چگونه پاکستان هاب جدید تأمین کالاهای اساسی ایران می شود؟
پاکستان میتواند طی سال های آینده به یکی از مهمترین شرکای راهبردی ایران در حوزه تأمین کالاهای اساسی در راستای امنیت غذایی تبدیل شود.
تشدید نااطمینانیهای ژئوپلیتیکی در خلیج فارس و آسیبپذیری مسیرهای سنتی واردات، سیاستگذاران ایرانی را به جستوجوی گزینههای جایگزین سوق داده است. در این میان پاکستان با دسترسی همزمان به مرز زمینی، بنادر اقیانوسی و ظرفیت صادراتی رو به رشد در حوزه مواد غذایی، به یکی از گزینههای راهبردی برای بازطراحی زنجیره تأمین کالاهای اساسی ایران تبدیل شده است. بررسی دادههای تجارت در سال ۱۴۰۳ نشان میدهد که با وجود حجم نسبتاً محدود مبادلات فعلی، ظرفیت بالقوه همکاری ایران و پاکستان میتواند این کشور را به یکی از پایههای اصلی امنیت غذایی ایران در سالهای پیش رو تبدیل کند.
پاکستان با دسترسی همزمان به مرز زمینی، بنادر اقیانوسی و ظرفیت صادراتی رو به رشد در حوزه مواد غذایی، به یکی از گزینههای راهبردی برای بازطراحی زنجیره تأمین کالاهای اساسی ایران تبدیل شده است.
شکنندگی مسیرهای سنتی واردات و ضرورت تنوعبخشی ژئوپلیتیکی
اقتصاد ایران در دهههای اخیر برای تأمین بخش مهمی از کالاهای اساسی خود به مسیرهای دریایی جنوب، بهویژه مسیرهای مرتبط با بنادر امارات متحده عربی مانند جبلعلی و فجیره، وابسته بوده است. این مسیرها در عمل به هاب واسطهای واردات کالا تبدیل شدهاند؛ بهگونهای که بخش قابل توجهی از محمولههای غذایی، نهادههای دامی و مواد اولیه کشاورزی ابتدا وارد بنادر امارات شده و سپس به بنادر جنوبی ایران از جمله بندر شهید رجایی منتقل میشوند. با این حال تحولات ژئوپلیتیکی اخیر و افزایش ریسکهای امنیتی در این مسیرها نشان داده است که اتکای بیش از حد به یک کریدور تجاری میتواند به یک نقطه ضعف راهبردی برای امنیت غذایی کشور تبدیل شود.
برآوردهای تجاری مربوط به سال ۱۴۰۳ نشان میدهد ایران در این سال حدود ۱۰ قلم اصلی کالای اساسی را به ارزش حدود ۹ میلیارد دلار و با وزن تقریبی ۲۵ میلیون تن وارد کرده است. چنین حجمی از واردات، هرگونه اختلال در مسیرهای تأمین را به مسئلهای حیاتی برای اقتصاد ملی تبدیل میکند. از این منظر، تنوعبخشی به مسیرهای وارداتی نه تنها یک انتخاب اقتصادی بلکه یک ضرورت امنیتی به شمار میرود. پاکستان در این چارچوب به دلیل همجواری جغرافیایی، دسترسی به اقیانوس هند و ظرفیت تولیدی در حوزه محصولات کشاورزی، میتواند نقش مهمی در بازآرایی زنجیره تأمین ایران ایفا کند. نزدیکی جغرافیایی دو کشور همچنین مزیت مهمی در کاهش هزینه حملونقل و زمان انتقال کالا ایجاد میکند؛ مزیتی که در شرایط بیثباتی منطقهای اهمیت دوچندان پیدا میکند.
پاکستان به دلیل همجواری جغرافیایی، دسترسی به اقیانوس هند و ظرفیت تولیدی در حوزه محصولات کشاورزی، میتواند نقش مهمی در بازآرایی زنجیره تأمین ایران ایفا کند.
