واکنش ترانزیتی تهران به محاصره دریایی؛ کریدور ایران‌-پاکستان چگونه معمای ژئوپلیتیک ترامپ را خنثی می‌کند؟

تهران و اسلام‌آباد در اقدامی فراتر از یک توافق دوجانبه، کریدور ترانزیتی مشترک را در شرایطی فعال کرده‌اند که ناامنی‌های مرزی در افغانستان، مسیرهای سنتی پاکستان به آسیای میانه را مسدود کرده و محاصره دریایی احتمالی از سوی آمریکا، ضرورت تنوع‌بخشی به مسیرهای امن تجارت منطقه‌ای را به یک الزام راهبردی تبدیل ساخته است؛ تحولی که کارشناسان آن را «پاسخی عملی به فشارهای ژئوپلیتیک» و «بازطراحی نقشه تجارت جنوب و غرب آسیا بر محور چهارراه بی‌بدیل ایران» می‌خوانند.

واکنش ترانزیتی تهران به محاصره دریایی؛ کریدور ایران‌-پاکستان چگونه معمای ژئوپلیتیک ترامپ را خنثی می‌کند؟
صفحه اقتصاد -

گشایش عملیاتی کریدور ترانزیتی بین ایران و پاکستان، نه‌فقط یک توافق دوجانبه حمل‌ونقل، بلکه بازطراحی بخشی از نقشه تجارت منطقه‌ای است؛ نقشه‌ای که بر محور نقش ترانزیتی ایران و نیاز متقابل تهران و اسلام‌آباد به مسیرهای امن و متنوع ترانزیتی استوار شده است.

فارس نوشت، فعال‌سازی کریدور ترانزیتی میان ایران و پاکستان را باید فراتر از یک خبر زیرساختی و در قامت تغییری معنادار در معادلات اقتصادی و ژئوپولیتیکی جنوب و غرب آسیا ارزیابی کرد. 

این تحول در زمانی رخ می‌دهد که تشدید ناامنی‌ در مرز پاکستان و افغانستان، مسیرهای سنتی دسترسی اسلام‌آباد به بازارهای آسیای میانه را با اختلال جدی مواجه کرده و این کشور را به‌سمت جست‌وجوی گزینه‌های جایگزین سوق داده است.

در چنین شرایطی، نگاه پاکستان دوباره به‌سوی ایران چرخیده است؛ سرزمینی که موقعیت جغرافیایی آن در نقش «چهارراه اتصال شرق و غرب و شمال و جنوب» بی‌بدیل تعریف می‌شود. 

تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که علیرغم تحریم‌ها و تلاش برخی بازیگران برای محدودسازی نقش ایران در شبکه تجارت منطقه‌ای، به‌راحتی قابل دور زدن. فعال شدن دالان ایران–پاکستان در واقع تأیید عملی همین واقعیت است.

پاکستان با جمعیتی حدود ۲۵۵ میلیون نفر، یکی از بازارهای مهم بالقوه برای صادرات ایران، به‌ویژه در حوزه انرژی به شمار می‌رود و گاز، یکی از اصلی‌ترین محورهای همکاری تعریف شده میان دو طرف است. 

از سوی دیگر، اسلام‌آباد با تکیه بر بنادر مهمی همچون گوادر، کراچی و پورت قاسم، حلقه‌ای مهم در تجارت دریایی و اتصال به زنجیره تأمین منطقه‌ای است؛ حلقه‌ای که اکنون می‌تواند از طریق خاک ایران به شبکه بازارهای آسیای میانه یا خود ایران متصل‌ شود.

در این میان، محدودیت‌های به‌وجود آمده در مسیر افغانستان، هم برای پاکستان و هم برای ایران به یک «هشدار راهبردی» تبدیل شده بود؛ هشداری که ضرورت توسعه مسیرهای جایگزین را برجسته کرد و در نهایت به فعال‌سازی این کریدور مشترک انجامید. 

اعلام رسمی وزارت تجارت پاکستان و کمیسیون مشترک اقتصادی دو کشور مبنی بر فعال شدن دالان و دسترسی متقابل به بنادر و مرزهای زمینی، نشان می‌دهد این تصمیم صرفاً در حد تفاهم‌نامه نیست و در سطح برنامه عملیاتی دنبال می‌شود.

نقش پایانه‌های مرزی میرجاوه و ریمدان در این پازل جدید، کلیدی است. میرجاوه به‌عنوان یکی از قدیمی‌ترین گذرگاه‌های رسمی کشور با سابقه‌ای حدود ۷۰ سال، طی سال‌های اخیر زیرساخت‌های خود را ارتقا داده است؛ از سالن مسافری جدید تا بهبود مسیرهای ورودی و خروجی. 

ریمدان نیز که در سال ۱۳۹۹ به‌عنوان مرز جدید آغاز به کار کرده، به‌سرعت در حال تبدیل شدن به گره‌ای مهم در تردد تجاری و حتی مسافری است؛ پروژه‌های بهسازی محور سه‌راهی سرباز–ریمدان و تدوین طرح جامع پایانه، در همین چارچوب معنا پیدا می‌کند.

هدف‌گذاری تجارت دوجانبه تا سقف ۱۰ میلیارد دلار، نشان می‌دهد نگاه دو کشور به این کریدور، نگاهی مقطعی یا صرفاً نمادین نیست. بهره‌گیری متقابل از ظرفیت‌های ترانزیتی، می‌تواند به افزایش سرعت جابه‌جایی کالا، کاهش هزینه‌های حمل‌ونقل و تثبیت بیش از پیش نقش ایران در کریدورهای منطقه‌ای منجر شود. 

در سطحی فراتر، این تحولات پیام روشن دیگری نیز دارد: حتی در فضایی آکنده از فشارهای سیاسی و تحریم‌های اقتصادی و محاصره دریایی فعلی، جغرافیای ایران همچنان برگ برنده‌ای است که ابرقدرت‌ها و بازیگران منطقه‌ای ناگزیر از به رسمیت شناختن آن هستند.

به گفته حسن کریم‌نیا، کارشناس ترانزیت، اهمیت این کریدور فراتر از منافع دوجانبه است و اتصال این مسیر به طرح ۶۰ میلیارد دلاری چین-پاکستان (CPEC) و ابتکار کمربند و جاده (BRI)، آن را پل ارتباطی استراتژیک میان جنوب آسیا و قلب اوراسیا دانست.

پیشنهاد سردبیر

آیا این خبر مفید بود؟

نتیجه بر اساس رای موافق و رای مخالف

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :

نظر شما

اخبار ویژه