چهار جبهه نبرد اقتصادی؛ از کریدورهای محاصره تا کالابرگهای فراموششده
افزایش ۱۱۵ درصدی تورم نقطهبهنقطه مواد خوراکی در کنار محاصره دریایی و تحریمهای حداکثری، ایران را در شرایط «نه جنگ و نه صلح» قرار داده است. یک تحلیلگر اقتصادی با اشاره به تجربه جنگ تحمیلی ۸ ساله هشدار میدهد: مدیران میانی هنوز شرایط جنگی را درک نکردهاند و فقدان نظام توزیع عادلانه کالاهای اساسی، زنگ خطر بحران معیشتی را به صدا درآورده است. حال پرسش این است: چرا مسئولان جهاد کشاورزی در برابر افزایش چندباره قیمت روغن، شکر، گوشت و لبنیات واکنشی نشان نمیدهند؟
یک تحلیلگر اقتصادی نوشت، افزایش چندباره روغن خوراکی، شکر، گوشت مرغ و قرمز، اقلام لبنی و سایر اقلام خوراکی مورد مصرف روزانه مردم چرا مسئولان جهاد کشاورزی کشورمان را به واکنش وانمیدارد؟
امین دلیری، کارشناس و تحلیلگر اقتصادی نوشت: جنگ سوم، موسوم به جنگ رمضان که در ۹ اسفند ماه ۱۴۰۴ با تجاوز هوایی و موشکی رژیم خبیث آمریکایی –صهیونی شروع شد ۴۰ روز به شدت ادامه داشت. بعد از آتش بس دو هفتهای و تمدید مجدد آن توسط آمریکا، اکنون بیش از ۲ ماه به علت زیادهخواهی آمریکا در مذاکرات، شرایطی نه جنگ و نه صلح را بین طرفین حاکم کرده است؛ به ویژه آمریکا با محاصره دریایی غیرقانونی به نوعی نقض آتش بس کرده، لذا هر دم میتواند زبانههای آتش جنگ را مجدداً روشن کند.
این شرایط نشان میدهد کشور در حالت جنگی بسر میبرد. تحرکات اخیر دشمن حاکی از آزمون راههای مختلف برای ایجاد فضای متشنج با حداکثر کردن تحریمها، قصد ضربه زدن به اقتصاد و امنیت غذایی کشور را داشته و سعی دارد با بالا بردن هزینههای اقتصادی و اجتماعی ناشی از شرایط نه جنگ و نه صلح فشار مضاعف به کشور وارد نماید. قصد دشمن افزایش نرخ تورم، کاهش ارزش پول ملی، کاهش درآمدهای دولت و کمبود کالاهای اساسی و ضروری مردم است و با این اقدامات ایذایی، نارضایتی مردم را هدف قرار داده است. پس هدف دشمن روشن است و به وضوح قصد خود را بارها با اهداف از پیش گفته شده اعلام کرده است. هدف غایی دشمن تحت فشار حداکثری به دنبال تسلیم ایران در برابر زیادهخواهیها و رسیدن به اهداف نامشروع خود که در جنگ نتوانسته به آن برسد از طریق مذاکره نیز نتوانسته به دست آورد متمرکز کرده است. حال دشمن از طریق جنگ و مذاکره نتوانست به اهداف مورد اشاره برسد، میخواهد به روش و ترفند سوم یعنی محاصره دریایی و حداکثر رساندن تحریمها و جلوگیری از صادرات نفت خام و ممانعت از ورود کالاهای اساسی با فشار حداکثری، ارکان حکومت و حرکت مردم مقاوم و با استقامت ایران را که نزدیک به ۲ ماه درخیابانها و میدانهای سراسر کشور اجتماعات با شکوهی که صلابت و غرور ملی ایرانیان را یکبار دیگر به نمایش گذاشتهاند، سست و بیرونق نمایند. ولی این اقدام مذبوحانه دشمن نیز در آینده نه چندان دور به حول قوه الهی با ایستادگی مردم سلحشور ایران مختوم به شکست خواهد بود.
