گفتگوی «صفحه اقتصاد» با حمیدرضا صالحی؛ رئیس فدراسیون صادرات انرژی
صادرات نفت ایران، با تراستی ها یا بخش خصوصی شناسنامه دار؟!
حمیدرضا صالحی، رئیس فدراسیون صادرات انرژی در گفتگو با صفحه اقتصاد: دولت، نباید برای ارز، قیمت تعیین کند. تا زمانی که موتور تورم، روشن است و تا زمانی که تورم، به طور مستمر افزایش دارد، مگر شما می توانید روی ارز، قیمت بگذارید. تورم، بر قیمت ارز اثر می گذارد. این موضوع، یک واقعیت است.
با تحریم های یک جانبه و حتی بین المللی از جمله تحریم بانک مرکزی ایران، صادرات نفت کشور، دچار مشکل شده و دولت آمریکا به طور خاص تاکید دارد که ایران، معاملات خود را با دلار آمریکا انجام ندهد. علاوه بر این، آمریکا تاکید دارد که هیچ کشوری، محصولات و اقلام صادراتی ایران را نخرد. در سال های اخیر، برخی افراد و شرکت های خاص، با نام تراستی ها، کار فروش بخشی از نفت ایران را انجام دادند و البته مفاسد و مشکلاتی هم در ارتباط با آنها ایجاد شد و پرونده های قضایی، به جریان افتاد.
پس از قطع تخصیص ارز ۲۸ هزار تومانی برای واردات روغن و نهاده های دامی برای تولید مرغ و تخم مرغ، با توجه به این که همچنان از محل فروش نفت، قرار است گندم و دارو، با ارز ۲۸ هزار تومانی وارد شود و با توجه به اهمیت موضوع، لذا «صفحه اقتصاد» در گفتگویی که با مهندس حمیدرضا صالحی داشته است، اشکالات روش های فعلی و راهکارهای احتمالی بهتر برای صادرات نفت و بازگشت ارز به کشور، به بحث گذاشته شده است.
حمیدرضا صالحی، رئیس «فدراسیون صادرات انرژی ایران»، رئیس «انجمن سازندگان و تامین کنندگان کالا و خدمات تجهیزات تجدیدپذیر»، عضو هیات مدیره «سندیکای برق ایران» و عضو هیات نمایندگان اتاق های بازرگانی، صنایع و معادن تهران و ایران است. گفتگوی صفحه اقتصاد با او در ادامه می آید.
*****
*رئیس مجلس اعلام کرد که کاهش درآمدهای ارزی به خاطر مشکلات صادرات نفت اتفاق افتاده است. وزیر اقتصاد، به عنوان یکی از اعضای دولت آقای پزشکیان هم، گفته که ما محدودیت تامین منابع ارزی داریم و در تامین ارز واردات کالاهای اساسی مشکل داریم. در طرف مقابل، مقامات وزارت نفت اعلام می کنند که وضعیت صادرات نفت ایران، خیلی خوب بوده و صادرات نفت در حال انجام است.
در همین شرایط، دولت تصمیم گرفت که نرخ دلار را در قیمت ۱۲۵ هزار تومان، تک نرخی کند و از این به بعد، ارز ۱۲۵ هزار تومانی به وارد کنندگان روغن و دان مرغ داده می شود. وزارت نفت، در شرایط فعلی، معلوم نیست چقدر صادرات نفت داشته و نفت را برای صادرات به چه کسانی می دهد. با توجه به تسلط جنابعالی به بحث های مرتبط با حوزه انرژی و صادرات، شرایط فعلی را چگونه می بینید و در دوره طی شده، آیا نفت را می شد صادر کرد و پول آن در اختیار وارد کنندگان کالاهای اساسی قرار می گرفت؟
-در لایحه بودجه سال 1405، دولت درآمدهای سال آینده کشور را اعلام کرده است. یکی از درآمدهای کشور، از محل صادرات نفت است. دولت، در لایحه بودجه، سهم نفت از درآمدهای کشور را تا حد 5 درصد کاهش داده و این مقدار سهم، نسبت به سهم آن در قانون بودجه سال جاری، یعنی سال 1404، کاهش دارد. بنابراین، سهم درآمدهای نفتی از کل درآمدهای کشور در لایحه بودجه خیلی کاهش پیدا کرده. این وضع، نشان می دهد پیش بینی ها تحت تاثیر شرایطی است که امروزه درگیر آنها هستیم.
