خلاصه داستان قسمت ۴۱ سریال جیران
در این مطلب از صفحه اقتصاد به توضیحاتی در خصوص خلاصه داستان قسمت ۴۱ سریال جیران پرداخته شده است.
در این مطلب از صفحه اقتصاد به توضیحاتی در خصوص خلاصه داستان قسمت ۴۱ سریال جیران پرداخته شده است.
قسمت چهل و یکم سریال عاشقانه جیران روز جمعه ۱۶ دی ۱۴۰۱ از پلتفرم فیلیمو پخش شد. در این قسمت شاهد بودیم چطور جنایتهای خواجه روشن برای شاه و درباریان روشن شد و ولولهای در کاخ به پا کرد. در این مطلب نگاهی انداختیم به نکات مهم قسمت ۴۱ سریال جیران به کارگردانی حسن فتحی.
مادر متهم و شاه خشمگین
در قسمت چهل و یکم سریال جیران بالاخره مشخص شد که قتل فرزندان شاه زیر سر خواجه روشن است. این خبر وقتی به گوش شاه رسید مادرش مهدعلیا را بابت سهلانگاری و اعتماد بیش از اندازه به نقره شماتت کرده و از اینکه با جیران به خاطر خونخواهی فرزندش تلاش میکرده و مورد غضب واقع شده است احساس شرمندگی میکند. شاه میداند دیگر هیچ چیز در زندگی عاشقانه او و جیران مانند سابق نخواهد شد و این بیشتر شاه را رنج میدهد. عشقی که با اشتیاق آغاز شد و با بدگمانی و بدخواهی اطرافیان به سیاهی رسید.
هجوم نظامالملک و دستگیری کفایت خاتون
توطئههای کفایت خاتون مهمترین و بزرگترین تاجر کشور بعد از قتل خواجه روشن برای صدراعظم روشن شد. میرزآقاخان نوری نیز به فرزندش میرزا کاظم دستور داد تا به خانه کفایت خاتون هجوم برده و تمامی افراد خانه را دستگیر کنند. مقاومت اهالی خانه کفایت خاتون و نفوذ یکی از جانفداهای خاندان زندیه در محل کار صدراعظم باعث شد که در لحظات آخر الیاس بتواند فرار کند تا سیاوش را از گزند دشمنی دربار ناصرالدینشاه در امان نگه دارد.
سیاوش کوچ می کند
سیاوش که از دستگیری کفایت خاتون توسط الیاس مطلع شد علیرغم میلش تصمیم گرفت تا با سارای گرجی کشور را ترک کند. سیاوش در تمام زندگیاش با بدبیاریهای بسیاری دست و پنجه نرم کرد و همواره چرخ فلک برای او با تلخی چرخیده است. او حالا مجبور به کوچ اجباری است. از سرزمینی که خاکش را دوست دارد و مردمانش را همچون خانواده خود میداند. سیاوش مجبور به کوچ شد با امید به روزی که دوباره به میهن باز گردد و در این مدت حضور سارای گرجی و عشقی که به او دارد میتواند او را به آینده امیدوار کند.
ماموریت ویژه خواجه باشی
خواجه باشی که مسئول خواجههای دربار است به واسطه غفلت از حضور خواجه روشن که هیچگاه خواجه نبود و در میان زنان حرمسرا حضور داشت مورد خشم شاه قرار گرفت تا جایی که در قسمت چهل و یکم سریال جیران حکم به قتل او داده شد. اما با وساطت مهدعلیا از اعدام او صرفنظر کرده و از طرفی شاه که در فقره اخراج جیران نادم و پشیمان است خواستار بازگشت او به کاخ شده و برای این ماموریت مهم خواجهباشی را به عنوان سفیر ویژه به دیدار جیران فرستاد.
شکنجه و اعترافگیری
کفایت خاتون به همراه خواجهاش مبارک به سیاهچاله مخصوص صدراعظم برده شده تا اعتراف کنند هدف از این دشمنی با دربار ناصری چیست. کفایت خاتون اما در مسیری که در پیش گرفته است آنچنان استوار است که به قول خودش زیر بار حرف زور نمیرود و صدراعظم یا باید ببخشد یا او را به قتل برساند. این استقامت کفایت خاتون باعث شد که میرزاکاظم تصمیم بگیرد تا خواجه او یعنی مبارک را با داغ و درفش شکنجه کند. اتفاقی که در قسمتهای بعد شاید به اعترافگیری منجر شود.
