بمب ساعتی در پمپ بنزین های آمریکا؛ چرا واشنگتن در جنگ اقتصادی با ایران شکنندهتر از تهران است؟
کارشناسان غربی پرده از معمایی برداشتهاند که معادله قدرت را در تقابل ایران و آمریکا دگرگون کرده است: نقطه ضعف راهبردی این نبرد، نه در خلیج فارس و نه در توان موشکی تهران، بلکه در جایگاههای سوخت آمریکا و قیمت هر گالن بنزین کمین کرده است. تحلیلی از دادههای تازه نشان میدهد اگر قیمت بنزین در ماههای آینده از مرز روانی ۵ دلار عبور کند، فشار اجتماعی - سیاسی بر کاخ سفید میتواند بازنده این جنگ اقتصادی را متفاوت از آنچه تصور میشد، رقم بزند.
کارشناسان غربی هشدار میدهند که نقطه ضعف اصلی نه در تهران، بلکه در واشنگتن و در پمپبنزینهای سراسر آمریکا کمین کرده است.
تحلیل بازار نوشت، در حالی که جنگ ایران و آمریکا وارد مرحلهای تازه از «جنگ اقتصادی» شده است، اغلب کارشناسان غربی هشدار میدهند که نقطه ضعف اصلی نه در تهران، بلکه در واشنگتن و در پمپبنزینهای سراسر آمریکا کمین کرده است. اگر قیمت بنزین در ماههای آینده به مرز ۵ دلار برسد، فشار اجتماعی و سیاسی بر دولت آمریکا میتواند قواعد بازی را کاملاً تغییر دهد. این تحلیل با تکیه بر دادههای تازه انرژی و رفتارشناسی اقتصادی دو کشور، تصویر دقیقی از میدان نبردی ارائه میدهد که اینبار نه در خلیج فارس، بلکه در بازار جهانی نفت رقم میخورد.
تقابل ایران و آمریکا وارد مرحلهای شده که در آن ابزارهای اقتصادی بیش از تجهیزات نظامی تعیینکنندهاند. پس از مجموعهای از تنشهای نظامی در منطقه خلیج فارس، بهویژه در تنگه هرمز، اکنون نشانهها حاکی از آن است که واشنگتن و تهران هر دو ترجیح دادهاند تا نبرد را به حوزه اقتصاد، انرژی و بازارهای جهانی منتقل کنند.
جابهجایی میدان نبرد از دریا به اقتصاد جهانی
تحولات ماههای اخیر نشان میدهد که تقابل ایران و آمریکا وارد مرحلهای شده که در آن ابزارهای اقتصادی بیش از تجهیزات نظامی تعیینکنندهاند. پس از مجموعهای از تنشهای نظامی در منطقه خلیج فارس، بهویژه در تنگه هرمز، اکنون نشانهها حاکی از آن است که واشنگتن و تهران هر دو ترجیح دادهاند تا حدودی از منطق درگیری مستقیم فاصله بگیرند و نبرد را به حوزه اقتصاد، انرژی و بازارهای جهانی منتقل کنند. این تغییر میدان، علاوه بر کاهش ریسک یک جنگ ناخواسته، معادلهای جدید را پیش روی تحلیلگران قرار داده است: کدام اقتصاد توان تابآوری بیشتری دارد؟
بر اساس ارزیابیهای منتشرشده تا بهار سال ۱۴۰۵، نوسانات عرضه نفت در خلیج فارس و محدودیتهای حملونقل ناشی از شرایط امنیتی باعث شده قیمت نفت خام برنت در مقطعی به بالای ۱۱۰ دلار در هر بشکه برسد و در آمریکا متوسط قیمت گالن بنزین از مرز ۴ دلار عبور کند. این عدد هنوز از مرز روانی ۵ دلار فاصله دارد، اما تجربه جهشهای سال ۲۰۲۲ نشان داده که عبور از این مرز میتواند تبعات سیاسی فوری برای کاخ سفید داشته باشد.
