علت پشتوانه رضا پهلوی برای دادن فراخوان چیست؟ | ربع پهلوی به در بسته خورد
علت پشتوانه رضا پهلوی برای دادن فراخوان را در این گزارش بخوانید.
اسلامی نوپا بود و او هم جوان و داغ ناکامیاش از تاج شاهی همچنان تازه، حرکتی برای بازپسگیری آنچه حق خود میپنداشت، انجام نداد. میدانست که در ایران کسی خریدار حرفهای او نیست و همگان به یاد دارند که در دوران حکومت پهلویها در ایران چه گذشت که مردم آنها را نخواستند. لذا خود را خسته مبارزه با جمهوری اسلامی نکرد و به زندگی پولدارانه و خوشگذرانهاش مشغول بود. آنچه برای او فضا را تغییر داد، تلاش برای بازسازی چهره پهلوی در اذهان عمومی مردم ایران در سایه غفلت نهادهای فرهنگی و سیاسی ایران از خطر این بازآفرینی بود.
فرهیختگان نوشت، حداقل یک دهه زمان صرف شد تا او بتواند از پس این بازسازی و با جرئت یافتن هواداران قلیل خود برای ابراز وفاداری به دیکتاتور مخلوع و فراری، در حلقه اپوزیسیون رنگارنگ ایران برای خود جایی دستوپا کند. تکیهگاه او در این راه فقط موضوع ژنتیک بود، وگرنه نه سوابق او، نه دانش او و نه تجربه او نشانی از شایستگی سیاسی نداشت و او صرفاً با کمک نام پدر و پدربزرگ توانست ژست مبارز سیاسی به خود بگیرد. هیاهوی هواداران پهلوی هم همیشه زیاد است، آنگونه که بارها دیده شده با فریاد و هوچیگریهای مبتذل و فحاشی حضوری یا مجازی، کار خود را پیش بردهاند. اینگونه آنها بهعنوان گروهکی که یک سر و گردن از باقی اپوزیسیون ایرانی بالاتر است، خود را در قیاس با آنها و با وهمی که همیشه دارند، قدرتمند تصور کردند.
در ادامه هم همین تصویرسازی وهمی از خود را با دشمنی دشمنان خارجی علیه ایران گره زدند و در ظاهر، آنها را برای کمک به خود متقاعد کردند، درحالیکه در باطن از همان ابتدا هم مهرههای دستآموز آنها بودند و تحت نظارت نامحسوس-و شاید هم محسوس- آنها کار خود را پیش میبردند.
با همین روند، دارودسته پهلوی با اجرای طرحی که موساد و سیا نوشته بودند، توانستند خشونتهای تلخ و عجیبوغریب دیماه را رقم بزنند و باز احساس قدرت بیشتری کنند. از نگاه خودشان، آنها توانستهاند تحرک سیاسی مؤثری در ایران ایجاد کنند، تودههای هوادار برای خود به وجود بیاورند و خیابان را با اسلحه و قمه و چاقو، هرچند برای ساعاتی به تصرف خود درآورند و مهمتر از همه، قدرتهای جهانی را با خود همراه کنند.
حالا پهلوی دوباره و این بار برای شب چهارشنبه آخر سال فراخوان داده است. اکنون پشتوانه او چیست؟ آیا همان جمعی که پای کار عقدهگشایی خود برای محرومیت از تاج و تخت، جمع کرده و نیز قدرتهای خارجی که او را به میانه میدان کشاندند، پشتوانه او هستند؟ در فضای ذهنی رضا پهلوی حتماً همین است که تودههایی میلیونی در ایران منتظر فراخوان او نشستهاند تا قیام کنند! از سویی دولتهای غربی هم همه توان را به کار بستهاند تا او فراخوان بدهد و امورات قیامش را پیش ببرد، پس جایی برای تعلل او باقی نمیماند و باید بتازد!
اما رضا پهلوی چون توانایی تحلیل فضای داخلی ایران را به دلیل بهره اندک از هوش سیاسی، نداشتن دانش سیاسی و نیز دوری ۴۷ ساله از جامعه انقلابی ایران ندارد، تصور کرده فضای اجتماعی ایران در فضای اعتراضی دیماه مانده و هیچچیز تغییر نکرده است. جنگ و نتایج آن را هم نمیتواند تحلیل کند و به همهچیز از دریچه محدود سرویسهای امنیتی مرتبط نگاه میکند، لذا تحلیل او درباره حمایتهای آمریکا و اسرائیل و تأثیر آنها هماکنون از واقعیت فاصله دارد.
