یادداشت مدیرمسئول
بدرقه جگرسوز ایرانیترین رهبر
امروز که ایرانیترین رهبر آخرین سفر زمینی خود را آغاز کند، ایران تنها یک رهبر را بدرقه نخواهد کرد؛ پدری را بدرقه خواهد کرد که در سختترین روزها، سایهاش بر سر این ملت بود؛ مردی که قامتش، تکیهگاه روزهای طوفانی ایران و صدایش، آرامبخش دلهای مضطرب بود.
وقتی واژهها در برابر شهادت رهبر کم می آورند، اشک به فریاد قلم می رسد.
آری بزرگی این داغ چنان سنگین است که نه یک ملت، که وجدانهای بیدار جهان در سوگ آن نشسته اند.
امروز که ایرانیترین رهبر آخرین سفر زمینی خود را آغاز کند، ایران تنها یک رهبر را بدرقه نخواهد کرد؛ پدری را بدرقه خواهد کرد که در سختترین روزها، سایهاش بر سر این ملت بود؛ مردی که قامتش، تکیهگاه روزهای طوفانی ایران و صدایش، آرامبخش دلهای مضطرب بود.
در روز وداع آخر این مصیبت عظمی نه فقط خیابانهای ایران بلکه دلهایی از هزاران کیلومتر دورتر نیز خواهد گریست. از جنوب لبنان تا غزه، از عراق تا یمن و هر نقطهای که ندای دفاع از مظلوم در آن طنین انداخته است.
دو داغ بر دل
برای آنان که سالها او را نه فقط یک رهبر، بلکه پناه روزهای تنهایی خود میدانستند.
و در سختترین لحظات، نام او را با امید، عزت و مقاومت گره می زدند.
دو داغ را بر دل خواهند کشید
داغ فراق و داغ نرسیدن.

داغ فراق، از آن رو که ستون استواری را از دست دادهاند؛ و داغ عدم حضور، از آن رو که مرزها، جنگها، و فاصلهها، آنان را از حضور در آخرین وداع با حامیشان محروم نمود.
چه بسیار مادرانی در لبنان، پدرانی در غزه، جوانانی در عراق و یمن که تنها از قاب تلویزیون، اشک خواهند ریخت و با حسرت خواهند گفت: «ای کاش میتوانستیم شانهبهشانه ملت ایران، او را تا خانه ابدی بدرقه کنیم.»
آری ، امروز، اشکها زبان مشترک ملتهایی خواهد بود که شاید هرگز یکدیگر را ندیده باشند، اما در محبت او همدلاند. فاصله جغرافیا، و هیچ فاصلهای نمیتواند دلهایشان را از ایران جدا کند. گویی میلیونها انسان، با قلبهای خود، در این تشییع تاریخی حاضر خواهند بود.

و آخر کلام
راه خدا با رفتن مردان خدا متوقف نمیشود. پرچمی که با ایمان، مجاهدت، خون شهیدان و صبر صالحان برافراشته شده است، هرگز بر زمین نخواهد ماند و صالحی پس از صالح، این پرچم را بر دوش خواهد گرفت و رهبری امت ادامه خواهد یافت.
نظر شما