صفحه اقتصاد بررسی می کند

بی‌ثباتی و سوء مدیریت در وزارت جهاد کشاورزی | گوشت قرمز چرا در اقلام شیوه دوم کالابرگ نیست

وقتی قیمت سردست گوساله در اوج التهاب بازار گوشت قرمز به دو میلیون تومان می‌رسد و معیشت میلیون‌ها خانوار ایرانی را نشانه می‌گیرد، وزیر جهاد کشاورزی علت را «هیجانات آزادسازی قیمت‌ها» می‌داند و تعدیل آن را به «یکی دو روز آینده» موکول می‌کند. این ادعا که نه تنها راه‌گشا نیست، بلکه نمادی از نگاه سطحی، انفعال و فقدان استراتژی منسجم در مدیریت یکی از حساسترین بخش‌های ایمن کشور (امنیت غذایی) است. عملکرد وزارت جهاد کشاورزی در قبال بحران گوشت، از پیش‌بینی ناپذیری و پاسخگویی ناکافی رنج می‌برد و عمق شکاف بین شعار و عمل در دستگاه‌های حاکمیتی را عریان کرده است.

بی‌ثباتی و سوء مدیریت در وزارت جهاد کشاورزی | گوشت قرمز چرا در اقلام شیوه دوم کالابرگ نیست
صفحه اقتصاد -

بحران کنونی گوشت قرمز، حادثه‌ای ناگهانی و غیرمنتظره نیست. این بحران، زائده‌ای قابل پیش‌بینی از سیاست‌های کلانی مانند حذف ارز ترجیحی بدون طراحی بستر جایگزین و بسته حمایتی کارآمد برای دامداران بوده است. با این حال، انتظار می‌رفت وزارتخانه متولی امر کشاورزی و دامپروری، با درک این تبعات، نه تنها نقش یک ناظر منفعل یا گزارش‌دهنده اوضاع را ایفا نکند، بلکه با ارائه طرحی جامع و اقدام پیش‌دستانه، از تبدیل یک شوک اقتصادی به یک فاجعه معیشتی جلوگیری کند. اما، شواهد عکس این موضوع را نشان می دهد و وزارت جهاد، به جای ایفای نقش پیشقراول مدیریت بحران، در بهترین حالت به یک «آتش‌نشان دیررس» تبدیل شده که تنها به توصیف آتش می‌پردازد و زمان خاموش کردن آن را مرتباً به تأخیر می‌اندازد.

مدیریت انتظارات یا گمراه‌سازی عمومی؟

کالابرگ الکترونیکی

یکی از کلیدی‌ترین وظایف مقامات ارشد در زمان بحران، مدیریت انتظارات و ارائه اطلاعات شفاف و واقع‌بینانه به جامعه است. اظهارنظر اخیر وزیر مبنی بر بازگشت قریب الوقوع قیمت‌ها به «نرخ منطقی و ارشادی»، نمونه‌ای واضح از نقض این اصل است. این وعده نه تنها محقق نشد، بلکه با ادامه روند صعودی یا نوسانی قیمت‌ها، اعتماد عمومی را به شدت خدشه‌دار کرد. 

در حالی که وزیر از تعدیل در «یکی دو روز» سخن می‌گوید، فعالان بخش خصوصی مانند منصور پوریان صراحتاً اعلام می‌کنند «به دلیل هیجانات بازار میانگین ثابتی در قیمت نداریم» و «نمی‌توان تحلیل درستی تا هفته آینده به دلیل ابهام بازار داشت.» این تقابل گویا، نشان می‌دهد که یا وزیر از عمق بحران و پیچیدگی‌های بازار بی‌خبر است، یا برای آرام‌کردن موقتی فضای جامعه، به وعده‌هایی غیرکارشناسی متوسل می‌شود. هر دوی این فرضیه‌ها برای مسئولی در آن جایگاه، به یک اندازه نگران‌کننده و غیرقابل قبول است.

