آیا تغییر کوین وارش در فدرال رزرو یک تحول واقعی است یا یک توهم استراتژیک؟
با نزدیکشدن کوین وارش، نامزد نزدیک به ترامپ، به صندلی ریاست فدرال رزرو، پرسش کلیدی این است: آیا او میتواند این نهاد مستقل را متحول کند، یا در برابر محدودیتهای ساختاری و دیوار بلند استقلال بانک مرکزی زمینگیر خواهد شد؟ از تعدیل موضع تورم تا ایدههای بهظاهر جدید، اما آنچه وارش تغییر مینامد، در عمل بسیار محدودتر از آن چیزی است که به نظر میرسد.
کوین وارش میتواند فدرال رزرو را دگرگون کند یا با محدودیتهای جدی روبهرو خواهد شد؟
به نقل از تسنیم، در حالی که سیاستمداران آمریکایی بهطور معمول بانک مرکزی این کشور را به حال خود رها میکنند، دونالد ترامپ، رئیسجمهور پیشین آمریکا، از ابتدای دوران ریاستجمهوریاش تلاش کرد تا فدرال رزرو را به زیر فشار بگذارد. در دوران دوم ریاستجمهوری ترامپ، او بهطور مداوم به فدرال رزرو حمله کرد و به جروم پاول، رئیس فعلی این بانک، در شبکههای اجتماعی حملات شدیدی وارد ساخت. ترامپ همچنین اقدام به آغاز پروندهای بیاساس علیه پاول کرد تا او را تحت فشار قرار دهد.
با وجود تلاشهای ترامپ، این فشارها تا به امروز نتیجه مطلوبی نداشته است. این روند حتی ممکن است تأثیر معکوس داشته باشد و به تقویت استقلال فدرال رزرو منجر شود. بهویژه پس از آنکه دیوان عالی آمریکا بهنظر میرسد قصد دارد حق برکناری یکی از اعضای هیئتمدیره فدرال رزرو، لیزا کوک، را از ترامپ بگیرد. علاوه بر این، تلاش تام تیلیس، سناتور جمهوریخواه، برای به تعویق انداختن تأیید صلاحیت کوین وارش، نیز بیتأثیر نبوده است. در نتیجه، بازارها به تدریج اهمیت حملات ترامپ به فدرال رزرو را کاهش دادهاند.
اما این پرسش مطرح است که آیا کوین وارش، که بهنظر میرسد اکنون بهطور جدی به ریاست فدرال رزرو نزدیک شده است، میتواند تغییرات واقعی و عمدهای در این نهاد ایجاد کند؟ وارش، بهعنوان یکی از چهرههای نزدیک به ترامپ، در برابر سیاستهای پولی فدرال رزرو نسبت به جروم پاول، رئیس فعلی این بانک، چهرهای انعطافپذیرتر به نظر میآید. برای رسیدن به این سمت، وارش موضع خود در قبال تورم را تعدیل کرد و خود را با سیاستهای کاخ سفید هماهنگ ساخت. او حتی در جلسه تأیید صلاحیتش در سنای آمریکا از پذیرش اینکه ترامپ در انتخابات ۲۰۲۰ شکست خورد، خودداری کرد و از «تغییر» در فدرال رزرو صحبت کرد؛ سخنی که قطعا برای ترامپ جذابیت دارد.
با این حال، با توجه به محدودیتهای عملی که در مسیر پیش روی وارش وجود دارد، تحقق این تغییرات به آن اندازه که بسیاری تصور میکنند، دشوار به نظر میرسد. وارش، برخلاف برخی از اظهاراتش در آغاز مسیر، نمیتواند بهتنهایی فدرال رزرو را دگرگون کند.
اگرچه کوین وارش در سخنان خود بهطور مستمر از «تغییر» در فدرال رزرو صحبت میکند، اما نگاهی دقیقتر به ایدههای او نشان میدهد که اصلاحات پیشنهادیاش بسیار محدودتر از آن چیزی است که ممکن است در ابتدا به نظر برسد. بسیاری از ایدههای وارش، یا چندان نوآورانه نیستند، یا عملاً دیگر از موضوعیت کافی برخوردار نیستند. از آنجا که بانک مرکزی آمریکا یک نهاد مستقل است، بسیاری از سیاستهای کلیدی در این نهاد بهتنهایی در اختیار رئیس فدرال رزرو قرار ندارد.
اولین نکتهای که باید به آن توجه کرد، این است که وارش به هیچ عنوان قصد ندارد تغییرات عمدهای در ساختار نیروی انسانی فدرال رزرو ایجاد کند. یکی از نگرانیهایی که در درون فدرال رزرو وجود داشت، این بود که وارش به دنبال پاکسازی نیروهای فدرال رزرو و جایگزینی افراد نزدیک به ترامپ بهجای رؤسای شعب مختلف این بانک باشد. اما در جلسه تأیید صلاحیتش در سنای آمریکا، وارش این نگرانیها را تا حدی رفع کرد. او بهطور صریح اعلام کرد که منظورش از «تغییر» تغییر در سیاستگذاریها است، نه تصفیه نیروهای انسانی.