حال که دشمن تمام توان خود را برای ضربه زدن به اقتصاد، معیشت مردم و امنیت و وحدت کشور به کار گرفته؛ دولت و سایر قوا باید یکدست و یکپارچه توان خود را برای خنثیسازی ترفندهای مذبوهانه دشمن به کار گیرند و با مدیریت جهادی مسؤلان در این شرایط حساس و اعلام شرایط جنگی، برنامههای اضطراری شرایط جنگی را در کشور حاکم کنند و با جلوگیری از احتکار کالاهای اساسی و ضروری مورد مصرف مردم، از افزایش بیرویه افزایش قیمت کالاها جلوگیری کنند.
موارد اشاره شده نشان میدهد کشور عزیزمان در یک برهه زمانی خاص قرار دارد، لذا همه امکانات کشور باید در دفاع از تجاوزات دشمن و در جهت خنثیسازی دشمن غدار به کار گرفته شود. در شرایط جنگی کنونی باید به ۴ وجه پدافندی و آفندی توجه ویژه کرد. سران قوا، مجموعه دولت، مردم همیشه در صحنه در سایه و فرمان رهبری آگاه و شجاع انقلاب اسلامی به صورت یکپارچه با آمادگی و اقدامات پیشگیرانه در مقابل حرکات مذبوحانه دشمن ایستادگی کنند و طرحهای ایذایی آنها را خنثی نمایند.
ایران عزیز در ۴۷ سال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران همواره از سوی استکبار جهانی با انواع و اقسام توطئههای فتنهآمیز از قبیل دامن زدن به اختلافات قومی و نژادی، جنگها، وضع تحریمهای اقتصادی، تجاری و پولی و مالی و بیمهای سعی کردند انقلاب اسلامی را ساقط و یا تسلیم مطابق با امیال شیطانی خود کنند؛ ولی مشاهده میشود، ایران اسلامی استوارتر از قبل از همه این توطئههای براندازانه، پیروز و سرافراز بیرون آمد. سرسختتر و مقاومتر به حیات خود ققنوسوار ادامه میدهد.
حال میخواهیم به ۴ وجه و مؤلفه هجمه دشمن در دوران جنگ سوم به شدت با خیال بس باطل به آن دل بسته است، راه مقابله با آن را اشارهای داشته باشیم:
الف: تحریمها و نحوه مقابله با آن
تحریمها ابزاری است جبهه استکباری به سرکردگی آمریکا همیشه در مصاف با کشورهای غیرهمسو اعمال کرده است. کوبا، ایران، یمن، سوریه، عراق، روسیه، چین و... نمونههای بارزی هستند که استکبار جهانی بیش از ۷۰ سال است به نوعی و با شکل نوین این کشورها را تحت تحریم قرار داده و در بعضی از کشورها به شدت ادامه دارد.
کشور عزیز ایران از جمله معدود کشورهایی است سختترین تحریمها را در طول ۴۷ ساله پس از پیروزی انقلاب اسلامی از سوی استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا تجربه کرده است.
ایران در دوره ۴۷ ساله، تحریمهای متنوعی را تجربه کرده است؛ ولی با توجه به ویژگیهای منحصر بهفرد سرزمیی، تنوع جغرافیایی و آبوهوایی، پراکندگی و تنوع تولیدات کشاورزی و دامی و تنوع در تولیدات صنعتی و گسترگی وسعت کشور و دارا بودن مرزهای آبی و زمینی با ۱۵ کشور همسایه، عملاً تجربه خوبی برای دور زدن تحریمها پیدا کرده است. هرگز کشور در حالت بحرانی یک کشور تحت تحریمهای حداکثری قرار نگرفت. از تحریمها نگرانی جدی وجود ندارد. البته دولتمردان باید ترفندهای تازه دشمن را شناسایی و روش مقابله با آن را در دستور کار قرار دهند.
