گفتگوی «صفحه اقتصاد» با حمید حسینی؛ بنیانگذار اتحادیه صادرکنندگان فرآورده های نفتی

چالش های صادرات نفت ایران از طریق افراد و تراستی ها

حمید حسینی، بنیانگذار اتحادیه صادرکنندگان فرآورده های نفتی، در گفتگو با صفحه اقتصاد: وقتی برخی تریدرهای نفتی، عملکرد نامناسب دارند، از گردونه همکاری حذف می شوند. البته این کارها هم، تبعات خاص خودش را دارد. این طور نیست که به راحتی تصمیم گیری کنیم و اگر کسی، بدهی دارد و پول را پرداخت نکرده، از گردونه همکاری حذف کنیم.

چالش های صادرات نفت ایران از طریق افراد و تراستی ها
صفحه اقتصاد -

در دوره قبل از تحریم و ایجاد محدودیت در خرید و فروش نفت ایران، وزارت نفت و مخصوصاً شرکت ملی نفت ایران که بدنه بزرگی دارد، درگیر بازاریابی و فروش نفت در کل جهان بوده و مشتریان نفت ایران در مناطق مختلف دنیا از جمله اروپا بوده اند، اما بعد از تحریم ها، مشتریان نفت ایران به مرور زمان کم و کمتر شده است.

از طرفی، تحریم ها، بانک مرکزی ایران را هدف قرار داده اند و هدف این بوده که درآمدهای نفتی ایران، از طریق بانک مرکزی، صرف اقداماتی نشود که از نظر کشورهایی مثل آمریکا، قابل قبول نیست. در این شرایط که درآمد حاصل از صادرات نفت، به صورت دلار، وارد کشور ما نمی شود، مشکلات متعددی پیدا کرده و احتمال وقوع فساد هم وجود دارد. در گفتگویی که «صفحه اقتصاد» در همین زمینه و با دکتر حمید حسینی (فعال اقتصادی و بنیانگذار اتحادیه صادرکنندگان فرآورده های نفتی) داشته است، نحوه فروش و صادرات نفت ایران و نحوه همکاری با عوامل و تراستی هایی که فروش نفت ایران در بازارهای جهانی را به عهده گرفته یا ارز حاصله را انتقال می دهند، مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.

*در شرایط فعلی و بعد از این که ترامپ، رئیس جمهور آمریکا شد، تحریم ها را به طور جدی علیه ایران پیگیری کرده و پیگیری می کند و در قالب مکانیسم ماشه، تحریم های سازمان ملل علیه کشور ما در قالب توافقات برجام، دوباره اجرایی شده. به نظر شما، به عنوان صاحب نظر در حوزه نفتی، در دوره قبل از ریاست جمهوری ترامپ، وضعیت نفت و بازار جهانی نفت چطور بود و وضعیت ایران در بازارهای جهانی چه شرایطی داشت؟

-در دوره ای که آقای ترامپ هم، رئیس جمهور نبود، بالاخره ما تحریم ها را داشتیم و فشارهای تحریم ها را داشتیم، یعنی مشکلات خاص خودمان را داشتیم. در سال گذشته و روز قبل از این که آقای ترامپ، رئیس جمهور شود، هر بشکه نفت 83 دلار بود و امروز حدود 60 دلار است.

بخشی از مشکلی که ما در زمینه درآمدهای نفتی، با آن مواجه شده ایم به خاطر کاهش قیمت نفت، در بازارهای جهانی است. چرا که قیمت نفت، در ماه های اخیر و در بازارهای جهانی، به شدت کاهش پیدا کرده و البته حضور ترامپ هم، در این کاهش قیمت جهانی نفت، بی تاثیر نبوده است.

بخشی از مشکلات کشور به خاطر این است که اجرای تحریم ها، شدت گرفته و اسنپ بک یا مکانیسم ماشه اجرایی شده. در این مدت و به طور مرتب، شبکه دور زننده تحریم ها و شبکه ناوگان سایه ایران که مشغول حمل نفت و فروش نفت و نقل و انتقال پول بود، تحت تحریم قرار گرفته و انجام کارها را سخت تر کرده وگرنه، اتفاق ویژه ای رخ نداده است. هر روز انجام کارها، مشکل تر شده و وجود نفت خام مازاد، در بازارهای جهانی، فروش نفت ما را سخت تر کرده است.