وضعیت کنونی تجارت ایران و پاکستان در بازار کالاهای اساسی
روابط تجاری ایران و پاکستان در حال حاضر اگرچه از نظر سیاسی و جغرافیایی اهمیت زیادی دارد، اما هنوز از ظرفیتهای واقعی خود فاصله دارد. آمارهای تجارت نشان میدهد حجم مبادلات دو کشور حدود ۳.۱ میلیارد دلار است و تراز تجاری تقریباً ۱.۷ میلیارد دلار به نفع ایران ثبت شده است. با این حال در حوزه کالاهای اساسی، پاکستان سهم قابل توجهی در برخی اقلام خاص دارد. برای مثال حدود ۳۰ درصد از واردات برنج ایران از پاکستان تأمین میشود و در بخش واردات گوشت نیز این کشور حدود ۱۱ درصد سهم دارد که ارزشی نزدیک به ۴۴۰ میلیون دلار را شامل میشود.
مسیرهای اصلی تجارت میان دو کشور شامل دو کریدور زمینی و یک مسیر دریایی است. کریدور نخست مسیر «کویته–میرجاوه–زاهدان» است که از مهمترین گذرگاههای زمینی تجارت محسوب میشود. مسیر دوم، گذرگاه «ریمدان» است که بندر چابهار ایران را به منطقه گوادر پاکستان متصل میکند و در سالهای اخیر اهمیت آن افزایش یافته است. مسیر سوم نیز حملونقل دریایی از طریق بندر چابهار است که امکان انتقال مستقیم کالا از بنادر پاکستانی را فراهم میکند.
با وجود این زیرساختها، حجم تجارت غذایی میان دو کشور هنوز محدود است. بخشی از این محدودیت به مسائل ساختاری در مرزها، مشکلات بانکی و ضعف لجستیکی بازمیگردد. در نتیجه اگر ایران بخواهد پاکستان را به یکی از محورهای اصلی واردات کالاهای اساسی تبدیل کند، لازم است اصلاحات جدی در سازوکارهای تجاری و زیرساختی انجام شود.
مسیرهای اصلی تجارت میان دو کشور شامل دو کریدور زمینی و یک مسیر دریایی است. کریدور نخست مسیر «کویته–میرجاوه–زاهدان» است که از مهمترین گذرگاههای زمینی تجارت محسوب میشود. مسیر دوم، گذرگاه «ریمدان» است که بندر چابهار ایران را به منطقه گوادر پاکستان متصل میکند و در سالهای اخیر اهمیت آن افزایش یافته است. مسیر سوم نیز حملونقل دریایی از طریق بندر چابهار است که امکان انتقال مستقیم کالا از بنادر پاکستانی را فراهم میکند.
بازطراحی ترکیب واردات غذایی با محوریت پاکستان
یکی از نخستین گامهای راهبردی برای تقویت نقش پاکستان در تأمین کالاهای اساسی ایران، تغییر ترکیب واردات در برخی اقلام کلیدی است. در حال حاضر بخش مهمی از واردات برنج ایران از هند یا از مسیرهای واسطهای در امارات انجام میشود. در حالی که پاکستان یکی از تولیدکنندگان بزرگ برنج در جهان به شمار میرود و از ظرفیت صادراتی قابل توجهی برخوردار است. افزایش سهم واردات برنج از پاکستان میتواند هم وابستگی ایران به مسیرهای غیرمستقیم را کاهش دهد و هم هزینههای لجستیکی را پایین بیاورد.
در حوزه واردات گوشت نیز ظرفیت مشابهی وجود دارد. در سالهای اخیر بخشی از واردات گوشت ایران از طریق شرکتهای واسطه در امارات انجام شده است، در حالی که پاکستان با داشتن جمعیت دامی بزرگ و هزینه تولید پایینتر، میتواند به تأمینکننده مستقیم این محصول تبدیل شود. چنین تغییری علاوه بر کاهش هزینهها، وابستگی به هابهای واسطهای در منطقه را نیز کاهش خواهد داد.
