خلاصه داستان قسمت ۴۲ سریال جیران
در این مطلب از صفحه اقتصاد به توضیحاتی در خصوص خلاصه داستان قسمت ۴۲ سریال جیران پرداخته شده است.
در این مطلب از صفحه اقتصاد به توضیحاتی در خصوص خلاصه داستان قسمت 42 سریال جیران پرداخته شده است.
قسمت چهل و دوم سریال عاشقانه جیران به کارگردانی حسن فتحی روز جمعه ۲۳ دی ۱۴۰۱ از پلتفرم فیلیمو پخش شد. در این قسمت شاهد بازگشت دوباره جیران به کاخ بودیم که نوید روزهای خوب را در آینده میدهد. در این مطلب نگاهی انداختیم به مهمترین اتفاقهای قسمت ۴۲ سریال جیران.
پاره کردن نامه شاه
ماموریت خواجه باشی در قسمت چهل و دوم سریال جیران برای بازگشت جیران با سختیهای خاصی همراه بود. جیران از بیمهری شاه و رفتارهایی که در این مدت باعث شده بود او و خانوادهاش مورد خشم و طرد اهالی روستا قرار بگیرند حسابی دلگیر بود. دلگیری جیران وقتی بیشتر شد که فهمید در ماجرای قتل فرزندش حتی شاه هم به حرف او اعتنایی نکرد. خشم جیران از شاه اگرچه نشانهای از دلگیری معشوق از عاشق بود اما جیران به نیم نگاهی از طرف عاشق دلخوش بود تا باز هم بتواند به زندگی با او ادامه دهد. جیران حتی به فکر جان خواجه باشی که ضمانتش برگشت او به کاخ بود هم توجهی نکرد تا گلایهاش نسبت به ناصرالدینشاه بیش از پیش نمایان شود. اما معمای قتل ننه آشوب تنها بهانهای بود که جیران از موضع خودش کوتاه بیاید. درست در لحظههایی که جیران با عتاب و خطاب با خواجه باشی حرف میزد برادرش اسدالله میرزا او را به خلوتی برد و به او گفت که مرگ ننه آشوب هیچ ارتباطی به دستورهای شاه ندارد و همین موضوع باعث شد جیران بپذیرد که شاه قصدی برای مانع شدن در ماجرای پیدا کردن قاتل فرزندش ندارد.
تقدیم قسمت چهل و دوم سریال جیران به کارگردان مقتول
همانطور که در یادداشتهای قبل هم اشاره کردیم یکی از کارهای خوب سریال جیران تقدیم کردن هر قسمت به یکی از درگذشتگان عرصه سینما است. در قسمت چهل و دوم سریال جیران هم شاهد بودیم که نام بابک خرمدین کارگردان فقید سینما که به صورت کاملا تراژیک و ناباورانه به دست پدر و مادرش کشته و قطعه قطعه شده بود؛ روی تیتراژ درج شده است. این کار پسندیده از سوی گروه تولید جیران یکی از رفتارهای حرفهای و انسانی در پاسداشت افرادی است که برای فرهنگ و هنر این کشور زحمت کشیده و دیگر در کنار ما نیستند.
معامله صدراعظم با کفایت دربند
بعد از کلی شکنجه و داغ و درفش که نصیب کفایت خاتون و خواجهاش مبارک؛ کفایت خاتون تصمیم گرفت که با میرزا آقاخان معامله کند تا جان خودش و خواجهاش را نجات دهد. اگرچه این معامله در قسمتهای آینده ابعاد تازهتری به خود میگیرد اما وسوسه تصرف تمامی اموال کفایت خاتون به نفع میرزاآقاخان به نحوی که حتی ثروت او از خزانه کشور هم بیشتر شود باعث شد که صدراعظم دربار این معامله را بپذیرد و جان کفایت خاتون را نگیرد.
