گفتگوی صفحه اقتصاد با نصرتالله سیفی کارشناس ارشد حوزه انرژی
جهان در آستانه بزرگترین تورم قرن / آتش جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی بر خرمن اقتصاد جهانی
نصرتالله سیفی مدیرعامل اسبق شرکت بهینهسازی مصرف سوخت و کارشناس ارشد حوزه انرژی نسبت به تخلیه ذخایر شناورها و آغاز مرحله کمبود فیزیکی در بازار جهانی هشدار داد. به گفته وی با توقف صادرات از خلیج فارس بازارهای اروپا و آسیای دور وارد دورانی میشوند که در آن نه تنها نفت، بلکه فقدان گاز و محصولات پتروشیمی، توسعه جهانی را متوقف کرده و منجر به حذف اقتصادهای ضعیف از نقشه رقابت خواهد شد.
رها رمضانی - نصرتالله سیفی کارشناس ارشد حوزه انرژی در گفتگوی با صفحه اقتصاد به تشریح تبعات جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران بر بازارهای جهانی انرژی پرداخت.
وی معتقد است پیشبینی نفت ۱۵۰ تا ۲۰۰ دلاری نه یک هراسافکنی رسانهای بلکه یک واقعیت مبتنی بر تحلیلهای فاندامنتال و تکنیکال است که با وقفه زمانی لرزه بر اندام اقتصاد جهانی خواهد انداخت.
نصرتالله سیفی در ابتدای این گفتگو با اشاره به روشهای کارشناسی برای پیشبینی قیمتها اظهار داشت: به نظر بنده پیشبینی نفت ۱۵۰ تا ۲۰۰ دلاری هراسافکنی نیست اینها تحلیلهای مبتنی بر روشهای مختلف کارشناسی است. یکی از روشهای خیلی معمول روشهای فاندامنتال یا به قول معروف حسابداری و حسابرسی دفاتر است. میزان تولید نفت خام در جهان و مصرف آن با فاصله کمی برابر و حدود ۱۰۰ میلیون بشکه در روز است (به جز میعانات یا الانجی) از این میزان حدود ۲۰ میلیون بشکه یعنی ۲۰ درصد از گلوگاه تنگه هرمز عبور میکند.
وی با رد مقایسه تنگه هرمز با سایر مسیرهای آبی افزود: خیلیها میگویند تنگه مالاکا از اینجا بزرگتر است اما اینگونه نیست. مالاکا یک تنگه و گذرگاه است، اما گلوگاه نیست. اگر مالاکا بسته شود، امکان سیر کشتیها از جنوب جزیره جنوبیاش هست، ولی وقتی گلوگاه بسته میشود، هیچ امکانی وجود ندارد و کاملا بنبست است.
سیفی درباره ادعاهای مربوط به مسیرهای جایگزین تصریح کرد:عربستان دنبال این بود که با خط لولهای از دریای سرخ، خلیج فارس را دور بزند و ادعا میکنند ۷ میلیون بشکه ظرفیت دارد که این خیلی بعید است. خط لوله (گوره-جاسک) ما یا خط لوله (باکو-تفلیس-جیحان) هم بیشتر از یک میلیون بشکه نمیبرند،لذا ادعای ۷ میلیون بشکه عربستان بیاساس است.

این کارشناس ارشد انرژی با محاسبه میزان کسری بازار گفت: وقتی ۲۰ میلیون بشکه از مدار خارج میشود، حتی اگر فرض کنیم ۲ میلیون بشکه را ایران اجازه عبور دهد و ۱ میلیون بشکه هم از خط لوله عربستان برود، باز هم ۱۷ میلیون بشکه کاهش ناگهانی عرضه داریم. در بازار ۱۰۰ میلیون بشکهای، حتی ۵ میلیون بشکه هم تعیینکننده است، چه برسد به ۱۷ میلیون بشکه.
وی درباره تاخیر زمانی تاثیر این بحران توضیح داد: این کاهش با یک تاخیر زمانی وارد بازار مصرف میشود، زیرا شناورها بسته به مقصد، بین ۱۰ تا ۳۰ روز طول میکشد تا به مقصد برسند و بار خود را تخلیه کنند. اکنون که ۱۰ روز از آغاز جنگ گذشته، اولین شناورهایی که باید به مقاصدی مثل هند میرسیدند، نرسیدند. کمکم پالایشگاهها دچارترس و حالت عصبی میشوند و چون باید به فعالیت خود ادامه دهند شروع به خرید میکنند. اینجا از لحاظ فیزیکی و به خاطر نبود جنس، قیمتها شروع به بالا رفتن میکند.
رسیدن نفت به ۲۱۵ یا ۲۵۰ دلار کاملاشدنی و امکانپذیر است
سیفی تاکید کرد: سطح ایستادن قیمت به اضطرار کشورها بستگی دارد. بازارهایی مثل ژاپن یا کره جنوبی که توان پرداخت دارند، ممکن است نفت را به دو یا سه برابر قیمت بخرند که قیمت را به ۱۲۰ یا ۱۸۰ دلار میبرد. در روشهای تکنیکال نیز سقفهای قیمتی ۹۲، ۱۲۰ و ۱۳۴ دلار تعیین شده بود که با شکستن آنها، رسیدن نفت به ۲۱۵ یا ۲۵۰ دلار کاملاشدنی و امکانپذیر است.
مدیرعامل اسبق بهینهسازی مصرف سوخت با اشاره به تبعات فنی توقف تولید گفت: هر چقدر زمان توقف طولانیتر شود، اثرات ویرانکنندهای خواهد داشت. اگرچه آمریکا وابستگیاش را کم کرده و اکنون ۲ میلیون بشکه صادرات هم دارد آمریکا از سال ۲۰۰۰ تلاش کرد وابستگی خود را به نفت خلیج فارس کم کند و اکنون ۲ میلیون بشکه صادرات دارد، اما دنیا فقط آمریکا نیست و تورم در جاهای دیگر به آمریکا هم سرایت میکند. وقتی ۱۷ تا ۲۰ میلیون بشکه نفت صادر نشود، باید در چاهها را بست. اما چاه نفت مثل شیر آب نیست که با یک دکمه باز و بسته شود. وقتی در چاه بسته میشود، به دلیل مسائل مهندسی مخزن و تشکیل موادی مثل آسفالتین، چاه اصطلاحا خفه میشود یا میمیرد.

