احتمال حضور آمریکاییها در صنعت نفت ایران؛ توهمی شیرین در تقاطع نفت و سیاست
در حالی که بحث بستههای پیشنهادی ایران به آمریکا داغ شده، مطرح شدن احتمال حضور شرکتهای آمریکایی در میادین نفت و گاز ایران با وجود سابقه خروج سرمایهگذاران خارجی و تداوم ریسکهای سیاسی و بانکی، با تردیدهای جدی روبهروست.
طی روزهای اخیر گمانهزنیها درباره پیشنهادهای ایران در فضای مذاکراتی افزایش یافته و یکی از موضوعات مورد توجه، احتمال ورود شرکتهای آمریکایی بهعنوان پیمانکار در پروژههای نفت و گاز ایران است؛ موضوعی که وزیر نفت آن را «محتمل» دانسته، اما از همان ابتدا پرسشهای فراوانی را برانگیخته است.
تجربه خروج سرمایهگذاران خارجی؛ از توتال تا CNPC
حتی اگر فرض شود دولت آمریکا از نظر سیاسی با چنین همکاریای موافقت کند، مسئله صرفاً رفع یک مانع حقوقی نخواهد بود. پروژههای نفت و گاز ماهیتی بلندمدت دارند و نیازمند سرمایهگذاریهای چند میلیارد دلاری و قراردادهای چند دهساله هستند. در چنین شرایطی، شرکتهای بزرگ بینالمللی تنها زمانی وارد یک بازار جدید میشوند که از ثبات سیاسی و اقتصادی قابل پیشبینی اطمینان داشته باشند.
تجربه همکاری با توتال در توسعه فاز ۱۱ پارس جنوبی نمونه روشنی از این وضعیت است. این شرکت در تیرماه ۱۳۹۶ قراردادی ۴.۸ میلیارد دلاری را با مشارکت شرکت ملی نفت چین امضا کرد، اما پس از خروج ایالات متحده آمریکا از برجام و بازگشت تحریمهای ثانویه در اردیبهشت ۱۳۹۷، از پروژه خارج شد. نگرانی از دست دادن بازار آمریکا، توتال را به عقبنشینی واداشت و شریک چینی نیز بعدها به دلیل ابهامات تحریمی روند اجرای پروژه را متوقف کرد.
این تجربه نشان میدهد حتی در صورت توافق سیاسی، ریسک بازگشت تحریمها و تغییرات ناگهانی در روابط تهران و واشنگتن همچنان پابرجاست و همین مسئله، اعتماد متقابل را به یک چالش اساسی تبدیل میکند.
موانع بانکی و ریسک اعتبار شرکتها
صنعت نفت ایران همچنان با محدودیتهای بانکی، بیمهای و انتقال پول مواجه است. بنابراین حتی در صورت شکلگیری توافق سیاسی، شرکتهای آمریکایی باید نسبت به پایداری سازوکارهای مالی، تضمینهای حقوقی و امکان تداوم فعالیت در بلندمدت اطمینان حاصل کنند. در غیر این صورت، فشار سهامداران، نگرانی از آسیب به اعتبار برند و احتمال بازگشت تنشهای سیاسی، مانع ورود آنها به پروژههای پرریسک خواهد شد.
در این میان، این پرسش مطرح است که طرح «محتمل بودن» چنین همکاریای تا چه اندازه بر پایه واقعیتهای اجرایی است و تا چه حد پیام سیاسی تلقی میشود. بدون فراهم شدن زیرساختهای حقوقی و بانکی، طرح این سناریو میتواند در داخل کشور انتظاراتی ایجاد کند که تحقق آن با ابهامهای جدی همراه است.
محورهای اصلی اختلاف در مذاکرات
علی مرشدیزاد، کارشناس مسائل سیاسی و بینالمللی، در گفتوگو با «نفت ما» ورود شرکتهای آمریکایی به میادین نفت و گاز ایران در شرایط فعلی را «کاملاً غیرمحتمل» توصیف کرد. به گفته او، تمرکز اصلی آمریکا و اسرائیل بر برنامه موشکی ایران، فعالیت نیروهای نیابتی و برنامه هستهای است و تا زمانی که در این سه محور تفاهمی حاصل نشود، انگیزهای برای تغییر رویکرد اقتصادی شکل نخواهد گرفت.
او همچنین تأکید کرد که در شرایط کنونی، ملاحظات سیاسی و امنیتی بر ملاحظات اقتصادی غلبه دارد و بحث درباره منافع اقتصادی حضور شرکتهای غربی در صنعت نفت ایران، در اولویت دوم قرار میگیرد.
نفت ایران و اولویتهای ترامپ
به گفته این کارشناس، برای دونالد ترامپ و جریان همسو با او، تنظیم روابط با چین در اولویت بالاتری نسبت به نفت ایران قرار دارد و تنها در صورت کاهش نگرانیهای امنیتی واشنگتن، موضوع همکاری اقتصادی میتواند به دستور کار بازگردد.
در مجموع، هرچند احتمال حضور شرکتهای آمریکایی در صنعت نفت ایران از منظر نظری قابل طرح است، اما تحقق آن در گرو تحولات عمیق سیاسی، ایجاد تضمینهای پایدار حقوقی و رفع موانع بانکی خواهد بود؛ شرایطی که در حال حاضر با ابهام و ریسک بالا همراه است.
نظر شما