در زمینه سیاستگذاریها، وارش بیشتر بهعنوان یک اصلاحطلب جزئی شناخته میشود تا یک انقلابی. یکی از موضوعات مورد توجه او این است که فدرال رزرو بیش از حد به «تورم هسته» توجه میکند؛ شاخصی که قیمتهای ناپایدار غذا و انرژی را نادیده میگیرد. وارش پیشنهاد میکند که به جای آن، باید بیشتر به شاخص «میانگین برشخورده» توجه شود، که تغییرات قیمتهایی که بیشترین نوسانات را دارند، از آن حذف میشود. این شاخص ممکن است گاهی تورم کمتری را نشان دهد و در نتیجه، زمینهساز کاهش نرخ بهره شود. اما در حال حاضر، این دو شاخص تفاوت چندانی با یکدیگر ندارند.
برخی از دیگر ایدههای وارش هم در عمل تأثیر زیادی نخواهند داشت، چرا که بسیاری از آنها به مسائلی اشاره دارند که فدرال رزرو در حال حاضر از آنها عبور کرده است. او همچنین بر این باور است که بانک مرکزی نباید به مسائل سیاسی و اجتماعی مانند تغییرات اقلیمی و عدالت اجتماعی ورود پیدا کند؛ اما فدرال رزرو هماکنون همین رویکرد را در پیش گرفته است. وارش همچنین نسبت به تفسیرهای گسترده از مأموریت فدرال رزرو در حمایت از اشتغال تردید دارد و معتقد است که این برداشتها ممکن است در دوران کرونا به قیمت تضعیف هدف کنترل تورم تمام شده باشد.
وارش بهطور واضح دو ایده اصلی دارد که در صورت اجرایی شدن، میتوانند تأثیرات معناداری بر سیاستهای پولی فدرال رزرو بگذارند. اولی کاهش سریعتر ترازنامه فدرال رزرو است. ترازنامه فدرال رزرو هماکنون به ۷ تریلیون دلار رسیده است و بسیاری از ناظران بر این باورند که این رقم بسیار زیاد است. هرچند وارش تأکید کرده است که قصد ندارد فروش اوراق را با شتاب زیاد پیش ببرد، اما حتی در صورتی که این مسیر با احتیاط دنبال شود، هنوز هم میتواند بر بازدهی اوراق تأثیرگذار باشد و قیمتها را کاهش دهد. در چنین شرایطی، احتمالاً وارش برای جبران این افزایش بازدهی، نرخهای کوتاهمدت را کاهش خواهد داد.
ایده دوم وارش مربوط به نقد سیاست «راهنمایی آیندهنگر» است؛ ابزاری که بانکهای مرکزی از زمان بحران مالی جهانی ۲۰۰۷-۲۰۰۹ برای اعلام مسیر سیاستهای پولی استفاده میکنند. وارش نگرانی دارد که این شیوه سیاستگذاری موجب شود که فدرال رزرو به پیشبینیهای قبلی خود بچسبد و نتواند بهخوبی به اطلاعات جدید واکنش نشان دهد. با این حال، بسیاری از ناظران معتقدند که منافع این رویکرد هنوز از هزینههای آن بیشتر است.
با این وجود، حتی اگر وارش رئیس فدرال رزرو شود، قدرت اجراییاش محدود خواهد بود. بسیاری از تصمیمهای مهم نیاز به رأی اکثریت هیئتمدیره هفتنفره فدرال رزرو دارند و حتی اگر وارش رئیس شود، تنها یک رأی در اختیار خواهد داشت. بنابراین، احتمالاً تغییرات عمده در سیاستهای فدرال رزرو بستگی زیادی به هماهنگی او با دیگر اعضای هیئتمدیره خواهد داشت.
در نهایت، بهنظر میرسد که وارش نمیتواند تحولی اساسی در فدرال رزرو ایجاد کند. بسیاری از چالشهای موجود، همچنان نیازمند رأی اکثریت اعضای هیئتمدیره فدرال رزرو هستند و احتمال اینکه او بتواند با تغییرات سریع و عمده، این نهاد را دگرگون کند، کم است. با این حال، وارش همچنان تهدیدی برای استقلال فدرال رزرو بهحساب میآید.
پیتر کونتی-براون، تاریخنگار فدرال رزرو در مدرسه وارتون، هشدار میدهد که افرادی مانند وارش این تصور نادرست را بهطور جدی گرفتهاند که فدرال رزرو در بحران است. اگر وارش نتواند سیاستهای ترامپ را در بانک مرکزی پیاده کند، ممکن است برای حفظ موقعیت خود، همکارانش را مقصر جلوه دهد. اگر چنین وضعیتی پیش آید، ممکن است بحران جدیدی در بانک مرکزی آمریکا ایجاد شود و استقلال آن به خطر بیافتد، که برای اقتصاد کشور امری حیاتی است.
نظر شما