یک دلیل این که می گویند درآمدهای نفتی در سال جاری، کاهش داشته، این است که با آمدن ترامپ، فروش نفت ایران پایین آمده. این یک واقعیت هست و یکی از محدودیت هایی که در این دوره، ایجاد شده در همین زمینه است. در حالی که در زمان دولت بایدن، شرایط صادرات نفت ایران، بسیار متفاوت بود.
متاسفانه درآمدهای غیر نفتی کشور هم، کاهش داشته است. با وجود این که ارزش ریال و پول ملی ما، پایین آمده و وقتی ارزش پول ملی کشور پایین می آید، می تواند درآمدهای ناشی از صادرات افزایش پیدا کند ولی در کشور ما، این افزایش صادرات اتفاق نیفتاد. یعنی ارزش پول ملی ما پایین آمد و این کاهش ارزش، امکانی برای افزایش درآمدهای صادرات غیر نفتی بود ولی این افزایش محقق نشد.
دلایل افزایش پیدا نکردن درآمد صادرات غیر نفتی، مشخص است. یک علت، به سیاست های چند نرخی بودن ارز و پیمان سپاری ارزی برمی گردد. کاری کردند که تمام صادرکنندگان فعال کشور، از عرصه صادرات خارج شده و خانه نشین شوند. کسانی صادرات انجام می دهند که کارت بازرگانی یکبار مصرف گرفته اند. این وضع، باعث شده حجم صادرات غیر نفتی کشور، پایین بیاید.
این که دولت می گوید ما درآمدهای ارزی نداشتیم و مجبور شدیم تک نرخی کنیم، اعترافی است که الان دارند. در حالی که ما چند سال قبل هشدار دادیم و در همان سال های قبل می گفتیم نباید کار به اینجا بکشد. ما می گفتیم درآمدهای کشور باید بالا برود و به جایی نرسیم که اگر از ما نفت نخرند، درآمدهای کل کشور پایین بیاید. در عمل، با سیاست های اشتباهی که اتخاذ شد، قاعدتاً کاهش درآمدها باید اتفاق می افتاد.
*ولی همچنان وزارت نفت اعلام می کند که وضعیت صادرات نفت کشور مطلوب است.
-اگر مقامات وزارت نفت می گویند وضعیت صادرات نفت مطلوب است، الان باید خودشان جواب بدهند. اگر مطلوب است چرا وزیر اقتصاد و رئیس جمهور و همه می گویند نداریم و اگر داشتیم تک نرخی نمی کردیم. ته صحبت های مقامات دولت این است که ارز نداشتیم وگرنه تک نرخی ارز را انجام نمی دادیم.
*مقامات دولت، عمدتاً تاکید دارند که با تک نرخی کردن ارز قصد دارند رانت و فساد را از بین ببرند. آقای پزشکیان، رئیس جمهور یا برخی از معاونان رئیس جمهور بر این نکته تاکید دارند که باید رانت و فساد ناشی از اختلاف قیمت ارز دولتی با ارز بازار آزاد از بین ببرند.
-فساد و رانت که الان اتفاق نیفتاده و مدت زیادی است که این فساد و رانت وجود دارد. ما بارها گفتیم که چند نرخی بودن ارز، باعث ایجاد رانت و فساد می شود.

*دولت، دلار را در قیمت ۱۲۵ هزار تومان، تک نرخی کرد ولی دوباره قیمت دلار بازار آزاد بالا رفت و تا نزدیک ۱۵۰ هزار هم رفت. رانتی که دولت می گفت آن را از بین می بریم، باز ایجاد شده.