ارزیابی واقع‌بینانه درآمدهای نفتی در بودجه ۱۴۰۵ ؛ سیگنالی برای پایان عصر نفتی

*در دوره قبل از ریاست جمهوری ترامپ، وضعیت ارز حاصل از صادرات نفت، چگونه بود و ارز آن چطور حاصل می شد تا مورد استفاده قرار بگیرد؟

-در همان دوره، عملاً به خاطر تحریم ها قرار نبود ارز حاصل از صادرات نفت، به ایران برگردد. چون تحریم ها برقرار بود و ارز حاصل از صادرات نفت وارد کشور ما نمی شد. آن ارزها در کشورهای دیگر بود و مورد استفاده دولت قرار می گرفت. این ارزها در کشورهایی مثل چین، هنگ کنگ یا امارات متحده عربی بود و برای خرید کالاهای مورد نیاز کشور ، مورد استفاده قرار می گرفت و الان هم، همان سیستم دارد اجرا می شود.

*یعنی با ارز کشور مقصد و خریدار نفت، خرید کالاهای مورد نیاز ایران انجام می شود؟

-بستگی دارد به آن مقداری از کالاها که  مثلاً از کشور چین بخریم و با یوآن چین خرید انجام می شود. بخشی از پول نفت هم که در امارات متحده عربی و بقیه کشورها بوده و خرید انجام می شود، در این حالت، مجبور بودیم ارز حاصل شده از فروش نفت را به پول این کشورها تبدیل کنیم و با ارز این کشورها، خریدها را انجام بدهیم.

*ارز مربوط به صادرات نفت، عمدتاً چطور بوده است؟

-ارز نفت، متعلق به بانک مرکزی بوده و برای واردات کالاهای اساسی، از آن ارز استفاده می شده، یا متعلق به صندوق توسعه ملی بوده است. آن بخش از ارز که در اختیار بانک مرکزی قرار می گرفته، در عمل در اختیار تراستی هایی قرار می گرفته که توسط بانک مرکزی معرفی می شدند و شورای عالی امنیت ملی هم، آنها را مورد تایید قرار داده بود. این تراستی ها، تراستی های بانکی بودند و آنها، این پول و ارز را برای پرداخت پول کالاها و خرید کالاهای اساسی، مورد استفاده قرار می دادند.

گفتگوی اختصاصی صفحه اقتصاد با دکتر حمید حسینی

*این تراستی های بانکی، یعنی بانک های ایرانی؟

-بله؛ همین طور است.

*یعنی همه ارز از طریق اینها مصرف می شد و کالا خریداری می شد؟

-آن ارزها، تحت کنترل این تراستی ها بوده است. این تراستی ها هم، از طریق ابزارهای صرافی ها و شرکت های خارجی، برای انجام این نوع کارها استفاده می کردند. 

*نحوه انتخاب این تراستی ها، چگونه بوده است و آیا فرآیند انتخاب آنها شفاف بوده و افراد مختلف می توانند این کارها و نقل و انتقال های ارز حاصل از صادرات نفت ایران را انجام بدهند؟

-تراستی ها به بانک ها مراجعه می کنند و بانک ها، باید بپذیرند که مثلا یک فرد، می تواند نقل و انتقال پول را انجام بدهد. البته هر بانک، روش های خاص خودش را داشته است و مثلاً یک بانک، اعتبار سنجی می کرده. هر بانکی، بر مبنای روش های خودش، با یک تعداد عوامل، کار می کرده است. یک روش عجیب و غریب خاص وجود نداشته و هر بانک، بر مبنای روش های خودش فعالیت  و همکاری کرده است.

*بر حسب اعتماد بوده که این کارهای مرتبط به فروش و حمل و نقل ارز انجام شود؟

-بعضی شرکت ها، متعلق به خودشان بوده است و به بعضی شرکت ها اعتماد داشته اند. از بعضی ها هم، ضمانت نامه گرفته اند. بعضی شرکت ها را هم شورای عالی امنیت ملی تایید می کرد. همه این موارد، وجود داشته است.

*بحث گرفتن وثیقه هم بوده است؟

-بله؛ بسیاری از افراد، وثیقه ملکی، دارند ولی نه به اندازه کل مبلغی که مثلاً جا به جا می کردند. وثیقه ای که گذاشته اند، در حد بخشی از آن مبلغ بوده و کل آن مبلغ را پوشش نمی داده.

*یعنی ارزش محموله نفتی، بزرگتر از وثیقه بوده است؟

-بله؛ همین طور است. برای مثال، کسی نمی تواند یک وثیقه در حد 200 میلیون دلار، به گرو بگذارد و نمی تواند چنین وثیقه ای را تامین کند. برخی افراد که وثیقه کمتری داده اند، قابل اعتماد بوده اند و فکر می کردند، آن فرد می تواند کار را انجام بدهد.