ب: جنگ تحمیلی سوم و نحوه مقابله با آن
جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و جنگ سوم، موسوم به جنگ رمضان با سردمداری آمریکا – صهیونی دشمنان دیرینه انقلاب اسلامی نشان داد با توجه به تجارب جنگ تحمیلی ۸ ساله و با تدابیر و راهبریهای داهیانه رهبر فرزانه شهیدمان در یک نقطه بالایی از آمادگی آفندی و پدافندی قرار داشت، ضربه سختی به دشمن وارد شد. در دو جنگ اخیر دشمن را پشیمان و مجبور به عقبنشینی کرد. تقاضای توقف جنگ از سوی آمریکا در جنگ ۱۲ روزه و تقاضای آتش بس دو هفتهای و سپس تمدید مجدد آن از طرف آمریکا، نشان داد دشمن از یک شکست فاجعه بار در هر دو جنگ تحمیلی مواجه شد و هرگز به اهداف اعلام شده خود نرسید.
امروز نگرانی جدی از بنیه نظامی نیروهای مقتدر سپاه سرافراز و ارتش مقاوم وجود ندارد. تجربه جنگ تحمیلی ۸ ساله تمام نیازهای کشور برای مقابله با دشمنان انقلاب اسلامی را آشکار ساخت و امام راحلمان به درستی جنگ تحمیلی را یک نعمت برای ایران دانستند. بعد از جنگ با توجه به آشکار شدن تمام نیازهای آفندی و پدافندی کشور و تمرکز روی برنامههای تأمین آن با اولویت تولید ادوات نظامی تکیه بر دانش بومی و با نظارت و تدابیر رهبر شهیدمان در طی ۳۷ سال رهبری داهیانه ایشان، در واقع طراحی یک استراتژی نوین آفندی و پدافندی نظامی بر اساس استفاده از تکنوژیهای مدرن در ساخت موشکها و پهبادهای تهاجمی را به نمایش گذاشت و باعث شد در تجربه دو جنگ اخیر، ایران از یک بازدارندگی نظامی در مقابله با تهاجم دشمنان در بالاترین سطح آمادگی قرار دارد. به اذعان ناظران نظامی بینالمللی، ایران را در چهارمین قدرت تأثیرگذار در معادلات جهانی قرار داده است. منتهی دشمنان متوهم و فراموشکار وقتی از کارزار جنگ خارج می شوند، دم از پیروزی با بکارگیری همه ابزارهای رسانهای جهان میزنند و با فراموشکاری ساختگی و فریبکاری، خود را پیروز جنگ میدانند. در صورتی که ناظران مستقل بینالمللی سخن از پیروزی ایران و شکست راهبردی دشمن میگویند. به هر صورت باید با آمادگی کامل حرکات دشمن زیر نظر قرار گیرد. اگر دشمن دوباره خواست تهاجم مجدد انجام دهد باید با شدت و حدت بیشتر پاسخ داد.
اما وظیفه دولت در این برهه حساس چیست؟ در شرایط جنگی باید از همه امکانات صنعتی، تکنوژیکی مرتبط کشور را در صورت لزوم در اختیار لجیستیک نیروهای نظامی قرار داد؛ همان کاری که اغلب کشورهای درگیر در جنگ جهانی دوم این راه را طی کردند.
البته امروز مردم شجاع و بصیر ایران اسلامی با حمایت از رهبری و رزمندگان بیش از دو ماه در میعادگاههای خیابان حضور پرشور دارند و باعث دلگرمی رزمندگان جان بر کف سپاه و ارتش در میدان هستند. این حرکت خودجوش مردم با بیعت با رهبری انقلاب اسلامی و پشتیبانی از رزمندگان، سیمای زیبایی به چهرههای خیابان شهرها و روستاها داده است.
ج: محاصره دریایی و راههای مقابله با آن
دشمن بعد از عدم موفقیت در خصوص رسیدن به اهداف راهبردی در جنگ سوم، مبادرت به عملیات محاصره دریایی در خارج از تنگه هرمز کرده است. این اقدام به لحاظ وارد کردن فشار حداکثری به ایران برای به دست آوردن اهداف راهبردی خود که در جنگ تحمیلی و مذاکره نتوانست محقق کند، به آن متوسل شده است. این عمل یک دزدی دریایی و شکستن شرایط آتش بس است. با هشیاری نظام، دشمن در ترفند مذبوحانه دیر یا زود شکست خواهد خورد.