«دن پیکرینگ» تحلیلگر برجسته صنعت نفت در آمریکا، تأکید میکند که اکنون «میدان نبرد بهطور موقت از آسمان و دریا به بازار انرژی منتقل شده است.» به تعبیر او، هر دو کشور میکوشند با ابزارهای فشار اقتصادی دیگری را وادار به عقبنشینی کنند. این وضعیت، جنگی فرسایشی ایجاد کرده که نهتنها دولتها بلکه مصرفکنندگان و صنایع انرژی جهان را تحت تأثیر قرار داده است.
«دن پیکرینگ» تحلیلگر برجسته صنعت نفت در آمریکا، تأکید میکند که اکنون «میدان نبرد بهطور موقت از آسمان و دریا به بازار انرژی منتقل شده است.» به تعبیر او، هر دو کشور میکوشند با ابزارهای فشار اقتصادی دیگری را وادار به عقبنشینی کنند.
ایران و مزیت تاریخی در تحمل فشارهای اقتصادی
بررسیهای اقتصادی، تاریخی و اجتماعی نشان میدهد که ایران در مقایسه با بسیاری از اقتصادهای بزرگ ـ از جمله آمریکا ـ دارای ظرفیت بالاتری در پذیرش شوکهای اقتصادی است. این ویژگی که در ادبیات اقتصادی به آن «تابآوری ساختاری» گفته میشود، حاصل دههها مواجهه با تحریمها، محدودیتهای تجارت خارجی و سازگاری تدریجی جامعه با نوسانات شدید ارزش پول و درآمدهای نفتی است.
«الن والد» پژوهشگر حوزه انرژی و عضو سابق شورای امنیت ملی آمریکا، این واقعیت را چنین توضیح میدهد: «ایرانیها بهطور تاریخی به فداکاری و تحمل شرایط دشوار اقتصادی عادت کردهاند. این جامعه در مقاطع مختلف، از جنگ هشتساله تا دورههای تحریمهای شدید، الگوی زیستی خود را با شرایط تطبیق داده است. بنابراین توان شوکپذیری اقتصادی ایران بسیار بیشتر از اقتصادهایی است که به ثبات قیمت و وفور منابع عادت کردهاند.»
این تحلیل با دادههای سال ۱۴۰۴ نیز همخوان است. شاخص تابآوری اقتصادی ایران که توسط چند اندیشکده اروپایی اندازهگیری میشود، در سال اخیر افزایش داشته و نشان میدهد اقتصاد ایران با وجود محدودیتهای متعدد، توانسته مسیرهای جدیدی برای جریان تجارت و صادرات نفت ایجاد کند. صادرات نفت ایران بهطور متوسط بیش از یکمیلیونوچهارصد هزار بشکه در روز برآورد میشود؛ رقمی که برخلاف انتظار بسیاری از سیاستگذاران آمریکایی، در طول تحریمها نهتنها حفظ شده بلکه افزایش نیز یافته است.
این در حالی است که اقتصاد آمریکا برخلاف ایران، بهصورت ماهوی به رضایت مصرفکننده، ثبات قیمت انرژی و پیشبینیپذیری بازار وابسته است. کوچکترین جهش در قیمت بنزین، در آمریکا تبعات اجتماعی فوری دارد و بهسرعت تبدیل به فشار سیاسی میشود؛ ویژگیای که در ایران با این شدت مشاهده نمیشود.
ایران در مقایسه با بسیاری از اقتصادهای بزرگ ـ از جمله آمریکا ـ دارای ظرفیت بالاتری در پذیرش شوکهای اقتصادی است. این ویژگی که در ادبیات اقتصادی به آن «تابآوری ساختاری» گفته میشود، حاصل دههها مواجهه با تحریمها، محدودیتهای تجارت خارجی و سازگاری تدریجی جامعه با نوسانات شدید ارزش پول و درآمدهای نفتی است.
وابستگی آسیبپذیر آمریکا به قیمت بنزین
ایالات متحده بزرگترین مصرفکننده بنزین در جهان است و سبک زندگی آمریکایی بهشدت به خودروهای شخصی و نظام حملونقل مبتنی بر سوختهای فسیلی وابسته است. طبق آمار اداره اطلاعات انرژی آمریکا، میانگین مصرف روزانه بنزین در سال ۲۰۲۵ بیش از ۹ میلیون بشکه در روز گزارش شده است. به همین دلیل، هر نوسانی در عرضه جهانی نفت یا اختلال در مسیرهای حملونقل میتواند مستقیم و فوری به بازار داخلی آمریکا منتقل شود.
