آتش زیر خاکستر در پرسپولیس؛ کنایههای حدادی، انفجار در رختکن؟
شکست برابر گلگهر سیرجان در هفته بیستویکم لیگ برتر، باشگاه پرسپولیس را وارد یکی از پرتنشترین مقاطع فصل کرده است؛ جایی که اختلافات مدیریتی، کنایههای رسانهای و نارضایتی کادرفنی، بحران را از زمین مسابقه به راهروهای باشگاه کشانده است.
باخت پرسپولیس برابر گلگهر، نقطه آغاز بحرانی بود که خیلی زود از زمین مسابقه به ساختار مدیریتی باشگاه سرایت کرد. هیاتمدیره باشگاه با انتشار بیانیهای نسبت به عملکرد تیم واکنش نشان داد و تصمیمگیری درباره آینده نیمکت را به پیمان حدادی، مدیرعامل باشگاه، واگذار کرد؛ تصمیمی که به اعتقاد برخی ناظران، بیش از آنکه نشانه حمایت باشد، انتقال مستقیم بار مسئولیت به مدیرعامل تلقی شد.
حدادی نیز بلافاصله پس از این اتفاق، با صدور دستوراتی به محسن خلیلی مدیر ورزشی و افشین پیروانی، خواستار بررسی شرایط تیم و رسیدگی به مسائل موجود شد. این اقدام اما بدون هماهنگی قبلی با اوسمار ویرا، سرمربی برزیلی تیم انجام شد؛ موضوعی که نارضایتی کادرفنی را در پی داشت.
اوسمار ویرا در گفتوگویی که در حاشیه تمرین با مدیرعامل داشت، صراحتاً بر لزوم احترام به جایگاه سرمربی تأکید کرد و خواستار آن شد که هرگونه تصمیم درباره مسائل فنی ابتدا با او مطرح شود. این واکنش نشان داد که شکاف ایجادشده صرفاً محدود به نتایج نیست، بلکه به نحوه مدیریت بحران نیز بازمیگردد.
اما نقطه اوج ماجرا، حضور حدادی در یک برنامه تلویزیونی و اظهارات کنایهآمیز او علیه برخی بازیکنان بود. مدیرعامل پرسپولیس در بخشی از صحبتهای خود به موضوع مصدومیتها اشاره کرد و گفت بازیکن باید «صد خود را برای هواداران بگذارد»، نه اینکه با بهانههایی مانند سرماخوردگی یا درد کمر از بازی کردن صرفنظر کند.
وی در ادامه، بدون نام بردن مستقیم، از یک بازیکن خارجی انتقاد کرد که از ابتدای فصل کمتر در دسترس تیم بوده است؛ صحبتهایی که به نظر میرسید خطاب به تیوی بیفوما باشد. حدادی همچنین به موضوعاتی مانند کاشت مو، تمدید قرارداد و انگیزههای حضور در جام جهانی اشاره کرد و تلویحاً برخی بازیکنان را به کمکاری متهم ساخت.
این موضعگیری رسانهای در حالی صورت گرفت که طبق مصوبه هیاتمدیره، مدیرعامل اختیار کامل برای برخورد انضباطی با بازیکنان را در اختیار دارد. همین مسئله این پرسش جدی را مطرح کرده است: اگر ابزار قانونی و ساختاری برای مدیریت بحران در اختیار مدیرعامل است، چرا انتقادات به شکل علنی و از طریق رسانهها بیان میشود؟
کارشناسان فوتبال معتقدند در باشگاههای حرفهای، مرز میان مدیریت و رختکن باید شفاف و مبتنی بر اقتدار سازمانی باشد. هنگامی که مدیرعامل به جای استفاده از سازوکارهای داخلی، در فضای عمومی علیه بازیکنان موضع میگیرد، این پیام به تیم منتقل میشود که بحران هنوز در سطح تصمیمگیری حل نشده است.
از سوی دیگر، دوگانگی میان هیاتمدیره و مدیریت اجرایی نیز به وضوح قابل مشاهده است. واگذاری کامل تصمیمات به مدیرعامل، بدون اعلام حمایت صریح یا تعیین چارچوب مشخص، این شائبه را ایجاد کرده که در صورت تشدید بحران، مسئولیت صرفاً متوجه مدیرعامل خواهد بود.
پرسپولیس در سالهای اخیر با اتکا به انسجام مدیریتی، ثبات فنی و همدلی درونتیمی به افتخارات متعددی رسیده است. اما اکنون نشانههایی از تزلزل در این ساختار دیده میشود؛ تزلزلی که اگر به سرعت مدیریت نشود، میتواند تبعاتی فراتر از یک شکست در جدول لیگ داشته باشد.
در چنین شرایطی، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، تصمیمگیری قاطع، هماهنگی میان ارکان باشگاه و بازگرداندن آرامش به رختکن است. کنایههای رسانهای شاید در کوتاهمدت بخشی از افکار عمومی را با مدیریت همراه کند، اما در بلندمدت میتواند اتحاد تیمی را خدشهدار کند.
اکنون پرسش اساسی این است که مدیریت پرسپولیس مسیر اقتدار سازمانی و حل درونساختاری بحران را انتخاب خواهد کرد یا ادامه موضعگیریهای علنی، شکاف میان مدیریت و بازیکنان را عمیقتر خواهد ساخت؟ پاسخ این سؤال، سرنوشت هفتههای پیشروی سرخپوشان را رقم خواهد زد.
نظر شما