در مورد سایر کالاهای اساسی از جمله روغن پالم، دانه سویا، ذرت دامی و شکر، راهبرد ایران میتواند دو مسیر مکمل را دنبال کند. نخست، ورود فعال به بازار وارداتی پاکستان و استفاده از بنادر بزرگ این کشور مانند کراچی برای خرید کالاهایی که پاکستان خود نیز وارد میکند. دوم، هدایت واردکنندگان ایرانی به استفاده از بندر گوادر به عنوان یک مسیر جایگزین برای انتقال کالا به ایران. این رویکرد میتواند شبکه تأمین ایران را انعطافپذیرتر و در برابر شوکهای ژئوپلیتیکی مقاومتر کند.
در حال حاضر بخش مهمی از واردات برنج ایران از هند یا از مسیرهای واسطهای در امارات انجام میشود. در حالی که پاکستان یکی از تولیدکنندگان بزرگ برنج در جهان به شمار میرود و از ظرفیت صادراتی قابل توجهی برخوردار است.
اهمیت راهبردی بندر گوادر در معماری جدید لجستیکی
بندر گوادر در سالهای اخیر به یکی از پروژههای مهم در چارچوب ابتکار «کمربند و جاده» چین تبدیل شده است. این بندر که در جنوب غربی پاکستان و در نزدیکی مرز ایران قرار دارد، اگرچه هنوز از نظر زیرساختی با بنادری مانند چابهار فاصله دارد، اما در برخی شرایط میتواند مزیتهای قابل توجهی ایجاد کند.
یکی از مهمترین این مزیتها، ترافیک کمتر و امکان مدیریت اختصاصی مسیرهای وارداتی است. در شرایطی که بنادر شلوغ منطقه ممکن است در زمان بحران با اختلال مواجه شوند، گوادر میتواند به یک مسیر جایگزین کمترافیک تبدیل شود. نزدیکی جغرافیایی این بندر به مرز ایران نیز باعث میشود انتقال کالا به استانهای شرقی کشور سریعتر و ارزانتر انجام شود.
با این حال برای بهرهگیری از ظرفیت گوادر، مجموعهای از اقدامات عملی ضروری است. کاهش بروکراسی در گذرگاههای مرزی، ایجاد خدمات لجستیکی مناسب برای ناوگان کامیونی، توسعه انبارهای مرزی و همچنین ایجاد هماهنگی میان نهادهای اجرایی دو کشور از جمله این اقدامات است. علاوه بر این، گفتوگوهای سطح بالا با دولت و حتی نهادهای امنیتی پاکستان میتواند نقش مهمی در ایجاد اعتماد و تشویق فعالان اقتصادی برای استفاده از این مسیر داشته باشد. در واقع موفقیت این کریدور به میزان هماهنگی سیاسی و اجرایی میان دو کشور وابسته است.
بندر گوادر در سالهای اخیر به یکی از پروژههای مهم در چارچوب ابتکار «کمربند و جاده» چین تبدیل شده است. این بندر که در جنوب غربی پاکستان و در نزدیکی مرز ایران قرار دارد، اگرچه هنوز از نظر زیرساختی با بنادری مانند چابهار فاصله دارد، اما در برخی شرایط میتواند مزیتهای قابل توجهی ایجاد کند.
چالشهای مالی و ضرورت طراحی سازوکارهای تسویه جدید
یکی از موانع مهم در توسعه تجارت میان ایران و پاکستان، مسئله نقلوانتقال مالی است. محدودیتهای بانکی و تحریمهای بینالمللی باعث شده است که بسیاری از معاملات تجاری میان دو کشور با هزینه و پیچیدگی بالا انجام شود. در چنین شرایطی طراحی سازوکارهای مالی جایگزین اهمیت ویژهای پیدا میکند.
