خلاصه قسمت ۱۲ سریال ترکیه ای شربت زغال اخته
سریال ترکیه ای شربت زغال اخته (به ترکی "Kızılcık Şerbeti")، سریالی درام تلویزیونی است که در سال ۲۰۲۲ به سفارش شبکه "شو تی وی" ساخته شده است.
سریال ترکیه ای شربت زغال اخته (به ترکی "Kızılcık Şerbeti")، سریالی درام تلویزیونی است که در سال ۲۰۲۲ به سفارش شبکه "شو تی وی" ساخته شده است. هاکان کیرواوانچ به عنوان کارگردان و ملیس جیولک به عنوان نویسندهی این سریال انتخاب شدهاند.
این سریال در روزهای زوج ساعت ۲۳:۰۰ به وقت ایران از شبکه "جم سریز" پخش میشود و یک ساعت بعد از آن در شبکه "جم سریز پلاس" نیز پخش میشود. این سریال با بازیگران برجستهای مانند باریش کیلیچ ، اوریم آلاسیا، سیلا ترک اوغلو، سیبل تاشچی اوغلو، مژده اوزمان، دوگوکان گونگور و ستار تانری اوگن، توانسته است توجه بسیاری از بینندگان را به خود جلب کند.
قسمت ۱۲ شربت زغال اخته
بعد از عذرخواهی کردن پنبه خانم و رفتنش با شرمندگی و خجالت شعله از خانوادهاش عصبانی شده است. او ازشون گلگی میکنه که چرا ازش حمایت نکردن و پشتش در نیومدن و او مقصر شناخته شده و کسی از او دفاع نکرده است. در نهایت، شعله عصبانی میشود و به خانه خودش میرود.
سپس چیمن از شنیدن سر و صدا کنجکاو میشه و پیش خدمتکارشون میره و ماجرا را میفهمد و وقتیپیش مادربزرگش و مادرش میره از شعله حمایت میکند و از مادربزرگش میپرسه که چرا همیشه اونو مقصر میدونه اونو اصلا دوست نداره؟ آذرخش پیش شعله میره تا آرومش کنه.
آذرخش برای آرام کردن شعله به خانه او میرود. پنبه هنوز احساس گناه میکند و وقتی به خانه میرسد، ماجرا را برای دخترش نورسما تعریف میکند. نورسما شوکه میشود که چرا او فکر کرده پدرش چنین کاری میکند. او پیشنهاد میدهد که پنبه خودش ماجرا را به عبداله خان بگوید. پنبه میپذیرد.
نیلای حرفهای آنها را میشنود و شوکه میشود. وقتی او از کنار اتاق عبور میکند، دوعا را میبیند که تلویزیون تماشا میکند. او از دوعا میپرسد چرا امروز تا به حال در اتاقش بوده است. دوعا میگوید که نه خوابش میآید و از طرفی حوصلهاش هم سر رفته. نیلای سوال میکند آیا فاتح بیرون است؟ دوعا تأیید میکند که فاتح با دوستانش برای شام بیرون رفته است. نیلای شگفت زده میشود که آنها چرا این روزهای اول ازدواجشان بیرون میروند. دوعا میگوید رابطه شان با آنها بسیار متفاوت است و از او میخواهد دخالت نکند.
فردای آن روز، آذرخش از مادرش میپرسد آیا با شعله تماس گرفته است یا خیر. مادرش میگوید نه، و شعله باید با او تماس بگیرد چون من بزرگترم. دوعا به فاتح میگوید قرار است شب با دوستش برود بیرون شام بخورند. اما فاتح مخالف است و میگوید اکنون که ازدواج کردهاند، این بیرون رفتنهای شبانه مناسب نیست. دوعا میگوید فاتح خودش هم شب قبل بیرون رفته بود. فاتح میگوید من مرد هستم.
دوعا شوکه میشود و میگوید وقتی ازدواج کردند، فاتح گفته بود زندگیاش تغییر نخواهد کرد. فاتح میگوید آیا از نظر دوعا شب گردی یک زن متأهل و باردار عادی است؟ و از او میخواهد قرارش را کنسل کند. دوعا ناراحت میشود. فاتح سعی میکند از او بپرسد که ناراحت شده است یا خیر اما موفق نمیشود.
در صبحانه، نیلای به پنبه میگوید شب قبل کجا بوده است. نورسما بسیار نگران شده بود. پنبه دروغ میگوید که لباسی برای تحویل دادن به یک فرد نیازمند برده بود.
کایهان به اتاق کار آذرخش در مدرسه میرود و از او میخواهد شمارهی عامر را بدهد چون قرار بود با هم همکاری کنند. آذرخش شوکه میشود و میگوید نباید با آنها همکاری کند چون کایهان پدر دوعا است. کایهان از آنجا میرود و به فاتح زنگ میزند تا به عمویش یادآوری کند که کارش را پیگیری کند. فاتح راضی نیست اما میگوید باشه، به آنها خواهم گفت.
نیلای به عبداله خان میگوید مادرشان حالش خوب نیست و در اتاق نورسما گریه میکند. عبداله خان به آنجا میرود و از پشت در صحبتهای پنبه را میشنود. وارد اتاق میشود و میپرسد چه واقعیتی را از او پنهان کرده است و به شعله چه گفته است. نورسما از آنجا میرود. پنبه با شرمندگی و گریه شروع به توضیح دادن ماجرا میکند. عبداله خان شوکه میشود و میگوید چی؟…
نظر شما