-اعلام نرخ 125 هزار هم توسط دولت، اشتباه است. مگر دولت، ارز دارد که نرخ ارز را اعلام می کند. این سوال باید مطرح شود که آیا دولت، ارز دارد.
*ارز نفت به خاطر تحریم، وارد کشور نمی شود.
-پس در این زمینه، بحثی نمی ماند. خارج از دولت، یک جا ارز را وارد می کند و یک جا هم خارج می کند و واردات انجام می دهد. پس دولت، نباید برای ارز، قیمت تعیین کند. تا زمانی که موتور تورم، روشن است و تا زمانی که تورم، به طور مستمر افزایش دارد، مگر شما می توانید روی ارز، قیمت بگذارید.
تورم، بر قیمت ارز اثر می گذارد. این موضوع، یک واقعیت بوده و فرمول علمی است به این صورت که تورم داخلی را باید از تورم خارجی منها کرد و این مقدار، نرخ ارز باید بالا برود. ارز هم مثل بقیه کالاها در کشور ما، تحت تاثیر تورم بوده و نمی توانیم بگوییم نخود و لوبیا، تورم می گیرند ولی ارز، تورم نمی گیرد.
*جنابعالی می گویید درآمد حاصل از صادرات نفت ایران، به خاطر اقدامات ترامپ، کاهش داشته است. از طرفی قیمت هر بشکه نفت در دنیا، پایین آمده و پارسال، تصور نمی شد که قیمت جهانی هر بشکه نفت ۶۰ دلار شود. نفت فروش نرفته ایران در دریاها و داخل شناورها در حد ۵۰ میلیون بشکه است و فعلا خریدار ندارد و با تخفیف بیشتر باید فروخته شود.
این که قیمت نفت پایین آمده و نفت فروش نرفته زیادی داریم، می تواند به معنای تایید همان صحبت هایی باشد که اعتقاد دارند درآمد نفت کاهش داشته و آیا ممکن است حجم فروش بالاتر رفته باشد؟
-امکان دارد حجم فروش نفت، بالا رفته باشد ولی باید تخفیف هایی به خریدار داده شود. همه عوامل، با هم تاثیر دارند. وقتی روابط ما، با دنیا خوب نباشد و تحریم برقرار باشد، بر فروش نفت تاثیر می گذارد و ما برای فروش، باید تخفیف بدهیم و ارزانتر بفروشیم. همچنین این شرایط، یک اثر منفی دیگر دارد و هزینه کرایه نفت یا دموراژ، روی کشتی ها بالا می رود.
وقتی یک کشور تحریم شده و منزوی شود، همه هزینه هایش افزایش پیدا می کند. از آن طرف، خرج زیادی داریم و خرج های ما با درآمدها، تناسب ندارد و خرج ها و هزینه ها، بیشتر است. یک سوال این است که مگر ما باید فقط روی درآمدهای نفتی حساب کنیم؟ مگر قرار بوده درآمدهای کشور، فقط درآمدهای نفتی باشد؟
اگر قرار بوده که درآمدهای ما، فقط نفتی باشد پس سیاست های مرتبط به افزایش صادرات غیر نفتی، چه بوده. بر اساس سند چشم انداز 20 ساله ایران، قرار بود در سال 1404، به 200 میلیارد دلار درآمد سالانه ارزی برسیم و 80 درصد از آن، درآمد صادرات غیر نفتی باشد، یعنی قرار بود 160 میلیارد دلار در سال، درآمد صادرات غیر نفتی داشته باشیم. پس چرا درآمد صادرات غیر نفتی ما به حدود 50 میلیارد دلار در سال کاهش داشته است. ما نباید اینقدر روی درآمدهای نفتی حساب کنیم و نباید تاکید ما بر درآمدهای نفتی باشد. چرا که قرار بود درآمدهای غیر نفتی، افزایش چشمگیری داشته باشد.