یکی از گزینههای عملی، استفاده از مدل تهاتر است؛ به این معنا که ایران بتواند بخشی از واردات کالاهای اساسی از پاکستان را با صادرات انرژی یا سایر کالاها تسویه کند. پاکستان با کمبود مزمن انرژی مواجه است و این موضوع میتواند زمینه یک همکاری برد-برد را فراهم کند. برای مثال استفاده از ظرفیت بندر پورت قاسم برای صادرات انرژی ایران و واردات کالاهای اساسی میتواند یک الگوی پایدار برای تجارت دوجانبه ایجاد کند.
در کنار این راهکار، طراحی یک سازوکار مالی مشترک با مشارکت بازیگران ثالث نیز میتواند راهگشا باشد. چین به عنوان یکی از مهمترین شرکای اقتصادی پاکستان و یکی از بازیگران اصلی در پروژههای زیرساختی این کشور، میتواند نقش مهمی در این زمینه ایفا کند. استفاده از یوآن در تسویه معاملات و اتصال به سیستم پرداخت بینالمللی CIPS میتواند بخشی از محدودیتهای ناشی از نظام مالی دلاری را کاهش دهد و مسیر تجارت را هموارتر کند.
یکی از موانع مهم در توسعه تجارت میان ایران و پاکستان، مسئله نقلوانتقال مالی است. محدودیتهای بانکی و تحریمهای بینالمللی باعث شده است که بسیاری از معاملات تجاری میان دو کشور با هزینه و پیچیدگی بالا انجام شود. در چنین شرایطی طراحی سازوکارهای مالی جایگزین اهمیت ویژهای پیدا میکند.
زیرساخت، حملونقل و کشت فراسرزمینی؛ پایههای امنیت غذایی پایدار
تبدیل پاکستان به یکی از اضلاع اصلی تأمین کالاهای اساسی ایران بدون توسعه زیرساختهای حملونقل و لجستیک ممکن نخواهد بود. یکی از مهمترین پروژههای زیرساختی در این زمینه، اصلاح عرض ریل در مسیر میرجاوه–زاهدان است. تفاوت عرض ریل میان ایران و پاکستان یکی از موانع مهم برای حملونقل ریلی مستقیم محسوب میشود و حل این مشکل میتواند ظرفیت انتقال کالا را به شکل قابل توجهی افزایش دهد.
همچنین اتصال ریلی گذرگاه ریمدان و توسعه شبکه جادهای در این منطقه میتواند مسیر چابهار–گوادر را به یک کریدور فعال تجاری تبدیل کند. همکاری با شرکت لجستیکی NLC پاکستان نیز میتواند به بهبود مدیریت حملونقل و افزایش سرعت جابهجایی کالا کمک کند. چنین همکاریهایی در نهایت میتواند یک کریدور امن و پایدار برای واردات کالاهای اساسی ایجاد کند.
در افق بلندمدت، کشت فراسرزمینی در پاکستان نیز میتواند به عنوان یکی از راهکارهای پایدار تأمین غذا مورد توجه قرار گیرد. ایالتهای پنجاب و سند از مهمترین مناطق کشاورزی پاکستان هستند و ظرفیت بالایی در تولید محصولاتی مانند ذرت دامی دارند. سرمایهگذاری شرکتهای ایرانی در این مناطق میتواند بخشی از نیاز کشور به نهادههای دامی را به صورت پایدار تأمین کند.
در مجموع، اگر مجموعه اقداماتی مانند اصلاح زیرساختها، طراحی سازوکارهای مالی، توسعه همکاریهای بندری و افزایش حجم تجارت به شکل هماهنگ اجرا شود، پاکستان میتواند در سالهای آینده به یکی از مهمترین شرکای راهبردی ایران در حوزه امنیت غذایی تبدیل شود. چنین تحولی نه تنها وابستگی ایران به مسیرهای پرریسک خلیج فارس را کاهش میدهد، بلکه امکان شکلگیری یک کریدور اقتصادی جدید در شرق کشور را نیز فراهم خواهد کرد؛ کریدوری که میتواند نقش مهمی در افزایش تابآوری اقتصاد ایران در برابر بحرانهای منطقهای ایفا کند.
نظر شما