روز وصال در قسمت چهل و دوم سریال جیران
بالاخره جیران بعد از کلی کلنجار رفتن با خودش تصمیم گرفت به کاخ بازگردد. در میانه راه به مزار ننه آشوب رفت و خواست که ننه آشوب برادرش را حلال کند. شاه عاشق و پریشان نیز که در پی کشف شعری تازه برای احوالات خود بود با دیدن روی جیران آن هم در شبی که قمر در عقرب است و احتمالات شوم بیشتر از خوشی به سوی انسان روانه میگردد؛ حال و احوال خوشی به دست آورد. جیران اگرچه با دیدن شاه لب به گلایه گشود اما میتوان شب و روزهای این وصال را به فال نیک گرفت برای آینده روشنی که در انتظار دختر محمدعلی تجریشی است.
پادشاه اولینها و یک مژده تازه
ناصرالدینشاه یکی از شاهان نوگرا و متجدد ایران بود. او که سفرهای طولانی به کشورهای اروپایی داشت در مدت زمان سلطنتش تلاش کرد تا ابزارهای جدید را از غرب وارد ایران کند. او صنعت فوتوگراف یا همان دوربین عکاسی را وارد ایران کرد و اولین عکس ۲ نفره را با جیران به پاس آشتی دوباره گرفت. عکسی که البته به گفته جیران یک عکس ۳ نفره بود و شاهزاده داخل شکم جیران هم همان مژدهای بود که شاه را به عرش خوشی برد.
عناصر بصری تازه در قسمت چهل و دوم سریال جیران
استفاده از عناصر بصری تازه و تغییر نگاه دوربین در ماجرای شنیدن بارداری دوباره جیران و رقص درختان که با رقص شاه و کرشمههای جیران همراه بود تصمیمی بود که حسن فتحی برای تفاوت دنیای جدید با جیران و دنیای سیاه پیش از آن در قسمت چهل و دوم سریال جیران گرفت. لحن و رفتار دوربین در این سکانس ناخودآگاه مخاطب را به سمت یک حال خوب رهسپار میکند. این اتفاق البته با بازخوانی زیبای موسیقی «عقرب زلف کجت» و تصاویری از شادی تمامی اهالی تهران به پایانبندی متفاوت این قسمت منجر شد. بالاخره مخاطبان روز وصال و خوشی شاه و جیران را هم دیدند!
موسیقی تازه؛ عقرب زلف کجت با قمر قرینه
در بخش دوستداشتنی این قسمت سریال جیران، ترانه مشهور و قدیمی «کیه کیه در میزنه من دلم میلرزه…» که در برخی اسناد، ترانه آن منسوب به ناصرالدین شاه است، بازخوانی شد. ترکیب این ترانه با تصاویر شادی شاه و جیران و مردم کوچه و بازار، یکی از سکانسهای دوستداشتنی سریال را به وجود آورد.
پاره کردن نامه شاه
ماموریت خواجه باشی در قسمت چهل و دوم سریال جیران برای بازگشت جیران با سختیهای خاصی همراه بود. جیران از بیمهری شاه و رفتارهایی که در این مدت باعث شده بود او و خانوادهاش مورد خشم و طرد اهالی روستا قرار بگیرند حسابی دلگیر بود. دلگیری جیران وقتی بیشتر شد که فهمید در ماجرای قتل فرزندش حتی شاه هم به حرف او اعتنایی نکرد. خشم جیران از شاه اگرچه نشانهای از دلگیری معشوق از عاشق بود اما جیران به نیم نگاهی از طرف عاشق دلخوش بود تا باز هم بتواند به زندگی با او ادامه دهد. جیران حتی به فکر جان خواجه باشی که ضمانتش برگشت او به کاخ بود هم توجهی نکرد تا گلایهاش نسبت به ناصرالدینشاه بیش از پیش نمایان شود. اما معمای قتل ننه آشوب تنها بهانهای بود که جیران از موضع خودش کوتاه بیاید. درست در لحظههایی که جیران با عتاب و خطاب با خواجه باشی حرف میزد برادرش اسدالله میرزا او را به خلوتی برد و به او گفت که مرگ ننه آشوب هیچ ارتباطی به دستورهای شاه ندارد و همین موضوع باعث شد جیران بپذیرد که شاه قصدی برای مانع شدن در ماجرای پیدا کردن قاتل فرزندش ندارد.