دکتر حمید حسینی

*اشاره کردید به این که یک فرد، فقط می توانسته وثیقه کوچکتر از ارزش محموله نفتی را تامین کند. آیا این نوع افراد، نمی توانند به صورت ائتلافی کار کنند و در مقابل، وثیقه متناسب از آنها اخذ شود و نه این که ارزش وثیقه کمتر از ارزش محموله نفتی باشد؟

-بعضی از آنها، کاری به حمل نفت نداشته اند، یا خریدار محموله نفتی نبوده اند. کار آنها مربوط به نقل و انتقال پول و ارز نفت بوده است. چون بانک ها، خودشان تحریم بوده اند و نمی توانسته اند، پول و ارز را جا به جا کنند، یا پول را دریافت کنند. آن افراد یا تراستی ها، به نمایندگی از بانک ها، پول را دریافت می کردند.

کسانی هم بوده که تریدر نفت بوده اند. انتخاب این تریدرها، از طریق یک فرآیند بوده است و بعد انتخاب می شدند. این افراد، باید تاییدیه شورای عالی امنیت ملی را بگیرند. همچنین باید مورد تایید مقامات نفتی کشور قرار بگیرند و هم این که بانک قبول کند که با این شخص، همکاری کند. قاعدتاً بعضی از این افراد، مجبور شده اند که وثیقه بگذارند و بانک ها حاضر شوند که تاییدیه لازم را بدهند تا این افراد بتوانند مجوزهای لازم را برای دریافت محموله نفتی، دریافت کنند.

*یک بحث این است که می گویند تریدرها، گاهی اوقات با صرافی هایی که حاضر به همکاری می شوند تبانی هم می کنند که پول نفت دیرتر به طرف ایرانی تحویل داده شود و مثلا می گفته اند هنوز پول توسط خریدار پرداخت نشده. آیا امکان دارد این نوع بحث ها واقعیت داشته باشد و تبانی هایی اتفاق افتاده باشد و طرف دولتی ایران، عملاً دیرتر از زمان مقرر، ارز حاصل از صادرات نفت را دریافت کرده باشد؟

-وقتی که تحریم برقرار است، بالاخره ممکن است که در شرایط تحریم، از این اتفاقات رخ بدهد. برای مثال، امکان دارد 4 بار، پول را به موقع پرداخت کنند ولی 2 بار هم  سوء استفاده کنند، یعنی امکان دارد به قول معروف خالی خوانی کنند. به این صورت که بگویند پول را حواله کرده ایم ولی عملاً پولی دریافت نشده باشد. در این شرایط، ابزار چندانی برای صحت سنجی و راستی آزمایی نداریم که ببینیم آیا آنها واقعا راست می گویند و آیا مثلاً دریافت پول، گیر کرده و دچار مشکل شده، یا این که پول را در دست خودشان نگه داشته اند.

بنابراین، بانک مرکزی و بقیه سازمان های مرتبط، ابزار کنترلی دقیقی ندارند که ببینند پول نفت در چه شرایطی قرار دارد. برای مثال ممکن است بگویند، پول مربوطه بلوکه شده، یا مثلاً ممکن است بگویند کشتی یک محموله که تحریم شده، نمی تواند به بندر مقصد، جهت تخلیه نفت مراجعه کند و فعلا باید روی دریا بماند و منتظر شود. بهانه های مختلفی را می توانند در زمینه بازگشت به موقع پول محموله نفتی بیاورند. 

*اگر مقامات نفتی ایران با تریدرهای مختلف کار کرده و همکاری کنند، آیا از طریق مقایسه نحوه فعالیت این تریدرها با همدیگر می شود متوجه شوند که کدامیک کم کاری می کنند یا دچار قصور می شوند؟

-احتمالاً از این مقایسه ها استفاده می شود و شاید همین کارها را انجام داده اند. بانک هایی که درگیر این قراردادهایی نفتی هستند تریدرها را مرتب تغییر می دهند. این طور نیست که بگوییم یک عده از تریدرها، به طور همیشگی این کارها را انجام می دهند. به طور معمول، عملکرد تریدرها مورد بررسی قرار می گیرد.