راهکار درمان ریشه‌ای است نه مشغولیت به حاشیه

کالابرگ

تمرکز اصلی وزارت جهاد در مواجهه با این بحران، به جای پرداختن به ریشه‌های تولیدی، عمدتاً بر مقوله توزیع و طرح‌های حمایتی مصرف‌کننده متمرکز شده است. اگرچه اجرای «کالابرگ الکترونیک» اقدام مثبتی است، اما این طرح یک مسکن تزریقی است، نه درمان بیماری مزمن تولید. وزیر با افتخار از توزیع کالابرگ بین ۶۰ میلیون نفر سخن می‌گوید، اما در همان حال، ناله دامداران از «افزایش چهار برابری قیمت نهاده»، «عدم حمایت نقدینگی» و خطر «مولدکشی» نادیده گرفته می‌شود. سخنرانی وزیر فاقد هرگونه اشاره مشخص به بسته‌های نجات‌بخش برای دامداران خرد و متوسطی است که ستون فقرات تولید گوشت کشور هستند. 

به عبارت دیگر، وزارت جهاد در حال حاضر بیشتر شبیه «وزارت توزیع یارانه» عمل می‌کند تا «وزارت تقویت تولید». این نگاه تک‌بعدی، بحران را تنها به تعویق می‌اندازد، چرا که با از بین رفتن توان تولید داخلی، وابستگی به واردات و نوسانات قهری آن افزایش یافته و امنیت غذایی کشور را در درازمدت به مخاطره می‌اندازد.

فقدان استراتژی و هماهنگی در وزارت کشاورزی

61809690

برخورد پراکنده و فاقد انسجام وزارت جهاد کشاورزی با بحران گوشت، نشان از عدم وجود یک استراتژی مدون و هماهنگی مؤثر با سایر نهادها دارد. از یک سو، معاون اقتصادی همین وزارتخانه (اکبر فتحی) مشکل حمل‌ونقل دام را مطرح می‌کند، از سوی دیگر، وزیر کلی‌گویی می‌کند. در حالی که نمایندگان مجلس از قیمت‌های غیرمنطقی انتقاد می‌کنند و نظارت بیشتر را می‌طلبند، وزارت جهاد فاقد یک نقشه راه شفاف برای تنظیم بازار از طریق ترکیب هوشمندانه واردات هدفمند (با قیمت‌های شفاف شده) و حمایت از تولید داخلی است. پیشنهادات عملیاتی بخش خصوصی، مانند «واردات دام زنده و کشتار در کشتارگاه‌های مرزی» یا «پرداخت نهاده مدت‌دار»، در سخنان مقامات ارشد وزارت جهاد بازتاب جدی نمی‌یابد. به نظر می‌رسد این وزارتخانه در گرداب روزمرگی و واکنش به اخبار، غرق شده و توان طراحی ابتکار عمل و پیش‌برد آن در هماهنگی با اتاق تعاون، سازمان حمایت و سایر نهادها را از دست داده است.

این انفعال، وزارت جهاد را به چرخ پنجم ناکارآمد تبدیل کرده که تنها در پیچ بحران‌ها سخت به لرزه درمی‌آید.

بحران گوشت قرمز، آینه تمام‌نمای سوء مدیریت، فقدان دوراندیشی و ضعف در رهبری بحران در وزارت جهاد کشاورزی است. آقای وزیر و تیم همراهش، به جای ایفای نقش یک مدبر اقتصادی در بخش کشاورزی، با ارائه وعده‌های غیرواقع‌بینانه، غفلت از بحران تولید و انفعال در ارائه راه‌حل‌های ساختاری، نه تنها به آرامش بازار کمک نکرده‌اند، بلکه با از دست دادن اعتماد عمومی و تخریب بیشتر فضای کسب‌وکار دامپروری، بحران را عمیق‌تر ساخته‌اند. 

امنیت غذایی کشور نیازمند وزیری با جسارت تصمیم‌گیری، درک عمیق از زنجیره تولید، شفافیت در گفتار و عمل، و توانایی هماهنگی بین‌دستگاهی است. تا زمانی که این تغییر نگرش و اراده قوی در رأس وزارت جهاد شکل نگیرد، نباید انتظار داشت که وعده «تعدیل قیمت در یکی دو روز آینده»، چیزی بیش از تکرار یک شکست تلخ و پیش‌درآمد بحرانی بزرگ‌تر باشد. مردم به عمل نیاز دارند، نه وعده‌های روی باد.

 

پیشنهاد سردبیر

آیا این خبر مفید بود؟

نتیجه بر اساس رای موافق و رای مخالف

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :

نظر شما

اخبار ویژه