تقدیم قسمت چهل و دوم سریال جیران به کارگردان مقتول
همانطور که در یادداشتهای قبل هم اشاره کردیم یکی از کارهای خوب سریال جیران تقدیم کردن هر قسمت به یکی از درگذشتگان عرصه سینما است. در قسمت چهل و دوم سریال جیران هم شاهد بودیم که نام بابک خرمدین کارگردان فقید سینما که به صورت کاملا تراژیک و ناباورانه به دست پدر و مادرش کشته و قطعه قطعه شده بود؛ روی تیتراژ درج شده است. این کار پسندیده از سوی گروه تولید جیران یکی از رفتارهای حرفهای و انسانی در پاسداشت افرادی است که برای فرهنگ و هنر این کشور زحمت کشیده و دیگر در کنار ما نیستند.
معامله صدراعظم با کفایت دربند
بعد از کلی شکنجه و داغ و درفش که نصیب کفایت خاتون و خواجهاش مبارک؛ کفایت خاتون تصمیم گرفت که با میرزا آقاخان معامله کند تا جان خودش و خواجهاش را نجات دهد. اگرچه این معامله در قسمتهای آینده ابعاد تازهتری به خود میگیرد اما وسوسه تصرف تمامی اموال کفایت خاتون به نفع میرزاآقاخان به نحوی که حتی ثروت او از خزانه کشور هم بیشتر شود باعث شد که صدراعظم دربار این معامله را بپذیرد و جان کفایت خاتون را نگیرد.
روز وصال در قسمت چهل و دوم سریال جیران
بالاخره جیران بعد از کلی کلنجار رفتن با خودش تصمیم گرفت به کاخ بازگردد. در میانه راه به مزار ننه آشوب رفت و خواست که ننه آشوب برادرش را حلال کند. شاه عاشق و پریشان نیز که در پی کشف شعری تازه برای احوالات خود بود با دیدن روی جیران آن هم در شبی که قمر در عقرب است و احتمالات شوم بیشتر از خوشی به سوی انسان روانه میگردد؛ حال و احوال خوشی به دست آورد. جیران اگرچه با دیدن شاه لب به گلایه گشود اما میتوان شب و روزهای این وصال را به فال نیک گرفت برای آینده روشنی که در انتظار دختر محمدعلی تجریشی است.
پادشاه اولینها و یک مژده تازه
ناصرالدینشاه یکی از شاهان نوگرا و متجدد ایران بود. او که سفرهای طولانی به کشورهای اروپایی داشت در مدت زمان سلطنتش تلاش کرد تا ابزارهای جدید را از غرب وارد ایران کند. او صنعت فوتوگراف یا همان دوربین عکاسی را وارد ایران کرد و اولین عکس ۲ نفره را با جیران به پاس آشتی دوباره گرفت. عکسی که البته به گفته جیران یک عکس ۳ نفره بود و شاهزاده داخل شکم جیران هم همان مژدهای بود که شاه را به عرش خوشی برد.
عناصر بصری تازه در قسمت چهل و دوم سریال جیران
استفاده از عناصر بصری تازه و تغییر نگاه دوربین در ماجرای شنیدن بارداری دوباره جیران و رقص درختان که با رقص شاه و کرشمههای جیران همراه بود تصمیمی بود که حسن فتحی برای تفاوت دنیای جدید با جیران و دنیای سیاه پیش از آن در قسمت چهل و دوم سریال جیران گرفت. لحن و رفتار دوربین در این سکانس ناخودآگاه مخاطب را به سمت یک حال خوب رهسپار میکند. این اتفاق البته با بازخوانی زیبای موسیقی «عقرب زلف کجت» و تصاویری از شادی تمامی اهالی تهران به پایانبندی متفاوت این قسمت منجر شد. بالاخره مخاطبان روز وصال و خوشی شاه و جیران را هم دیدند!
موسیقی تازه؛ عقرب زلف کجت با قمر قرینه
در بخش دوستداشتنی این قسمت سریال جیران، ترانه مشهور و قدیمی «کیه کیه در میزنه من دلم میلرزه…» که در برخی اسناد، ترانه آن منسوب به ناصرالدین شاه است، بازخوانی شد. ترکیب این ترانه با تصاویر شادی شاه و جیران و مردم کوچه و بازار، یکی از سکانسهای دوستداشتنی سریال را به وجود آورد.
نظر شما