۱- جنگ، دوقطبی کاذب دیماه ایران را تغییر داد
در دیماه، ابتدا اعتراضاتی در بستر اقتصادی شکل گرفت که حرف اغلب مردم ایران بود، گرچه بسیاری افراد با شیوه بیان و بروز آن و حتی مبدأ آن مشکل داشتند. همین محمل باعث شد حتی وقتی موساد شبکههای تروریستی هوادار پهلوی را راهی خیابان کرد، برخی تصور کنند همچنان در حال مشاهده ادامه اعتراضات اقتصادی هستند. همان زمان گفته شد که این تحریکات مقدمهچینی برای حمله نظامی است، اما صرف نظر از برخی حامیان پهلوی که حتی ویرانی و تجزیه ایران هم برایشان مهم نیست و صرفاً به برآورده شدن آرزوی بازگشت سلطنت میاندیشند، برخی سادهلوحان نیز این مقوله را باور نکردند. تا آنکه حمله نظامی رخ داد و تا مردم ایران به خودشان آمدند، دیدند ۱۶۰ دانشآموز در یک شهر کوچک جنوبی ایران با موشکهای آمریکا که برای کمک به پهلوی شلیک شدند، قتلعام شدند. خون همین دانشآموزان اولین نقطههای تغییر دوقطبی در ایران بود. خیلیها که آنسو ایستاده بودند، فهمیدند کمکی که ترامپ میگفت با گذشتن از روی پیکرهای بیجان هموطنانشان میرسد.
نقطه بعدی تغییر دوقطبی، خبر شهادت رهبر انقلاب اسلامی در اتاق کارش و همراه خانوادهاش بود، درحالیکه ماهها پهلوی و رسانههای همسو با آن تبلیغ میکردند که رهبر ایران در مخفیگاه است. هم مظلومیت مقتدرانه رهبر که در ماندن ایشان در محل عادی زندگی و کارش و کنار خانوادهاش هویدا شده بود و هم عیان شدن دروغپردازی پهلویچیها باعث شد افراد دیگری دوقطبی جمهوری اسلامی-پهلوی را در ذهن خود بشکنند.
نقطه بعدی هدف قرار گرفتن مناطق مسکونی، ساختمانهای غیرنظامی، پلیس شهری و تلاش برای رقم زدن ویرانی برای شهرها بود، چیزی که اینترنشنال گفته بود رخ نمیدهد و جنگ فقط با آدمهای جمهوری اسلامی است. حالا بسیاری از مردمی که در دیماه فریب پهلوی را خورده بودند، میدیدند که نهفقط جمهوری اسلامی، بلکه همه ایران و همه ملت ایران هدف حملات هستند و جنگ نظامی تفکیکبردار نیست.
لذا جامعه ایران اکنون نه اعتراض اقتصادی و نه هواداری از پهلوی را انگیزه مشروع برای حضور اعتراضی در خیابان نمیداند و وقتی کشور هدف حمله نظامی است، صرفاً دوقطبی ایران و ضدایران معنا دارد و پهلوی صریح و علنی در کنار دشمن متجاوز خارجی ایستاده. لذا فراخوان او، فراخوان سربازی برای ترامپ و نتانیاهو است و این را مردم ایران، حتی بسیاری از حلقه اپوزیسیون میفهمند و با او همراه نمیشوند. از این رو دل بستن پهلوی به این پشتوانه کذایی یک امید واهی است.
۲- جنگ، تیر آخر آمریکا و اسرائیل را نشان داد
جنگ یک اتفاق دیگر را هم رقم زد و آن اینکه قدرت آمریکا و اسرائیل را نشان داد و قدرت ایران را هم نشان داد. حالا همه میدانند تیر آخر ترامپ و نتانیاهو، خصوصاً با ترور رهبر انقلاب اسلامی در لحظه آغاز جنگ، شلیک شده و آنها آنقدری هم که در باور دنیا نشسته بود، قدرتمند نیستند. از سویی ایران هم قدرت خود را عیان کرده و جهان دید که حتی بدون فرماندهی کل قوا و رهبر، بدون رئیس ستادکل نیروهای مسلح و بدون فرمانده سپاه و بدون بسیاری از مقامات خود، به خوبی از خود دفاع میکند و قدرت تقابل خوبی دارد. لذا دل بستن پهلوی به این قدرتها هم نشان خوبی از تعقل سیاسی او نیست و باید گفت اینجا هم او امید واهی دارد. آمریکا و اسرائیل با وجود همه جنایتها و تخریبها و ضربات، نتوانستهاند به اهداف خود از تجاوز نظامی به ایران برسند. جانشین خلفی طبق قوانین ایران برای رهبر شهید تعیین شده، آمریکا و اسرائیل نتوانستهاند در جنگ نظامی، همپیمانی برای خود بیابند و دولتهای جهان دست رد به سینهشان زدهاند، ضررهای اقتصادی قابل توجه کردهاند، تنگه هرمز بسته است و مهمتر از همه، جمهوری اسلامی همچنان حاکمیت را در دست دارد. آیا پهلوی دلخوش به کمک این قدرتهاست؟!
پهلوی اکنون فقط همان حلقههای تروریستی یا به قول خودش گارد جاویدان را شاید بتواند به خط کند که طبعاً آنها مردم محسوب نمیشوند و اشد برخورد میدانی و امنیتی در انتظارشان خواهد بود.
نظر شما