وقتی برخی تریدرهای نفتی، عملکرد نامناسب دارند، از گردونه همکاری حذف می شوند. البته این کارها هم، تبعات خاص خودش را دارد. این طور نیست که به راحتی تصمیم گیری کنیم و اکر کسی، بدهی دارد و پول را پرداخت نکرده، از گردونه همکاری حذف کنیم. برای مثال، ممکن است مجبور شویم تا مدتی با او به همکاری ادامه بدهیم و با او مدارا کنیم و حجم همکاری را کم و کمتر کنیم تا به حدی برسد که سهم او، سهم تاثیرگذاری نباشد و بتوانیم او را از گردونه همکاری حذف کنیم.

*در زمانی که تحریم های نفتی برقرار نبود، وزارت نفت به طور جدی پیگیری بازاریابی نفت در بازارهای جهانی بود. در ان دوره، وزارت نفت، حق انتخاب داشت و بحث گرفتن بازارهای جدید مطرح بود. در وضعیت کلی که تحریم ها برقرار شده، آیا در چارچوب وزارت نفت، مثل دوره های قبل از تحریم، بازاریابی نفت معنا دارد؟

-بخش بین الملل وزارتخانه، فعالیت دارد و دفاتر آن، در خارج از کشور فعال است. در داخل کشور هم، به ما مراجعه می کنند. آنها چون خودشان امکان عملیاتی ندارند، معمولاً کار را واگذار می کنند به افراد و شرکت هایی که بحث شان مطرح شد.

گفتگوی اختصاصی صفحه اقتصاد با دکتر حمید حسینی

*در شرایط فعلی، این بحث ها مطرح شده که وزارت نفت، در حوزه بازاریابی به طور قوی عمل نمی کند. آیا وضعیت فعلی، با این نکاتی که گفتید توجیه دارد و الان وزارت نفت، نیاز ندارد که نیروهای متخصصی در حوزه بازاریابی نفت را در اختیار داشته باشد؟ 

-وزارت نفت، بازوهایی اجرایی مثل شرکت نیکو دارد که اهمیت آنها، بیش تر از وزارت نفت است. اگر قرار باشد تحولی رخ بدهد، باید این نوع شرکت های وابسته تقویت شوند. چرا که این شرکت ها، در حوزه فروش و صادرات نفت، در عمل درگیر هستند وگرنه وزارت نفت، به اندازه کافی نیروی متخصص دارد و نیازی به تقویت نیروهای وزارت نفت نیست.

در شرایط فعلی، باید بیش تر، بازوهای اجرایی شرکت ملی نفت ایران تقویت شوند. چون این شرکت ها، کار عملیاتی انجام می دهند و اگر قرار بر تقویت نیروها باشد، باید این نوع شرکت ها تقویت شوند. 

*محموله های نفت ایران که روی دریاها و در انتظار مشتری مانده اندَ الان چه شرایط و وضعیتی دارند و آیا نمی شود سریعتر، این محموله ها را به فروش رساند؟

-این محموله های نفتی که روی دریاها مانده، محدود به ایران نیست و بیش از یک میلیارد بشکه نفت، الان در کشتی ها و روی دریا هست. کشتی هایی که بیش از 7 روز در دریا، لنگر انداخته باشند، شامل این محاسبات می شوند. در همین وضعیت فعلی، بیش از یک میلیارد بشکه نفت روی دریاها مانده است.

*در کل دنیا اینقدر نفت فروش نرفته داریم؟

-بله؛ حتی کشورهایی هم که تحریم نیستند نفت شان روی دریا مانده است. الان فروش نفت، بستگی به شرایط بازار دارد. برخی شرکت ها ترجیح می دهند در شرایط فعلی، بار خودشان را نفروشند و نگه دارند. در مورد ایران هم، گفته می شود 50 تا 60 میلیون بشکه، در کشتی و روی آب دارد. 

البته این شرایط، عمدتاً به خاطر این است که در ماه آخر سال میلادی، مجوزهای واردات نفت به چین، به پایان رسیده بود. انتظار برای صدور مجوزهای جدید، وجود داشت و اخیراً مجوزهای جدید را صادر کرده اند.  به نظر می رسد موجودی نفت روی دریاها، روز به روز کمتر شود. در مجموع باید گفت که مجوزهای واردات نفت که دولت چین برای سال 2025 میلادی صادر کرده بوده، تمام شده بود و برای واردات جدید باید مجوزهای جدید صادر می شد.

*پس ماندن محموله های نفتی روی دریاها، مختص ایران نبوده و بحث کلی و فراگیر جهانی بوده است.

-بله؛ شرکت های کشورهای دیگر هم، نفت در کشتی های خود و روی دریا داشته اند.

 

پیشنهاد سردبیر

آیا این خبر مفید بود؟

نتیجه بر اساس رای موافق و رای مخالف

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :

نظر شما

اخبار ویژه