وی افزود: برگرداندن این چاهها مستلزم هزینه حفاری مجدد و زمان زیاد است. حتی اگر همین لحظه توافق و صلح شود، بازگشت آن ۷ میلیون بشکه تولیدی که اکنون متوقف شده، ماهها طول میکشد و اوپکپلاس هم نمیتواند این خلاء را سریعاپر کند.
نصرتالله سیفی در با رد این فرضیه که آمریکا از گرانی نفت برای سودآوری شرکتهای نفتیاش بهره میبرد، گفت: اگر اندازه صنعت و تجارت نفت را یک واحد فرض کنیم، اندازه کل تجارت و معیشت جهانی سی تا چهل برابر آن است. هیچ عقل سلیمی برای به دست آوردن یک واحد سود در بخش نفت، ریسک تورم در چهل واحد دیگر اقتصاد را نمیپذیرد. حتی یک درصد افزایش تورم جهانی، تمام سود ناشی از افزایش قیمت نفت را میبلعد.»
وی افزود: فراتر از بحث اقتصادی، این یک شکست سیاسی بزرگ است. مدعیان تأمین امنیت انرژی جهان که خود را متعهد به آرامش بازار میدانستند، اکنون در تامین نفت ژاپن یا گاز کره جنوبی و اروپا درماندهاند. این وضعیت نشان میدهد که ادعای آقای جهان بودن در حوزه انرژی شکست خورده و دیگر کسی این ادعاها را باور نمیکند. تورم ناشی از صدمات این جنگ، بسیار سنگینتر از هر سودی است که تصور شود، در واقع کل دنیا در حال ضرر کردن است.
این کارشناس انرژی با اشاره به وضعیت سایر تولیدکنندگان گفت: حتی کشوری مثل روسیه که اکنون به ظاهر صادراتش به هند باز شده، در درازمدت سودی نخواهد برد، زیرا با رفع بحران، این بازارهای مقطعی از دست میروند. این تورم روند توسعه جهانی را به شدت کند میکند و حتی ممکن است باعث فروپاشی اقتصادهای ضعیف در اروپای شرقی یا شمال آفریقا شود که نامی از آنها در صدر اخبار نیست.
سیفی در بخش دیگری به ابعاد نادیده این بحران پرداخت و گفت: ما فقط به نفت خام فکر میکنیم، در حالی که حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد الانجی جهان (حدود ۸۰ میلیون تن از قطر و ۵ میلیون تن از امارات) از اینجا صادر میشود که عمدتا به کره جنوبی و ژاپن میرود. وقتی گاز نرسد، مصرفکننده سراغ گازوئیل میرود و این یعنی فشار مضاعف بر بازار نفت خام.

مدیرعامل اسبق بهینهسازی سوخت، راهکار خروج از بحران را نه یک توافق دوجانبه، بلکه مذاکرهای چندجانبه دانست و تصریح کرد: نقطه تعادل تنها زمانی پیدا میشود که تضمین قطعی برای امنیت و عدم حمله مجدد داده شود. این تضمین باید توسط تمامی بازیگرانی که خسارت وارد کردهاند، از جمله کشورهای حاشیه خلیجفارس، داده شود. همه در این بحران ذینفع (و در واقع ذیضرر) هستند، از کشورهای منطقه گرفته تا کشوری مثل مصر که به دلیل قطع گاز ورودی، اقتصادش با سقوط مواجه شده است. همه باید پای میز مذاکره بیایند و تعهد بدهند که این وضعیت تکرار نمیشود. فراموش نکنیم که هر روز تاخیر، اثرات تخریبی این جنگ را برگشتناپذیرتر میکند.
وی در پایان خاطرنشان کرد: علاوه بر این، فرآوردههایی مثل نفت، گازوئیل، بنزین و همچنین محصولاتی نظیر گوگرد، اوره و مواد پتروشیمی هم دیگر صادر نمیشود. مجموع اینها در بازار جهانی یافت نخواهد شد و بازارهای اروپا و آسیای دور ناچار میشوند با قیمتهای بسیار بالا سراغ مواد موجود بروند که نتیجه مستقیم آن، سرریز شدن هزینهها به سفره مردم و ایجاد تورم جهانی است. مکانیزم اثر این بحران فقط محدود به نفت خام نیست و حجم عظیمی از الانجی و فرآوردهها را در بر میگیرد که کمتر به آن توجه شده است.
نظر شما