داووس و زوال اخلاقی غرب؛ هراس از دیپلماسی فعال ایران
مانعتراشی داووس برای وزیر خارجه ایران، افشاگر هراس غرب از دیپلماسی پویا و انحطاط اخلاقی نهادهای جهانی است که با شعار گفتوگو، تداومدهنده جنگ ادراکی و سیاستهای یکجانبه هستند.
ممانعت مجمع جهانی داووس از حضور وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، تداوم رویکرد هراس غرب از دیپلماسی فعال و مؤثر ایران را به نمایش میگذارد. این اقدام، که تحت پوشش بهانههای واهی حقوق بشری صورت گرفت، رسوایی اخلاقی دیگری بر پیشانی نهادهای بینالمللی حک شده و بر تزلزل جایگاه جهانی آنها مهر تأیید میزند. واقعیت آن است که ادعای انزوای ایران با حضور فعال تهران در عرصههایی چون سازمان ملل، شانگهای و بریکس دروغین بودن خود را برملا ساخته است. غرب در توهم محدودسازی الگوی موفق دیپلماسی ایران در منطقه و جهان باقی مانده و با اعمال فشار بر مجامع بینالمللی، تلاش میکند شکستهای خود در مقابله با اراده ملت ایران را جبران کند.
ادعای پوچ گفتوگو و رویارویی با واقعیتهای نوین
رفتار غربیها در اعمال فشار بر داووس، نفی آشکار ادعای دیرینه آنها مبنی بر تمایل به مذاکره و گفتوگو با تهران است. این اقدام ثابت میکند که غرب غیرقابل اعتماد بوده و گفتمان دیپلماتیک را تنها زمانی میپذیرد که در خدمت منافع یکجانبه آنها باشد. این عقبنشینیها در عرصه دیپلماسی، نشان از آغاز فاز جدیدی از جنگ ادراکی و ترکیبی غرب دارد. این جنگ، علاوه بر تحریمهای اقتصادی، شامل تلاش برای برهم زدن آرامش ذهنی ایرانیان از طریق ترویج خشونت و متهمسازیهای بیاساس است. آنچه در داووس گذشت، بخشی از این طراحیها برای استمرار دشمنی با ایران و انحراف توجهات از مسائل کلیدی مانند نسلکشی غزه محسوب میشود.
انحطاط اخلاقی و سیاسیکاری در تقابل با منافع جهانی
ادعای اخلاقی غرب در ممانعت از حضور وزیر خارجه ایران، در حالی صورت میگیرد که همین بلوک در برابر نسلکشی دو ساله غزه و جنایات حامیانش در جهان سکوت کرده یا همراهی میکند. این دوگانگی رفتاری، غرب را گرفتار انحطاط اخلاقی ساخته و نشان میدهد که اخلاق در داووس قربانی سیاسیکاری شده است. همزمان، اختلافات عمیق میان اروپا و آمریکا، ناشی از جنگ اوکراین و تعرفههای اقتصادی، اتحاد غرب را به سوی فروپاشی سوق داده است. اتهامزنی به ایران، ابزاری برای سرپوش گذاشتن بر این اختلافات فاجعهبار و انحراف داووس از رسیدگی به بحران انسانی غزه است.
ساختارهای بینالمللی در مسیر زوال و لزوم نظم چندجانبه
رفتار داووس، مهر تأییدی بر بیاراده شدن نهادهای بینالمللی و لزوم تغییر بنیادین در ساختار جهانی است. ناتوانی شورای امنیت در قبال غزه، رفتارهای غیرمسئولانه نهادهای حقوق بشری و اعمال فشار بر نهادهایی مانند لاهه، همگی نمودهای زوال یکجانبهگرایی غربی است. این روند نشان میدهد که جهان ناگزیر از ورود به نظم نوین چندجانبهگرایانه است. این تحولات، ضرورت انسجام داخلی، تقویت توان دفاعی، و توسعه همگرایی با بازیگران نظم نوین جهانی مانند بریکس و شانگهای را برای ایران بیش از پیش حیاتی میسازد.
نظر شما