اما تجربه محاصره دریایی و جنگ کشتیها در دهه اول انقلاب اسلامی نیز توسط آمریکا بکار گرفته شد و نشان داد، ایران با تدابیر و مدیریت درست در ورود و خروج کالا عملاٌ آمریکا را در اقدام محاصره دریایی در آن زمان ناکام و بیاثر بودن آن را به نمایش گذاشت. البته در آن دوره توانیهای نظامی کشور با امروز قابل مقایسه نبود؛ ولی با وجود آن ایران توانست چندین راه زمینی و دریایی از کشورهای همسایه نظیر شوروی سابق از طریق باز کردن دو خط ارتباطی ریلی و کامیونی با وصل شدن به دریای سیاه و استفاده از بندر کراچی با همکاری کشور دوست پاکستان، راه دیگری برای دسترسی به دریاهای آزاد برای حملونقل کالا به وجود آورد.
امروز ایران با داشتن قدرت نظامی بیرقیب در منطقه، کشور را کاملاً در یک موقعیت بازدارندگی بزرگ قرار داده است و در اختیار داشتن موقعیتهای جدید ارتباطی به ویژه تسلط بر تنگه استرتژیک هرمز، ایران در موقعیت برتر در رابطه با شکستن تحریمها و دور زدن محاصره دریایی توسط آمریکا قرار دارد که این ابزارها اقدامات ایران را در خصوص شکستن محاصره دریایی را سهلتر میکند.
د: نحوه توزیع کالاهای اساسی و ضروری مردم با قیمتهای تثبیت شده
جنگ همیشه طبق یک قاعده تجربه شده به دنبال خود، تورم و رکود اقتصادی به همراه دارد. به اصطلاح طبق نظریه جامعهشناسی و اقتصادی «شرط جبری» که یکی از شروط علت و معلولی است بر آن حاکم است. لذا در صورت بروز جنگ، تورم و رکود در کشور طرف جنگ به طور جبری اتفاق خواهد افتاد. پس باید در کشور شاهد تشدید نرخ تورم و رکود باشیم.
طبق آمار منتشر شده اخیر مرکز آمار ایران، نرخ تورم فروردین ماه ۱۴۰۵ به عبارتی نرخ تورم سالانه ( ۱۲ ماهه از فروردین ۱۴۰۴ لغایت منتهی به فروردین ماه ۱۴۰۵) ۵۳.۷ درصد شده است. این نرخ با توجه به عدد شاخص کالا و خدمات در ماه فروردین به ۶۱۵.۳ درصد رسیده و نسبت به ماه قبل ۷ درصد افزایش دارد، نشان از نرخ تورم بیشتر در ماههای آتی را در پی خواهد داشت. باید توجه داشت افزایش نرخ تورم در اقلام مواد غذایی بیشتر مشهود است. این روند افزایشی به وضوح طبق آمار منتشر شده توسط مرکز آمار ایران که تورم نقطه به نقطه مواد خوراکی در فروردین ماه را ۱۱۵ درصد و تورم سالانه مواد خوراکی ۷۴.۷ درصد اعلام کرده، نشان از تورم فزاینده اقلام خوراکی دارد.
به این ترتیب آمارهای تورم در فروردین سال جاری اعم از سالانه و نقطه به نقطه، نشان میدهد به شدت در حال افزایش است. اگر با این شتاب یا بیشتر سبب خواهد شد سطح عمومی قیمتها به ویژه اقلام مواد خوراکی افزایش زیادتری پیدا کند و ممکن است در دام تورم افسار گسسته دچار شویم و زنگ خطر آن را باید به صدا در آورد؛ به ویژه نرخ ارز در بازار آزاد از نرخ مرکز مبادله فاصله گرفته است.