این وابستگی در کنار فشار تورمی دو سال گذشته، اقتصاد آمریکا را در موقعیتی قرار داده که کارشناسان آن را «آسیبپذیری تورمی ساختاری» میخوانند. طی سال گذشته میلادی، نزدیک به ۶۰ درصد خانوادههای آمریکایی در نظرسنجیها گفتهاند که افزایش قیمت انرژی تأثیر مستقیم بر تصمیمگیریهای روزمره آنها گذاشته است. این اثرگذاری در جامعهای که انتخابات آزاد و فضای اعتراضی گسترده دارد، میتواند معادلات سیاسی را تغییر دهد.
کارشناسان میگویند عبور قیمت بنزین از مرز ۵ دلار، نقطهای بسیار حساس است. این مرز در تابستان ۲۰۲۲ شکسته شد و موجی از نارضایتی عمومی علیه دولت وقت ایجاد کرد. اکنون نیز تحلیلگران انرژی هشدار میدهند که اگر تنشهای منطقهای و محدودیتهای حملونقل نفت ادامه پیدا کند، این عدد در بهار یا تابستان ۱۴۰۵ دوباره قابل دستیابی است. پیشبینیها نشان میدهد که هر ۱۰ درصد افزایش قیمت نفت، بهطور متوسط ۴ درصد قیمت بنزین در آمریکا را افزایش میدهد.
در چنین شرایطی است که برخی تحلیلگران آمریکایی میگویند واشنگتن حتی اگر از نظر قدرت نظامی برتری داشته باشد، از نظر توان تحمل فشارهای ناشی از افزایش قیمت انرژی موقعیت آسیبپذیرتری نسبت به تهران دارد.
به گفته کارشناسان آمریکایی، اگر قیمت بنزین در ماههای آینده به ۵ دلار برسد، کاخ سفید در برابر فشارهای سیاسی و اجتماعی قرار میگیرد که ممکن است دولت را مجبور به تغییر مسیر در سیاست خارجی کند. همانطور که «پیکرینگ» تحلیلگر انرژی گفته است: «اگر قیمت گالن بنزین به ۵ دلار برسد، واقعاً ممکن است دولت آمریکا زودتر از ایران مجبور به عقبنشینی شود.»
«بمب ساعتی» که زیر اقتصاد آمریکا کار گذاشته شده است
اصطلاح «بمب ساعتی» را نخستینبار «باربارا لیف» مقام پیشین وزارت خارجه آمریکا به کار برد؛ زمانی که هشدار داد تداوم اختلال در تنگه هرمز تا پایان فروردین یا اردیبهشت میتواند بازار انرژی آسیا و سپس اروپا و آمریکا را با شوکهای قیمتی مواجه کند. این موضوع فقط به بنزین محدود نمیشود، بلکه کودهای شیمیایی، مشتقات نفتی و حملونقل دریایی نیز بهشدت تحت تأثیر قرار میگیرند.
به گفته کارشناسان آمریکایی، اگر قیمت بنزین در ماههای آینده به ۵ دلار برسد، کاخ سفید در برابر فشارهای سیاسی و اجتماعی قرار میگیرد که ممکن است دولت را مجبور به تغییر مسیر در سیاست خارجی کند. همانطور که «پیکرینگ» تحلیلگر انرژی گفته است: «اگر قیمت گالن بنزین به ۵ دلار برسد، واقعاً ممکن است دولت آمریکا زودتر از ایران مجبور به عقبنشینی شود.»
این تحلیل از آن جهت اهمیت دارد که در آمریکا برخلاف ایران، افزایش قیمت سوخت بلافاصله بر شاخص رضایت عمومی از دولت تأثیر میگذارد و در فضای سیاسی انتخاباتی، میتواند به سرعت دستاویزی برای مخالفان دولت شود. بسیاری از تحلیلگران میگویند همین فشار اجتماعی باعث میشود که واشنگتن برخلاف تهران، تحمل طولانیمدت جنگ اقتصادی یا شوکهای انرژی را نداشته باشد.
