پشت پرده تهدیدات نظامی آمریکا و پرونده سازی های جدید علیه ایران را بررسی می کند؛

پازل فشار علیه ایران؛ از ناوهای آمریکایی تا میز شورای حقوق بشر

افزایش تحرکات نظامی آمریکا در خلیج فارس هم‌زمان با فعال‌سازی پرونده حقوق‌بشری ایران در شورای حقوق بشر، نشانه ورود تقابل با تهران به مرحله‌ای تازه است؛ مرحله‌ای که در آن تهدید نظامی، جنگ روانی و روایت‌سازی بین‌المللی به‌صورت هماهنگ عمل می‌کنند.

پازل فشار علیه ایران؛ از ناوهای آمریکایی تا میز شورای حقوق بشر
صفحه اقتصاد -

افزایش تحرکات نظامی ایالات متحده در خلیج فارس و بازتولید ادبیات تهدید از سوی دونالد ترامپ، را نمی‌توان صرفاً در چارچوب یک مانور میدانی یا موضع‌گیری مقطعی ارزیابی کرد. این تحرکات، هم‌زمان با فعال‌سازی برخی سازوکارهای بین‌المللی علیه ایران، نشانه‌ای روشن از ورود پرونده ایران به مرحله‌ای تازه از فشار ترکیبی است؛ فشاری که به‌طور هم‌زمان بر چهار ضلع «فشار اقتصادی و تحریمی» ،«میدان نظامی»، «جنگ روانی» و «پرونده‌سازی حقوق‌بشری» استوار شده است.

اظهارات اخیر ترامپ درباره اعزام نیرو به منطقه، بیش از آنکه حامل پیام عملیاتی باشد، واجد کارکرد روانی و بازدارنده‌نمایی است. چنین ادبیاتی، پیش‌تر نیز در مقاطع حساس به‌کار گرفته شده و هدف اصلی آن، ایجاد نااطمینانی راهبردی و افزایش هزینه محاسباتی در تهران بوده است؛ بی‌آنکه الزاماً تصمیمی قطعی برای ورود به تقابل مستقیم در پس آن قرار داشته باشد.

در همین بستر، برگزاری نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل با محوریت اغتشاشات اخیر در ایران، معنایی فراتر از یک دغدغه حقوق‌بشری پیدا می‌کند. هم‌زمانی این نشست با تشدید فضاسازی‌های نظامی و رسانه‌ای، از تلاش برای تکمیل پازل فشار حکایت دارد؛ پازلی که می‌کوشد ناآرامی‌های داخلی را از بستر واقعی خود جدا کرده و در قالب یک پرونده بین‌المللی قابل بهره‌برداری بازتعریف کند.

روایت غالب در این نشست، با نادیده‌گرفتن ماهیت خشونت‌آمیز و سازمان‌یافته بخش قابل توجهی از اغتشاشات، در پی آن است که مرز میان اعتراض مدنی و اقدامات مسلحانه را مخدوش کند. این رویکرد، نه‌تنها با واقعیات میدانی هم‌خوانی ندارد، بلکه بخشی از یک راهبرد آشنا برای مشروعیت‌زدایی سیاسی از ایران در پوشش ادبیات حقوق‌بشری به‌شمار می‌رود. مواضع نماینده ایران در این نشست، دقیقاً ناظر بر همین انحراف روایی بود؛ تأکید بر تفکیک اعتراض مسالمت‌آمیز از تروریسم خیابانی و رد مشروعیت سازوکارهایی که با انگیزه سیاسی فعال شده‌اند.

از منظر کلان، اغتشاشات اخیر را می‌توان در امتداد  نبردی تحلیل کرد که پس از ناکامی دشمن در دستیابی به اهداف خود در جنگ ۱۲روزه، وارد فاز پیچیده‌تری شده است. تغییر زمین بازی از تقابل مستقیم به عرصه‌های اجتماعی، رسانه‌ای و حقوق‌بشری، تلاشی برای فرسایش سرمایه اجتماعی و تضعیف انسجام ملی است؛ عنصری که در تجربه‌های پیشین، مهم‌ترین عامل خنثی‌سازی فشارهای خارجی بوده است.

در چنین فضایی، آنچه اهمیت مضاعف می‌یابد، مدیریت دقیق محاسبات طرف مقابل و جلوگیری از شکل‌گیری خطاهای ادراکی است. تجربه نشان داده است که بخش قابل توجهی از تنش‌های ناخواسته، نه محصول تصمیم‌های از پیش‌طراحی‌شده، بلکه نتیجه برآوردهای نادرست در شرایط التهاب‌آمیز است؛ شرایطی که دقیقاً از مسیر جنگ روانی و پرونده‌سازی بین‌المللی تغذیه می‌شود.

بر این اساس، تشدید هم‌زمان تهدیدات نظامی و فشارهای حقوق‌بشری را باید بخشی از تلاش برای تغییر موازنه ذهنی و سیاسی علیه ایران دانست، نه الزاماً نشانه‌ای از عزم قطعی برای درگیری. در این معادله، انسجام داخلی، کنترل روایت و هوشیاری نسبت به سناریوهای ترکیبی، نقش تعیین‌کننده‌ای در خنثی‌سازی اهداف طراحی‌شده ایفا می‌کند.

 

پیشنهاد سردبیر

آیا این خبر مفید بود؟

نتیجه بر اساس رای موافق و رای مخالف

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :

نظر شما

اخبار ویژه