نقش ساختارهای دیجیتالی جدید در ساماندهی و هدایت اغتشاشات اخیر
چرایی آتش زدن مساجد و اماکن مذهبی در اغتشاشات
درعصری که فضای مجازی به یکی ازقدرتمندترین ابزارهای سیاسی واجتماعی تبدیل شده،روایتها ازتحولات مختلف دیگرصرفادرخیابانها یااتاقهای فکربرنامهریزی انجام نمیشود، بلکه بهصورت فزاینده در فضای دیجیتال اجرا میشود. این روایتها در عرصه تحولات سیاسی وامنیتی توسط عواملی هدایت میشوندکه به دنبال تغییرمعنای کنش های اجتماعی وتبدیل آنهابه چارچوبهای سیاسی خاص هستند.
تاثیر گذاری فضای مجازی در تحریکات سیاسی و اجتماعی و ویژگی های آن در ایجاد تحولات مختلف در سالهای اخیر ،نقش این ابزار قدرتمند در تحریکات سیاسی و تغییر روایتها را بیش از پیش برجسته کرده است. در این زمینه، فعالیتهایی که در راستای تحریک احساسات جمعی و تغییر جهت کنش های سیاسی و اجتماعی و حتی فعالیتهای اعتراضی در کشورهای مختلف انجام میشود، دیگر محدود به خیابانها یا اتاقهای برنامهریزی نیست، بلکه این فرآیند بهصورت کاملا هوشمند در روندی فزاینده به حوزه دیجیتال منتقل شده و اجرا میشود. این فعالیتها توسط عوامل و ساختارهایی هدایت میشوند که هدف آنها ایجاد تغییر در روایتهای واقعی و هدایت آنها به سمت اهداف سیاسی خاص است.
در هفتههای اخیر، یک کارزار رسانهای گسترده در فضای دیجیتال شکل گرفت که با استفاده از هشتگهایی مانند #مردم_ایران_را_آزاد_کنید، سعی کرد خود را به عنوان نماینده واقعی مردم ایران معرفی کند. اما بررسیهای تحلیلی نشان میدهد که این فعالیت در واقع یک عملیات هماهنگ با منابع خارجی است که هدف آن تحریک احساسات و تغییر جهت اعتراضات به سمت یک چارچوب سیاسی خاص برای ایجاد اغتشاش بوده است. دادههای تحلیلی ارائهشده توسط شبکه الجزیره نشان میدهد که اکثر پیامهای منتشر شده در این کارزار از منابع داخلی ایران نیستند. بهجای آن، این پیامها از حسابهای وابسته به منابع خارجی، بهویژه رژیم صهیونیستی، منتشر شدهاند. این امر نشاندهنده یک طراحی سیاسی متمرکز است که در پشت صحنه این اعتراضات فعالیت میکند. یکی از ویژگیهای کلیدی این کارزار، الگوی غیرطبیعی انتشار پیامها بوده است. آنالیز صورت گرفته بر روی پیام ها نشان میدهد که ۹۴ درصد از ۴۳۰۰ پیام منتشر شده در این فضای رسانهای که برای ۱۸ میلیون نفر ارسال شده، بازنشر بودهاند.
این امر بههمراه فاصله زیاد بین منابع محدود و گستردگی انتشار، نشاندهنده یک عملیات نفوذ هماهنگ است که هدف آن ایجاد تصور حمایت عمومی گسترده از کارزار بوده است. در این فرایند، یکی از اهداف اصلی، تبدیل اعتراضات به یک جنگ ایدئولوژیکی بوده است. در این راستا، سعی شده تا اعتراضات به وضعیت اقتصادی به اختلافات ایدئولوژیک تبدیل شود و جمهوری اسلامی ایران به عنوان حکومتی که از سوی اقلیت مذهبی اداره می شود و شیوه سرکوب مذهبی را در پیش گرفته، جلوه داده شود. این رویکرد بهخوبی نشان میدهد که هدف اصلی این کارزار، تضعیف اتحاد داخلی و ایجاد تمایز بین مردم ایران و حکومت اسلامی بوده است. همچنین، نقش مستقیم مقامات رژیم صهیونیستی در این کارزار نیز قابل توجه است.
ایتمار بن گویر، وزیر امنیت داخلی اسرائیل، به زبان فارسی پیامی به مردم ایران ارسال کرد و از اغتشاشات حمایت کرد. نفتالی بنت، نخستوزیر سابق اسرائیل نیز در این فضای رسانهای حضور داشت. این امر نشان میدهد که این کارزار نه تنها از سوی کاربران ناشناس، بلکه از سوی مقامات سیاسی نیز هدایت میشود.
توجه به نحوه طراحی و اجرای این کارزار که با اقداماتی میدانی نظیر حمله و تخریب و آتش زدن ۲۵۰ مسجد و ۲۰ حسینیه در سراسر کشور بوده بهخوبی نشان میدهد که فضای مجازی به یک ابزار قدرتمند برای تغییر روایت و تحریکات سیاسی تبدیل شده است. با اینهمه، واقعیت این است که این فعالیتها منعکسکننده خواسته و نارضایتی مردم ایران که عموما مسلمان و معتقد به شعائر دینی می باشند، نیست، بلکه یک طراحی سیاسی است که با هدایت از خارج مرزهای ایران، اجرای پروژه ای ترکیبی که یکی از ابعاد آن ایجاد تحریکات مذهبی و فاصله گذاری میان مردم ایران و حکومت جمهوری اسلامی بوده را در دستور کار داشته است.
نظر شما