آیا جیران به حرمسرای سلطانی باز می گردد؟
مادر متهم و شاه خشمگین
در قسمت چهل و یکم سریال جیران بالاخره مشخص شد که قتل فرزندان شاه زیر سر خواجه روشن است. این خبر وقتی به گوش شاه رسید مادرش مهدعلیا را بابت سهلانگاری و اعتماد بیش از اندازه به نقره شماتت کرده و از اینکه با جیران به خاطر خونخواهی فرزندش تلاش میکرده و مورد غضب واقع شده است احساس شرمندگی میکند. شاه میداند دیگر هیچ چیز در زندگی عاشقانه او و جیران مانند سابق نخواهد شد و این بیشتر شاه را رنج میدهد. عشقی که با اشتیاق آغاز شد و با بدگمانی و بدخواهی اطرافیان به سیاهی رسید.
هجوم نظامالملک و دستگیری کفایت خاتون
توطئههای کفایت خاتون مهمترین و بزرگترین تاجر کشور بعد از قتل خواجه روشن برای صدراعظم روشن شد. میرزآقاخان نوری نیز به فرزندش میرزا کاظم دستور داد تا به خانه کفایت خاتون هجوم برده و تمامی افراد خانه را دستگیر کنند. مقاومت اهالی خانه کفایت خاتون و نفوذ یکی از جانفداهای خاندان زندیه در محل کار صدراعظم باعث شد که در لحظات آخر الیاس بتواند فرار کند تا سیاوش را از گزند دشمنی دربار ناصرالدینشاه در امان نگه دارد.
سیاوش کوچ می کند
سیاوش که از دستگیری کفایت خاتون توسط الیاس مطلع شد علیرغم میلش تصمیم گرفت تا با سارای گرجی کشور را ترک کند. سیاوش در تمام زندگیاش با بدبیاریهای بسیاری دست و پنجه نرم کرد و همواره چرخ فلک برای او با تلخی چرخیده است. او حالا مجبور به کوچ اجباری است. از سرزمینی که خاکش را دوست دارد و مردمانش را همچون خانواده خود میداند. سیاوش مجبور به کوچ شد با امید به روزی که دوباره به میهن باز گردد و در این مدت حضور سارای گرجی و عشقی که به او دارد میتواند او را به آینده امیدوار کند.
ماموریت ویژه خواجه باشی
خواجه باشی که مسئول خواجههای دربار است به واسطه غفلت از حضور خواجه روشن که هیچگاه خواجه نبود و در میان زنان حرمسرا حضور داشت مورد خشم شاه قرار گرفت تا جایی که در قسمت چهل و یکم سریال جیران حکم به قتل او داده شد. اما با وساطت مهدعلیا از اعدام او صرفنظر کرده و از طرفی شاه که در فقره اخراج جیران نادم و پشیمان است خواستار بازگشت او به کاخ شده و برای این ماموریت مهم خواجهباشی را به عنوان سفیر ویژه به دیدار جیران فرستاد.
شکنجه و اعترافگیری
کفایت خاتون به همراه خواجهاش مبارک به سیاهچاله مخصوص صدراعظم برده شده تا اعتراف کنند هدف از این دشمنی با دربار ناصری چیست. کفایت خاتون اما در مسیری که در پیش گرفته است آنچنان استوار است که به قول خودش زیر بار حرف زور نمیرود و صدراعظم یا باید ببخشد یا او را به قتل برساند. این استقامت کفایت خاتون باعث شد که میرزاکاظم تصمیم بگیرد تا خواجه او یعنی مبارک را با داغ و درفش شکنجه کند. اتفاقی که در قسمتهای بعد شاید به اعترافگیری منجر شود.
آیا جیران به حرمسرای سلطانی باز می گردد؟
نظر شما