*یک مقدار از پول صادرات نفت صرف این شده که با واردات دانه های خوراکی و دامی، قیمت تولید مرغ و روغن و تخم مرغ، در سطح پایینی بماند و فشار کمتری به مردم وارد شود.
-ما درآمدهای غیر نفتی هم داریم و حدود دو سوم بودجه دولت، مربوط به شرکت های دولتی است. کل صادرات غیر نفتی بخش خصوصی واقعی ایران، نهایتاً 10 میلیارد دلار از کُل 50 میلیارد دلار است. دولت می تواند از درآمدهای شرکت های دولتی، برای وارد کردن نهاده های دامی مثل ذرت استفاده کند.
*در اواخر دوره ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد، مثلاً نرخ ارز بازار آزاد حدود ۳ هزار تومان بود ولی نهاده های دامی با دلار ۱۰۰۰ تومانی وارد می شد. در دوره آقای روحانی این شرایط ادامه داشت و وقتی نرخ دلار ۴۲۰۰ تومان شد، نهاده های دامی با این قیمت وارد می شد. در دولت آقای رئیسی نرخ دلار ۴۲۰۰ تومانی حذف شد و ارز ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومان برای واردات نهاده های دامی و خوراکی در نظر گرفته شد.
در روزهای اخیر آقای پزشکیان اعلام کرد ارز ۲۸ هزار تومانی دیگر داده نمی شود. قرار شده واردات با دلار ۱۲۵ هزار تومانی وارد شود.
در زمان تحریم، نفت برای فروش و صادرات به افرادی تحویل داده شده که مورد اعتماد هستند و آنها در بازارهای جهانی می فروشند. این نفرات، به اسم تراستی ها معروف شده اند. آیا وزارت نفت، وثیقه از آنها می گیرد و بعد نفت برای فروش در دنیا به آنها می دهد؟
-اگر از آنها وثیقه گرفته بودند موضوع آقای بابک زنجانی، پیش نمی آمد یا موارد دیگر. می گفتند آقای بابک زنجانی، پول نفت را تحویل نداده. البته آقای بابک زنجانی می گوید پول نفت را آورده و تحویل داده است. معنا و مفهوم تراستی، روی خودش هست، یعنی مورد اعتماد ما هست و از او وثیقه نمی گیرند. از کسانی که وثیقه می گیرند که غیر تراستی هستند. تراستی یعنی مورد اعتماد وزارت نفت، یعنی به وزارت نفت، وصل است.
*آقای بابک زنجانی، غیر دولتی بوده و دولتی نبوده. آیا نباید وثیقه مناسبی می گرفتند و بعداً محموله نفتی را به او تحویل می دادند؟
-باید از آقای بابک زنجانی، وثیقه می گرفتند ولی حتماً ارتباطاتی داشته است که از او وثیقه نگرفته اند، یا وثیقه متناسب نگرفته اند. البته ما از این موضوعات، اطلاعات دقیقی نداریم. در دادگاهی که برای محاکمه آقای بابک زنجانی برگزار شد، همه این موارد پیگیری شده.
*الان اگر وزارت نفت بخواهد محموله برای فروش به افراد بدهد، از آنها وثیقه می گیرد؟
-الان ترامپ آمده و تمام مسیرهای فروش نفت ایران را کنترل می کند، کشتی های نفتی را کنترل می کند و حساب ها را کنترل می کند. حتی خریدار نفت ایران را کنترل می کند و تلاش می کند که آن خریدار از ایران نفت نخرد. برای مثال، گاهی اوقات، کشتی های نفت ایران یک یا دو ماه، روی دریا معطل بوده تا یک بندر چین، اجازه تخلیه بدهد.
*به خاطر تحریم آمریکا، دلار نباید وسیله مبادله معاملات ایران با کشورهای دیگر باشد. اگر با پول کشورهای مقصد، معامله انجام شود بهتر است؟
-این راهکارها و راه حل ها، امتحان پس داده و کارساز نبوده اند. در دنیای هوش مصنوعی، در دنیای الکترونیکی و دیجیتال و تحت شرایط جهانی اینترنت، همه می توانند اطلاعات لازم را به دست بیاورند.
