.

وی با غمی عمیق ادامه می دهد: گرمای هوا در برابر داغی که بر دل ما نشسته هیچ است و امروز گرد هم جمع شده ایم تا بگوییم مکتب خامنه ای زنده است چون حق است و حق هرگز نمی میرد.

غروب پایان خورشید نیست

دانشجوی جوانی هم که عکس شهیدی را بر سینه چسبانده با صلابت خاصی می گوید: رهبر شهید به ما آموخت نباید زیر بار سلطه اجانب رفت، او ثابت کرد که می توان مقتدر و در عین حال مهربان ترین پدر برای ملت بود.

می گوید: شهادت ایشان در کنار خانواده نشان دهنده اوج اخلاص بود و نشان داد جان خود و عزیزانش با جان مردم تفاوتی ندارد و امروز ما جوانان نیز اجازه نخواهیم داد راه علمی و اقتدار ملی که ایشان پایه گذاری کرد لحظه ای متوقف شود.

اینگونه ادامه می دهد: رهبر شهید انقلاب، امام حسین (ع) را به خوبی شناخته بود و در نهایت نیز همچون حماسه عاشورا خود و فرزندانش را در راه حق فدا کرد تا اسلام و ایران زنده بماند، ارادت ویژه او به امام زمان (عج) و عهد محکمی که با حضرت داشت در تاریک ترین دوران ها همواره چراغ راهش بود و امروز در هر عرصه ای که بنگریم رد پای اثرگذار او دیده می شود.

امروز ایران در هاله ای از غم و شکوه پیکر کسی را در آغوش گرفته است که تمام عمرش را وقف اعتلای کلمه الله و سربلندی ایران کرد، و دشمن باید بداند با شهید کردن او میلیون ها خامنه ای دیگر متولد شده اند.

صدای ناله های «یا حسین» و «حیدر حیدر» فضا را پر کرده است اما این غروب پایانی بر خورشید نیست، اگرچه با جسم مطهر پدری مهربان و رهبری حکیم وداع می کنیم اما روح بلند او در جای جای این سرزمین حضور خواهد داشت و آیین وداع با او در مصلی تهران، طلوعی دوباره در باورهای یک ملت است.

او علمدار بصیرت و سید علی محبوب دل هاست، سلام بر او روزی که زاده شد، روزی که مجاهدت کرد و روزی که در کنار عزیزانش شربت شیرین شهادت را نوشید و به دیدار معبود شتافت.

منبع:
ایرنا

پیشنهاد سردبیر

آیا این خبر مفید بود؟

نتیجه بر اساس رای موافق و رای مخالف

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :

نظر شما

اخبار ویژه