اکنون بر اساس دادهها و بررسیها، الگویی کاملاً متفاوت در حال شکلگیری است: ایران با وجود فشارها مسیرهای جدید فروش نفت و همکاریهای منطقهای را فعال کرده، در حالی که آمریکا درگیر پیامدهای داخلی افزایش قیمت انرژی است.
مقایسه دو مدل اقتصادی در شرایط بحران
برای درک اینکه چرا ایران و آمریکا رفتار متفاوتی در برابر شوکهای انرژی دارند، باید به ساختار اجتماعی و اقتصادی این دو کشور نگاه کرد. اقتصاد آمریکا با وجود قدرت عظیم تولیدی و فناوری، بر پایه رفاه نسبی و ثبات قیمت کالاهای مصرفی بنا شده است. این ساختار در برابر شوکهای پایدار انرژی آسیبپذیر است، زیرا هر افزایش بهای سوخت هزینه حملونقل، کالاهای اساسی، خدمات و حتی مسکن را افزایش میدهد و در نتیجه شاخص تورم بالا میرود.
در مقابل، اقتصاد ایران از سالها پیش بر پایه منابع جایگزین، سیاستهای حمایتی داخلی و عادتپذیری جامعه به نوسانات شدید شکل گرفته است. به همین دلیل، افزایش هزینه انرژی برای دولت آمریکا تهدیدی استراتژیک است، اما برای ایران بخش طبیعیتری از چرخه اقتصادی محسوب میشود.
این تفاوت در تابآوری ساختاری باعث شده بسیاری از اندیشکدههای آمریکایی در گزارشهای اخیر خود هشدار دهند که پیشفرض اولیه دولت آمریکا ـ مبنی بر اینکه فشار اقتصادی ایران را زودتر وادار به عقبنشینی میکند ـ ممکن است اشتباه باشد. اکنون بر اساس دادهها و بررسیها، الگویی کاملاً متفاوت در حال شکلگیری است: ایران با وجود فشارها مسیرهای جدید فروش نفت و همکاریهای منطقهای را فعال کرده، در حالی که آمریکا درگیر پیامدهای داخلی افزایش قیمت انرژی است.
نبرد اقتصادی ایران و آمریکا وارد مرحلهای شده است که تعیینکننده آن نه تعداد ناوهای جنگی، بلکه قیمت هر گالن بنزین در جایگاههای آمریکا است؛ نبردی که طبق ارزیابی کارشناسان، احتمالاً دست بالاتر را به تهران میدهد.
جمعبندی؛ نبردی که ممکن است به سود کدام طرف تمام شود؟
در مجموع، تحلیلهای موجود نشان میدهد که واشنگتن با وجود قدرت نظامی و اقتصادی جهانی، در میدان جدید نبرد ـ یعنی بازار انرژی ـ با نقطهضعفی جدی روبهروست. افزایش قیمت انرژی، تهدیدی اجتماعی، انتخاباتی و اقتصادی برای آمریکا محسوب میشود و همین موضوع سبب میشود که این کشور در مسیر فشار حداکثری علیه ایران با محدودیت استراتژیک روبهرو باشد.
در مقابل، ایران با وجود چالشهای اقتصادی داخلی، ظرفیت تاریخی و اجتماعی بیشتری برای تحمل فشارها دارد و توانسته در طول دهه اخیر با ایجاد مسیرهای جدید صادرات نفت و افزایش همکاری با اقتصادهای آسیایی بخشی از فشارها را خنثی کند. اگر قیمت بنزین در آمریکا به ۵ دلار برسد، همانطور که کارشناسان هشدار دادهاند، ممکن است کاخ سفید زودتر از تهران ناچار به تغییر مسیر شود.
در چنین فضایی، نبرد اقتصادی ایران و آمریکا وارد مرحلهای شده است که تعیینکننده آن نه تعداد ناوهای جنگی، بلکه قیمت هر گالن بنزین در جایگاههای آمریکا است؛ نبردی که طبق ارزیابی کارشناسان، احتمالاً دست بالاتر را به تهران میدهد.
نظر شما