*ترامپ به دنبال مصالحه با ایران نیست. او اعتقاد دارد که ایران ضعیف شده و باید با فشار حداکثری، همه خواسته هایش را تحمیل کند. فعلاً به غیر از اعتماد به تراستی ها، در شرایط فعلی، راه حل بهتر چه هست؟
-من اعتقاد دارم اگر قرار است یک روز تفاهم شود، امروز این تفاهم شود بهتر از فردا خواهد بود. راه حل این است که بخش خصوصی ایران، فروش و صادرات نفت را انجام بدهد و نباید صرفاً بر فروش نفت خام، تاکید کرد. اگر حاکمیت به دنبال افزایش درآمدهای ارزی است، ما آدم هایی داریم که در کشورهای دیگر هستند و دوست دارند سرمایه خودشان را به ایران بیاورند.
الان بانک مرکزی می گوید کسی حق ندارد پول موجود خودش در کشورهای دیگر را وارد ایران کند. بانک مرکزی می گوید باید ببینیم منشاء این پول کجا هست. در حالی که بانک مرکزی نباید به منشاء پول، کاری داشته باشد. مالک این پول می خواهد مثلا نخود، نهاده های دامی و اتومبیل، یا پنل خورشیدی به ایران بیاورد.
به نظر من، هرکس باید حق داشته باشد ارز به ایران بیاورد. بانک مرکزی باید از این کار استقبال کند، اما بانک مرکزی اجازه نمی دهد که چنین فردی با پول خودش که در کشورهای دیگر هست، این اقلام را به ایران وارد کند.

*راه حل های دیگر چه هستند؟
-اول این که باید دست بخش خصوصی باز باشد تا درآمدهای حاصل از صادرات کشور بالا برود. دوم این که روند صادرات، هموار شود و ارز هم، تک نرخی شود. بانک مرکزی نباید صادر کننده را اجبار کند که زیر قیمت بازار آزاد، ارز خودش را تحویل بدهد. حتی می توان دلار را با قیمت بالاتر از وارد کننده بخریم. این کاری است که ترکیه انجام داده و ارز را با قیمت بالاتر از صادرکنندگانش می خرید.
*دیگر برای واردات دان مرغ و روغن خام، ارز ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی تخصیص داده نمی شود و دولت می گوید می خواهد با رانت و فساد مبارزه کند. اما فعلاً به دارو و گندم ارز ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی می دهد. برای این که همان مقدار درآمد نفت را که صادر می شود، وارد کشور کنیم، در این زمینه چه راه حلی را پیشنهاد می کنید؟
-دولت می تواند نفت را به بخش خصوصی شناسنامه دار ایران، تحویل بدهد و این بخش خصوصی، نفت را در دنیا بفروشد. شرکت های بخش خصوصی که جزو تشکل ها هستند، می توانند این کار را انجام بدهند. این تشکل ها و نهادهای صنفی، شناسنامه دارند و هیات مدیره دارند و اعضای این تشکل ها، اقدامات همدیگر را زیر ذره بین، پایش می کنند.
دوم این که، می توانیم از طریق صادرات غیر نفتی، درآمد زیادی کسب کنیم و نباید بر درآمد و فروش نفت تاکید کنیم. برای مثال، گاز و برق به عراق صادر می شود ولی دولت می تواند برق و گاز را به بخش خصوصی بدهد و بخش خصوصی، پولش را از عراق بگیرد و وارد ایران کند. چرا دولت باید برق صادر کند، چرا باید گاز صادر کند و چرا باید نفت صادر کند.
دولت در مرز کشور، نفت یا گاز را به بخش خصوصی شناسنامه دار بدهد تا او صادرات را انجام بدهد و مشکل تحریم هم، مانع برگشت پول آن نشود. من می خواهم بر این موضوع تاکید کنم که دولت، در این مقطع زمانی، باید روی بخش خصوصی واقعی حساب کند.
نظر شما