اما چاره چیست؟ ما با دشمنانی طرف هستیم که ۳ جنگ را علاوهبر تحریمهای حداکثری به کشور تحمیل کرده اند. جنگ دوم و سوم به فاصله ۸ ماه در سال ۱۴۰۴ بر ما تحمیل شد. پس گریزی از توطئههای مکرر دشمن نیست. باید کشور را با در برابر فتنه برانگیزی دشمن قرنطینه کرد.
اما چطور و چگونه؟ با توجه به تجربیات موفق جنگ ۸ ساله اول، میتوان از این پیچ تاریخی به سختی کمتری عبور کرد. به شرطی که مسؤلان اقتصادی شرایط جنگی کنونی را مدیریت کنند و تجارب زمان جنگ گذشته را بکار گیرند.
از زبان برخی از ناظران اقتصادی که در رسانه ملی با یک تجربه عینی عنوان کردند، هنوز دولت (مدیران میانی) شرایط جنگی را درک نکرده و هنوز در شرایط عادی به رتقوفتق امور مشغولند. البته این رویه در نحوه نظارت و کنترل توزیع و قیمتگذاری کالاهای اساسی کاملاً مشهود است؛ انگار جنگی نیست و همه چیز به روال قبل از جنگ در جریان است. این رویه بدترین موقعیت را در شرایط جنگی برای کشور به وجود میآورد.
جنگ تحمیلی ۸ ساله تجربه خوبی در مدیریت تهیه و توزیع کالاهای اساسی و ضروری مورد مصرف مردم به یادگار گذاشت. این تجربه جنگ ۸ ساله یک غنیمت بزرگ را بجا گذاشته و باید جنگ فعلی از آن استفاده کرد؛ همانطور که جنگ نیازهای اساسی و ضروری کشور را به کشور نمایاند تا پس از اتمام جنگ به شدت درصدد تأمین و جبران آن برآمدیم. رشد صنایع نظامی به ویژه رشد صنایع موشکی و پهبادی نتیجه تحولات بعد از جنگ بود. البته امروز با توجه به افزایش تولید محصولات استراتژیک کشاورزی نظیر گندم، برنج، جو، چای، محصولات لبنی و دیگر اقلام غذایی شرایط تأمین مواد غذایی را بسیار سهلتر از دهه اول انقلاب کرده است و کارآیی دولت را تأمین و توزیع کالاهای اساسی و ضروری مردم بالقوه نسبت به قبل بیشتر فراهم کرده است. ولی همت دولت را میطلبد با اعلام شرایط جنگی، کنترل و توزیع کالاهای اساسی را با قیمت تثبیت شده به عهده بگیرد. همانطور کمبود تخممرغ در آمریکا برای جامعهای که در کانون اقتصاد سرمایهداری قرار دارد، نزدیک بود به یک بحران اجتماعی تبدیل شود، یا افزایش قیمت ۳۵ درصدی سم و کودهای شیمیایی بر اثر جنگ که با بستن تنگه هرمز، صدای کشاورزان در یک کشور سرمایهداری درآورده و دولت آمریکا را ناچار به واکنش کرده است. با چه منطقی افزایش سرسامآور بذر، کود، سم و ماشینآلات کشاورزی در چند سال گذشته مسئولان جهاد کشاورزی کشورمان را به واکنش وانمیدارد؟ یا افزایش چندباره روغن خوراکی، شکر، گوشت مرغ و قرمز، اقلام لبنی و سایر اقلام خوراکی مورد مصرف روزانه مردم که تورم نقطه به نقطه را طبق آمار منتشر شده اخیر مرکز آمار ایران به ۱۱۵ درصد رسیده، عکسالعملی در آنها دیده نمیشود؛ البته باید پاسخگو باشند. آیا طرف مردم ایستادهاند یا طرف عدهای سودجوی محتکر که عرصه را برای مردم مقاوم و سلحشور و جان فدای کشور تنگ میکنند؟ و مردمی که با حضور دایم خود در خیابانها در شبهای سخت جنگ با لبیک به دعوت رهبری، باعث دلگرمی رزمندگان شدهاند.
