اقتصاد تاب آور؛ از بازدارندگی تا بازآرایی ساختار اقتصادی

جنگ را نمی توان به درگیری نظامی محدود کرد. دیپلماسی اقتصاد تحریم افکار عمومی و حتی زندگی روزمره مردم نیز بخشی از همین میدان هستند. در چنین شرایطی مذاکره زمانی معنا پیدا می کند که پشتوانه قدرت داشته باشد.

اقتصاد تاب آور؛ از بازدارندگی تا بازآرایی ساختار اقتصادی
صفحه اقتصاد -

جنگ را نمی توان به درگیری نظامی محدود کرد. دیپلماسی اقتصاد تحریم افکار عمومی و حتی زندگی روزمره مردم نیز بخشی از همین میدان هستند. در چنین شرایطی مذاکره زمانی معنا پیدا می کند که پشتوانه قدرت داشته باشد. کشوری که توان دفع تهدید را نشان ندهد در مذاکره نیز دست برتر نخواهد داشت. از همین منظر اقتصاد و امنیت دو حوزه جدا از هم نیستند. همان طور که توان نظامی بخشی از قدرت ملی است ساختار اقتصادی نیز باید در خدمت افزایش قدرت بازدارندگی قرار بگیرد. این گزارش که بر اساس گفت وگوی اختصاصی مرکز رصد بینا با دکتر حمیدرضا فرتوک زاده انجام شده است به بایسته های آرایش اقتصادی در زمان جنگ می پردازد .

دکتر حمید رضا فرتوک زاده عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی مالک اشتر در حوزه اقتصاد بین الملل و ژئوپلیتیک تخصص داشته و مقالات و سخنرانی های متعددی در این زمینه انجام داده اند. یکی از ایده های اصلی ایشان ایلاف است که این طرح به صورت تخصصی و با ریز جزئیات امکانات ژئوپلیتیک ایران و ضرورت های روابط تجاری با همسایه های ایران را شرح می دهد.

بخش اول

مزیت ژئوپلتیکی ایران کجاست؟

در این نگاه اسرائیل نقطه زرهی آرایش غرب در منطقه به شمار می رود؛ موجودیتی که بخش مهمی از مزیت خود را از جنگ می گیرد و در محیطی شکل گرفته که برای درگیری و تقابل طراحی شده است. به همین دلیل کشیده شدن میدان اصلی تقابل به جغرافیایی که مزیت طرف مقابل در آن قرار دارد به معنای بازی در زمین اوست. در مقابل مزیت ایران در جغرافیای خود و به ویژه در خلیج فارس قرار دارد. همان گونه که اسرائیل در محیط پیرامونی خود از مزیت برخوردار است ایران نیز در خلیج فارس و مناطق نزدیک به مرزهای خود از برتری ژئوپلیتیکی بهره می برد. حفظ و تقویت این مزیت باید بخشی از راهبرد کلان کشور باشد. حتی در صورت توافق های سیاسی و دیپلماتیک فشارهای اقتصادی و امنیتی علیه ایران ادامه خواهد یافت. تحریم ها محدودیت های اقتصادی و تهدیدهای امنیتی به سادگی از میان نخواهند رفت و کشور ناچار است خود را برای یک دوره طولانی آماده کند. در چنین شرایطی اقتصاد فقط ابزار رشد نیست. اقتصاد باید به عاملی تبدیل شود که هزینه تقابل با ایران را افزایش دهد. هرچه این هزینه بیشتر باشد بازدارندگی نیز تقویت خواهد شد. اقتصاد ایران طی دهه های گذشته زیرساخت های گسترده ای ایجاد کرده است؛ از شبکه گاز و برق گرفته تا جاده ها بنادر و سایر امکانات عمومی اما مسئله اصلی آن است که این اقتصاد کمتر بر مبنای یک راهبرد کلان طراحی شده و بیشتر ماهیتی واکنشی پیدا کرده است. نتیجه این وضعیت شکل گیری ساختاری است که بخش بزرگی از آن به مسیرهای مشخصی وابسته شده و در برابر تنش های بیرونی آسیب پذیر است. بخش عمده صادرات واردات، حمل و نقل کالا و درآمدهای ارزی کشور از مسیر خلیج فارس عبور می کند. نفت فرآورده های نفتی محصولات پتروشیمی و بخش بزرگی از کالاهای اساسی از همین مسیر وارد یا صادر می شوند. وقتی چنین سهم بزرگی از اقتصاد در یک نقطه متمرکز باشد، هر تنش امنیتی می تواند آثار مستقیمی بر فعالیت های اقتصادی برجای بگذارد. به همین دلیل کاهش تدریجی وابستگی به این مسیر به عنوان یک ضرورت مطرح میشود.