از پند عبرتآمیز مولایمان حضرت علی (ع) که فرموده اند ، «گذشته چراغ راه آینده است»، وام بگیریم و مسئولان مرتبط با تأمین، توزیع و کنترل قیمتهای کالاها و خدمات مورد مصرف مردم را مورد خطاب قرار دهیم. دیگر زمان مماشات نیست و باید هرچه سریعتر با اعلام شرایط اقتصاد جنگی، اقدامات ویژه جنگی در دستور کار قرار گیرد؛ وگرنه مردم بیدار و هشیار کشور آن کسانی که شرایط جنگی را نادیده میگیرند، نخواهند بخشید. مردم اثرات جانی و مالی ناشی از جنگ تحمیلی را تحمل میکنند ولی قصور و بیتفاوتی برخی از مدیران را نسبت به مصائب مردم را تحمل نخواهند کرد.
اشاره شد چطور و چگونه در شرایط جنگی تأمین، توزیع عادلانه با کالاهای اساسی و ضروری مردم با تثبیت قیمت آن میسر است. دولت چهاردهم با افزایش یکباره قیمت ارز و رساندن قیمت آن به قیمت بازار آزاد، بدیهی بود نهتنها قیمت کالاهای وارداتی افزایش مییافت، قیمت کالاها و خدمات داخلی نیز به تبعیت از افزایش قیمت کالاهای وارداتی افزایش مییابد، عیناً این اتفاق افتاد. اما افزایش قیمت کالاها بیش از اثرات افزایش قیمت ارز حکایت از سوءاستفاده سودجویان سیریناپذیر از وضعیت پیش آمده حکایت دارد. البته بروز جنگ تحمیلی دلیل دیگر افزایش کالاها و خدمات است. کسی منکر آن نمیشود.
دولت در قبال افزایش یکباره قیمت ارز که یکی از شوکهای ارزی و قیمتی بزرگ به اقتصاد محسوب می شود، برای جبران افزایش قیمت کالاهای اساسی، با اختصاص یارانه نقدی سرانه یک میلیون تومان به همه خانوارهای ایرانی، دست به یک اقدام متهورانه زد. البته جای تشکر دارد ولی باید توجه داشت پرداخت هرگونه یارانه نقدی به علت انبساطی کردن هزینههای جاری دولت، تورمزا است. میتواند با تحریک تقاضا، افزایش قیمت کالاها و خدمات را در پی داشته باشد. برای اجتناب از آثار تورمی پرداخت یارانه نقدی دولت بهتر بود روش اختصاص کالابرگ الکترونیکی با قیمتهای تثبیتی را اجرا میکرد؛ همان روشی در زمان جنگ ۸ ساله تجربه موفق آن را داشتهایم.
مردم در زمان جنگ تحمیلی کمتر احساس دغدغه کمبود کالاهای مصرفی را داشتند. امروز دولت چهاردهم باید زحمت بیشتری به دستگاههای متولی برای تأمین و توزیع ارزاق مردم بدهد. اگر مدیری نتواند خود را با وضعیت موجود شرایط جنگی تطبیق دهد، باید فوراً کنار گذاشته شود. افراد انقلابی که کار جهادگونه را به خوبی میشناسند، جایگزین شوند.
دولت و مدیران ارشد اقتصادی حتماً میدانند، با توجه تغییرات نرخ ارز به هر روش و شکل، افزایش قیمت کالاها و خدمات را به همراه خواهد داشت. مارپیچ افزایش قیمت کالاها و خدمات در شرایط تورمی فعلی، دولت را برای افزایش یارانه نقدی ناتوان و خسته خواهد کرد. باید این روش پرداخت یارانه نقدی جای خود را به طرح توزیع کالابرگ الکترونیکی با قیمتهای تثبیت شده بدهد تا از افزایش شتابان تورم اجتناب شود.
نظر شما