بخش دوم

هشت حوزه جغرافیایی پیرامون ایران

 محیط پیرامونی ایران را می توان در هشت حوزه جغرافیایی دسته بندی کرد خلیج فارس دریای عمان افغانستان و پاکستان آسیای مرکزی دریای کاسپین، قفقاز آناتولی و ترکیه و در نهایت عراق و سوریه بخش بزرگی از ظرفیت اقتصادی کشور در دو حوزه نخست متمرکز شده است. در مقابل حوزه های دیگر سهم محدودی در تجارت خارجی و زنجیره های اقتصادی ایران دارند. افزایش نقش این مناطق میتواند بخشی از آسیب پذیری فعلی را کاهش دهد و مسیرهای جدیدی برای تجارت و همکاری اقتصادی ایجاد کند. کاهش وابستگی به مسیرهای دریایی بدون توسعه زیرساخت های زمینی ممکن نیست. شبکه ریلی ناوگان حمل و نقل جاده ای کریدورهای ترانزیتی و رویه های گمرکی باید متناسب با این هدف تقویت شوند. بخشی از محصولات صادراتی کشور از جمله برخی محصولات صنعتی و کشاورزی ظرفیت انتقال از مسیرهای زمینی را دارند. توسعه این ظرفیت ها می تواند انعطاف پذیری اقتصاد را افزایش دهد و وابستگی به گلوگاه های محدود را کاهش دهد. بخش بزرگی از اقتصاد ایران بر درآمدهای حاصل از نفت، مواد خام و کالاهای پایه استوار است. ارز حاصل از این بخش ها وارد اقتصاد می شود و سپس صنایع برای تامین نیازهای خود به همین منابع اتکا میکنند. در این ساختار ارتباط مستقیمی میان تولید و ارزآوری وجود ندارد. بسیاری از صنایع بدون آنکه خود منشا ایجاد ارز باشند، از ارز حاصل از صادرات منابع پایه استفاده می کنند. نتیجه چنین وضعیتی وابستگی گسترده به درآمدهای خام و شکنندگی در برابر شوک های بیرونی است.

بخش سوم

صادراتی که بر توانمندی استوار باشد

صادرات زمانی نقش راهبردی پیدا می کند که بر پایه مهارت فناوری، دانش فنی برند و توان صنعتی شکل گرفته باشد. محصولی که صرفاً به دلیل انرژی ارزان آب ارزان یا دسترسی به منابع یارانه ای صادر می شود، مزیت پایدار ایجاد نمی کند. صادرات قابلیت پایه به محصولاتی اشاره دارد که از توان واقعی اقتصاد سرچشمه می گیرند؛ محصولاتی که بدون اتکا به رانت منابع طبیعی نیز قدرت رقابت دارند. توسعه چنین صادراتی می تواند وابستگی اقتصاد را به درآمدهای خام کاهش دهد. ناترازی انرژی و بحران آب دو چالش مهم پیش روی اقتصاد ایران هستند. ادامه الگوی فعلی مصرف فشار بر منابع کشور را افزایش می دهد و هزینه های اقتصادی را بالا می برد. گاز برق و آب باید به سمت فعالیت هایی هدایت شوند که ارزش افزوده بیشتری ایجاد می کنند. صادراتی که بر مصرف گسترده منابع کمیاب متکی باشد، در بلندمدت نه تنها مزیت ایجاد نمی کند بلکه بخشی از توان اقتصادی کشور را نیز از بین می برد. کشورهای پیرامونی ایران ظرفیت مهمی برای توسعه صادرات دارند. روسیه آسیای مرکزی قفقاز و سایر اقتصادهای مکمل می توانند مقصد بخشی از تولیدات صنعتی ایران باشند. صنایعی مانند کفش پوشاک ماشین آلات تجهیزات صنعتی، صنایع مرتبط با نفت و گاز و سایر بخش های تولیدی می توانند سهم بیشتری در صادرات داشته باشند. دستیابی به این هدف نیازمند دیپلماسی اقتصادی فعال شناخت بازارهای هدف و ایجاد زیرساخت های مناسب تجاری است واردات کالاهای اساسی می تواند با توسعه صادرات صنعتی پیوند بخورد. به جای آنکه تمام نیازهای وارداتی صرفا از محل درآمدهای خام تأمین شوند، بخشی از این نیازها می تواند با تکیه بر صادرات محصولات صنعتی و دانش بنیان پاسخ داده شود. این رویکرد هم به توسعه تولید داخلی کمک میکند و هم انگیزه بنگاه ها را برای حضور در بازارهای خارجی افزایش می دهد.

بخش چهارم

 اقتصاد تاب آور چگونه شکل می گیرد؟

تاب آوری اقتصادی از مسیر چند تحول همزمان به دست می آید کاهش وابستگی به درآمدهای خام توسعه صادرات مبتنی بر قابلیت های واقعی گسترش تجارت زمینی بهینه سازی مصرف آب و انرژی تقویت زنجیره های تولید داخلی و توسعه همکاری با اقتصادهای مکمل منطقه اقتصادی که براین پایه ها استوار شود، در برابر تحریم شوکهای تجاری و تنش های امنیتی مقاومت بیشتری خواهد داشت و قدرت مانور کشور را افزایش خواهد داد اقتصادی که بر نفت مواد خام انرژی ارزان و واردات متکی باشد، در شرایط فشار بلندمدت با محدودیت های جدی روبه رو می شود. در مقابل اقتصادی که بر توان صنعتی دانش فنی صادرات قابلیت پایه و شبکه گسترده همکاری های منطقه ای بنا شود، ظرفیت بیشتری برای حفظ ثبات و استمرار فعالیت خواهد داشت. تاب آوری اقتصادی در نهایت به معنای ساختن اقتصادی است که بتواند در شرایط فشار نیز نیازهای کشور را تأمین کند، وابستگی های آسیب را را کاهش دهد و همزمان به تقویت قدرت ملی  کمک کند.

پیشنهاد سردبیر

آیا این خبر مفید بود؟

نتیجه بر اساس رای موافق و رای مخالف

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :

نظر شما

اخبار ویژه